همسویی مسئولان آذربایجانی با جریان مرکزگرا و عدم اختیار آنها اکبر ابو اده

متن همسویی مسئولان آذربایجانی با جریان مرکزگرا و عدم اختیار آنها اکبر ابو اده از بین اطلاعات، اخبار و مطالب صدها سایت فارسی جستجو شده است. هیچ کدام از اخبار منتشر شده توسط سایت کتاب ایجاد نشده و مطالب از سایتهای مرجع بازنشر شده است.

احمد هاشمی بهرمان برادر کمتر شناخته شده آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است. در یک روز فروردین ۱۳۹۶ و تنها یکی دو ماه پس از درگذشت آن شخصیت اثرگذار و به یادماندنی خدمت ایشان می رسیم. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از شفقنا متن این گفت و گو به شرح زیر است:خود را لطفا معرفی فرمایید؟احمد هاشمی بهرمان، متولد در قریه بهرمان هستم، قریه بهرمان که اکنون به نام شهر خوانده می شود، در ۶۰ کیلومتری استان رفسنجان است. پدرم مرحوم حاج میرزا علی هاشمی بهرمان و مادرم ماه بی بی هستند که از معتمدین بهرمان در زمان خودشان بودند. پدرم ۹ فرزند داشت، ۴ دختر و ۵ پسر که پسر دوم آقای شیخ علی اکبر هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی بودند؛ ایشان به واقع از نخبه های دوران خود در قریه بهرمان بودند و همیشه در تمام کارهایی که در بهرمان انجام می شد، در راس بودند، مثلا در مکتب که قرآن یاد می گرفتند، همیشه شاگرد اول بود، در بازی های محلی همیشه برنده بود، مثلا وقتی به باغی می رفتیم بر سر میزان محصول پسته درختی با سایرین شرط بندی می کردند و همیشه با اختلاف زیادی پیروز می شدند. در آن زمان کشتی های محلی رواج داشت و ایشان با هر کسی که کشتی می گرفت، حریف را مغلوب می کرد. در بهرمان پرش بازی می کردند و یادم هست که یک بار پرشی کرده بود که رکورد را ثبت کرد. در حقیقت از ابتدا مشخص بود که در شیخ علی اکبر استعدادهای خاصی نهفته است.زمانی که جنگ جهانی دوم رخ داد، وضع مالی مردم بهرمان خیلی مناسب نبود و ماشینی نبود که به وسیله آن گندم و سایر امکانات از شهرستان ها به قریه ها برسد و تقریبا اوضاع به حالت نیمه قحطی در آمده بود، ۴ درخت بزرگ توت به بلندی ۲۰ متر در بهرمان وجود داشت که در فصل توت، شیخ اکبر بلندترین درخت را انتخاب می کرد و به بالای آن می رفت و برای دیگران توت می چید. ایشان شیطنت هایی کودکانه ای هم داشتند به همین دلیل هم سن و سال های ایشان مجبور بودند نظرات ایشان را قبول کنند .آن زمان در بهرمان مدرسه نبود لذا ابوی ما به شیخ اکبر گفتند که بهتر است به قم بروید و طلبه شوید، ایشان از ۱۳ سالگی به منزل آقای مرعشی یکی از اقوام نسبتا دور ما در قم رفتند، خانه آقای مرعشی نزدیک منزل امام خمینی بود و از زمان طلبگی آشنایی شیخ اکبر با امام خمینی شروع شد . شیخ اکبر پس از ۳ سال و در واقع در سن ۱۵ سالگی در سفری به بهرمان آمدند، عمامه بر سر گذاشته بودند و صورتی نورانی داشتند، از ابتدایی که وارد بهرمان شدند با گروهی که قبلا کارشان در بهرمان بزن و برقص بود و در عروسی ها می رقصیدند و می خواندند، مقابله کردند و گفتند که کار آنها خلاف شرع است و بالاخره موفق شد این ها را از بهرمان بیرون کند، آنها هم به قریه مجاور رفتند و زندگی خود را ادامه دادند.یا آن زمان جوانانی بودند که سیگار می کشیدند یا ریششان را می تراشیدند، شیخ اکبر با آنها هم مبارزه می کرد و می گفت جوانان باید محاسن و ادب داشته باشند. سال سوم درس طلبگی شیخ اکبر که تمام شد، دوباره در سفری به بهرمان برگشت، این بار ابوی گفت چون در مدارس رفسنجان فساد زیاد است، دوست ندارم که فرزندم در آن محیط درس بخواند لذا پسر سوم، محمود را نیز به قم فرستادند، شیخ اکبر، محمود را با خود به قم برد و دو سال بعد به بهرمان برگشتند.پسر اول چه کسی بودند؟حاج قاسم ۴۳ سالش بود که در سال ۵۵ در اثر سانحه ای در راه قم تصادف کردند و فوت شدند.ایشان به چه کار مشغول بودند؟بیشتر کشاورزی و کار تجارت پسته و کود می کردند.پسر پنجم چه کسی بود؟محمد آقابعد از ایشان فرزند دیگری به دنیا نیامد؟یک دختر بود که فوت شد.در سال هایی که آقای هاشمی و آقا محمود در قم بودند، ارتباطی از طرق مختلف مثلا ارسال نامه یا تماس تلفنی بین شما وجود نداشت؟خیر! اصلا تلفن در بهرمان نبود.از حال هم هیچ خبری نداشتید؟خیر! اصلا خبری نداشتیم، چند ماه یک بار که کسی به زیارت حضرت معصومه(س) می رفت، نامه ای می نوشتند و به دست ما می رساندند، ولی به طور کلی رابطه ها خیلی کم بود.من ۱۵ سالم بود که مدرسه در بهرمان تاسیس شد، چون به مکتب رفتیم و قرآن خواندیم، سال اول توانستیم امتحان دهیم و در کلاس سوم ادامه تحصیل دهیم، کلاس چهارم را نیز در بهرمان خواندیم، کلاس های بالاتر در بهرمان نبود به همین دلیل به رفسنجان رفتیم و ادامه تحصیل دادیم؛ ابوی ما راضی نبود که ما به رفسنجان برویم و درس بخوانیم و گفت که با شیخ اکبر به قم بروم.چرا آقای هاشمی به قم رفتند؟آقای مرعشی به رفسنجان آمده بودند و ابوی، ایشان را دیدند، مرعشی ها که معمم بودند، گفتند که اکبر را برای تحصیل با ما به قم بفرست، ما مراقبش هستیم، ابوی هم اکبر را برای کسب دروس علمی راهی قم کرد.این در حالی است که در فامیل روحانی نداشتید؟اصلا در منطقه بهرمان روحانی نداشتیم!ابوی به چه شغلی مشغول بودند؟باغی داشتیم که کارگران بر روی آن کار می کردند، ابوی بر کار کارگران نظارت می کردند.ابوی در سیاست هم سررشته ای داشتند یا فعال بودند؟خیر! علاقه چندانی به سیاست نداشت، ولی چون معتمد محل بود مردم برای مشورت پیش ایشان می آمدند. والده ما هم با وجود اینکه با سواد نبود، اما پزشک بهرمان محسوب می شد.ابوی منعی نداشت از اینکه آقای اکبر هاشمی وارد سیاست می شوند؟ایشان در بهرمان بود و به گوشش نمی رسید که شیخ اکبر در قم مبارزات را شروع کرده است البته اوایل هم مبارزات مخفی بود.آقای اکبر هاشمی چند سالشان بود که مبارزات را شروع کردند؟از ۲۰ سالگی.عملا ابوی انسان متدینی بود؟بله! ایشان همیشه نماز شب می خواند و در انجام کارها بسیار منظم بود.مادر چطور، ایشان هم عملا انسان متدینی بود؟بله! ایشان هم همینطور؛ طبعا با پدرم حشر و نشر داشت. فرزندان عمو و خاله به دلیل معیشت سختی که آن زمان بود به منزل ما می آمدند که وضعیت معیشتمان بهتر بود.پدر یک همسر داشتند؟بله!با مادر محشور بودید؟مادرمان بسیار مقتدر بود و فرزندان را به خوبی تحت کنترل داشت و همیشه می گفت بعد از نماز صبح باید دو ساعت قرآن با صدای بلند بخوانید. می گفت به هر کسی که قرآن نمی خواند، صبحانه نمی دهم.چند فرزند ایشان به قم رفته بودند؟احمد، محمود و اکبر؛ شیخ اکبر فرد اجتماعی بود و اخوان مرعشی ایشان را در خانه خودشان نگاه داشتند و بین افتخار سادات خواهر آقای مرعشی و شیخ اکبر صیغه محرمیت جاری کردند تا اکبر بتوانند در خانه آنها رفت و آمد کند، آن زمان در قم رسم بود که دختری را صیغه می کردند تا محرمیت به وجود بیاید و مرد بتواند به راحتی در خانه رفت و آمد کند.محمود هم با یکی از پسر عموها به قم رفت و من نیز کلاس ۶ را گرفتم و ابوی گفت به بهرمان بیا و کشاورزی کن یا به قم پیش برادرانت برو؛ پس از آن تصمیم گرفتم که من نیز به قم سفر کنم. من، اکبر، محمود و آقای باهنر، مهدوی کرمانی و صالحی کرمانی، دو حجره در مدرسه حجتی قم کنار هم گذاشتیم و خرج های آنها با هم بود، یادم هست که ماهی پنجاه تومان، هرکدام در یک قوطی می گذشتند و مثلا صندوق مخارج بود، یکی مامور خرید بود و دیگری آشپزی و نظافت می کرد؛ این با هم زندگی کردن ۵ سال به طول انجامید و به طور کلی زندگی شیرینی بود.وضع مالی آقای هاشمی مناسب بود و به کسی کمک هم می کرد؟شیخ اکبر از ابتدا به همه کمک می کرد.مثلا وقتی شروع به انتشار کتاب «مکتب تشیع» کرد، به او پیشنهاد دادم که قبض چاپ کند و به کتابفروشی های شهرهای مختلف بفرستد، لذا نام رییس کتابفروشی هر شهر را از طلبه ها می پرسیدیم و خطاب به رییس کتابفروشی نامه می نوشتیم که اگر قبض های کتاب مکتب تشیع را بفروشید کتاب با ۲۰ درصد زیر قیمت برای شما فرستاده خواهد شد؛ هفته ای ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان پول برای پیش خرید کتاب ها از شهرستان ها می آمد و شیخ این پول را برای چاپ کتاب مصرف می کرد؛ ساواک از چاپ این کتاب مطلع شد و جلوی آن را گرفت.کتاب مکتب تشیع چه کتابی بود؟در حقیقت در یک مجله، اخبار حوزه را منتشر می کرد.محتوای این مجله یا کتاب را چه کسانی می نوشتند؟شیخ اکبر از هر دانشمند و آیت الله ای می خواست که مقاله بنویسند و خودش هم مقدمه آن را می نوشت؛ این کتاب ۴ تا ۵ سال منتشر شد، ابتدا سالی یک بار و سپس سه ماه یک بار منتشر می شد و هزینه چاپ کتاب از پیش فروش آنها تامین می شد.پس از توقیف چاپ کتاب مکتب تشیع، آقای مکارم شیرازی با جمعی جلسه گذاشتند ماهنامه «مکتب اسلام» را منتشر کردند، گمان می کنم که هنوز هم منتشر می شود، ساواک در آن زمان مانع چاپ مکتب اسلام نشد ولی مکتب تشیع را به خاطر شیخ اکبر بستند و چاپ آن ممنوع شد.کتاب مکتب تشیع مطالب سیاسی هم داشت؟بله!زمانی که کتاب مکتب تشیع منتشر می شد، آقای اکبر هاشمی چند سال داشتند؟۲۵ سالش بود.ایشان از ۳۵ و ۳۶ سالگی مدام به زندان می رفت؛ چون نام خانوادگی او هاشمی بود، ساواک نمی توانست تشخیص دهد که سید نیست لذا خیلی وقت ها از جلوی ساواک رد می شد و با اینکه دنبالش بودند، او را نمی شناختند؛ گاهی نامه های امام خمینی را در دست داشت و از جلوی ساواک رد می شد و می گفت که من ساواک را می شناختم ولی آنها من را نمی شناختند. شیخ اکبر از همان شروع مبارزاتش بسیار با سیاست عمل می کرد. من و محمود کنکور قبول شدیم و به دانشگاه رفتیم، محمود در وزارت کشور استخدام شد، چند ماهی عمامه گذاشت، اما خوشش نیامد و عمامه اش را برداشت و به کار پرداخت.چرا از عمامه خوششان نیامد؟محمود بسیار کم رو و محجوب بود و به درد آخوندی نمی خورد. در مجالسی که طلبه ها تمرین سخنرانی می کردند، هیچ وقت صحبت نمی کرد و می گفت که نمی توانم.شما چه کار کردید؟من در حوزه تا مکاسب درس خواندم و به دانشگاه رفتم و رشته زبان انگلیسی خواندم.چرا از حوزه بیرون آمدید؟من هیچ وقت در حوزه به طور رسمی نبودم فقط درس می خواندم. به دلیل اینکه سن بالایی داشتیم به ما اجازه حضور در مدرسه روزانه نمی دادند و شبانه به دبیرستان می رفتیم، به همین خاطر روزها بیکار بودیم و من در این ایام درس مکاسب را در حوزه خواندم و شبانه هم تا کلاس ۱۱ درسم را ادامه دادم.از اول انگیزه روحانی شدن را نداشتید؟نه برنامه ای نداشتم؛ ابوی علاقه مند بود و می گفت که همه پسران من روحانی شوند، ولی من که روحانی نشدم.در این زمان آقای هاشمی چند ساله بودند؟۲۷ یا ۲۸ سالش بود.آقای اکبر هاشمی چه زمانی ازدواج کردند؟۲۵ سالگی ازدواج کردند و آن زمان طلبه قم بودند و دختر آقای مرعشی را به عنوان همسر برگزیدند.پدرتان تا چه سالی در قید حیات بودند؟تا سال ۴۰ زنده بودند.یعنی در زمان ازدواج آقای هاشمی زنده بودند؟بله!مراسم ازدواج آقای اکبر هاشمی در رفسنجان انجام شد؟آن زمان مراسم ها عادی بود، مهمانی مختصری در منزل با حضور اقوام و آشنایان برگزار می شد. البته فرزندان شیخ اکبر هم بسیار ساده ازدواج کردند، مثلا لاهوتی بعد از انقلاب به منزل شیخ اکبر می آید و می گوید که من دو پسر برای دامادی دارم و شما هم دو دختر. یک جلد قرآن و یک سکه طلا مهریه دختران شیخ اکبر بود و در منزل، آقای طالقانی را دعوت کردند و دو دختر و دو پسر را هم زمان به عقد هم در آوردند.آقای اکبر هاشمی با آن روشنفکری که داشتند، قائل نبود که دختران خودشان همسرشان را انتخاب کنند و تصمیم گیرنده اصلی و نهایی باشند؟آن زمان دخترها خیلی برای ازدواج تصمیم نمی گرفتند.در ازدواج شیخ اکبر تصمیم گیرنده خود حاج آقا بودند یا پدر و مادرتان برای ایشان تصمیم گرفتند؟اکبر خودش دختر آقای مرعشی را خواست و پدر و مادر هم با ازدواج آنها موافقت کردند.طبیعتا از زمانی که آقای اکبر هاشمی ازدواج کردند از هم جدا شدید؟خیر! چون مدرسه علمیه برای طلبه ها بود و دیگر ما را راه نمی دادند، شیخ اکبر خانه ای گرفت و ما را به خانه خودش برد، ساختمانی که حاج آقا گرفت، دو اتاق اندرونی و بیرونی برای مهمان ها داشت، شیخ اکبر و همسرشان در اندرونی زندگی می کردند و من و محمد و محمود هم در اتاق بیرونی بودیم.در این برهه زمانی آقای اکبر هاشمی گرم فعالیت های سیاسی شد؟بله! حتی به زندان هم رفتند.چرا حاج آقا این چنین گرم مسایل سیاسی شد ولی شما و برادرانتان وارد این مسایل نشدید، آقای اکبر هاشمی برای ورود به سیاست از شما دعوت نکرد؟ما خودمان علاقه ای به سیاست نداشتیم، البته محمد تا حدی علاقه داشت، اما من و محمود اصلا به سیاست علاقه ای نداشتیم، محمود در خرم آباد و لرستان بخشدار شد، و سپس در اوج انقلاب فرماندار قم شد و سپس به وزارت خارجه رفت و در حقیقت کارمند دولت شد. من هم چون رشته زبان انلگیسی در دانشگاه تهران خوانده بودم، در قم کلاس تدریس زبان انگلیسی گذاشته بودم، حتی آقای خامنه ای به کلاس ما می آمدند و همچنین آقای خزعلی و نوری همدانی، به کلاس ما می آمدند و زبان انگلیسی یاد می گرفتند.آقای خامنه ای در چه سالی با آقای هاشمی دوست شدند؟سال ۴۲ یا ۴۳ بود، این دو بسیار با هم مانوس شدند.آن زمان ایشان (آقای خامنه ای) با شما رفت و آمد داشتند؟آقای خامنه ای در آن زمان طلبه بود.شما شاهد این رفاقت ها بودید؟خیر! من قم نبودم، به تهران آمدم، پدرم که فوت شد محمود و محمد هم به تهران آمدند و ما سه نفر، خانه ای گرفتیم و با هم زندگی می کردیم؛ و قاسم که بزرگترین برادرم بود، برای کارهای تجاری به تهران می آمد؛ شیخ اکبر هم در قم زندگی می کردند و همیشه فراری یا زندانی بود!پدر شما هیچ منعی به ایشان نداشت؟خیر! ایشان آن زمان فوت کرده بودند.از چه زمانی آقای اکبر هاشمی مشهور و نام شان مطرح شد؟آقای هاشمی از سال ۴۲ مبارزات را شروع کرده بود و کم کم با آیات عظام مانوس بود و علاوه بر انتشار کتاب مکتب تشیع، کتابی در مورد مبارزه با استعمار تحت عنوان «سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار» را ترجمه کرد و مقدمه تندی برای آن نوشت؛ در این کتاب اسرائیل را با خانواده سلطنتی ایران مقایسه کرده بود و گفته بود که خانواده سلطنتی بسیار به ایران ظلم می کنند؛ شیخ اکبر از همان زمان زیر نظر ساواک رفت، انتشار کتابش را ممنوع کردند و خودش هم دیگر زیر نظر بود، گاهی از زندان آزادش می کردند و بعد از چند ماه دوباره بازداشت می شد. یک دوره ۴ ساله هم به طور کامل در زندان بودند.در مدتی که ایشان زندان بودند، شما تلاش یا پیگیری نداشتید که ایشان را از زندان آزاد کنید؟خیر! اما اقوام و آشنایان تلاش می کردند.ساواک فشاری روی شما وارد نمی کرد؟خیر! چون ما در سیاست نبودیم، با ما کاری نداشتند، ولی محمد جزو مبارزین بود و می خواستند او را بازداشت کنند که به آمریکا فرار کرد.آقای محمد هاشمی را به دلیل عملکرد شخصی خودش می خواستند بازداشت کنند یا به واسطه اینکه به اکبر هاشمی وابسته بود؟محمد با دوستانش در دانشگاه فعالیت های سیاسی انجام می دادند به همین دلیل دنبال بازداشت او بودند.از همان ابتدا مبارزات آقای هاشمی در چارچوب نظر امام خمینی(ره) بود؟از قدیم امام(ره) در همان کوچه ا ... ادامه ...

جریان تجدیدنظرطلب داخلی بیش از آنکه نگران و ناراحت از دست رفتن منافع ملی یا تعطیلی صنعت هسته ای به واسطه نوع اجرای برجام و نقض آن توسط امریکایی ها باشد از خطراتی دلمشغول است که اهداف بالادستی این طیف را با چالش های اساسی روبه رو ساخته و می تواند آینده سیاسی این جریان را برای همیشه به خطر بیندازد. حیات سیاسی یک جریان وابسته به پویایی و طراوت شعارهایی است که به واس ... ادامه ...

وب سایت همشهری شش و هفت: در این هوای گرم حتی با شنیدن نامش هم دهن آب می افتد، چه رسد به اینکه آن را در دست بگیریم و درحالی که با حسرت به تمام شدنش نگاه می کنیم، از ذره ذره خنکی و شیرنی آن لذت ببریم. حدس تان درست بود؛ صحبت از بستنی است؛ یکی از محبوب ترین دسرها در جهان و ایران.خوشمزه ای که البته همیشه و همه وقت می شود از آن لذت برد، حتی در اوج سرما و یخبندان.حتما می دانید که این خوراکی با همه لذتی که نصیب ما می کند، تنها از شیر و شکر تشکیل می شود؛ همین و بس! اما موضوع به همین جا ختم نمی شود. تولید کنندگان بستنی برای اینکه آب بیشتری از لب و لوچه علاقه مندان و خواهان بستنی سرازیر کنند، طعم ها و سروشکل های متفاوتی به آن می دهند. شاید اگر اینگونه نبود، بستنی خوردن، جدا از فایده هایی که برای سلامتی ما دارد، فعالیتی تفریحی و دورهمی به حساب نمی آمد. از اینها که بگذریم، خود داستان بستنی، چیزی کم از این خوراکی خوشمزه ندارد. حتما شما هم کنجکاو هستید که بدانید سر و کله بستنی از کجا پیدا شد؟ شاید بزرگ ترها یادشان بیاید که در زمان های قدیم در ایران خودمان خوردن آمیزه برف و شیره انگور مرسوم بود؛ خوراکی لذیذی که به دلیل در دسترس نبودن امکانات سرمایشی، تنها در زمستان وجود داشت و در بهار و تابستان کسی رنگ آن را نمی دید. به نظر می رسد که این محصول خانگی را باید نخستین بستنی ایرانی خواند.با این حال بستنی به معنای امروزی اش، محصولی مدرن و جدید به حساب می آید.بهتر است دیگر چیزی نگوییم و از شما بخواهیم با ما همراه شوید تا بخشی از داستان شنیدنی بستنی را در این گوشه از جهان مرور کنیم. راستی اگر از همین اول گزارش، هوس خوردن بستنی کرده اید، ما مقصر نیستیم؛ این خاصیت بستنی است! آغاز داستاننخستین بستنی فروشی در جهان، مغازه ای بود که در سال 1776 در نیویورک آغاز به کار کرد. بعدها دو برادر فروشگاهی را برای فروش بستنی در ایالت متحده، راه انداختند. ورود نخستین بستنی به ایران به سفر درباریان قاجار به فرنگ بر می گردد. بستنی در اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار برای نخستین بار به ایران وارد شد؛ آن هم تنها برای اهالی دربار. در آن دوره، فردی معروف به «ممد ریش» کار تولید بستنی را آغاز می کند. او دکانی راه می اندازد و رفته رفته تهرانی ها از آن استقبال می کنند و این شد آغاز ی برای تولید بستنی امروزی در ایران. در سال های بعد فردی به نام اکبر مشهدی ملایری، با ممد ریش همکار می شود و ساخت بستنی را فرامی گیرد. آنها با هم شریک می شوند و بستنی فروشی مشترکی را در تهران، راه می اندازند. هرچند این شراکت چند سال بعد به اتمام می رسد و اکبر مشهدی یا همان «اکبر مشتی» مشهور، یک تنه با ابداعاتی که در تولید بستنی به کار می بندد، بستنی فروشی را در تهران ادامه می دهد و اینگونه تاریخ بستنی سازی در ایران رقم می خورد. بدون خامه هرگزتولید بستنی، حتی امروز و با وجود انواع و اقسام دستگاه های برقی، ملزومات خاصی را می طلبد؛ چه برسد به دوران مظفرالدین شاه!در هر حال، درست و آماده کردن بستنی مراحل مختلف و البته پیچیده ای داشته: باید در ابتدا شیر چرب را می جوشاندند و بعد می گذاشتند تا سرد شود. سپس خامه، شکر و گلاب به آن افزوده می شد و نیز گیاهانی مانند ثعلب که کار بستن این مواد را می کرد. سپس مخلوط را در قالبی فلزی می ریختند و قالب را در بشکه ای از یخ قرار می دادند و آنقدر آن را هم می زدند که خود را بگیرد و بشود بستنی. بستنی ایرانی یا بستنی سنتی که امروز آن را می شناسیم، به همین شکل تولید می شد.رفته رفته بنا به ذائقه مردم ایران، در این نوع بستنی تغییراتی اعمال شد؛ مثلا در ابتدا شیری رنگ بود اما با افزودن زعفران ایرانی به آن، رنگ و بویی تازه به خود گرفت. همچنین افزودن پسته و نیز خامه خشک، به تدریج به آن تنوع داد. گفته می شود، اکبر مشتی با افزودن تکه های خامه خشک به بستنی، طعم و مزه ای خاص به آن بخشید. این کار به قدری مورد استقبال قرار گرفت که امروزه بستنی سنتی بدون تکه های خامه دیگر اعتبار ندارد. گفتیم که تولید بستنی در قدیم، پیچیدگی ها و دشواری های فراوانی به همراه داشت؛ ازجمله معروف است که اکبر مشتی مجبور می شد زمستان ها در کوه های اطراف تهران به دنبال تهیه یخ باشد. در آن زمان هنوز یخچال در کشور وجود نداشت و مردم از یخچال طبیعی استفاده می کردند. آنها گودال های عمیقی گاه تا ۶۰ متر می کندند و در آنها برای تابستان یخ انبار می کردند.رنگ و وارنگ بستنیآن روزها یعنی زمانی که ممد ریش و اکبر مشتی، بستنی سنتی ایرانی را در تهران پایه گذاری کردند، شاید تصورش را هم نمی کردند زمانی برسد که در هر خیابان و محله ای، چند بستنی فروشی به کسب و کار مشغول باشند و از آن جالب تر؛ کارخانه های بستنی سازی، محصولات خود را در انواع و اشکال مختلف، روانه بازار کنند. آن هم در تمام فصل های سال! به جز بستنی سنتی که به مراحل شکل گیری آن اشاره شد، اشکال دیگری از بستنی در دهه های گذشته در کشورمان تولید شده است؛ بستنی هایی که عمدتا در کارخانه ها و به شکل صنعتی تولید می شوند و بخشی از آنها را بستنی فروشان با استفاده از دستگاه های مدرن در مغازه های خود درست می کنند. در ادامه مروری خواهیم داشت به انواع بستنی که شاید یادآوری آنها، خالی از لطف و خاطره انگیزی نباشد.چوبی یا کیمهمه ما با بستنی های چوبی کیم، به نوعی خاطره داریم؛ بستنی که با لایه ای کاکائویی پوشانده شده و یکی از محبوب ترین خوراکی ها برای بچه محصل ها بود. معمولا در بوفه تمام مدرسه ها، فریزری برای نگهداری بستنی کیم وجود داشت تا هر زنگ تفریح، جوابگوی میل سیری ناپذیر دانش آموزان شود. آنطور که می گویند، بستنی چوبی نخستین بار توسط یک داروخانه دار در ایالت آیووا ساخته شد. او این ایده را از کودکی که نمی توانست بین بستنی و آبنبات چوبی یکی را انتخاب کند الهام گرفت. جایگاه بستنی کیم در خاطرات ما، کاملا ایرانیزه شده است. خصوصا نوعی از آن با نام کیم دوقلو که برای دوستان، برادرها و خواهرها معنای خاصی داشت. به این معنا که دو نفر پول های شان را روی هم می گذاشتند و یک کیم دوقلو می خریدند و بعد، هر کدام یکی از چوب ها را می گرفت و می کشید تا بستنی به دو نیم تقسیم شود. به همین خاطر شاید باید کیم دوقلو را بستنی دوستی و برابری دانست. خصوصا اینکه با درآمد پایین برخی خانواده ها هم سازگار بود. گذشته از این ها، طعم شکلات شیرین روی بستنی که با هر گاز تکرار می شد، یادآور خاطرات شیرین و ارزشمندی است که به نوعی با این محصول خوشمزه، در ذهن ها ماندگار شده است. یخی یا آلاسکابستنی آلاسکا یا همان بستنی یخی هم برای خودش عالمی داشت. پایه آن آب است و معمولا با طعم های میوه ای تولید می شود. به این شکل که با انجماد چاشنی مایعی نظیر انواع آب میوه به دور تکه ای چوب تهیه می شود؛ تقریبا با همان مایعی که به شکل یخمک هم در بازار موجود است اما خب! این بستنی چیز دیگری بود.معمولا وقتی گرما بیشتر اذیت مان می کرد، بستنی یخی را ترجیح می دادیم و وقتی بسته آن را باز می کردیم، از احساس سرمای خوشایندش لذت می بردیم. در آن سال ها البته طعم بستنی های یخی خیلی متنوع نبود و معمولا یا پرتقالی بودند یا با طعم هایی نزدیک به توت فرنگی. رفته رفته طعم های دیگری هم به بستنی آلاسکا اضافه شد. حس سرما زیر دندان و روی زبان، بهترین حسی بود که بعد از چند ساعت بازی و ورزش می شد با بستنی یخی، آن را تجربه کرد. البته ناگفته نماند که نمونه های خانگی بستنی یخی هم، دوستداران خودش را داشت. معمولا مادرها ظرف های پلاستیکی مخصوصی را با شربت های مختلف پرمی کردند و آنها را در جایخی یا فریزر قرار می دادند. بعد از چند ساعت، بستنی آلاسکا که در برخی از جاهای ایران به آن بستنی اسکیمو هم می گفتند، آماده بود؛ از طعم آلبالو گرفته تا لیمو و... میوه ایورود بستنی میوه ای به بازار بستنی فروشان، سال ها بعد از رواج بستنی سنتی یا بستنی زعفرانی اتفاق افتاد. خصوصا که استفاده از طعم ها و عصاره میوه ها بیشتر یک فرآیند صنعتی است و نمی توان انتظار داشت که به شکل سنتی، قابل توسعه باشد. آمدن بستنی میوه ای با طعم های مختلف، ذائقه های مختلف را به خود جلب کرد و در ادامه، صنعت بستنی سازی روزبه روز طعم های تازه ای را به بستنی ها اضافه کرد؛ تا جایی که امروزه می توان در برخی بستنی فروشی ها، بستنی هایی را با 100 طعم مختلف سفارش داد. برخی از طعم های پرطرفدار بستنی میوه ای به شرح زیر است:بستنی قهوهاز آنجایی که خیلی از افراد طرفدار نوشیدن قهوه هستند- چون هم طعم خوبی دارد و هم کمی به رفع خستگی کمک می کند- بستنی با طعم قهوه هم طرفدار های زیادی دارد؛ خصوصا در فصل گرما که نوشیدن قهوه تحمل گرما را بیشتر می کند، خوردن بستنی با طعم قهوه می تواند بسیار لذتبخش باشد.ترکیب تُرد بادام با بستنی نرم بسیار خوش طعم است. بعضی ها حتی دوست دارند بادام بو داده را با بستنی شکلاتی خود میل کنند؛ چون ترکیب شور و شیرین به نظرشان خوشایند می آید. بستنی آلبالوییخیلی ها بستنی های میوه ای را دوست دارند، ولی بستنی آلبالویی در بین آنها خیلی پرطرفدار است؛ چه وانیلی با تکه های آلبالو و چه بستنی آلبالویی! طعم ترش آلبالو با شیرینی بستنی همیشه طعم خوبی ا ست. بستنی با بیسکوییتطعم بیسکوییت و خامه (cookies and cream) با اینکه از طعم های اولیه بستنی است، اما هیچ وقت قدیمی نشده است. نکته جالب اینکه این طعم بستنی از روی میلک شیکی با طعم مشابهی برگرفته و جزو طعم های همیشگی بستنی شده است. بستنی با شکلات های تکه ایبیسکوییت ها و کلوچه هایی که تکه های شکلات در آنها وجود دارد همیشه از پرطرفدارترین خوراکی ها بوده اند. پس نباید تعجب کرد اگر ببینیم که بستنی با تکه های شکلات هم پرطرفدار است. بستنی ناپلیاین طعم بستنی برای نخستین بار در قرن نوزدهم ساخته شد. این بستنی حاوی تکه های توت فرنگی، شکلات و وانیل است که با هم ادغام شده اند. بستنی توت فرنگیطعم توت فرنگی همیشه خیلی پرطرفدار بوده است اما خصوصا در سال های اخیر که این نوع بستنی ها با تکه های توت فرنگی سرو می شوند خیلی طعم بهتری پیدا کرده اند. نکته جالب اینکه این طعم بستنی نخستین بار در سال 1813 در مراسم پیروزی دوره دوم ریاست جمهوری جیمز مدیسون (چهارمین رئیس جمهور آمریکا) سرو شد. بستنی گردویی با کرههمیشه این طعم بستنی پرطرفدار در بستنی فروشی ها با تزئیناتی مثل وانیل، خرده های بادام یا تکه های بیسکوییت سِرو می شود. بستنی شکلاتیاحتمالا کمتر کسی یافت می شود که بستنی شکلاتی دوست نداشته باشد. علاوه بر این بستنی شکلاتی همیشه گزینه امن اکثر طرفداران بستنی است که وقتی به بستنی فروشی جدیدی می ر وند و نمی دانند طعم بستنی هایش چطور است، از نوع شکلاتی آن شروع می کنند. بستنی وانیلیاستفاده از وانیل به عنوان ماده غذایی به سال 1500 میلادی برمی گردد. وانیل توسط آزتک ها (گروهی از سرخ پوستان که در نزدیکی مکزیک زندگی می کردند) استفاده می شد. پس از حمله اسپانیایی ها به آزتک ها، آنها دانه وانیل را به اروپا بردند و اروپاییان طی سال های 1600 با این ماده غذایی آشنا شدند. قیفیبستنی قیفی، بیشتر از هر چیزی به شکل آن مربوط می شود. به عبارت دیگر؛ مهم نیست که بستنی، میوه ای باشد یا وانیلی یا شکلاتی؛ هر بستنی باشد، اگر آن را در قیف نانی مشهور بستنی قیفی بریزند، می شود بستنی قیفی!در گذشته بستنی قیفی تنها با دستگاه های بستنی ساز پرمی شد. بستنی فروش اهرمی را پایین می کشید و بستنی از زیر آن به بیرون پمپاژ می شد. در این نوع از بستنی، شکل و شمایل بسیار مهم است. هر چقدر که بستنی ظاهر مرتب تر داشته باشد، خوردنی تر می شود. به همین خاطر پرکردن آن، بلدیت خاصی می خواهد. بستنی فروش باید در عین حال که با یک دست اهرم را پایین نگه می دارد، باید قیف نانی را طوری زیر دستگاه بچرخاند که بستنی به شکل مارپیچ روی نان سوار شود. بعضی از دستگاه ها که قابلیت ساخت دو طعم بستنی را دارند، امکان بستنی های دورنگ با دو طعم متفاوت را ایجاد می کنند و در پایان، شکلات مایعی روی بستنی ریخته می شود. گفتیم که این نوع بستنی، پیش تر تنها با دستگاه های بستنی سازی که در مغازه ها قرار داشت و مواد اولیه (شیر، شکر، ثعلب و...) را به بستنی تبدیل می کرد، پر می شد اما در سال های اخیر، بستنی قیفی به شکل صنعتی و کارخانه ای نیز تولید می شود. نانی یا حصیریعنوان این نوع از بستنی هم به شکل ارائه آن مربوط می شود اما معمولا نوع بستنی آن، بستنی سنتی است؛ یعنی همان بستنی زعفرانی ایرانی که ممد ریش و اکبر مشتی برای نخستین بار آن را تولید کردند، با قرار گرفتن در میان دو تکه نان مخصوص برشته شده و طرح دار، می شود بستنی حصیری یا نانی. به همین خاطر می توانید هنگام خریدن بستنی سنتی، از بستنی فروش بخواهید که آن را به صورت بستنی حصیری برای تان آماده کند. بستنی نانی و حصیری، یک روش سرو است که حتی می توان آن را برای سایر انواع بستنی هم به کار برد. این شکل از بستنی که گاهی هم در تهیه آن به جای نان از ویفر استفاده می شود، در جهان به عنوان ساندویچ بستنی شناخته می شود و مانند بستنی قیفی، سال هاست که کارخانه های بستنی سازی برای جذب مشتری بیشتر از این شیوه سرو بستنی استفاده می کنند. حتی برخی از تولیدکنندگان بستنی از بیسکوییت و کیک به جای نان نیز استفاده می کنند که البته احتمالا محصول آنها دیگر مشمول ت ... ادامه ...

وب سایت همشهری شش و هفت: در این هوای گرم حتی با شنیدن نامش هم دهن آب می افتد، چه رسد به اینکه آن را در دست بگیریم و درحالی که با حسرت به تمام شدنش نگاه می کنیم، از ذره ذره خنکی و شیرنی آن لذت ببریم. حدس تان درست بود؛ صحبت از بستنی است؛ یکی از محبوب ترین دسرها در جهان و ایران.خوشمزه ای که البته همیشه و همه وقت می شود از آن لذت برد، حتی در اوج سرما و یخبندان.حتما می دانید که این خوراکی با همه لذتی که نصیب ما می کند، تنها از شیر و شکر تشکیل می شود؛ همین و بس! اما موضوع به همین جا ختم نمی شود. تولید کنندگان بستنی برای اینکه آب بیشتری از لب و لوچه علاقه مندان و خواهان بستنی سرازیر کنند، طعم ها و سروشکل های متفاوتی به آن می دهند. شاید اگر اینگونه نبود، بستنی خوردن، جدا از فایده هایی که برای سلامتی ما دارد، فعالیتی تفریحی و دورهمی به حساب نمی آمد. از اینها که بگذریم، خود داستان بستنی، چیزی کم از این خوراکی خوشمزه ندارد. حتما شما هم کنجکاو هستید که بدانید سر و کله بستنی از کجا پیدا شد؟ شاید بزرگ ترها یادشان بیاید که در زمان های قدیم در ایران خودمان خوردن آمیزه برف و شیره انگور مرسوم بود؛ خوراکی لذیذی که به دلیل در دسترس نبودن امکانات سرمایشی، تنها در زمستان وجود داشت و در بهار و تابستان کسی رنگ آن را نمی دید. به نظر می رسد که این محصول خانگی را باید نخستین بستنی ایرانی خواند.با این حال بستنی به معنای امروزی اش، محصولی مدرن و جدید به حساب می آید.بهتر است دیگر چیزی نگوییم و از شما بخواهیم با ما همراه شوید تا بخشی از داستان شنیدنی بستنی را در این گوشه از جهان مرور کنیم. راستی اگر از همین اول گزارش، هوس خوردن بستنی کرده اید، ما مقصر نیستیم؛ این خاصیت بستنی است! آغاز داستاننخستین بستنی فروشی در جهان، مغازه ای بود که در سال 1776 در نیویورک آغاز به کار کرد. بعدها دو برادر فروشگاهی را برای فروش بستنی در ایالت متحده، راه انداختند. ورود نخستین بستنی به ایران به سفر درباریان قاجار به فرنگ بر می گردد. بستنی در اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار برای نخستین بار به ایران وارد شد؛ آن هم تنها برای اهالی دربار. در آن دوره، فردی معروف به «ممد ریش» کار تولید بستنی را آغاز می کند. او دکانی راه می اندازد و رفته رفته تهرانی ها از آن استقبال می کنند و این شد آغاز ی برای تولید بستنی امروزی در ایران. در سال های بعد فردی به نام اکبر مشهدی ملایری، با ممد ریش همکار می شود و ساخت بستنی را فرامی گیرد. آنها با هم شریک می شوند و بستنی فروشی مشترکی را در تهران، راه می اندازند. هرچند این شراکت چند سال بعد به اتمام می رسد و اکبر مشهدی یا همان «اکبر مشتی» مشهور، یک تنه با ابداعاتی که در تولید بستنی به کار می بندد، بستنی فروشی را در تهران ادامه می دهد و اینگونه تاریخ بستنی سازی در ایران رقم می خورد. بدون خامه هرگزتولید بستنی، حتی امروز و با وجود انواع و اقسام دستگاه های برقی، ملزومات خاصی را می طلبد؛ چه برسد به دوران مظفرالدین شاه!در هر حال، درست و آماده کردن بستنی مراحل مختلف و البته پیچیده ای داشته: باید در ابتدا شیر چرب را می جوشاندند و بعد می گذاشتند تا سرد شود. سپس خامه، شکر و گلاب به آن افزوده می شد و نیز گیاهانی مانند ثعلب که کار بستن این مواد را می کرد. سپس مخلوط را در قالبی فلزی می ریختند و قالب را در بشکه ای از یخ قرار می دادند و آنقدر آن را هم می زدند که خود را بگیرد و بشود بستنی. بستنی ایرانی یا بستنی سنتی که امروز آن را می شناسیم، به همین شکل تولید می شد.رفته رفته بنا به ذائقه مردم ایران، در این نوع بستنی تغییراتی اعمال شد؛ مثلا در ابتدا شیری رنگ بود اما با افزودن زعفران ایرانی به آن، رنگ و بویی تازه به خود گرفت. همچنین افزودن پسته و نیز خامه خشک، به تدریج به آن تنوع داد. گفته می شود، اکبر مشتی با افزودن تکه های خامه خشک به بستنی، طعم و مزه ای خاص به آن بخشید. این کار به قدری مورد استقبال قرار گرفت که امروزه بستنی سنتی بدون تکه های خامه دیگر اعتبار ندارد. گفتیم که تولید بستنی در قدیم، پیچیدگی ها و دشواری های فراوانی به همراه داشت؛ ازجمله معروف است که اکبر مشتی مجبور می شد زمستان ها در کوه های اطراف تهران به دنبال تهیه یخ باشد. در آن زمان هنوز یخچال در کشور وجود نداشت و مردم از یخچال طبیعی استفاده می کردند. آنها گودال های عمیقی گاه تا ۶۰ متر می کندند و در آنها برای تابستان یخ انبار می کردند.رنگ و وارنگ بستنیآن روزها یعنی زمانی که ممد ریش و اکبر مشتی، بستنی سنتی ایرانی را در تهران پایه گذاری کردند، شاید تصورش را هم نمی کردند زمانی برسد که در هر خیابان و محله ای، چند بستنی فروشی به کسب و کار مشغول باشند و از آن جالب تر؛ کارخانه های بستنی سازی، محصولات خود را در انواع و اشکال مختلف، روانه بازار کنند. آن هم در تمام فصل های سال! به جز بستنی سنتی که به مراحل شکل گیری آن اشاره شد، اشکال دیگری از بستنی در دهه های گذشته در کشورمان تولید شده است؛ بستنی هایی که عمدتا در کارخانه ها و به شکل صنعتی تولید می شوند و بخشی از آنها را بستنی فروشان با استفاده از دستگاه های مدرن در مغازه های خود درست می کنند. در ادامه مروری خواهیم داشت به انواع بستنی که شاید یادآوری آنها، خالی از لطف و خاطره انگیزی نباشد.چوبی یا کیمهمه ما با بستنی های چوبی کیم، به نوعی خاطره داریم؛ بستنی که با لایه ای کاکائویی پوشانده شده و یکی از محبوب ترین خوراکی ها برای بچه محصل ها بود. معمولا در بوفه تمام مدرسه ها، فریزری برای نگهداری بستنی کیم وجود داشت تا هر زنگ تفریح، جوابگوی میل سیری ناپذیر دانش آموزان شود. آنطور که می گویند، بستنی چوبی نخستین بار توسط یک داروخانه دار در ایالت آیووا ساخته شد. او این ایده را از کودکی که نمی توانست بین بستنی و آبنبات چوبی یکی را انتخاب کند الهام گرفت. جایگاه بستنی کیم در خاطرات ما، کاملا ایرانیزه شده است. خصوصا نوعی از آن با نام کیم دوقلو که برای دوستان، برادرها و خواهرها معنای خاصی داشت. به این معنا که دو نفر پول های شان را روی هم می گذاشتند و یک کیم دوقلو می خریدند و بعد، هر کدام یکی از چوب ها را می گرفت و می کشید تا بستنی به دو نیم تقسیم شود. به همین خاطر شاید باید کیم دوقلو را بستنی دوستی و برابری دانست. خصوصا اینکه با درآمد پایین برخی خانواده ها هم سازگار بود. گذشته از این ها، طعم شکلات شیرین روی بستنی که با هر گاز تکرار می شد، یادآور خاطرات شیرین و ارزشمندی است که به نوعی با این محصول خوشمزه، در ذهن ها ماندگار شده است. یخی یا آلاسکابستنی آلاسکا یا همان بستنی یخی هم برای خودش عالمی داشت. پایه آن آب است و معمولا با طعم های میوه ای تولید می شود. به این شکل که با انجماد چاشنی مایعی نظیر انواع آب میوه به دور تکه ای چوب تهیه می شود؛ تقریبا با همان مایعی که به شکل یخمک هم در بازار موجود است اما خب! این بستنی چیز دیگری بود.معمولا وقتی گرما بیشتر اذیت مان می کرد، بستنی یخی را ترجیح می دادیم و وقتی بسته آن را باز می کردیم، از احساس سرمای خوشایندش لذت می بردیم. در آن سال ها البته طعم بستنی های یخی خیلی متنوع نبود و معمولا یا پرتقالی بودند یا با طعم هایی نزدیک به توت فرنگی. رفته رفته طعم های دیگری هم به بستنی آلاسکا اضافه شد. حس سرما زیر دندان و روی زبان، بهترین حسی بود که بعد از چند ساعت بازی و ورزش می شد با بستنی یخی، آن را تجربه کرد. البته ناگفته نماند که نمونه های خانگی بستنی یخی هم، دوستداران خودش را داشت. معمولا مادرها ظرف های پلاستیکی مخصوصی را با شربت های مختلف پرمی کردند و آنها را در جایخی یا فریزر قرار می دادند. بعد از چند ساعت، بستنی آلاسکا که در برخی از جاهای ایران به آن بستنی اسکیمو هم می گفتند، آماده بود؛ از طعم آلبالو گرفته تا لیمو و... میوه ایورود بستنی میوه ای به بازار بستنی فروشان، سال ها بعد از رواج بستنی سنتی یا بستنی زعفرانی اتفاق افتاد. خصوصا که استفاده از طعم ها و عصاره میوه ها بیشتر یک فرآیند صنعتی است و نمی توان انتظار داشت که به شکل سنتی، قابل توسعه باشد. آمدن بستنی میوه ای با طعم های مختلف، ذائقه های مختلف را به خود جلب کرد و در ادامه، صنعت بستنی سازی روزبه روز طعم های تازه ای را به بستنی ها اضافه کرد؛ تا جایی که امروزه می توان در برخی بستنی فروشی ها، بستنی هایی را با 100 طعم مختلف سفارش داد. برخی از طعم های پرطرفدار بستنی میوه ای به شرح زیر است:بستنی قهوهاز آنجایی که خیلی از افراد طرفدار نوشیدن قهوه هستند- چون هم طعم خوبی دارد و هم کمی به رفع خستگی کمک می کند- بستنی با طعم قهوه هم طرفدار های زیادی دارد؛ خصوصا در فصل گرما که نوشیدن قهوه تحمل گرما را بیشتر می کند، خوردن بستنی با طعم قهوه می تواند بسیار لذتبخش باشد.ترکیب تُرد بادام با بستنی نرم بسیار خوش طعم است. بعضی ها حتی دوست دارند بادام بو داده را با بستنی شکلاتی خود میل کنند؛ چون ترکیب شور و شیرین به نظرشان خوشایند می آید. بستنی آلبالوییخیلی ها بستنی های میوه ای را دوست دارند، ولی بستنی آلبالویی در بین آنها خیلی پرطرفدار است؛ چه وانیلی با تکه های آلبالو و چه بستنی آلبالویی! طعم ترش آلبالو با شیرینی بستنی همیشه طعم خوبی ا ست. بستنی با بیسکوییتطعم بیسکوییت و خامه (cookies and cream) با اینکه از طعم های اولیه بستنی است، اما هیچ وقت قدیمی نشده است. نکته جالب اینکه این طعم بستنی از روی میلک شیکی با طعم مشابهی برگرفته و جزو طعم های همیشگی بستنی شده است. بستنی با شکلات های تکه ایبیسکوییت ها و کلوچه هایی که تکه های شکلات در آنها وجود دارد همیشه از پرطرفدارترین خوراکی ها بوده اند. پس نباید تعجب کرد اگر ببینیم که بستنی با تکه های شکلات هم پرطرفدار است. بستنی ناپلیاین طعم بستنی برای نخستین بار در قرن نوزدهم ساخته شد. این بستنی حاوی تکه های توت فرنگی، شکلات و وانیل است که با هم ادغام شده اند. بستنی توت فرنگیطعم توت فرنگی همیشه خیلی پرطرفدار بوده است اما خصوصا در سال های اخیر که این نوع بستنی ها با تکه های توت فرنگی سرو می شوند خیلی طعم بهتری پیدا کرده اند. نکته جالب اینکه این طعم بستنی نخستین بار در سال 1813 در مراسم پیروزی دوره دوم ریاست جمهوری جیمز مدیسون (چهارمین رئیس جمهور آمریکا) سرو شد. بستنی گردویی با کرههمیشه این طعم بستنی پرطرفدار در بستنی فروشی ها با تزئیناتی مثل وانیل، خرده های بادام یا تکه های بیسکوییت سِرو می شود. بستنی شکلاتیاحتمالا کمتر کسی یافت می شود که بستنی شکلاتی دوست نداشته باشد. علاوه بر این بستنی شکلاتی همیشه گزینه امن اکثر طرفداران بستنی است که وقتی به بستنی فروشی جدیدی می ر وند و نمی دانند طعم بستنی هایش چطور است، از نوع شکلاتی آن شروع می کنند. بستنی وانیلیاستفاده از وانیل به عنوان ماده غذایی به سال 1500 میلادی برمی گردد. وانیل توسط آزتک ها (گروهی از سرخ پوستان که در نزدیکی مکزیک زندگی می کردند) استفاده می شد. پس از حمله اسپانیایی ها به آزتک ها، آنها دانه وانیل را به اروپا بردند و اروپاییان طی سال های 1600 با این ماده غذایی آشنا شدند. قیفیبستنی قیفی، بیشتر از هر چیزی به شکل آن مربوط می شود. به عبارت دیگر؛ مهم نیست که بستنی، میوه ای باشد یا وانیلی یا شکلاتی؛ هر بستنی باشد، اگر آن را در قیف نانی مشهور بستنی قیفی بریزند، می شود بستنی قیفی!در گذشته بستنی قیفی تنها با دستگاه های بستنی ساز پرمی شد. بستنی فروش اهرمی را پایین می کشید و بستنی از زیر آن به بیرون پمپاژ می شد. در این نوع از بستنی، شکل و شمایل بسیار مهم است. هر چقدر که بستنی ظاهر مرتب تر داشته باشد، خوردنی تر می شود. به همین خاطر پرکردن آن، بلدیت خاصی می خواهد. بستنی فروش باید در عین حال که با یک دست اهرم را پایین نگه می دارد، باید قیف نانی را طوری زیر دستگاه بچرخاند که بستنی به شکل مارپیچ روی نان سوار شود. بعضی از دستگاه ها که قابلیت ساخت دو طعم بستنی را دارند، امکان بستنی های دورنگ با دو طعم متفاوت را ایجاد می کنند و در پایان، شکلات مایعی روی بستنی ریخته می شود. گفتیم که این نوع بستنی، پیش تر تنها با دستگاه های بستنی سازی که در مغازه ها قرار داشت و مواد اولیه (شیر، شکر، ثعلب و...) را به بستنی تبدیل می کرد، پر می شد اما در سال های اخیر، بستنی قیفی به شکل صنعتی و کارخانه ای نیز تولید می شود. نانی یا حصیریعنوان این نوع از بستنی هم به شکل ارائه آن مربوط می شود اما معمولا نوع بستنی آن، بستنی سنتی است؛ یعنی همان بستنی زعفرانی ایرانی که ممد ریش و اکبر مشتی برای نخستین بار آن را تولید کردند، با قرار گرفتن در میان دو تکه نان مخصوص برشته شده و طرح دار، می شود بستنی حصیری یا نانی. به همین خاطر می توانید هنگام خریدن بستنی سنتی، از بستنی فروش بخواهید که آن را به صورت بستنی حصیری برای تان آماده کند. بستنی نانی و حصیری، یک روش سرو است که حتی می توان آن را برای سایر انواع بستنی هم به کار برد. این شکل از بستنی که گاهی هم در تهیه آن به جای نان از ویفر استفاده می شود، در جهان به عنوان ساندویچ بستنی شناخته می شود و مانند بستنی قیفی، سال هاست که کارخانه های بستنی سازی برای جذب مشتری بیشتر از این شیوه سرو بستنی استفاده می کنند. حتی برخی از تولیدکنندگان بستنی از بیسکوییت و کیک به جای نان نیز استفاده می کنند که البته احتمالا محصول آنها دیگر مشمول ت ... ادامه ...

ابوعلی حسین بن عبد الله بن سینا در سال 359 – 370 هجری – در روستایی در حوالی بخارا چشم بر جهان گشود. پدرش عبد الله ‏اهل بلخ بود و مادرش ستاره نام داشت، زنی از اهالی روستای افشنه.‏عبد الله پدر بو علی دوران جوانی اش را در زادگاه گذرانیده و سپس به بخارا پایتخت حکومت سامانیان عزیمت کرد.‏هنگامی که عبد الله از شهر پدران خود به بخارا رفت سیصد سال از حکومت تازیان بیگانه گذشته بود و سامانیان بر ‏بخارا حکم می راندند.‏هنگامی که ابن سینا پنج سال داشت، نزد پدر که مردی فاضل بود حساب، ریاضیات، رو خوانی قرآن و صرف و نحو ‏زبان عربی می آموخت او از همان ابتدا بسیار باهوش بود و برای کسب دانش شوق و اشتیاق فراوانی داشت پس از ‏چندی نیز به مکتب رفت که سر آمد هم مکتبی های خود بود.او در ده سالگی قرآن را حفظ کرده و ادبیات و هندسه ریاضیات و صرف و نحو عربی را نیز میدانست، او به طبیعت ‏و گیاهان و حیوانات علاقه خاصی داشت و اوقات فراغت را در دشت و صحرا به جستجو و کسب تجربه می پرداخته و ‏بدین صورت از دوران کودکی به خواص گیاهان دارویی و طبابت علاقه مند شده است.هنگامی که ابوعلی دوازده سال داشت به همراه خانواده در بخارا، پایتخت سامانی می زیست و پدرش عبد الله نیز ‏دارای شغل و منصب دیوانی بود.‏عبدالله فرزند خویش را نزد استادی به نام عبد الله ناتلی فرستاد تا نزد او معلومات خود را تکمیل کند. پیش از آن ‏هم ابوعلی علم فقه را از شخصی به نام اسماعیل زاهد فرا گرفته بود.‏ابوعلی به حدی باهوش بود که گاهی در مطالب علمی وجوه تازه ای میافت به طوری که باعث تعجب استاد خود می ‏گشت. ناتلی نیز وی را تشویق به فراگیری علوم و دانش اندوزی میکرد و بدین گونه ابوعلی علم منطق را فرا گرفت و ‏بعد به تکمیل ریاضیات پرداخت.‏ابوعلی سینا برای تکمیل و ارتقا معلومات خود چاره ای جز مداومت و کوشش خویش نداشت او طبیعیات و الهیات را ‏نزد خود خواند. او تمامی کتابهایی که در دسترسش قرار میگرفت سود می جست و علم پزشکی را نیز خود به وسیله ‏کتابهای بزرگان و تجربیات عملی نزد خود فرا گرفت.ابوعلی در جوانی حکمت ماوراء الطبیعه را نیز آموخت و هر کتابی که در این زمینه به دستش می رسید مطالعه و ‏تجزیه و تحلیل میکرد. روزی کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو را به دست آورد و شروع به مطالعه آن کرد اما هر چه ‏میخواند مفاهیم نهفته در آن را به دست نمی آورد و باز از ابتدا می خواند تا اینکه بیش از بیست بار کاتب را خواند ‏اما هنوز مفهوم جملات کتاب را به درستی درک نمیکرد تا اینکه یک روز که از بازار بخارا عبور میکرد فروشنده ای ‏راه او را گرفت و کتاب فرسوده ای را به وی فروخت. وقتی شروع به خواندن کتاب کرد متوجه شد که کتاب نوشته ‏ابونصر فارابی و در مورد شرح اغراض ما بعید الطبیعه ارسطو است همان کتابی که هر چی ابوعلی رد آن اندیشیده ‏بود برایش مفهوم نشده بود.‏در سال 375 هنگامی که ابوعلی سینا هجده سال داشت نوح دوم بر بخارا حکومت میراند . روزی غلامان امیر به ‏دنبال وی آمدن تا برای معالجه امیر به بالین ی رهسپار شود.‏ابو علی سینا سابقه بیماری و نشانه های بیماری را که در امیر ظاهر شده بود از ابن خالد – پزشک مخصوص دربار – ‏پرسید.معلوم گشت که امیر از مدتی پیش دچار درد و سوزش شدید معده و حالت تهوع شده و نیز بخشی از بدنش ‏لمس گشته. ابو علی از روی عوارض بیماری به بیماری امیر پی برد و با بررسی ظروف مخصوص خوراک امیر ‏بیماری امیر را مسمومیت ناشی از سرب اعلام کرد و اقدام به درمان بیماری امیر کرد. ‏ابوعلی در قبال معالجه امیر از وی خواست اجازه ورود و استفاده آزادانه از کتابخانه سلطنتی بخارا را کرد – چرا ‏که تنها شاهزادگان و بزرگان حق استفاده از ان را داشتند – و نوح ابن منصور نیز موافقت کرد.‏این واقعه که در هجده سالگی ابوعلی سینا اتفاق افتاد فصل تازه ایی در علم اندوزی و کسب دانش برای وی گشوده ‏شد. کتابخانه بخارا کی از کاملترین کتابخانه های آن روزگار ایران به شمار میرفت و از اکثر کتابهای قدیمی و ‏کمیاب یک نسخه در آن موجود بود.روزی که ابن سینا به کتابخانه سلطنتی پا گذاشت، شادی اش از دیدن کتابهای گوناگون موجود در آن بی حد و ‏حصر بود . ابو علی با حرص و ولع همه آنها را از نظر گذرانید و در طول سه سالی که ابو علی در آن کتابخانه بود و ‏به گفته یکی از شاگردانش دوره طلایی برای تکامل وی محسوب می شد را بگذراند و معلوماتش را در فقه عمیق تر ‏کند. همچنین در مورد ادبیات و موسیقی و زوایای مختلف انها به تجربه و تحقیق بپردازد. او توانست بر روی نقشه ‏های نجومی منجمان گذشته کار کند .ابو علی در سن بیست سالگی شروع به نوشتن کرد و مجموعه ای در ده جلد به نام حاصل و محصول را به رشته تحریر ‏در آورد بعد کتابی در باب اخلاق با عنوان البر و الائم – بی گناهی و گناه – نوشت، نوشته بعدی وی کتابی در باب ‏فلسفه به نام حکمت عروضی در بیست و یک جلد می باشد.هنگامی که ابوعلی سینا بیست و یک سال داشت. روزی در کتابخانه مشغول مطالعه بود که متوجه حریق در قسمت را ‏کتابخانه شد . سعی ابوعلی و نگهبانان برای خاموش کردن آتش بی فایده بود و کتابها طعمه آتش قرا گرفت بعد از ‏آتش سوزی که به روایاتی عمدی و توسط دشمنان ابوعلی در دربار صورت گرفته بود در شهر شایعه کردند که خود ‏بوعلی کتابخانه را آتش زده که این موضوع نیز در امیر اثر کرد و سبب شد تا از ورود ابوعلی به بیمارستان و درمانگاه ‏جلوگیری کنند. در همین حال پدر بوعلی نیز درگذشت وسبب شد تا بوعلی تصمیم به سفر گیرد و با دوست خود ‏ابوسهل مسیحی در سال 379 ترک دیار کرد و راهی مقصدی نا معلوم شد.ابوعلی سینا پس از ترک پایتخت سامانی و گذشت نزدی به یک ماه در یکی از استراحتگاه های میان راه با مردی به ‏نام منصور بن عراق برخورد کرد کسی که خود از نجیب زادگان و اندیشمندان دربار خوارزم بود و ابن سینا را به ‏دربار خوارزم دعوت کرد . در آن زمان دربار خوارزم تمامی دانشمندان و فرزانگان را به دربار خود دعوت ‏میکردند که به سبب وزیر فاضل ابن مامون ابوالحسن احمد بن سهیلی بود که دانشمندان را در دربار خوارزم جمع ‏میکرد.مرکز حکومت ابن مامون خوارزمشاه، شهر گرکامج در ساحل رود جیحون بود. در دربار خوارزمشاهیان ابوعلی ‏سینا و ابوسهیل به گرمی استقبال شدند، و خود سهیلی وزیر خوارزمشاه به پیشواز ایشان آمد . پس از مدتی ‏استراحت با امیر ابن مامون دیدار کردند و او نیز به ایشان خوش آمد گفت.ابو علی برای مدتی نزدیک به سیزده سال در گرگانج ماند و در طول این مدت وقت خود را به تدریس، تحریر و ‏معالجه بیماران گذراند. وی در این مدت کتابها و رسالات زیادی به رشته تحریر در آورد که از جمله آنها میتوان ‏رساله ای در مورد نبض به زبان فارسی، رساله ای در مورد بیهودگی پیش بینی آینده بر اساس حرکت ستارگان به ‏زبان عربی و قصیده ای در مورد منطق، کتابی در باب فلسفه به نام بقاء النفس الناطقه و رساله ای در باب ‏افسردگی با نام حزن الاسبابه و بسیاری بسیاری دیگر نوشت.در این سالها ابوسهل همواره همرا بوعلی بود و دوستی بسیاری بین آنها پدید آمده بود. یک روز فرستاده ای از ‏سلطان محمود غزنوی خبر داد که خوارزمشاه باید تمامی دانشمندان خود را نزد او و به پایتخت غزنویان روانه کند ‏در این زمان بوعلی بر خلاف دیگر دانشمندان به غزنین نرفت و بعد از سیزده سال اقامت در گرگانج در زمستان سال ‏‏392 به هراه دوست خود ابوسهل مسیحی شبانه از گرگانج گریخت. سلطان محمود از نیامدن ابن سینا ناراحت شده ‏و دستور میدهد تصاویر زیادی از وی کشیده برای فرمانروایان خراسان بفرستند وبرای دستگیری و تحویل او جایزه ‏بزرگی تعیین میکند.‏ابو علی سینا ابتدا برای دیدن مادر خود راهی خراسان و شهر بخارا میشود. اما به زودی ماموران از برگشتن وی ‏باخبر میشوند و و او دوباره مجبور به فرار میشود . و این بار همراه دوست خویش ابوسهیل راهی گرگان نزد سلطان ‏قابوس بن وشمگیر میشود در بین راه بر اثر طوفان شن دوست و همراه خود ابوسهل را از دست میدهد.ابوعلی سینا ‏بعد از طی مراحلی سخت وارد گرگان میشود که باخبر میشود سلطان قابوس توسط سپاهیانش کشته شده است.ابوعلی سینا هنگام ورود به شهر مورد لطف و احترام زرین گیس دختر سلطان قابوس که مانند پدر دوستدار فضلا ‏بود قرار گرفت.حتما بخوانید محل زندانی شدن ابوعلی سینا! + عکسابن سین ... ادامه ...

امکان همسویی تاکتیکی با ترکیه، تشکیل یک مثلث منطقه ای با حضور عراق و قطر، استفاده از صف بندی جدید شکل گرفته در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس و در نهایت افزایش تراز تجاری با قطر، ازجمله فرصت های ایران در بحران عربی است.تنش ها میان قطر و دولت های عربی به رهبری عربستان سعودی، همچنان با شدت در حال پیشرفت است و رسیدن به یک راه حل مرضی الطرفین به مساله ای سخت و دشوار تبدیل شده است. این بحران که در اوج تلاش های عربستان برای شکل دهی به ناتوی عربی و اجماع بر سر مهار ایران اتفاق افتاد، فرصت هایی را برای ایران به عنوان رقیب منطقه ای سعودی ها فراهم آورده که به زعم تحلیلگران می تواند راهبرد ریاض را با چالش و ناکامی مواجه سازد. به گزارش دنیای اقتصاد، همسویی تاکتیکی ترکیه و ایران، شکل گیری مثلث جدید قدرت در خلیج فارس، صف بندی در شورای همکاری و افزایش تراز تجاری، چهار فرصت تهران از مجرای بالا گرفتن تنش ها میان دوحه و ریاض است که پیامدهای مهمی بر امنیت منطقه و نظام اتحادها و ائتلاف های سیال خواهد داشت.روز جمعه (5خرداد) امیر قطر طی سخنانی ایران را قدرت منطقه دانست و خواستار تعامل جهان عرب با تهران شد و همچنین حمایت خود را از دو گروه مقاومت حزب الله و حماس اعلام کرد. سخنان امیر قطر با واکنش مقامات سعودی مواجه شد و روز دوشنبه (15 خرداد) عربستان به دلیل اینکه دوحه از سیاست های ریاض در منطقه پیروی نمی کند، قطع رابطه خود را با قطر اعلام کرد؛ در همین حین دولت های امارات، بحرین، مصر و جزایر مالدیو و همچنین دولت خودخوانده شرق لیبی و رئیس جمهوری فراری و مستعفی یمن حمایت خود را از سیاست های آل سعود علیه قطر اعلام و روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را با دوحه قطع کردند. در ادامه این بحران، چهار دولت عربستان، مصر، بحرین و امارات، دو هفته پیش به قطر فرصتی ۱۰ روزه برای بررسی شروط ۱۳گانه داده اند که تاکنون با پاسخ منفی قطر مواجه شده است. در این لیست، مهم ترین شروطی که شورای همکاری خلیج فارس برای قطر معین کرده شامل قطع روابط دیپلماتیک با ایران و حزب الله، تعطیلی کامل شبکه الجزیره و برچیدن پایگاه نظامی ترکیه از خاک این کشور است. در این چارچوب که به نظر نمی رسد مقامات دوحه این شروط محدود کننده و ناقض حاکمیت و منافع خود را بپذیرند و ازسوی دیگر، دورنمای روشنی از حل وفصل بحران پیدا نیست و حتی احتمال تشدید آن نیز وجود دارد، می توان فرصت های این موضوع را برای ایران در عوامل زیر مورد بررسی قرار داد.همسویی تاکتیکی ترکیه و ایراناز همان آغاز بحران میان قطر و عربستان، دولت ترکیه که مواضع نزدیکی از حیث همسویی با جریان اخوان در قطر و در سطح منطقه با دولت قطر دارد، خواستار رفع تنش ها میان دولت های عربی شده است. در همین خصوص اردوغان ضمن حمایت از موضع قطر در قبال شروط 13 ماده ای برای این کشور گفت: «ما این رویکرد 13 ماده ای را نقض حقوق بین المللی می دانیم. چنین حمله ای به حاکمیت مردم یک کشور در حقوق بین الملل غیرقابل توجیه و نادرست است. این اقدام در واقع حمله به حاکمیت یک کشور است.»این مواضع که نشان از همسویی راهبردی دوحه و آنکارا در حمایت از گفتمان اخوا ... ادامه ...

تنش ها میان قطر و اعراب به رهبری عربستان به سرعت در حال افزایش است. در این میان ایران فرصتی استثنایی یافته تا بتواند از شکاف ایجادشده در جبهه عربی به نفع خود بهره برداری کند. ۵۵آنلاین :امکان همسویی تاکتیکی با ترکیه، تشکیل یک مثلث منطقه ای با حضور عراق و قطر، استفاده از صف بندی جدید شکل گرفته در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس و در نهایت افزایش تراز تجاری با قطر، ازجمله فرصت های ایران در بحران عربی است. تنش ها میان قطر و دولت های عربی به رهبری عربستان سعودی، همچنان با شدت در حال پیشرفت است و رسیدن به یک راه حل مرضی الطرفین به مساله ای سخت و دشوار تبدیل شده است. این بحران که در اوج تلاش های عربستان برای شکل دهی به ناتوی عربی و اجماع بر سر مهار ایران اتفاق افتاد، فرصت هایی را برای ایران به عنوان رقیب منطقه ای سعودی ها فراهم آورده که به زعم تحلیلگران می تواند راهبرد ریاض را با چالش و ناکامی مواجه سازد. همسویی تاکتیکی ترکیه و ایران، شکل گیری مثلث جدید قدرت در خلیج فارس، صف بندی در شورای همکاری و افزایش تراز تجاری، چهار فرصت تهران از مجرای بالا گرفتن تنش ها میان دوحه و ریاض است که پیامدهای مهمی بر امنیت منطقه و نظام اتحادها و ائتلاف های سیال خواهد داشت.روز جمعه (5خرداد) امیر قطر طی سخنانی ایران را قدرت منطقه دانست و خواستار تعامل جهان عرب با تهران شد و همچنین حمایت خود را از دو گروه مقاومت حزب الله و حماس اعلام کرد. سخنان امیر قطر با واکنش مقامات سعودی مواجه شد و روز دوشنبه (15 خرداد) عربستان به دلیل اینکه دوحه از سیاست های ریاض در منطقه پیروی نمی کند، قطع رابطه خود را با قطر اعلام کرد؛ در همین حین دولت های امارات، بحرین، مصر و جزایر مالدیو و همچنین دولت خودخوانده شرق لیبی و رئیس جمهوری فراری و مستعفی یمن حمایت خود را از سیاست های آل سعود علیه قطر اعلام و روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را با دوحه قطع کردند. در ادامه این بحران، چهار دولت عربستان، مصر، بحرین و امارات، دو هفته پیش به قطر فرصتی ۱۰ روزه برای بررسی شروط ۱۳گانه داده اند که تاکنون با پاسخ منفی قطر مواجه شده است. در این لیست، مهم ترین شروطی که شورای همکاری خلیج فارس برای قطر معین کرده شامل قطع روابط دیپلماتیک با ایران و حزب الله، تعطیلی کامل شبکه الجزیره و برچیدن پایگاه نظامی ترکیه از خاک این کشور است. در این چارچوب که به نظر نمی رسد مقامات دوحه این شروط محدود کننده و ناقض حاکمیت و منافع خود را بپذیرند و ازسوی دیگر، دورنمای روشنی از حل وفصل بحران پیدا نیست و حتی احتمال تشدید آن نیز وجود دارد، می توان فرصت های این موضوع را برای ایران در عوامل زیر مورد بررسی قرار داد.همسویی تاکتیکی ترکیه و ایراناز همان آغاز بحران میان قطر و عربستان، دولت ترکیه که مواضع نزدیکی از حیث همسویی با جریان اخوان در قطر و در سطح منطقه با دولت قطر دارد، خواستار رفع تنش ها میان دولت های عربی شده است. در همین خصوص اردوغان ضمن حمایت از موضع قطر در قبال شروط 13 ماده ای برای این کشور گفت: «ما این رویکرد 13 ماده ای را نقض حقوق بین المللی می دانیم. چنین حمله ای به حاکمیت مردم یک کشور در حقوق بین الملل غیرقابل توجیه و نادرست است. این اقدام در واقع حمله به ... ادامه ...

تنش ها میان قطر و اعراب به رهبری عربستان به سرعت در حال افزایش است. در این میان ایران فرصتی استثنایی یافته تا بتواند از شکاف ایجادشده در ...تنش ها میان قطر و اعراب به رهبری عربستان به سرعت در حال افزایش است. در این میان ایران فرصتی استثنایی یافته تا بتواند از شکاف ایجادشده در جبهه عربی به نفع خود بهره برداری کند. امکان همسویی تاکتیکی با ترکیه، تشکیل یک مثلث منطقه ای با حضور عراق و قطر، استفاده از صف بندی جدید شکل گرفته در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس و در نهایت افزایش تراز تجاری با قطر، ازجمله فرصت های ایران در بحران عربی است.تنش ها میان قطر و دولت های عربی به رهبری عربستان سعودی، همچنان با شدت در حال پیشرفت است و رسیدن به یک راه حل مرضی الطرفین به مساله ای سخت و دشوار تبدیل شده است. این بحران که در اوج تلاش های عربستان برای شکل دهی به ناتوی عربی و اجماع بر سر مهار ایران اتفاق افتاد، فرصت هایی را برای ایران به عنوان رقیب منطقه ای سعودی ها فراهم آورده که به زعم تحلیلگران می تواند راهبرد ریاض را با چالش و ناکامی مواجه سازد. همسویی تاکتیکی ترکیه و ایران، شکل گیری مثلث جدید قدرت در خلیج فارس، صف بندی در شورای همکاری و افزایش تراز تجاری، چهار فرصت تهران از مجرای بالا گرفتن تنش ها میان دوحه و ریاض است که پیامدهای مهمی بر امنیت منطقه و نظام اتحادها و ائتلاف های سیال خواهد داشت.روز جمعه (5خرداد) امیر قطر طی سخنانی ایران را قدرت منطقه دانست و خواستار تعامل جهان عرب با تهران شد و همچنین حمایت خود را از دو گروه مقاومت حزب الله و حماس اعلام کرد. سخنان امیر قطر با واکنش مقامات سعودی مواجه شد و روز دوشنبه (15 خرداد) عربستان به دلیل اینکه دوحه از سیاست های ریاض در منطقه پیروی نمی کند، قطع رابطه خود را با قطر اعلام کرد؛ در همین حین دولت های امارات، بحرین، مصر و جزایر مالدیو و همچنین دولت خودخوانده شرق لیبی و رئیس جمهوری فراری و مستعفی یمن حمایت خود را از سیاست های آل سعود علیه قطر اعلام و روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را با دوحه قطع کردند. در ادامه این بحران، چهار دولت عربستان، مصر، بحرین و امارات، دو هفته پیش به قطر فرصتی ۱۰ روزه برای بررسی شروط ۱۳گانه داده اند که تاکنون با پاسخ منفی قطر مواجه شده است. در این لیست، مهم ترین شروطی که شورای همکاری خلیج فارس برای قطر معین کرده شامل قطع روابط دیپلماتیک با ایران و حزب الله، تعطیلی کامل شبکه الجزیره و برچیدن پایگاه نظامی ترکیه از خاک این کشور است. در این چارچوب که به نظر نمی رسد مقامات دوحه این شروط محدود کننده و ناقض حاکمیت و منافع خود را بپذیرند و ازسوی دیگر، دورنمای روشنی از حل وفصل بحران پیدا نیست و حتی احتمال تشدید آن نیز وجود دارد، می توان فرصت های این موضوع را برای ایران در عوامل زیر مورد بررسی قرار داد.همسویی تاکتیکی ترکیه و ایراناز همان آغاز بحران میان قطر و عربستان، دولت ترکیه که مواضع نزدیکی از حیث همسویی با جریان اخوان در قطر و در سطح منطقه با دولت قطر دارد، خواستار رفع تنش ها میان دولت های عربی شده است. در همین خصوص اردوغان ضمن حمایت از موضع قطر در قبال شروط 13 ماده ای برای این کشور گفت: «ما این رویکرد 13 ماده ای را نقض حقوق بین المللی می دانیم. چنین حمل ... ادامه ...

خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حسام رضایی: «احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، ... ادامه ...

لیست شورای شهر اصلاح طلبان حواشی بسیاری آفرید؛ دبیرکل حزب اراده ملت و عضو کنونی شورای شهر تهران، روایتی جالب از پشت پرده این لیست دارد.«احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد. در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما ... ادامه ...

«احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود ... ادامه ...

معتقدم که ماموریت شورای عالی اصلاح طلبان تمام شده و باید مجددا مورد بازنگری قرار بگیردبه گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از مهر، «احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟من می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصو ... ادامه ...

اصلاح طلبان باید خواستار حضور وزیر آذربایجانی در کابینه ی روحانی می شدند/ تُرک زبان ها گله مندند/ اعتراض مان را به گوش معاون اول رئیس جمهور رساندیم نماینده مردم ملکان در مجلس شورای اسلامی گفت: انتظار حضور وزیر شایسته ی ترک زبان در کابینه دوازدهم یک نگاه قومیتی نیست بلکه یک دید صلاحیتی است.سلمان خدادادی در گفت وگو با خبرنگار گروه سیاسی آناج درباره عدم حضور افراد آذربایجانی در لیست های منتشر شده برای تصدی پست وزارت، ابراز کرد: پانزده روز قبل نطقی داشتم که در آن به دولت پیشنهاد کردم برای اینکه تمام مناطق ایران احساس مشارکت در دولت نمایند، کابینه را از خودشان بدانند و احساس کنند که در دولت حق خواهی دارند و نگاه منطقه ای وجود ندارد، اشخاصی از تمام مناطق و استان ها را به مجلس پیشنهاد دهند.وی ادامه داد: درباره آذربایجان نیز این نگاه به صورت قومیتی نیست بلکه مردم و مسئولین آذربایجان در طول چهار دهه ثابت کردند مدیران موفقی بودند؛ در جنگ ثابت کردند بهترین لشکر را تحت عنوان لشکر عاشورا داش ... ادامه ...

به گزارش بی باک نیوز؛ پرونده داعش در عراق در حال بسته شدن است و با پتانسیل ایجاد شده پس از آزادسازی موصل، طومار این گروه تروریستی خیلی زودتر از حد انتظار در شهرهای کوچک «الحویجه»، «تل عفر» و «القائم» بسته خواهد شد.اما، غائله تروریسم در عراق مانند مثلثی است که دو ضلع دیگر هم دارد؛ یکی حامیان آنها هستند که طشت رسوایی آنها مدت هاست افتاده و از کوچک و بزرگ و کارشناس و غیرکارشناس، همه می دانند چه کشورهایی از آنها حمایت می کرده اند. ضلع دیگر، تحولات سوریه است؛ در بلبشوی بحران های رنگارنگی که منطقه را فرا گرفته، هیچ دو کشوری را نمی توانیم بیابیم که تا این حد سرنوشت آنها به هم گره خورده باشد. این گره با دستان آمریکا و با موجودیت یافتن «دولت اسلامی عراق و شام» (یا همان داعش)، زده شد. لذا، طبیعی است که هرگونه تحولی در عراق، هم حامیان داعش را نگران می کند و هم بر تحولات سوریه اثر می گذارد.این تصویر سه بعدی، حد و مرز بحران را به خوبی نشان می دهد و در مقاله حاضر نیز مبنای توصیف و تحلیل شرایط موجود قرار می گیرد. نقطه ثقل توجه نویسنده نیز کشور سوریه خواهد بود، چرا که به زعم نویسنده، همان طور که عراق رو به آرامش می رود، شرایط سوریه، طی هفته ها و ماه های آینده به خاطر مداخلات آمریکا و اسرائیل، حساس تر خواهد شد.سرویس خارجییکی از کارویژه های سیستم ها و نظام ها، عادی جلوه دادن شرایط است. این چیزی است که این روزها در ارتباط با آمریکا و عراق، کم و بیش صدق می کند؛ همه می دانند که در عراق اتفاق بزرگی افتاده است، اتفاقی که احتمالا همه چیز را در حد و اندازه ژئوپلیتیک غرب آسیا زیرورو خواهد کرد و پس لرزه های آن به کل جهان نیز خواهد رسید. در ارتباط با تأثیرگذاری واقعه موصل، از همه مهم تر و از همه تأثیرپذیرنده تر، کشور سوریه است و همه می دانیم که پیامد این واقعه در سوریه، فوری و عمیق خواهد بود.عراقی ها با خود عهده کرده اند که به محض یکسره کردن کار داعش، به کمک دولت دمشق و نیروهای مقاومت بشتابند. این اشتیاق از زبان همه در عراق جاری است؛ از نخست وزیر و وزیردفاع و فرماندهان ارتش و پلیس و بسیج مردمی عراق، همه برای همکاری با دولت سوریه سر از پا نمی شناسند و البته، بهتر است بگوئیم که همین الآن هم صدها نیروی داوطلب عراقی از جنبش نجبا گرفته تا سایر زیرمجموعه های بسیج مردمی در استان های حلب و حمص و دیرالزور حضور دارند و با تکفیر ی ها می جنگند.مورد دیگری که باز آن هم یک تحول بزرگ محسوب می شود و خواب و رؤیای آمریکا را در منطقه باطل می کند، گرایش قلبی عراقی ها به ایران است؛ ۱۴ سال حضور آمریکا و سپس داعش در عراق، هرچند برای توده های مظلوم و جامعه عراق پرهزینه و زجرآور بوده، ولی یک چیز را در عمل به همه نشان داده و آن، مشخص شدن دوست و دشمن عراق است.به طور معمول، رژیم عربستان برای همسو کردن ملت عراق با خود، از دو حربه استفاده می کرده و این همسویی را نیز علیه ایران به کار می برده است؛ یکی، تبلیغ در مورد امت واحد عربی و دیگری، تزریق اندیشه های وهابیت در مناطق سنی نشین و مستعد پذیرش آن.اما، تحولات ۱۴ سال گذشته نشان داد که سعودی ها خطرناک ترین و درنده ترین دشمن مردم عراق هستند. مردم عراق با تمام وجود لمس کردند که ملغمه پان عربیسم و وهابیسم، معنی اش چیست.در طول سال های گذشته چیزی را که ملت عراق از دو همسایه جنوبی و شرقی شاهد بودند این بود که از جنوب، بمب های انفجاری، اندیشه های تروریستی، افراد تکفیری و مفتی های داعش وارد عراق می شوند، ولی پا به پای آن، از شرق غذا، دارو، مصالح ساختمانی و کمک های نظامی به ارتش، وارد می شوند.سعودی ها از طریق تروریست ها و رسانه ها، نفرت و نفاق و کینه توزی را در جامعه عراق می پراکندند و ایرانی ها دلگرمی و مشاوره به دولت و فرماندهان و وحدت بخشی به اقوام و مذاهب را در اختیار دولت، ارتش و جامعه عراق قرار می دادند.سعودی ها زنان و کودکان بی گناه را می کشتند و ایرانی ها قربانیان حسد و نفرت رژیم آل سعود را مداوا می کردند.بی دلیل نیست که این روزها در عراق ایران و ایرانی، محبوب ترین ملت و به همان میزان، سران آل سعود منفورترین چهره هاست.اما، این عشق و نفرت بازی آمریکا را در منطقه به هم می زند. با این حال، واشنگتن طوری وانمود می کند که در عراق هیچ اتفاقی نیفتاده و اصولا، شکست داعش در موصل یک طرح مشترک آمریکایی عراقی بوده که اکنون نتیجه داده است.به هر حال، آمریکا می گوید همه چیز درعراق عادی است و مطابق برنامه پیش می رود و این سیاست خطرناکی است و مردم و مقامات عراق نباید این گونه فکر کنند. آنها باید متوجه باشند چیزی که در عراق رخ داده، خارق عادت است و علاقه به ایران و پیچیده شدن پرونده داعش، برای نظم آمریکایی در منطقه ساختار شکن هستند و خصوصاِ، همه چیز را برای آمریکا و اسرائیل در سوریه به هم می ریزند و حداقلش این است که کار آمریکا را در سوریه سخت می کنند. به همین خاطر سوریه روزهای سرنوشت ساز و حساسی را پیش رو دارد.دولتمردان عراقی اگر از این ... ادامه ...

تنش ها میان قطر و دولت های عربی به رهبری عربستان سعودی، همچنان با شدت در حال پیشرفت است و رسیدن به یک راه حل مرضی الطرفین به مساله ای سخت و دشوار تبدیل شده است. این بحران که در اوج تلاش های عربستان برای شکل دهی به ناتوی عربی و اجماع بر سر مهار ایران اتفاق افتاد، فرصت هایی را برای ایران به عنوان رقیب منطقه ای سعودی ها فراهم آورده که به زعم تحلیلگران می تواند راهبرد ریاض را با چالش و ناکامی مواجه سازد. همسویی تاکتیکی ترکیه و ایران، شکل گیری مثلث جدید قدرت در خلیج فارس، صف بندی در شورای همکاری و افزایش تراز تجاری، چهار فرصت تهران از مجرای بالا گرفتن تنش ها میان دوحه و ریاض است که پیامدهای مهمی بر امنیت منطقه و نظام اتحادها و ائتلاف های سیال خواهد داشت.به گزارش ایران خبر، روز جمعه (5خرداد) امیر قطر طی سخنانی ایران را قدرت منطقه دانست و خواستار تعامل جهان عرب با تهران شد و همچنین حمایت خود را از دو گروه مقاومت حزب الله و حماس اعلام کرد. سخنان امیر قطر با واکنش مقامات سعودی مواجه شد و روز دوشنبه (15 خرداد) عربستان به دلیل اینکه دوحه از سیاست های ریاض در منطقه پیروی نمی کند، قطع رابطه خود را با قطر اعلام کرد؛ در همین حین دولت های امارات، بحرین، مصر و جزایر مالدیو و همچنین دولت خودخوانده شرق لیبی و رئیس جمهوری فراری و مستعفی یمن حمایت خود را از سیاست های آل سعود علیه قطر اعلام و روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را با دوحه قطع کردند. در ادامه این بحران، چهار دولت عربستان، مصر، بحرین و امارات، دو هفته پیش به قطر فرصتی ۱۰ روزه برای بررسی شروط ۱۳گانه داده اند که تاکنون با پاسخ منفی قطر مواجه شده است. در این لیست، مهم ترین شروطی که شورای همکاری خلیج فارس برای قطر معین کرده شامل قطع روابط دیپلماتیک با ایران و حزب الله، تعطیلی کامل شبکه الجزیره و برچیدن پایگاه نظامی ترکیه از خاک این کشور است. در این چارچوب که به نظر نمی رسد مقامات دوحه این شروط محدود کننده و ناقض حاکمیت و منافع خود را بپذیرند و ازسوی دیگر، دورنمای روشنی از حل وفصل بحران پیدا نیست و حتی احتمال تشدید آن نیز وجود دارد، می توان فرصت های این موضوع را برای ایران در عوامل زیر مورد بررسی قرار داد. همسویی تاکتیکی ترکیه و ایراناز همان آغاز بحران میان قطر و عربستان، دولت ترکیه که مواضع نزدیکی از حیث همسویی با جریان اخوان در قطر و در سطح منطقه با دولت قطر دارد، خواستار رفع تنش ها میان دولت های عربی شده است. در همین خصوص اردوغان ضمن حمایت از موضع قطر در قبال شروط 13 ماده ای برای این کشور گفت: «ما این رویکرد 13 ماده ای را نقض حقوق بین المللی می دانیم. چنین حمله ای به حاکمیت مردم یک کشور در حقوق بین الملل غیرقابل توجیه و نادرست است. این اقدام در واقع حمله به حاکمیت یک کشور است.»این مواضع که نشان از همسویی راهبردی دوحه و آنکارا در حمایت از گفتمان اخوان در سطح منطقه دارد و پیش تر نمود خود را در سال 2012 در شکل دهی به یک ائتلاف منطقه ای متشکل از ترکیه، قطر، مصر و حماس نشان داد، باعث تقویت این موضوع شده که ... ادامه ...

وحید جلیلی با حضور در برنامه جهان آرای شبکه افق ، به تفصیل نکات و شبهات مربوط به کلید واژه "آتش به اختیار "، که در دیدار دانشجویی ماه رمضان امسال رهبر انقلاب مطرح شد، را مورد بررسی قرار داد.1.فرصتی برای مرور مبانی جمهوری اسلامی کلیدواژه " آتش به اختیار" ؛ که آقا در این دیدار پرطراوت دانشجویی استفاده کردند بازتاب های زیادی داشت و دوست و دشمن راجع به آن حرف های متفاوتی زدند. خیلی مبارک و مغتنم است که ما همین را فرصت تلقی بکنیم، برای این که مبانی جمهوری اسلامی و تعاریف نظام را مرور بکنیم. بعضی از واکنش هایی که صورت گرفت، واقعاً مغرضانه بود. یعنی کاملاً مشخص بود که از روی غرض سعی کردند معنایی که آقا از این واژه مراد کرده بودند را تحریف بکنند. یکی از وظایف رهبری این است که معایب و نقایص نظام را ترمیم بکند. یعنی اگر یک جایی، یک ساز و کاری، یک سیستمی، یک دستگاهی دچار عیبی شد که آن عیب هم مزمن شد و علاج آن طولانی شد، این افتخار رهبر یک نظام نیست که در مقابل آن عیب سکوت بکند و پاسخ هایی که چندان قانع کننده هم نیست را بپذیرد و اجازه بدهد رویه ها و استانداردهای غلط جلوی آزاد شدن ظرفیت ها را بگیرد. 2.ولایت "مطلقه" ابزار مقابله با دیکتاتوری اصلاً وقتی که ما می گوییم ولایت "مطلقه" فقیه یعنی چه؟ چون دیدم بعضی ها دارند می گویند که:" این خلاف قانون است، می خواهند خارج از چارچوب ها عمل بکنند و ..." . اولاً که این نیست ولی حتی اگر این هم باشد. نظریه مترقی ولایت فقیه، طبق آن چیزی که حضرت امام تبیین کردند، حتی در چارچوب احکام اولیه و ثانویه هم محدود و محصور نمی شود. یعنی با حکم حکومتی حتی می تواند اینها را هم نقض بکند. یکی از دعواهای عمده ای که در طول حیات حضرت امام هم در جریان بود، همین بود که امام می فرمودند ولی فقیه حتی می تواند حج را هم تعطیل بکند. اگر ببیند که مصلحت جامعه دینی این است. حالا این چیزی که چند روز پیش در کلام رهبری بیان شده، این که اصلاً نه نفی قانون است، نه نفی یک اصلی است. حالا توضیح خواهم داد که معنای آن چیست. یکی از مهم ترین کارهای ولایت فقیه جلوگیری از دیکتاتوری است. وقتی که می گوییم ولایت مطلقه فقیه، نه تنها دیکتاتوری نیست بلکه یعنی دست ولی فقیه، (ولی فقیه کسی است که صلاحیت های حقیقی دارد و یک جمع بزرگی صلاحیت های حقیقی او را احراز کرده اند و به آن گواهی داده اند. ) باز باشد.3.آتش به اختیار در برابر دیکتاتوری ستادهای گیج ! ولایت مطلقه فقیه یعنی دست ولی فقیه باز باشد برای این که با دیکتاتوری مبارزه بکند، در هر شکل آن. خب. ما الان می بینیم. یک شیوه ای از دیکتاتوری که ما الان با آن مواجه هستیم، دیکتاتوری ستادها است. یعنی یک سری ستادهای ناکارآمد، سرگردان، بی برنامه و گیج، اینها در یک جایگاه هایی قرار گرفته اند. با آنها هم خیلی مماشات شده که شما طبق قانون این وظیفه تان را انجام بدهید. این جا این مشکلات را حل کنید. زمینه و بستر را فراهم بکنید، برای این که ظرفیت های انسانی جامعه و قابلیت های نرم افزاری کشور بتواند بیاید و در جهت پیشرفت حوزه های مختلف فرهنگی، هنری، رسانه ای و ... و... و نقش آفرینی بکند. خب اگر اینها سالیان سال این کار را نکردند بلکه بعضاً بر معایب شان افزوده شد و بر سرگشتگی خود اینها افزوده شد. خب باید چه کار بکنیم؟ باید بگوییم که ده ها هزار و بلکه صدها هزار فعال فرهنگی و اجتماعی که در این کشور هستند، بسوزند و بسازند؟ یا نه. اصلاً وظیفه رهبری این است که وقتی می بیند یک اختلال سیستمی وجود دارد، بیاید راهکار خودش را برای رفع آن ارائه بدهد. آن چیزی که آقا بیان کردند این بود که وقتی شما با اختلال سیستمی مواجه هستید، شما آتش به اختیار هستید. من تعجب می کنم بعضی ها با یک سری مواضع تند سعی کردند این را تحریف بکنند و یک حرف خیلی منطقی و بدیهی را زیر سؤال ببرند. 4.نفی آتش به اختیار و تلقی مضحک از سیستم من یک مثال بزنم. به نظرم قضیه را خیلی روشن بکند. فکر می کنم همه فیلم عصر جدید آقای چارلی چاپلین را دیده باشند. آن جا چه اتفاقی می افتد؟ آن جا اختلال سیستمی به وجود می آید ولی به آقای چارلی چاپلین القا شده که شما باید یک سری استانداردهایی را رعایت بکنی. یک آچاری دست شما هست. باید با آن آچار از سمت راست به سمت چپ، مثلاً چهل و پنج درجه هی این را بچرخانید. می بیند سیستم مختل شده ولی چون آتش به اختیار نیست، می گوید نه! من باید همان کلیشه ها، همان ضوابط، همان استانداردهایی که از بالا اعلام شده را پیگیری بکنم. بعد می بینید که نتیجه چقدر مضحک می شود. می شود یکی از کمدی ترین فیلم های تاریخ سینما را بر اساس یک چنین تلقی ای از سیستم ساخت.آنهایی که کلمه آتش به اختیار را نفهمیدند، معلوم است که یک چنین تلقی مضحکی از مسأله سیستم و کارکردهای سیستمی دارند. در هر سیستمی ممکن است اختلالاتی به وجود بیاید. به خصوص وقتی که شما با یک مجموعه انسانی طرف هستید. انسان یک موجودی است که عقل دارد و می تواند در جایگاه خودش آن اختلال را تشخیص بدهد و متناسب با آن اختلال و به اقتضای شرایط ، عکس العمل بهتری نشان بدهد که شما بتوانید آن خروجی اصلی را از سیستم بگیرید. اینها می گویند نه. اگر سیستم خروجی هم نداشت، نداشت. آن چیزی که موضوعیت دارد و آن چیزی که اصل است، آن فرایند است. به اصطلاح آن ضوابط اعلام شده و آن بخشنامه ها و ... و ... و است. بله. این تلقی غلط و غیر منطقی موجب می شود که شما به کسانی که با این سیستم سر و کار دارند توصیه بکنید که شما هم به اختلال سیستمی کمک بکنید! با اطاعت تان، با سکوت تان، با پذیرش اشتباهات خیلی خیلی واضح و خلاءهای خیلی خیلی واضح. این یک تعبیر راجع به این کلیدواژه ای است که مقام معظم رهبری به کار بردند. حالا مسائل دیگری هم می شود در مورد آن صحبت کرد. 5. فاصله صف و ستاد زیاد شده است این را نمی شود انکار کرد که به خصوص در حوزه فرهنگ، بین صف و ستاد یک فاصله غیر منطقی ایجاد شده و ستادها کمتر صف و اقتضائات آن را می فهمند و بسیاری از امکانات و اختیارات هم در اختیار آنها است. خب همین خیلی اختلال ایجاد می کند. من چند سال پیش یادداشتی به نام صف های خسته، ستادهای چاق و پادشاهان لخت نوشتم. آن زمان به خیلی ها بر خورد در آن جا همین را تبیین کرده بودیم که ستادها بد جور آماس کرده. بد جور فربه شده و چاق شده. ستادهای بی خاصیتی که خروجی هم ندارد. روز به زور هم هی دارد پر طمطراق تر می شود و عرض و طول آن بیشتر می شود. 6.تحریف ولایت پذیری بگذارید یک مقدار راحت تر صحبت بکنیم. ببینید، ما یک مفهومی به نام ولایت پذیری داریم. یکی از افتخارات تشیع و یکی از افتخارات جمهوری اسلامی است ولی هر مفهومی اگر درست تلقی نشود و به اندازه فهم نشود و به آن التزام نباشد، کم کم ممکن است تحریف بشود. من می خواهم آتش به اختیار را یک مقدار هم از این زاویه توضیح بدهم. ببینید، اگر در مورد مفهوم ولایت پذیری افراط بشود. کار به جایی برسد که فلان دهدار در فلان روستا هم بگوید اگر در برابر فلان کار غلط من، کاری که واضح غلط است، کسی بخواهد حرف بزند، این ضد ولایت فقیه است. خب این به ضد خودش تبدیل شده.7.ولایتی های ضد ولایت! اصلاً مفهوم ولایت در کنار مفهوم جمهوریت است، نه در برابر آن. نظام ما هم نظام ولایت فقیه است و هم نظام جمهوری اسلامی است. این دوتا دو روی یک سکه هستند. یعنی چی. همان طور که در بخش اول صحبتم عرض کردم. یکی از مهم ترین کارهای ولایت فقیه فضا باز کردن برای مردم است. جلوگیری از دیکتاتوری است. یعنی نظام ما اصلاً نظام مستضعفین است. مستضعفین یعنی چی. واژه مستضعف در قرآن یعنی چی. مستضعف کسی است که ضعیف نگه داشته می شود. جلوی شکوفایی ظرفیت ها و قابلیت هایش گرفته می شود. یعنی اجازه نمی دهد که ظرفیت های انسانی شکوفا بشود. اصلاً نظام دینی به وجود می آید و ولایت فقیه به صحنه می آید برای چی. برای این که تبعیض شکل نگیرد. برای این که همه بتوانند به طور یکسان به آن میزانی که خدا به آنها استعداد و قابلیت داده رشد بکنند. نظام رشد است. اگر یک عده آمدند در مقابل شکوفایی خیلی از ظرفیت ها ایستادند و بعد کسی خواست به آنها اعتراض بکند، گفتند که این کار شما خلاف ولایت پذیری است در حالی که کار خودشان خلاف ولایت پذیری است. 8.ولایت، باید حس گشایش ایجاد کند وقتی که می گوییم ولایت، باید حس گشایش دست بدهد. فضا باز بشود. نه این که این واژه را جوری به کار ببرند که فضا را ببندند. متأسفانه ما در حوزه های مختلف نمونه هایی را از این داریم که کسانی با قیافه های ظاهرالصلاح به صحنه می آیند و حتی بسیاری از بچه حزب اللهی ها را ساکت می کنند. منزوی می کنند. به انزوا می رانند و جلوی فعالیت آنها را می گیرند. به همین بهانه که این کار شما خلاف ولایت است. کجای آن خلاف ولایت است. تو باید از من اطاعت بکنی. چون من در سلسله مراتب به او مرتبط هستم. آقا، این کاری که تو داری می کنی و مهم تر از آن کارهای زیادی را که نمی کنی، اینها چه نسبتی دارد با آن صحبت هایی که ما داریم هر شب از آقا می شنویم. مثلاً آقا در حوزه فرهنگ این همه بحث کردند. این همه نکته گفتند. این همه رهنمود دادند. راهکار دادند. (مجری: ممکن است بین کسی که دارد عمل می کند و آن آدمی که یک مسؤولیتی آن جا به عهده اش هست، این اختلاف به وجود بیاید که این بگوید آن که من می گویم به این حرفی که آقای جلیلی دارد می گوید نزدیک تر است. آن یکی بگوید نه. این کاری که من دارم می کنم نزدیک تر است.... )نه این گونه نیست. اصلاً فرصت گفتگو پیش نمی آید. بحث نمی کنند. اتفاقاً این خیلی خوب است. مثلاً بگویند نظر ما این است و نظر شما این است. اصلاً خیلی از اوقات این گفتگو شکل نمی گیرد. اجازه گفتگو داده نمی شود. اتفاقاً اگر فضایی برای گفتگو باشد. آقا در همین سخنرانی هم باز اشاره کردند. گفتند میزگردها را راه بیندازید. گفتگوهای چهره به چهره را فعال بکنید. این یعنی چی. یعنی خیلی خب، نظر شما این است. یک نفر دیگر هم یک نظر دیگر دارد. یک نفر دیگر هم یک نظر دیگر دارد. اینها را بیاییم اضربوا بعض رأی ببعض تَولََّدَ منه الصواب. بگذارید فضا باز باشد. اتفاقاً اینها جوری از ولایت حرف می زنند کانه از ولایت خودشان حرف می زنند. از ولایت شخصی خودشان. من گفتم و تمام شد! 9.ولایت با مبنای کمونیستی و سکولار؟! باید یک سری تعارفات را کنار بگذاریم. ببینید، در مشهد ما یک تشکیلاتی هست. مثلاً برای انتخابات. حالا این در حوزه های مختلف است و این یک مَنِش است. حالا یک بار در فرهنگ بروز می کند و یک بار در سیاست. مثلاً در انتخابات می آید می گوید هیچ کس حق ندارد خودش فکر بکند. تفکر تعطیل. تحلیل تعطیل. مثلاً انتخابات می خواهد مجلس باشد، شوراها باشد یا چیز دیگری باشد. ما صبح جمعه یک لیست به شما می دهیم. بالای آن نوشته هو المطلوب. می روید به این لیست رأی می دهید. اگر چه اسامی را نشناسید. اگر چه هیچ اطلاعی راجع به منش و تفکر و برنامه اینها نداشته باشید. اسم آن را هم تفکر ولایی می گذارند. این صد درصد تفکر ضد ولایی است. ولایت فقیه از شما خواسته که فکر بکنید. آگاه باشید. تحلیل داشته باشید. بصیرت داشته باشید. اگر آمدید سوءاستفاده کردید و مبانی غربی و مبانی سکولار و مبنای کمونیستی را آوردید که همه اینها با مبانی دینی فاصله دارد، شما ضد ولایت فقیه هستید. اگر چه ظاهرالصلاح هم باشید. اگر چه دیگران را متهم بکنید. 10.آغاز ویروس زدایی از نرم افزار تفکر ولایی ما در سال های گذشته از این سنخ رفتارها کم نداشتیم. من فکر می کنم این جلسه مبارک در حضور دانشجویان آغاز یک ویرایشی در نظام ولایی است. یعنی آن رسوباتی که موجب شده این قنات نتواند به آن میزانی که قابلیتش را دارد، جامعه را اشراب و سیراب بکند، این باید لایروبی بشود. باید یک سری تفکرات غلط، یک سری تفکرات اشتباه که آمده و نرم افزار تفکر ولایی را در کشور آلوده و ویروسی کرده، اینها باید ویروس زدایی بشود. مسبوق به سابقه هم هست. مربوط به امروز و دیروز نیست. سیزده آبان هزار و سیصد و هفتاد و دو. آقا آن جا هم فرمودند که آن بحث شان هم خیلی جنجال به پا کرد و یک عده با قیافه های ظاهرالصلاح و در ظاهر دلسوز به آقا ایراد گرفتند که این چه جمله ای بود که شما گفتید. آقا آن جا به دانشجویان فرمودند. گفتند دانشجو، تحلیل گر باش. خودت اهل تحلیل باش. خودت فکر کن. تحلیل کنید، هر چند غلط. این عین جمله آقا بود یا مضمون همین است که تحلیل کنید، هر چند غلط. یک عده می گفتند ما ولایی هستیم. شعارشان چی بود. تحلیل نکن، هر ... ادامه ...

سوال) تحلیل حضرتعالی از انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری و آثار آن در وضعیت کنونی انقلاب اسلامی چیست؟بسم الله الرحمن الرحیم. نگاه کلی حقیر این است که وضعیت انقلاب اسلامی و وضعیت جریان انقلابیون در داخل انقلاب اسلامی، در مجموع، وضعیت قابل دفاع و روبه پیش است و به هیچ وجهبرگشتی در کار نیست. این تحلیل کلی است. ما به هیچ وجه نباید صحنه انتخابات را جدا از روند انقلاب اسلامی و درگیری هایی که در مقیاس جامعه جهانی داشته، و بازتاب این درگیری در داخل کشور و در آراء انتخاباتی، تحلیل کنیم. حتماً تحلیل واقعیت انتخابات در یک نگاه شامل به تحلیل موازنه بین انقلاب اسلامی و جهان غرب، موازنه انقلاب اسلامی و جریان های داخل دنیای اسلام، و موازنه داخلی جمهوری اسلامی برمی گردد؛ این سه مؤلفه باید در تحلیل انتخابات مورد ملاحظه قرار بگیرند. ـ وضعیت انقلاب اسلامی در موازنه جهانیدر موازنه جهانی بین تمدّن اسلام با تمدّن غرب می توان گفت: بین اسلام و کفر یک درگیری تاریخی وجود دارد که در مرحله ظهور انقلاب اسلامی وارد مرحله جدیدی شده است. این درگیری به سرعت به تغییر موازنه به نفع اسلام منتهی شده و از مرزها عبور کرده و به بیرون مرزهای جغرافیایی صادر شده است؛ حتی تا مرحله فروپاشی اردوگاه شوروی پیش رفته و به مرز درگیری جدی با لیبرال دموکراسی در مقیاس جامعه جهانی رسیده است که از آن به «برخورد تمدّن ها» تعبیر شده است؛ درگیری بین دو تمدّن که یکی تمدّن اسلام با محوریت ایران و دومی تمدّن غرب یعنی لیبرال دموکراسی به لیدری آمریکاست.در یک نگاه فلسفه تاریخی به این درگیری، می توان گفت تمدّن اسلام، تمدّنی رو به ظهور و تمدّن غرب، تمدّنی رو به افول است؛ البته شاخص هایش هم در جای خود قابل استدلال است. بر این اساس در موازنه بین دنیای اسلام و کفر، وضعیت ما وضعیت رو به پیش بوده و در طول 38 سال گذشته هم سرعتی قابل قبول و بلکه بیش از حد انتظار داشته است. این قدرت نرم را امام(ره) فعال کردند و این شعله ها را از زیر خاکستر بیرون آوردند؛ مفهوم قدرت و موازنه قدرت تغییر یافت و در نتیجه آمریکا به همراه ناتو با همراهی سازمان های بین المللی و... به دنیای اسلام حمله کردند؛ آمریکا با همه قوا هم آمده بود و می گفت: ایران مرکز شرارت است؛ حتی تاریخ تعیین کرد که در سال 2000 عراق را، 2003 افغانستان را و 2005 ایران را اشغال می کنند؛ می گفتند: از دو طرف ایران را محاصره و بعد سرکوب می کنیم! اما الآن 12 سال از 2005 می گذرد و همه معترف هستند که ما مقتدرتر هستیم و آمریکا ضعیف تر شده است. معنی «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» هم همین است. آمریکا امروز مشروعیت و اقتدار اقتصادی اش را به شدت از دست داده و ابرقدرتی او به عنوان قدرت برتر جهان مورد تردید است و این تردید هم فقط از ناحیه ما نیست.ـ وضعیت منطقه ای انقلاب اسلامی (اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی)بحث بعدی این است که غرب دارای یک ادامه و دنباله در داخل دنیای اسلام است. مبارزه ما با کفر، به مبارزه با جریان وابسته به کفر در داخل دنیای اسلام منتهی می شود، که دو تا جریان است: یکی جریان سلفی گری است که در قالب خشونت ظهور پیدا کرده است؛ یکی هم قرائت توسعه گراها و جریان توسعه گراهاست. البته غرب هم این دو جریان را در طول این سه دهه حمایت کرده است؛ در دوره ریگان با عربستان وارد مذاکره شدند و قرارداد بستند که از توسعه اسلام به قرائت سلفی در مقابل انقلاب اسلامی حمایت کنند. نتیجه سرمایه گذاری عربستان و همکاری جهان غرب، بسط قرائت سلفی گری از اسلام در جامعه جهانی و به ویژه در اروپا و کشورهای غربی است. نسبت به توسعه گراها هم تلاش کردند که این جریان غربگرا را در دنیای اسلام شبکه سازی کنند و بر محور این شبکه در بعضی از کشورها از جمله مالزی الگوسازی هم کردند، که نمونه اخیر آن هم ترکیه است. پس دو جریان در درون دنیای اسلام وجود دارد که با انقلاب اسلامی درگیرند. امام(ره) از اینها به اسلام آمریکایی تعبیر می کردند. به تعبیری جریان تحجر و جریان انفعال در مقابل غرب هستند؛ یکی جریانی که به طالبانیسم و داعش منتهی می شود، و دیگری جریانی که توسعه گرا است و به حزب اعتدال و توسعه می رسد.ـ وضعیت داخلی انقلاب اسلامی (انقلابیون در برابر غربگراها)غرب در داخل کشور ما هم در طول 38 سال گذشته در حمایت از جریان وابسته به غرب سرمایه گذاری کرده است؛ البته مقصود تنها وابستگی سیاسی نیست، بلکه بیشتر، وابستگی فرهنگی است تا سیاسی.پس یک طرف این درگیری، جریان استکبار و تمدّن غرب به اضافه ادامه آن در دنیای اسلام و در جمهوری اسلامی است، و طرف دیگر هم جریان انقلاب اسلامی در داخل و همچنین انقلابیون جهان اسلام و مستضعفین جهان است. در بررسی این درگیری می بینیم که تغییر موازنه دائماً به نفع جبهه انقلاب بوده است؛ یعنی اقتدار تمدّن غرب کاهش پیدا کرده است. از فروپاشی شوروی گرفته تا ایجاد بحران های فرهنگی عظیم در مقابل لیبرال دموکراسی و تضعیف پایگاه غرب و ایجاد بحران در درون جامعه غرب که ظهور آن هم در همین بحران اقتصادی در همین دهه اخیر در آمریکا بود.ریشه بحران اقتصادی دهه جدید در غرب در چالش با انقلاب اسلامی است. فیلسوفان اجتماعی غرب که حوادث را عمیق تحلیل می کنند به این مطلب اذعان کردند که ضعف قدرت غرب، ناشی از ضعف اقتدار ایدئولوژیک آن در جهان است و بحران اقتصادی آن هم ریشه در بحران ایدئولوژیک غرب دارد. این در حقیقت، چالش ایدئولوژیک بین انقلاب اسلامی و تمدّن غرب است. در درون دنیای اسلام هم جبهه سلفی با محوریت عربستان ـ که به طالبانیسم و القاعده و بعد به جریان داعش در عراق و سوریه منتهی شد ـ کم کم پایگاه و اقتدار نظامی و هم اقتدار فرهنگی خود را از دست داده و می دهند. و جریان توسعه گرا در دنیای اسلام به لیدری ترکیه هم در اثر مقاومت انقلاب اسلامی با بحران های جدی روبرو شده است؛ به طوری که دیگر هیچکس مدل ترکیه را به عنوان یک مدل مطلوب برای دنیای اسلام پیشنهاد نمی کند؛ حتی غربگراهای داخل کشور نیز که به شدت از مدل ترکیه حمایت می کردند، پس از بحران های اخیر ترکیه به هیچ وجه از مدل ترکیه حمایت نمی کنند. درواقع موج انقلاب اسلامی از ترکیه و توسعه گراها عبور کرده است.در داخل کشور طی سال های گذشته، جریان غربگرا در زیر پوست دولت های مختلف عمل می کرده است، از دولت سازندگی تا دولت اصلاحات و دولت اعتدال و حتی بخشی از دولت آقای احمدی نژاد. این جریان در بستر این دولت ها به خصوص در سه دولت سازندگی و اصلاحات و اعتدال عمل می کرده است. نمی خواهم بگویم همه افرادی که به این جریان رای می دهند ایدئولوژی غربگراها را قبول دارند و یا خودآگاه رای می دهند و باز نمی خواهم اعلام وابستگی سیاسی کنم و بگویم که این جریان غربگرا وابسته سیاسی به دنیای غرب است؛ بلکه می گویم وابستگی فرهنگی دارد و این وابستگی فرهنگی، به برنامه دولت ها به عنوان الگوی توسعه تبدیل می شود. بنابراین، جریان غربگرا در کشور ما زیر پوست این جریان ها عمل می کرده است، ولی خودآگاهی و هوشیاری جریان انقلابی و ایجاد نیروهای انسانی و یک نسل فرهیخته با چنین تفکری عمیق و ایجاد نرم افزارها به نحو فی الجمله، ظرفیتی است که در طول این چهار دهه در مقابل جریان غربگرا فعال بوده است و الآن ما از هر زمان قوی تر هستیم؛ یعنی ما را با دوران سازندگی و اصلاحات مقایسه کنید؛ ظرفیت ما برای فعالیت به لحاظ نیروی انسانی، نرم افزاری و ساختاری به شدت توانمندتر شده است.بنابراین قدرت غرب در هر سه لایه، یعنی هم در درون و هم در عرصه جهانی و هم در ادامه در دنیای اسلام تضعیف شده است؛ انقلاب اسلامی هم در درون و هم در امتدادش در دنیای اسلام و هم در امتدادش در جامعه جهانی تقویت شده است.بنابراین، حوادث کلانی مثل انتخابات که در درون جامعه ما اتفاق می افتد، باید در ارتباط با این وضعیت انقلاب اسلامی در جامعه جهانی تحلیل شود؛ به تعبیر دیگر باید نظام شامل و مشمول را با هم ملاحظه کرد؛ داخل ایران جزئی از جامعه جهانی است و حوادث کلانش جدای از وضعیت جامعه جهانی قابل تحلیل نیست.« بررسی و تحلیل وضعیت جریان غربگرا در دولت دوم اعتدال»سوال) بر این اساس، نتایج اولیه انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری را چگونه تحلیل می فرمایید؟می توانیم وضعیت دولت دوم اعتدال را با دولت دوم اصلاحات مقایسه کنیم. در سپتامبر ٢٠٠١م (شهریور ١٣٨٠) بوش بر اساس نظریّه برخورد تمدّن ها به دنیای اسلام حمله کرد و جنگ بزرگی به راه انداخت که شاید در مقیاس جهانی بود و خودشان هم به عنوان جنگ جهانی از آن یاد می کردند. آن شرایط را با شرایط ٢٠١٧م (سال ١٣٩٦) که آغاز دور دوم دولت اعتدال است، مقایسه کنیم. این دولت هم همان برنامه دولت سازندگی و اصلاحات را دنبال می کند و به یک معنا هر سه جریان، به ظرفیت انقلاب اسلامی برای ایجاد یک تمدّن در مقابل تمدّن غرب معتقد نیستند. نمی خواهم بگویم نیروهایی که در این جریان ها بودند معتقد نیستند. بحث من اصلاً راجع به اشخاص نیست! بلکه منظور این است که آن جریان فکری که به صورت مغز متفکر این دولت ها عمل می کرده و در برنامه ریزی برای اداره کشور فعال بوده، جریانی نیست که واقعاً به ظرفیت انقلاب اسلامی برای ایجاد تمدّن و عبور از مرز تمدّن غرب معتقد باشد. ـ مقایسه جایگاه جریان غربگرا در دولت دوم اصلاحات و دولت دوم اعتدالاگر آغاز دور دوم این دولت را با دوره دوم دولت اصلاحات مقایسه کنید، در هر دو، در آمریکا یک دولت جمهوری خواه با چهره خشن و با قصد تغییر نظام بین الملل سر کار بوده است؛ هم بوش این ادعا را داشت و هم ترامپ؛ آنها به ویژه تغییر نقشه جنوب غربی آسیا (خاورمیانه به اصطلاح خودشان) را دنبال می کنند.در این 16 سال، به لحاظ موازنه جهانی و موازنه منطقه ای، کاملاً واضح است که اقتدار ما نسبت به غرب افزایش پیدا کرده است. نفوذ منطقه ای ما از ٢٠٠١ تا ٢٠١٧ میلادی رشد، و نفوذ منطقه ای آمریکا کاهش پیدا کرده است. همچنین جریان توسعه گرا در داخل دنیای اسلام به لیدری ترکیه با بحران های جدی مواجه گردیده و موضعشان ضعیف شده، و نیز جریان سلفی هم که هم پیمان آمریکا بود و از دیرباز و از آغاز انقلاب اسلامی با هم عهد خاص داشتند، دچار ضعف شده است. به عکس، جریان مکتب اهل بیت(ع) و قرائت انقلابی یا به عبارتی اسلام ناب موفقیت های زیادی به دست آورده است.با اینکه آمریکا تلاش کرد که درون دنیای اسلام، ما را با دو قرائت خشونت و سازش مواجه کند تا ناچار یکی را بپذیریم، انقلاب اسلامی نه قرائت خشونت را قبول کرد و نه قرائت سازش را؛ بلکه یک استقامت و مقاومت عقلانی تعریف کرده و این جبهه مقاومت عقلانی نسبت به جبهه سازش و جبهه خشونت و سلفی ها رو به پیش است. این کاملا واضح است. به لحاظ موازنه داخلی هم باید ظرفیت های انقلابیون در دوره دوم اصلاحات و در دوره دوم اعتدال را مقایسه کرد. حتماً رأی دولت اصلاحات در دور دوم به شدت قوی تر از رأی دولت اعتدال است؛ ضمن اینکه در آن رأی گیری، بداخلاقی و تخلفاتی مثل الآن وجود نداشت؛ نسبتش هم به شدت قوی تر بود؛ یعنی در دوره اصلاحات به حسب ظاهر حدود 25 درصد از آراء مال ما بود و حدود 75 درصد مال آنها بود. الآن این طور نیست. الآن حداقل ما تقریباً چهل به شصت هستیم (16 میلیون به 23 میلیون). پس ... ادامه ...

بعد از طرح موضوع "عدم وجود وزیر آذربایجانی در دولت دوازدهم" محافل قوم گرا در جمهوری آذربایجان و به ویژه یکی از نمایندگان پارلمان آذربایجان سعی کرده از آب گل آلود ماهی بگیرد.گروه بین الملل آناج:موضوع انتخاب وزرای کابینه در دولت دوازدهم حواشی زیادی به همراه داشت.هرکس از زعم خود لیست پیشنهادی دولت را مورد بررسی قرار داده است.یکی می گوید پیرترین وزیر دولت قبلی باز هم قرار است وزیر بشود و دیگری از وزیر میلیاردر دولت قبل می گوید که همچنان نامزد پست وزارت است و ...قطعا بررسی لیست پیشنهادی دولت آقای روحانی طبق وعده های انتخاباتی ایشان می تواند انتقادهایی را در پی داشته باشد که به وقتش حتما این کار انجام گرفته و خواهد گرفت اما در اینجا منظور یکی از ایرادهای وارد شده به کابینه دوازدهم است. بعد از انتشار لیست کابینه،مباحثی در مورد عدم وجود وزیر آذربایجانی در لیست دوازدهمین دولت انقلاب اسلامی طرح شد که از جنبه هایی واقعیت داشت و احتمالا باید همانطور که آذربایجان همیشه در صحنه ی انقلاب بوده در موضوع کابینه هم نقش خود را ایفا می ... ادامه ...

1396/03/2616:19 کد خبر: 821351396/03/2616:19 کد خبر: 82135 در درگیری نیروهای آذربایجانی با ارمنی ها در خط مقدم جبهه؛ یک سرباز آذربایجانی به شهادت رسید در نتیجه وقوع درگیری در خط مقدم مرز جمهوری آذربایجان با ارمنستان یک سرباز ارتش این کشور به شهادت رسید.گروه بی ... ادامه ...

نمایندگان مجلس شورای اسلامی و علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان با بیان اینکه فرمان آتش به اختیار در برابر عملکرد ضعیف مسئولین فرهنگی است، عنوان کردند: اهمال کاری ها جای معروف و منکر را جا به جا کرده است.به گزارش خبرنگار عصرهامون، حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز عیدفطر با بیان اینکه آتش به اختیار به معنای کارخودجوش فرهنگی تمیز است، گفتند: آتش به اختیار به معنای بی قانونی، فحاشی و مدیون کردن جریان انقلابی نیست. در این خصوص نمایندگان مجلس شورای اسلامی و علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان با بیان اینکه فرمان آتش به اختیار در برابر عملکرد ضعیف مسئولین فرهنگی است، عنوان کردند: اهمال کاری ها جای معروف و منکر را جا به جا کرده است.مسئولان در مسائل فرهنگی وظایف خود را به درستی انجام نمی دهندعضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی گفت: در مسائل فرهنگی متاسفانه مسئولان دستگاه های اجرایی و دولتی و وزارت خانه های مربوطه وظیفه خود را به درستی انجام نمی دهند.حسینعلی شهریاری در گفت و گو با عصرهامون افزود: با توجه به عدم اجرای مطلوب برنامه های علمی و فرهنگی،رهبر معظم انقلاب از مردم خوب و جوانان و افراد فرهنگی درخواست کردند تا هرجا مسئله ای را دیدند وارد میدان شده و عرصه را رها نکنند تا زمانی که مسئولان وظیفه خود را به درستی انجام دهند.آتش به اختیار مربوط به مسایل فرهنگی استوی ادامه داد: یکی از وظایف مهم اصول اساسی قانون اساسی، ماده ۸این قانون است که در مورد امر به معروف و نهی از منکر می باشد که در این رابطه رهبر معظم انقلاب نیز اخیرا در دیدار با مسئولین قوه قضائیه براجرایی شدن این اصل تاکید کردند.وی با اشاره به نکته آتش به اختیار، افزود: وقتی مسئولان وظایف خود را در زمینه مسایل فرهنگی و امر به معروف و نهی از منکر به درستی اجرا نکنند، مردم و به خصوص قشر جوان باید با منطق و دلیل به گونه ای به فعالیت بپردازند تا کار فرهنگی در کشور به خوبی اجرا و به پیش رود.وی خطاب به مردم گفت: اگر مردم جایی احساس کردند تخلفی انجام می شود باید سریعا این موضوع را اطلاع رسانی کنند.آتش به اختیار همان امر به معروف ونهی از منکر استنماینده سابق مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی گفت: آتش به اختیار مد نظر مقام معظم رهبری همان فریضه امر به معروف و نهی از منکر است.سیدباقرحسینی در گفت و گو با خبرنگار عصرهامون افزود: باید در مقابل کوتاهی دستگاه های فرهنگی، مردم، خود یکسری اقدامات فرهنگی را شروع کنند و نسبت به فریضه امر به معروف و نهی از منکر بی تفاوت نباشند.وی ادامه داد: آتش به اختیار یعنی بی تفاوتی را کنار گذاشته و اگر مسئولی برخلاف مسائل نظام و انقلاب گام برداشت،مسئله را در مراجع مربوطه مطرح و پیگیری کنند.وی با بیان اینکه آتش به اختیار تاکیدی بر اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر است، تاکید کرد:مردم باید خود را در مقابل خون شهدا و حفظ اررشهای نظام و تبعیت از ولایت فقیه براساس فرامین نبی مکرم اسلام مسئول بدانند.وی اذعان کرد:امروز به قدری اهمال،سستی و ملاحظه کاری در مسائل فرهنگی صورت گرفته که جای معروف با منکر جابجا شده است.حسینی با بیان اینکه مردم نباید از مقابل تخلف ها و عملکرد ناصواب مسئولین بی تفاوت گذر کنند، ادامه داد: نباید حاشیه امنی برای آدم های خلافکار در جامعه وجود داشته باشد بر همین اساس، لازمه این کار اقامه صحیح امر به معروف و نهی از منکر از سوی مردم است.فرمان «آتش به اختیار» مقام معظم رهبری در برابر عملکرد ضعیف مسئولان فرهنگی استعلی کرد نماینده مردم شهرستان خاش و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار تفتان ما اظهار کرد: مفهوم اصلی آتش به اختیار در حوزه فرهنگ یعنی اینکه نباید افراد منتظر دستورالعمل و بخشنامه باشند بلکه همگان مکلف و موظف هستند بر طبق مبانی دینی رفتار کنند.وی با بیان اینکه رهبر انقلاب فرمان آتش به اختیار را خطاب به تشکل ها، بسیجیان و مسلمانان و به معنای خود وارد عمل شدن صادر کردند، تصریح کرد: هر آنچه مقام معظم رهبری مطرح می کنند در مسیر درست بوده و اهداف نظام اسلامی را تامین می کند.کرد گفت: انجام کارهای فرهنگی و دور شدن از بی قانونی ها و بی برنامگی ها و توهین تخریبها مطالبه به حق رهبری است.وی با بیان اینکه رهبر انقلاب همواره دغدغه مسائل فرهنگی دارند، خاطرنشان کرد: نباید با روش های غلط آرمان های اصلی انقلاب را زیر سوال ببریم.آتش به اختیار به معنای ایجاد هرج و مرج نیست عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی بیان کرد: همه ارکان نظام اسلامی اعم از مجلس، دولت، قوه قضائیه، شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری و همه دلسوزان جامعه دارای حرمت و جایگاه هستند و نباید از لفظ آتش به اختیار برداشت سوء شود و بداخلاقی در جامعه رواج پیدا کند.وی اذعان کرد: باید فرمان رهبری در خصوص مسئله آتش به اختیار به درستی تحلیل و تفسیر شود و نباید افراد جور دیگر برداشت کنند و این فرمان در برابر کوتاهی و اختلال مدیران فرهنگی کشور است که وابستگی آن ها به فرهنگ غرب و بیگانه احساس می شود.کرد اظهار کرد: به تعبیر مقام معظم رهبری «آتش به اختیار به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است، به معنی بی قانونی و فحاشی و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست.» لذا انتظار از جامعه و مسئولان همین است که در مسیر مطالبات رهبری فعالیت داشته باشند.آتش به اختیار به معنای ایجاد بی نظمی و بی قانونی در جامعه نیستمولوی محمدانور شهنوازی امام جمعه موقت اهل سنت مسجد طوبی و نماینده اداره اوقاف در امور اهل سنت شهرستان خاش در گفت و گو با خبرنگار تفتان ما اظهار کرد: واژه آتش به اختیار این نیست که در فضای جامعه تخریبها و توهین و بداخلاقی ها جایگزین ارزشها بشوند بلکه فض ... ادامه ...

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: بحث آتش به اختیار در بین اقشار جامعه واکنش های متفاوتی را در پی داشت. در این خصوص گفتگویی را با رضا معممی مقدم، «مدیر کل تشکل های دینی سازمان تبلیغات اسلامی» که ماهیت کار وی توانمند سازی جامعه هدف مردمی برای ایفای نقش آتش به اختیار است را انجام دادیم. این مدیر فرهنگی منظومه فعالیتهای مردمی خود جوش را بدون «آتش به احتیار» را ناقص می داند و اعتقاد دارد باید برای درک مهندسی گفتمان رهبری با مواضع و رهنمودهای معظم له، نه برداشت سطحی خودمان پی به چرایی و چگونگی آتش به اختیار ببریم در ادامه شما را به خواندن این گفتگو دعوت میکنیم.*کلید واژه آتش به اختیار بر اساس چه پیشینه ای توسط مقام رهبری بکار گرفته شد؟ آیا در گذشته توسط امام خمینی(ره) هم این موضوع مطرح بوده است؟ برخی از جمله عطالله مهاجرانی می گویند این کلیدواژه فی البداهه مطرح شده است.با بررسی سیر تطور گفتمان و منظومه فکری رهبری در می یابیم که ایشان ادامه دهنده راه و مشی امام خمینی(ره) است. معظم له در سالگرد ارتحال سال ۹۲ فرمودند «آنچه مهم و دارای اهمیت اساسی است شناخت شاکله اصلی تفکر امام است» لذا ما برای ادامه انقلاب باید به مکتب امام رجوع کنیم تا شاکله اصلی تفکر امام را بشناسیم.امام به مردم موقعیت راهبردی داد. انسان راهبردی، منتظر بهبودی وضعیت و مناسب شدن شرایط نمی شود، انسان راهبردی کسی است که در هر موقعیتی اقدام می کند و اهل تصمیم استباید سنت روشی امام را کشف کرد و فهمید. امام، ایمان به هدف، ایمان به راه و ایمان به مردم داشت و روش مبارزاتی امام مردمی بود. امام به مردم موقعیت راهبردی داد. انسان راهبردی، منتظر بهبودی وضعیت و مناسب شدن شرایط نمی شود، انسان راهبردی کسی است که در هر موقعیتی اقدام می کند و اهل تصمیم است. در سخت ترین شرایط و در بدترین موقعیت ها اهل اقدام است. امام، مردم را راهبردی کرد هر کس به اندازه توان و موقعیت خود می تواند یک نقش راهبردی ایفا بکند.این متدئولوژی امام بود؛ یعنی قاعده استراتژیک کار باید در نقطه ای قرار بگیرد که همه یا اکثریت مردم بتوانند آن را انجام دهند .در حوزه فرهنگ هم باید اتفاقات مردمی صورت گیرد که در صورت تحقق، فتح الفتوح را در جنگ نرم پیدا می کنیم.*در این مورد در منظومه فکری مقام معظم رهبری به چه قرینه هایی می توان اشاره کرد؟ببینید معظم له در ۲۰ آبان ماه سال ۹۰ در کرمانشاه رهنمودهایی مفصلی دارند. می فرمایند «مسئله اصلی ما، مسئله ی مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده مردم، عزم راسخ مردم. این را باید عرض کنیم؛ در همه تحولات و جنبشهای گوناگون اجتماعی بزرگ، نقش مردم، نقش معیار است.»برای نگاهی متفاوت به ورود «آتش به اختیار» باید کمی توضیح بیشتر پیرامون مواضع رهبری بدهم تا مشخص شود همانطور که عطاالله مهاجرانی اظهار داشت این واژگان فی البداهه توسط ایشان مطرح نمی شود بلکه مقومات و سیر تکاملی و تبیینی برگرفته از منظومه فکری ایشان دارد. در 93/1/1 فرمودند «نقطه مهم تر عرض من، خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعّالیّتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. من می خواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی می کنند، با اراده خودشان، با انگیزه خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ کار را هرچه می توانند به طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است.»یا معظم له در95/1/1 می فرمایند: «مسائل فرهنگی بسیار مهم است و اهمیت بسیار زیادی می دهم. مجموعه های خودجوش مردمی که کار فرهنگی می کنند که در سراسر کشور، هزاران مجموعه خودجوش مردمی است که دارند کار می کنند و فکر می کنند و کار فرهنگی می کنند باید روز به روز توسعه پیدا کنند و دستگاه های دولتی به این ها کمک کنند و به جای اینکه آغوش خود را به روی کسانی که نظام و ارزش های اسلامی را قبول ندارند باز کنند به روی بچه های حزب اللهی و انقلابی باز کنند. کار های فرهنگی با ارزش دارد انجام می گیرد و در تمام زمینه ها می توانند جوانان انقلابی کار کنند.»*سیر تطور گفتمان رهبری پیرامون آرایش جبهه فرهنگی را تا به امروز که به اینجا رسیده تبیین بفرمایید.در یک مقطعی ایشان مساله تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی ،ناتوی فرهنگی را مطرح فرمودند، بعد از مدتی باز احساس خطر کردند ابعاد جنگ نرم را تبیین فرمودند، مدتی گذشت و ایشان «تشکیل قرارگاه های فرهنگی» را مطرح کردند در ادامه این قرارگاه های فرهنگی آمدند نظریه هایی را ارائه کردند که فرمودند مثلا در این قرارگاه های فرهنگی هیئت های اندیشه ورز در نهادهای فرهنگی در دانشگاه ها بنشینند و مسائل فرهنگی را انجام دهند.حال باید ببینیم چرا مقام معظم رهبری اکنون موضوع آتش به اختیار را مطرح نمودند. احساس می شود ناتوی فرهنگی، شبیه خون فرهنگی و قرارگاه های فرهنگی خیلی توفیق نداشته و به جایی رسیده که باید نیروهای فرهنگی آتش به اختیار باشند که البته مبانی قرآنی و فقهی هم دارد.*به عنوان نمونه به چند مورد از مبانی قرآنی آن اشاره بفرمایید.هرکسی و هرگروهی در کشور می تواند کار خودجوش انجام بدهد و از اسلام، نظام و انقلاب دفاع کند و روحیه انقلابی را ترویج کند وظیفه اش است و نیازی به اجازه وکیل و وصی ندارد این یعنی«آتش به اختیار»آیات زیادی داریم؛ مثل «ان تقوموا لله مثنی و فرادی» یا «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» لذا هرکسی و هرگروهی در کشور می تواند کار خودجوش انجام بدهد و از اسلام، نظام و انقلاب دفاع کند و روحیه انقلابی را ترویج کند وظیفه اش است و نیازی به اجازه وکیل و وصی ندارد این یعنی«آتش به اختیار».یا «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْاَدْبَارَ وَمَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ...» یا نظریه ای است در فقه شیعه که از وجود قلمرو فاقد حکم شرعی در دین خبر می دهد. این نظریه را سید محمدباقر صدر در کتاب اقتصادنا مطرح کرده است. بر طبق نظریه منطقة الفراغ، دین به حاکم اسلامی اجازه داده است تا در برخی مسائل اجتماعی، با درنظرگرفتن ضوابطی و با توجه به نیازهای هر زمان، حکم و قانون وضع کند.*آیا جابجایی اولویتها توسط بعضی از مسولین علت تصریح مقام معظم رهبری ... ادامه ...

روزنامه آرمان: دولت دوازدهم با کوله باری از امید و انتظار مردم و آیندگان به تدریج آغازبه کار می کند، اما شنیده ها، گمانه زنی ها و خبرها حکایت از معرفی وزرایی دارد که با انتظارات اصلاحات و بدنه اجتماعی آنها تطابق ندارد. در حالی که انتظارات اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی آنها به عنوان حامیان روحانی در انتخابات ۹۶ در چینش کابینه محقق نشده است، اما اصلاح طلبان نه به خاطر دولت بلکه به خاطر مردم، تصمیم خود را برای کمک به دولت گرفته اند. به هر رو زمان همچو برق و باد می گذرد و عمر دولت دوازدهم پس از چهار سال به پایان خواهد رسید و رئیس جمهور روحانی دیگر نیازی به آرا و حمایت مردم ایران ندارد، اما بدون تردید حیات جریان و اندیشه اصلاح طلبی در گرو حمایت و توجه جامعه ایران است. بنابراین از یک سو مواضع دولت نسبت به تشکل های سیاسی و گشایش فضا برای آنها اهمیت دارد و از سوی دیگر مهم است که جریان اصلاحات در چهار سال آینده چه برنامه ای برای بازسازی گفتمان، راه و اندیشه اصلاح طلبی داشته باشد. در این راستا مرتضی حاجی، فعال سیاسی اصلاح طلب و وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات، با «آرمان» گفت وگو کرده است که در ادامه می خوانید.بعد از چهار سال آینده، رئیس جمهور حسن روحانی، دیگر نیازی به آرای مردم ندارد، اما جریان اصلاحات برای گسترش بدنه اجتماعی خود و تداوم راه اصلاح طلبی چه برنامه ای باید داشته باشد؟فعالیت اصلاح طلبان موکول به اینکه دولت باید چه کار کند، نیست، بلکه اصلاح طلبی یک اندیشه است که از بدنه اجتماعی بسیار قوی ای برخوردار است. اما این اندیشه برای ترویج خود و افزایش اعضای خود باید برنامه هایی داشته باشد که این مهم مستلزم تصمیمات آتی خرد جمعی جریان اصلاحات است. اما بدیهی است که عملکرد دولت بر فعالیت رقبا و تشکل های سیاسی تا حدی اثرگذار است. مواضع و عملکرد دولت در تصمیم گیری های مربوط به توسعه فعالیت های سیاسی کشور و همچنین تامین حقوق شهروندان که منشورش بیش از این، از سوی روحانی اعلام شد، در فعالیت جریان های سیاسی به ویژه اصلاح طلبان اثرگذار است. بنابراین از این منظر که فضای سیاسی کشور در آینده چنان باشد که این جریان بتواند اصلاح طلبی را به عنوان یک اندیشه و راه ادامه دهد، عملکرد دولت در آینده جریان اصلاحات اثرگذار است.اگر روحانی نتواند به وعده های خود عمل کند، آیا عدم تحقق مطالبات جامعه در آرای اصلاحات تاثیر نمی گذارد و منجر به بی اعتمادی مردم به این جریان نخواهد شد؟باید توجه کرد که روحانی خود را هیچ گاه اصلاح طلب معرفی نکرد و جریان اصلاحات نیز هیچ گاه او را اصلاح طلب خطاب نکرد. بنابراین می توان گفت که اصلاح طلبان در حمایت از نامزدهای انتخاباتی به کسی که از منظر اندیشه و عملکرد به این جریان نزدیک بود و فضا را برای فعالیت بهتر اصلاحات تامین می کرد، اقبال نشان دادند؛ یعنی عملکرد آینده روحانی را نباید به پای اصلاحات نوشت. به ویژه با مقایسه روحانی با سایر نامزدهای انتخاباتی می توان دریافت که از میان گزینه های موجود در انتخابات ریاست جمهوری 96 روحانی گزینه مطلوبی بود. بنابراین حمایت از روحانی با توجه به اقدامات مطلوب دولت یازدهم و در مقایسه با سایر نامزدها حمایت معقول و منطقی بود. اگر اصلاح طلبان با در نظر گرفتن شرایط از روحانی حمایت نمی کردند، در آینده باید این جریان در برابر جامعه پاسخگو می بود، زیرا این پرسش برای ملت ایران به ویژه بدنه اجتماعی اصلاحات به میان می آمد که چرا در میان دو جناح فکری در انتخابات، اصلاح طلبان از جریانی که بیشترین شانس را در انتخابات ریاست جمهوری داشت حمایت به عمل نیاوردند. از سویی رئیس جمهور خود نیز می داند که مردم چه مطالباتی دارند و خود نیز به کرات در سخنرانی هایش حتی در مراسم تحلیف به مطالبات مردم اشاره کرده است. چهره ها و شخصیت های جریان اصلاحات نیز همواره در دیدارهای خود این مسائل را به روحانی یادآوری کرده و قطعا باز هم در آینده این موارد را گوشزد خواهند کرد، اما تعهد به تحقق این انتظارات بر عهده رئیس جمهور است.به هر رو جریان اصلاحات اعتبار و آبروی خود را برای پیروزی روحانی به میدان آورد، تلاش بی نتیجه اصلاحات پس از چهار سال منجر به بی اعتمادی مردم نمی شود؟مردم این مهم را احساس می کنند که حمایت اصلاحات از روحانی در مقایسه با سایر کاندیداها صورت گرفت.جریان اصلاحات طی سال های گذشته نیروهای بسیاری تربیت کرده است. گمان می کنید طی سال های آتی لازم باشد باز هم نیرو تربیت کند یا به بازسازی گفتمان اصلاح طلبی بپردازد؟طبیعت اصلاحات توقف نکردن در یک نقطه و منزلگاه است. در هر شرایطی اصلاحات باید برای بهتر شدن تلاش کند، بنابراین تردیدی نیست که این جریان برای به عرصه آوردن نیروهای جوان تر و مدیران کارآمدتر همواره باید همه تلاش خود را به کار ببرد. همآن طور که در رابطه با شورای شهر نیز این مهم رخ داد و نیروهای کارآمد و جوان وارد پارلمان شهری شدند. اصلاح طلبان باور دارند بخش مهمی از نیروها که از عرصه مدیریت کنار ماندند باید وارد عرصه شوند. سهمیه قائل شدن برای زنان و جوانان در شورا و مجلس دهم و وفادار ماندن به این مهم، بیانگر اعتقاد اصلاح طلبان به ورود جوانان و زنان به عرصه مدیریت و سهم بیشتر برای آنها قائل شدن است. بناب ... ادامه ...

روزنامه عبری زبان «هاآرتص» با انتشار مقاله ای به قلم «یوسی کلاین» که در آن جریان مذهبی داخل رژیم صهیونیستی را خطرناک تر از حزب الله لبنان توصیف کرده بود جنجال گسترده ای را در داخل این ر ... ادامه ...

نویسنده: محمدجواد اخواندکتر حسام الدین آشنا مشاور رئیس جمهور که بسیاری او را از چهره های اصلی ستاد انتخاباتی روحانی می دانند پس از ثبت نام روحانی در انتخابات دوازدهم از گفتمان انتخاباتی او رونمایی کرد.او در یادداشت اخیر خود در شبکه های اجتماعی از «آزادی» «امنیت» «آرامش» و «پیشرفت» به عنوان چهار ستون گفتمان روحانی در انتخابات 96 یاد می کند. هرچند برای فهم بیش ... ادامه ...

آنچه از چله ها و ختم ها و اذکار در کتاب هایى دیده مى شود که اهلیّت تألیف ندارند، اصلى ندارد. زیرا بناى اصلى بر غیبت است، نه بر رؤیت؛ البته دیدن ممکن است؛ ولى به شرط اقتضاى مصلحت. آن هم امرش به دست امام(عج) است، نه به خواسته من و شما! به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) شبستان نوشت: سوالی مطرح می شود که آیا چله ها و ختم هایى که براى مشاهده و دیدار امام زمان(عج) در بعضى از کتاب ها نقل شده، درست است و مى توان از این طریق به محضر آن حضرت(عج) شتافت؟ابتدا باید بدانیم که وظیفه و تکلیف ما در عصر غیبت کبرى، زمینه سازى براى ظهور و قیام امام زمان(عج) و آمادگى براى همراهى با او، ترویج و تبلیغ آرمان هاى والاى امام (علیه السلام)، هم سنخى و ارتباط روحى و قلبى با آن حضرت(عج)، عمل به دستورات دینى، شناخت خواسته هاى او از ما و رفع موانع ظهور است.دوران ما، عصر انتظار پویا و سازنده است و معناى آن چشم به راه بودن، دعا کردن، صبر و تحمّل داشتن و تقویت ایمان و یقین است. ما از این طریق مى توانیم ارتباط روحى و قلبى عمیقى با امام (علیه السلام) برقرار سازیم و همیشه و در همه جا، به فکر و یاد او باشیم و براى سلامتى و فرج آن حضرت دعا کنیم. بر این اساس در کتاب هاى معتبر روایى، سفارش و دستورى مبنى بر زیارت و ملاقات با امام زمان(عج) نرسیده است. چنین خواسته اى، خارج از وظایف ما و الزامات غیبت کبرى است و حتّى با آن منافات دارد.آرى اگر درخواست ملاقات با حضرت(عج) در عصر غیبت، به جهت بهره مندى از وجود او و مورد عنایت خاص او قرار گرفتن است، مطلوب و پسندیده است و چنانچه همراه با اخلاص، ورع، معرفت، تسلیم و عشق باشد، عنایاتى به انسان خواهد شد و به کمالاتى دست خواهد یافت.مى جویم از کوى شفق آواى دیدار /مى خواهم او را در دل سیناى دیدار آئینه اشکم شده پژواک افسوس/مى میرم از این حسرت پیداى دیداهر بامداد از یاس هاى آسمانى/مى پرسم از هنگامه زیباى دیدار مى بینمش در خواب شیرین بهارى/کى مى شود تعبیر این رؤیاى دیداراصل امکان تشرّف به خدمت حضرت مهدى(عج)، به نصّ خاصّى ثابت نشده، جز به تواتر اجمالى که از ادّعاى صالحان و عالمان (داستان هاى دیدار)، به دست آمده است؛ آنچه از چله ها و ختم ها و اذکار در کتاب هایى دیده مى شود که اهلیّت تألیف ندارند، اصلى ندارد. زیرا بناى اصلى بر غیبت است، نه بر رؤیت؛ البته دیدن ممکن است؛ ولى به شرط اقتضاى مصلحت. آن هم امرش به دست امام(عج) است، نه به خواسته من و شما!! پس نباید پى این و آن رفت و درخواست ختم و چله و راه کرد که هر چه گفته شود، بى اصل است! کسانى که رسیده اند، با این ختم ها و چله ها نرسیده اند[1]!!ممکن است برخى از روى خلوص، عملى را شروع کرده باشند و مدّتى ادامه داده اند و بسیار جدیّت کرده اند (از روى رجا و امید)؛ بدون اینکه نظرى به ختم داشته باشند یا آن را چلّه حساب کنند و چون جدیّت بسیار کرده اند، عاقبت برقِ لطف جستن کرده و شامل حال ایشان شده است. مانند اینکه شخصى، احیانا در شب هاى چهارشنبه به مسجد سهله رفته و براى انجام دادن عمل مخصوصى که در شب چهارشنبه رسیده، در آنجا حاضر شده است؛ به این امید که شاید به ملاقات مشرّف شود، چند مدّتى این رنج را به خود داده تا اینکه بالاخره نایل شده است و چون او، از این راه به مقصود رسیده، دیگران نیز به طمع افتاده اند!! کم کم آن را به صورت چله در آورده اند و پس از مدّتى شهرت یافته که: «هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله برود، امام خود را خواهد دید» ؛ کم کم عمل مجرّب خوانده شده و... در حالى که این هیچ موضوعیّت و سندى ندارد. آرى به وسیله عمل و جدیّت، با صفاى باطن و نیّت پاک و عمل صالح، مى توان به خدمت امام(عج) رسید؛ به شرط اینکه نظر علیّت به آن نداشته باشد؛ یعنى، این طور نباشد که عمل خود را علّت بداند که در آن تخلّف نخواهد بود؛ زیرا عمل و جدیّت مقتضى است، علّت نیست بلکه باید به قصد رجا باشد و به شرط اینکه اعمالش مطابق دستور شرع و صلاح و تقوایش مورد پسند باشد.اظهار اشتیاق:اظهار علاقه و اشتیاق به دیدار آن بزرگوار، از نشانه هاى دوستان و موالیان آن حضرت(عج) است و در خوبى و استجابت آن تردیدى نیست؛ چون در دعاها، این معنا آمده است و چه خوب سروده اند:قلبى الیک من الأشواق محترق/و دمعُ عینى من الآماق مُندفقالشوق یُحرقُنى و الدمعُ یُغرقِنى/فهل رأیت غریقا و هو محتَرقُ* * *ز آتش دل سوزم و در سیل اشکم غوطه ور/کس غریقى همچو من دیده در آتش شعله ورشوق روى انورت آرد شگفتى ها به بار/از ظهور طلعتت گردد زمستان ها بهارشوق دیدار یار را شاید نتوان براى همگان یک وظیفه شمرد؛ این وظیفه عاشقى است؛ این تکلیف سوختگان هجران است. آن کس که فراق حضرت مهدى(عج) بى تابش کرده؛ آن کس که دورى رخ زیباى یوسف فاطمه علیها السلام، خواب را از چشمانش گرفته و آن کس که غیبت مولایش راحت و آرامش و آسایش را از او سلب کرده، به چیزى جز دیدار نمى اندیشد:«عزیزُ عَلَىّ اَن اَرَى الخلق و لاترى»[2]؛ «بر من دشوار است که مردم را ببینم اما تو دیده نشوى»[3].مولایمان امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز - با اینکه دو قرن پیش از تولّد امام مهدى(عج) مى زیست - اظهار اشتیاق به دیدارش داشت ؛ چنان که در حدیثى آمده است: امام على (علیه السلام) پس از آنکه قسمتى از صفات و نشانه هاى او را بیان فرمود و به بیعت با او و اجابت دعوتش، امر کرد ؛ فرمود: «آه و به سینه اش اشاره کرد و شوق دیدارش را اظهار داشت».در حدیثى دیگر از احمد بن ابراهیم نقل شده که مى گوید: «به جناب ابو جعفر محمد بن عثمان، اشتیاقم را به دیدار مولایمان بیان کردم ؛ به من فرمود: با وجود اشتیاق مایل هستى او را ببینى؟! گفتم: آرى، فرمود: خداوند پاداش شوق تو را عنایت فرماید و دیدن رویش را به آسانى و عافیت، به تو روزى کند! ابوعبداللّه ! التماس نکن که او را ببینى ؛ زیرا در ایام غیبت، به او اشتیاق دارى و درخواست مکن که با او همنشین گردى که این از عزایم الهى است و تسلیم بودن به آن بهتر است ؛ ولى با زیارت به سوى او ت ... ادامه ...

آتش به اختیار به معنای هرج و مرج و حرکت بی قانونی و نقص قوانین نظام اسلامی نیست بلکه کمک به تحقق قانون و استقرار و اجرای قانون است چرا که از نظر عقل و شرع و قانون، دعوت به بی قانونی و هرج و مرج به وضوح موجب نقض غرض در حاکمیت اسلام که حاکمیت قانون است و همچنین سست شدن پایه های جمهوری اسلامی می شود در حالیکه رهبر معظم انقلاب همیشه قانون را فصل الخطاب و محل رجوع همگان دانسته اند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، دکتر حمید پورعیسی چافجیری، عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان و مسئول کمیته دانشگاهیان ستاد امر به معروف و نهی از منکر در یادداشتی به بیان مفهوم «آتش به اختیار» پرداخته است که در ذیل می خوانید؛ «رهبر انقلاب در دیدار ماه مبارک رمضان با دانشجویان، آن ها را به تلاش جدی و همه جانبه برای غلبه دادن و توسعه و ترویج گفتمان انقلاب در دانشگاه توصیه نمودند. ایشان در این دیدار به نکات مهمی اشاره کردند و فرمودند: «من به همه ی آن هسته های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به قول میدان جنگ، آتش به اختیار» معنای «آتش به اختیار» «آتش به اختیار»، اصالتاً تعبیری نظامی است و البته می دانیم که استفاده از تعابیر نظامی در زبان طبیعی، گاه بسیار پرکاربرد است (مثل واژه ی راهبرد، جبهه و…). در ادبیات نظامی، فرایند تدبیر و هماهنگی و فرماندهی در سه سطح راهبردی (استراتژیک)، عملیاتی و تاکتیکی طرح می شود و اختلال در قرارگاه عملیاتی، زمینه ای برای اعلام شرایط آتش به اختیار برای نیروهای تاکتیکی خواهد بود. معنای «آتش به اختیار» در کلام رهبری: مقام معظم رهبری در دیدار رمضانی با دانشجویان، فرمودند «گاهی دستگاه های مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه ی خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم گیری و اقدام کنند.» برخی فرمان آتش به اختیار را به غلط فرمان هرج و مرج طلبی، قانون شکنی و اقدامات نابهنجار و خلاف شرع آن هم به تشخیص خود دانسته اند برخی این عبارت را مصادره به مطلوب کرده و بی اعتباری ضوابط و عرف ها و نهادهای قانونی را به طوری که دستور قدرت یا حاکمیت از آن جهت که آنچه از طریق سیستم بروکراسی اعمال می شود التزام آور نیست را برداشت کرده اند که این مفهوم دقیقا نوعی برداشت آنارشیستی از این مفهوم است.» مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین مفهوم «آتش به اختیار»، فرمودند آتش به اختیار به معنای «کار فرهنگیِ خودجوش و تمیز» است و به معنای بی قانونی و فحاشی و طلبکار کردن مدعیان پوچ اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست. نیروهای انقلابی و دلسوز و علاقه مند به حرکت کشور به سمت اهداف والا، بیش از همه باید مراقب حفظ نظم و قوانین و آرامش کشور و جلوگیری از سوء استفاده دشمنان باشند. با توجه به معنای که مقام معظم رهبری از مفهوم «آتش به اختیار » نمودند می توان گفت که: ۱) آتش به اختیار بدین معنا است که باید استعداد و انرژی های متراکم در بخش جوانان و مخصوصاً دانشجویان برای امور فرهنگی و هنری آزاد شود و اجازه داده شود با تمام توان و انرژی خود در عرصه فرهنگی فعالیت کنند و منتظر نهادهای قانونی ذی ربط باقی نمانند. خطاب مقام معظم رهبری به جوانان به عنوان افسران جوان در خط مقدم است. ایشان در فرمایشات خود در تاریخ ۸/۶/۸۸ فرمودند : جوان های دانشجو و افسران جوان جنگ نرم»، در شرایطی که «جمهوری اسلامی و نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی -جنگ نرم- مواجه است» باید به میدان بیایند: «گفتیم افسران جوان جنگ نرم؛ نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنی سرباز هیچ گونه از خودش تصمیم گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه ها و یگانهای بزرگ، چون آنها طراحی های کلان را میکنند. افسر جوان در صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست می بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم می بینند، در چهارچوب هم کار میکنند.» ۲) فرمان «آتش به اختیار» به این معنا نیست که خودسرانه عمل شود بلکه ، «آتش به اختیار» یعنی با احساس درست و درک صحیح از اوضاع و احوال جامعه و با داشتن ابتکارعمل و قدرت اجرا جلو رفته و در برابر خط مقابله با آرمان ها و مقاصد اصلی و اصول ارزشی انقلاب بایستد، دفاع کند و با دشمن داخلی و خارجی بجنگ ... ادامه ...

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری، دکتر صادق رمضانی گل افزانی در نشست هم اندیشی مؤسسه تحقیقات و پژوهش های سیاسی- علمی ندا، به بررسی تحولات اخیر در مسجدالاقصی پرداخت و در آغاز با طرح یک دسته بندی حادثه را از 3 منظر مکان ، زمان و فاعلان و شرکت کنندگان در این حوادث مورد بررسی قرار داد.تأثیر اندیشه امام خمینی بر خیزش های مردمیوی در ادامه به تأثیر دیدگاه حضرت امام خمینی بر نگاه مبارزان فلسطینی اشاره کرد و گفت: اینکه ما این پرسش را در مجامع بین المللی و داخلی مطرح کنیم که آیا اندیشه حضرت امام (ره) به عنوان مبارزه با رژیم غاصب اسرائیل همچنان پویایی خود و انرژی لازم برای خیزش ها را دارد؟ آیا مسئله روز جهانی قدس به عنوان یک نظریه ویژه و برجسته می تواند کاربردی باشد و جریان سازی کند یا یک روز است و تمام می شود؟ باید بگویم، ارتباط بین اندیشه امام و آنچه را که در صحنه فلسطین اشغالی به ویژه در کرانه باختری و قدس شرقی رخ داد جستجو کردم و به صورت دقیق و علمی به این باور رسیدم که آنچه در واقع مورد اعتماد ورزی شد و انرژی و ظرفیت جدیدی را شکل داد که بتواند منجر به یک رویارویی و خیزش مسلحانه بشود در واقع نگاه و اندیشه امام است.براساس این رویکرد مثبت، این تحول و خیزش که شاید بتوانیم از آن به عنوان استمرار انتفاضه نام ببریم دارای یک رهبری الهی است. این مسئله مهمی است که 3 مقاله در رسانه های صهیونیستی دیدم که به این مسئله اشاره کرده اند و در واقع این خیزش را بی رابطه با این مفهوم و موضوع نیافته اند که به نحوی ایران اسلامی انقلابی امام خمینی همچنان پرچمدار این مبارزه است.بیداری اسلامی زمانی برای بیداری همه جوانان منطقهدومین رویکرد ایجابی و مثبت نسبت به واقعه ای که رخ داد این است که بیداری اسلامی که در سال 2011 شکل گرفت اگرچه حسب ظاهر آمریکایی ها بر موج آن سوار شدند و مانع استمرار این جریان شدند و چند حاکم از جمله مبارک، بن علی و معمر قذافی را سرنگون کرد و براساس بعضی تحلیل ها آمریکایی ها توانستند مدیریت کنند و مانع ادامه و استمرار آن شوند اما براساس تحلیل های غلط غربی ها مجدداً توانست میدان داری کند و آنچه که مقام معظم رهبری به آن اصرار داشتند که ما باید بیداری اسلامی را استمرار و عمق ببخشیم تا بتواند زمینه ساز تحولات اساسی و دگردیسی ریشه ای شود شکل گرفته است. و این بار از منطقه بسیار مبنایی و اساسی که همه مبانی بیداری اسلامی در آن خلاصه می شد یعنی فلسطین صورت گرفت که بحث اساسی و مرکزی مطالبات مردم تونس، مصر، یمن و لیبی بود.فلسطین که رفته بود فراموش شود و فراموش شده بود. ( فعلا داخل ایران را بحث نمی کنیم) ولی در صحنه بین المللی فلسطین به دلیل زمان 2011 به بعد فرصتی را برای آمریکایی ها و رژیم صهیونیستی و همراهان عربی آنها ایجاد کرده بود که بتوانند عمق استراتژیک جهان اسلام را به وادی فراموشی بسپارند و توفیقاتی هم در این زمینه کسب کرده بودند. در این راستا معادلات تغییر می کند و اتفاقی می افتد و انتفاضه شکل می گیرد آن هم در منطقه ای که براساس بسیاری از اخباری که در اختیار داریم اصلا اسرائیلی ها همه جا را حدس می زدند الا اینکه این منطقه بتواند منطقه درگیری و صحنه ای بشود که چه تأثیراتی را از خود به جای گذاشت.پرسشگری نسل جوان بیداری اسلامیرایزن فرهنگی سابق جمهوری اسلامی ایران در تونس در ادامه به مسئله ای مهم و اساسی در بیداری اسلامی اشاره کرد و خاطر نشان ساخت: بنده 5 سال به عنوان اولین رایزن حوزه بیداری اسلامی در کشور تونس بودم و تحولات را از نزدیک مراقبت می کردم به عنوان یک نکته بسیار اساسی در بیداری اسلامی باید گفت بیداری اسلامی اگر هیچ ثمره ای نداشت اما یک اتفاقی را در درون خودش رقم زد و آن هم مبنایی بود که در نهج تحت عنوان «یرغربلن غربلة» می خوانیم یعنی موجب غربال کردن نسلی شد. غربال کردن ایدئولوژیک و فکری آن هم درمیان مدعیان سردمداری جریان اسلامی که اخوانی ها و دیگران بودند.وادادگی ها، گرایش به غرب، گرایش به جریان های قدرت در دوسوی غربی و عربی وعبری در نسل گذشته اسلامگرایان، نسل جوان و جدیدی را روی کار آورد به عنوان پرسشگران که از رهبران خودشان در خصوص همه وادادگی های سؤال داشتند.انقلاب اسلامی ایران کجای تفکر شما قرار دارد؟در منطقه حامه که محل تولد راشد الغنوشی بود تعدادی از جوانان با بنده ملاقات کردند و گفتند ما از شیخ خود سؤال کردیم که « أین تذهب یا شیخ؟» کجا می روی؟ هم دستت در دست آمریکایی ها قرار داده ای، هم از این طرف وزیر جهانگردی خود را فارغ التحصیل دانشگاه های رژیم صهیونیستی قرار می دهی. از این سوی با معارضان سوری جلسه می گذاری و اولین جلسه معارضان سوری را در تونس برگزار می کنی. در این رویکردها شما که شعار ضد استکباری و ضد صهیونیستی سر می دادی و کتاب نوشته بودی، انقلاب اسلامی ایران کجاست؟ مبارزه با ظلم کجاست؟این پرسشی بود که به وجود آمد. این پرسش، رویش نسل جدیدی از جوانان را در خود داشت. تلاش شد که این جوانان حوزه بیداری اسلامی در منطقه مغرب عربی نوعی مهارشدگی را تجربه کنند. به آنها گفته شد اکنون فرصت ندارند که با رهبران خود به تقابل بنشینند. اما پیام با فاصله، بین 2011 تا 2017 به فلسطین رسید. زمان خیلی طولانی نیست.نگاه به عنصر مکان در تحولات اخیردبیر کمیته حمایت از انقلاب اسلامی نهاد ریاست جمهوری در ادامه به تحول به وجود آمده در جوانان فلسطینی در فلسطین اشغالی اشاره کرد و گفت: در این فرصت بیش از 6 ساله زمانی، جوانان جدیدی در گروه غیر متخاصم فتح شکل گرفتند. آن هم فتح که امضا کنند صلح است. فتحی که به 1967 ایمان دارد. فتحی که خسته از مبارزه است و احساس می کند در پایان کار باید تواضع و کرنش به رژیم صهیونیستی وجود داشته باشد. رهبران گذشته پیام انقلاب اسلامی را ناقص دریافت کردند. و بر همین مبنا دولتی را ساماندهی کردند که این دولت هیچ گاه عنوان شأن دار خود را نداشت و به عنوان خودگردان و چیزی شبیه این اصطلاحات که در اصطلاحات سیاسی نه جایگاه اقلیمی نه بین المللی داشت به خودشان اختصاص دادند و نوعی خرید و فروش سرزمینی صورت گرفت به صورت رسمی و امضا ها انجام شد.اما چون پاسخ به پرسش اساسی- که آزاد سازی کامل سرزمین فلسطین بود- داده نشده بود لذا این نسل جوان جدید که هیچ کس تصورش نمی کرد، ایستادند و قیام کردند. سنین جوانانی که عملیات انجام دادند بین 15 سال تا 25 سال است که از نظر جامعه شناسی و روانشناسی قابل تأمل است و اگر بخواهیم آن را نادیده بگیریم نمی توانیم جریان بیداری اسلامی را در توسعه یافتگی سرزمینی خوب مطالعه کنیم.داعش پدیده ای متصل به تحولات منطقهرئیس مرکز مطالعات فلسطین پس از این بحث به پدیده ای به نام داعش در منطقه و تبیین تأثیر این پدیده پرداخت و گفت: این تحولات همزمان با به وجود آمدن مصنوعی به نام داعش شکل گرفت. در یک سخنرانی در یک شبکه فرانسوی گفتم که داعش یک جریان ژلاتینی است به این معنا که از حالتی به حالت دیگر در می آید. مطلوبی است که توسط همین غده سرطانی رژیم صهیونیستی، طراحی و در منطقه کاشته شده است. اما اینکه ما تصور کنیم از بین رفتنی است اینگونه نیست. این پدیده به دلیل اینکه خواستگاه ها، نیازها و آرمان هایش تا کنون محقق نشده با ما حرکت خواهد کرد. شکل آن تغییر خواهد کرد اما وجود خواهد داشت ما همواره یک مزاحم در منطقه خودمان خواهیم داشت مأموریت ها ممکن است متفاوت شود. یک زمان ممکن است در غرب آسیا بخواهند میدان داری کنند و مأموریت شان در موصل و جاهای دیگر به دلیل فشار ما و تغییر برنامه های آنها، جابه جا شود و به جاهای دیگر بروند ولی نهایتاً منطقه غرب آسیا هدف است. اگر داعش- که یک جریان پیوسته به تفکر صهیونیستی است- از نظر جغرافیایی تغییر مکان هم دهد اما نگاهش به ما است.مسجدالاقصی نقطه اتحاد تمام جریان های اسلامیمعاون بین الملل دانشگاه اهل بیت مسجدالاقصی را نقطه تمرکز تمام جریان های اسلامی معرفی کرد و پتانسیل موجود در آن را برای ایجاد وحدت کافی دانست و ادامه داد: فضایی که در فلسطین حول مسجدالاقصی شکل گرفت اصلا نباید مسجدالاقصایی نگاه شود. بنده معتقدم مسجدالاقصی به لحاظ تقدسی که دارد و ریشه های قرآنی و در سیره نبوی که مورد تأکید قرار می گیرد همیشه می تواند محور وحدت، محور خیزش های وحدت گونه و نهایتا آزادسازی کامل سرزمین فلسطین شود. یعنی هر آنچه که ما در توان داریم و انرژی ما است از حالت جزیره ای خارج و روی مسجدالاقصی و بیت المقدس متمرکز کنیم. هر مقدار روی مسجدالاقصی متمرکز شویم به همان اندازه به پیروزی نهایی نزدیک شده ایم.این استاد دانشگاه با نگاهی به بازیگران عرصه فلسطین نگاهی به جنبش حماس طی کرد و بیان کرد: از حیث زمانی هنگامی که بحث روز جهانی قدس مطرح می شود به عنوان بازیگران عرصه فلسطین بحث تحولات حماس مطرح می شود. حماس در سال شکل گیری و حین مبارزاتش استناد دائمی و پیوستی دائمی را در پوشه مبارزاتی خودش به نام صلح حدیبیه داشت و همیشه دنبال مفری می گشت. شاید بتوان گفت به لحاظ نگاه مذهبی که به مسائل می کند احساس سازش همیشه در این جنبش شکل گرفته بود و این مرحله مبارزاتی به مرحله فقاهتی رسیده بود. یعنی در مرحله فتوا ورود جدی پیدا کرده بود. لذا این انتظار برای کسانی که حماس و جریان مبارزاتی اخوان را دنبال می کنند متصور بود که حماس به روزی می رسد که او هم مثل جریان فتح به این نتیجه برسد که باید توافقی را بالاخره امضا کند. اگر چه در بند 20 سند خود این نکته را قرار داده باشد و مرزهای 1967 را بپذیرد. اما آنچه که برای ما مهم بود این بود که ما نقطه تمرکزمان به حماس به ماهو حماس نباشد یک نقد داخلی باشد.اشتباه ما در تعامل با جریان های فلسطینیدکتر صادق رمضانی در ادامه بحث خود با اشاره به یک اشتباه تعاملی در رویکرد های داخلی ما در مقابل فلسطینیان یک راهبرد برای مقابله با این اشتباه ارائه کرد و افزود: یکی از اشتباهاتی که ما در برخورد با تحولات و جریان های فلسطینی می کنیم این است که سرمایه گذاری روی اسامی و احزاب و شخصیت هایی می کنیم که تا حدودی سیاست زدگی را تمرین کرده اند. جریان ها امروزه در دنیا دو گونه بررسی می شوند. یک گونه فردی دارند و یک گونه حقوقی. ما همزمان که با مؤسسات تعامل می کنیم باید با افراد هم تعامل داشته باشیم. عین این اتفاق در اخوان المسلمین هم وجود دارد. اخوانی ها در تاریخ شکل گیری شان در منطقه مصر یک تاریخ و در منطقه مغرب عربی یک تاریخ 80 ساله دارند اما هیچ گاه بحث تقابل و رویکرد مواجهه و برخورد با اسرائیل را مطرح نکرده اند و در رویارویی با رژیم صهیونیستی شفاف نبوده اند. درون حماس هم یک انشعاب و انشقاق شکل گرفت. حماس خالد مشعل با حماس هنیه با حماس دیگرانی که به عنوان نسل جدید از آنها صحبت می کنیم متفاوت اند.بنده معتقدم بازیگران اساسی تحولات آینده هر طرفی که باشد مهم این است که در درون فلسطین بازیگران چه کسانی هستند. در بیرون که به هر حال تغییر و تحولات سیاسی بازیگران را مشخص می کند و مصلحت اندیشی هایی وجود دارد. یک جمهوری اسلامی ایران با ثبات نگاه نسبت به آزادی کامل فلسطین مانده است و یک نسل ناشناس در درون فلسطین حتی می تواند خود احزاب و جریان های سیاسی فلسطینی را شگفت زده کند. این اتفاق در فتح، حماس و جهاد اسلامی افتاده است.نسل جدید فلسطین نافی هرگونه سازشاساسا آن نسل فلسطینی هوشمند آگاه، هرگونه خیانتی را پس خواهد زد. این آینده فلسطین است. یعنی فلسطین یکپارچه ، فلسطین تماما آزاد شده مطلوب نسل جدید است. سیاستمداران کهنه کار فلسطینی نتوانسته اند این نسل جدید را قانع بکنند. این نکته مهم است که فلسطین را براساس میدانداران جدید تعریف کنیم. لذا اگر می خواهیم سرمای ... ادامه ...

به گزارش گروه بین الملل دفاع پرس، دکتر صادق رمضانی گل افزانی در نشست هم اندیشی مؤسسه تحقیقات و پژوهش های سیاسی- علمی ندا، به بررسی تحولات اخیر در مسجدالاقصی پرداخت و در آغاز با طرح یک دسته بندی حادثه را از سه منظر مکان، زمان و فاعلان و شرکت کنندگان در این حوادث مورد بررسی قرار داد.تأثیر اندیشه امام خمینی(ره) بر خیزش های مردمیوی در ادامه به تأثیر دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) بر نگاه مبارزان فلسطینی اشاره کرد و گفت: اینکه ما این پرسش را در مجامع بین المللی و داخلی مطرح کنیم که آیا اندیشه حضرت امام (ره) به عنوان مبارزه با رژیم غاصب اسرائیل همچنان پویایی خود و انرژی لازم برای خیزش ها را دارد؟ آیا مسئله روز جهانی قدس به عنوان یک نظریه ویژه و برجسته می تواند کاربردی باشد و جریان سازی کند یا یک روز است و تمام می شود؟ باید بگویم، ارتباط بین اندیشه امام و آنچه را که در صحنه فلسطین اشغالی به ویژه در کرانه باختری و قدس شرقی رخ داد جستجو کردم و به صورت دقیق و علمی به این باور رسیدم که آنچه در واقع مورد اعتماد ورزی شد و انرژی و ظرفیت جدیدی را شکل داد که بتواند منجر به یک رویارویی و خیزش مسلحانه بشود در واقع نگاه و اندیشه امام است.براساس این رویکرد مثبت، این تحول و خیزش که شاید بتوانیم از آن به عنوان استمرار انتفاضه نام ببریم دارای یک رهبری الهی است. این مسئله مهمی است که 3 مقاله در رسانه های صهیونیستی دیدم که به این مسئله اشاره کرده اند و در واقع این خیزش را بی رابطه با این مفهوم و موضوع نیافته اند که به نحوی ایران اسلامی انقلابی امام خمینی همچنان پرچمدار این مبارزه است.بیداری اسلامی زمانی برای بیداری همه جوانان منطقهدومین رویکرد ایجابی و مثبت نسبت به واقعه ای که رخ داد این است که بیداری اسلامی که در سال 2011 شکل گرفت اگرچه حسب ظاهر آمریکایی ها بر موج آن سوار شدند و مانع استمرار این جریان شدند و چند حاکم از جمله مبارک، بن علی و معمر قذافی را سرنگون کرد و براساس بعضی تحلیل ها آمریکایی ها توانستند مدیریت کنند و مانع ادامه و استمرار آن شوند اما براساس تحلیل های غلط غربی ها مجدداً توانست میدان داری کند و آنچه که مقام معظم رهبری به آن اصرار داشتند که ما باید بیداری اسلامی را استمرار و عمق ببخشیم تا بتواند زمینه ساز تحولات اساسی و دگردیسی ریشه ای شود شکل گرفته است. و این بار از منطقه بسیار مبنایی و اساسی که همه مبانی بیداری اسلامی در آن خلاصه می شد یعنی فلسطین صورت گرفت که بحث اساسی و مرکزی مطالبات مردم تونس، مصر، یمن و لیبی بود.فلسطین که رفته بود فراموش شود و فراموش شده بود. ( فعلا داخل ایران را بحث نمی کنیم) ولی در صحنه بین المللی فلسطین به دلیل زمان 2011 به بعد فرصتی را برای آمریکایی ها و رژیم صهیونیستی و همراهان عربی آنها ایجاد کرده بود که بتوانند عمق استراتژیک جهان اسلام را به وادی فراموشی بسپارند و توفیقاتی هم در این زمینه کسب کرده بودند. در این راستا معادلات تغییر می کند و اتفاقی می افتد و انتفاضه شکل می گیرد آن هم در منطقه ای که براساس بسیاری از اخباری که در اختیار داریم اصلا اسرائیلی ها همه جا را حدس می زدند الا اینکه این منطقه بتواند منطقه درگیری و صحنه ای بشود که چه تأثیراتی را از خود به جای گذاشت.پرسشگری نسل جوان بیداری اسلامیرایزن فرهنگی سابق جمهوری اسلامی ایران در تونس در ادامه به مسئله ای مهم و اساسی در بیداری اسلامی اشاره کرد و خاطر نشان ساخت: بنده 5 سال به عنوان اولین رایزن حوزه بیداری اسلامی در کشور تونس بودم و تحولات را از نزدیک مراقبت می کردم به عنوان یک نکته بسیار اساسی در بیداری اسلامی باید گفت بیداری اسلامی اگر هیچ ثمره ای نداشت اما یک اتفاقی را در درون خودش رقم زد و آن هم مبنایی بود که در نهج تحت عنوان «یرغربلن غربلة» می خوانیم یعنی موجب غربال کردن نسلی شد. غربال کردن ایدئولوژیک و فکری آن هم درمیان مدعیان سردمداری جریان اسلامی که اخوانی ها و دیگران بودند.وادادگی ها، گرایش به غرب، گرایش به جریان های قدرت در دوسوی غربی و عربی وعبری در نسل گذشته اسلامگرایان، نسل جوان و جدیدی را روی کار آورد به عنوان پرسشگران که از رهبران خودشان در خصوص همه وادادگی های سؤال داشتند.انقلاب اسلامی ایران کجای تفکر شما قرار دارد؟در منطقه حامه که محل تولد راشد الغنوشی بود تعدادی از جوانان با بنده ملاقات کردند و گفتند ما از شیخ خود سؤال کردیم که « أین تذهب یا شیخ؟» کجا می روی؟ هم دستت در دست آمریکایی ها قرار داده ای، هم از این طرف وزیر جهانگردی خود را فارغ التحصیل دانشگاه های رژیم صهیونیستی قرار می دهی. از این سوی با معارضان سوری جلسه می گذاری و اولین جلسه معارضان سوری را در تونس برگزار می کنی. در این رویکردها شما که شعار ضد استکباری و ضد صهیونیستی سر می دادی و کتاب نوشته بودی، انقلاب اسلامی ایران کجاست؟ مبارزه با ظلم کجاست؟این پرسشی بود که به وجود آمد. این پرسش، رویش نسل جدیدی از جوانان را در خود داشت. تلاش شد که این جوانان حوزه بیداری اسلامی در منطقه مغرب عربی نوعی مهارشدگی را تجربه کنند. به آنها گفته شد اکنون فرصت ندارند که با رهبران خود به تقابل بنشینند. اما پیام با فاصله، بین 2011 تا 2017 به فلسطین رسید. زمان خیلی طولانی نیست.نگاه به عنصر مکان در تحولات اخیردبیر کمیته حمایت از انقلاب اسلامی نهاد ریاست جمهوری در ادامه به تحول به وجود آمده در جوانان فلسطینی در فلسطین اشغالی اشاره کرد و گفت: در این فرصت بیش از 6 ساله زمانی، جوانان جدیدی در گروه غیر متخاصم فتح شکل گرفتند. آن هم فتح که امضا کنند صلح است. فتحی که به 1967 ایمان دارد. فتحی که خسته از مبارزه است و احساس می کند در پایان کار باید تواضع و کرنش به رژیم صهیونیستی وجود داشته باشد. رهبران گذشته پیام انقلاب اسلامی را ناقص دریافت کردند. و بر همین مبنا دولتی را ساماندهی کردند که این دولت هیچ گاه عنوان شأن دار خود را نداشت و به عنوان خودگردان و چیزی شبیه این اصطلاحات که در اصطلاحات سیاسی نه جایگاه اقلیمی نه بین المللی داشت به خودشان اختصاص دادند و نوعی خرید و فروش سرزمینی صورت گرفت به صورت رسمی و امضا ها انجام شد.اما چون پاسخ به پرسش اساسی- که آزاد سازی کامل سرزمین فلسطین بود- داده نشده بود لذا این نسل جوان جدید که هیچ کس تصورش نمی کرد، ایستادند و قیام کردند. سنین جوانانی که عملیات انجام دادند بین 15 سال تا 25 سال است که از نظر جامعه شناسی و روانشناسی قابل تأمل است و اگر بخواهیم آن را نادیده بگیریم نمی توانیم جریان بیداری اسلامی را در توسعه یافتگی سرزمینی خوب مطالعه کنیم.داعش پدیده ای متصل به تحولات منطقهرئیس مرکز مطالعات فلسطین پس از این بحث به پدیده ای به نام داعش در منطقه و تبیین تأثیر این پدیده پرداخت و گفت: این تحولات همزمان با به وجود آمدن مصنوعی به نام داعش شکل گرفت. در یک سخنرانی در یک شبکه فرانسوی گفتم که داعش یک جریان ژلاتینی است به این معنا که از حالتی به حالت دیگر در می آید. مطلوبی است که توسط همین غده سرطانی رژیم صهیونیستی، طراحی و در منطقه کاشته شده است. اما اینکه ما تصور کنیم از بین رفتنی است اینگونه نیست. این پدیده به دلیل اینکه خواستگاه ها، نیازها و آرمان هایش تا کنون محقق نشده با ما حرکت خواهد کرد. شکل آن تغییر خواهد کرد اما وجود خواهد داشت ما همواره یک مزاحم در منطقه خودمان خواهیم داشت مأموریت ها ممکن است متفاوت شود. یک زمان ممکن است در غرب آسیا بخواهند میدان داری کنند و مأموریت شان در موصل و جاهای دیگر به دلیل فشار ما و تغییر برنامه های آنها، جابه جا شود و به جاهای دیگر بروند ولی نهایتاً منطقه غرب آسیا هدف است. اگر داعش- که یک جریان پیوسته به تفکر صهیونیستی است- از نظر جغرافیایی تغییر مکان هم دهد اما نگاهش به ما است.مسجدالاقصی نقطه اتحاد تمام جریان های اسلامیمعاون بین الملل دانشگاه اهل بیت مسجدالاقصی را نقطه تمرکز تمام جریان های اسلامی معرفی کرد و پتانسیل موجود در آن را برای ایجاد وحدت کافی دانست و ادامه داد: فضایی که در فلسطین حول مسجدالاقصی شکل گرفت اصلا نباید مسجدالاقصایی نگاه شود. بنده معتقدم مسجدالاقصی به لحاظ تقدسی که دارد و ریشه های قرآنی و در سیره نبوی که مورد تأکید قرار می گیرد همیشه می تواند محور وحدت، محور خیزش های وحدت گونه و نهایتا آزادسازی کامل سرزمین فلسطین شود. یعنی هر آنچه که ما در توان داریم و انرژی ما است از حالت جزیره ای خارج و روی مسجدالاقصی و بیت المقدس متمرکز کنیم. هر مقدار روی مسجدالاقصی متمرکز شویم به همان اندازه به پیروزی نهایی نزدیک شده ایم.این استاد دانشگاه با نگاهی به بازیگران عرصه فلسطین نگاهی به جنبش حماس طی کرد و بیان کرد: از حیث زمانی هنگامی که بحث روز جهانی قدس مطرح می شود به عنوان بازیگران عرصه فلسطین بحث تحولات حماس مطرح می شود. حماس در سال شکل گیری و حین مبارزاتش استناد دائمی و پیوستی دائمی را در پوشه مبارزاتی خودش به نام صلح حدیبیه داشت و همیشه دنبال مفری می گشت. شاید بتوان گفت به لحاظ نگاه مذهبی که به مسائل می کند احساس سازش همیشه در این جنبش شکل گرفته بود و این مرحله مبارزاتی به مرحله فقاهتی رسیده بود. یعنی در مرحله فتوا ورود جدی پیدا کرده بود. لذا این انتظار برای کسانی که حماس و جریان مبارزاتی اخوان را دنبال می کنند متصور بود که حماس به روزی می رسد که او هم مثل جریان فتح به این نتیجه برسد که باید توافقی را بالاخره امضا کند. اگر چه در بند 20 سند خود این نکته را قرار داده باشد و مرزهای 1967 را بپذیرد. اما آنچه که برای ما مهم بود این بود که ما نقطه تمرکزمان به حماس به ماهو حماس نباشد یک نقد داخلی باشد.اشتباه ما در تعامل با جریان های فلسطینیدکتر صادق رمضانی در ادامه بحث خود با اشاره به یک اشتباه تعاملی در رویکرد های داخلی ما در مقابل فلسطینیان یک راهبرد برای مقابله با این اشتباه ارائه کرد و افزود: یکی از اشتباهاتی که ما در برخورد با تحولات و جریان های فلسطینی می کنیم این است که سرمایه گذاری روی اسامی و احزاب و شخصیت هایی می کنیم که تا حدودی سیاست زدگی را تمرین کرده اند. جریان ها امروزه در دنیا دو گونه بررسی می شوند. یک گونه فردی دارند و یک گونه حقوقی. ما همزمان که با مؤسسات تعامل می کنیم باید با افراد هم تعامل داشته باشیم. عین این اتفاق در اخوان المسلمین هم وجود دارد. اخوانی ها در تاریخ شکل گیری شان در منطقه مصر یک تاریخ و در منطقه مغرب عربی یک تاریخ 80 ساله دارند اما هیچ گاه بحث تقابل و رویکرد مواجهه و برخورد با اسرائیل را مطرح نکرده اند و در رویارویی با رژیم صهیونیستی شفاف نبوده اند. درون حماس هم یک انشعاب و انشقاق شکل گرفت. حماس خالد مشعل با حماس هنیه با حماس دیگرانی که به عنوان نسل جدید از آنها صحبت می کنیم متفاوت اند.بنده معتقدم بازیگران اساسی تحولات آینده هر طرفی که باشد مهم این است که در درون فلسطین بازیگران چه کسانی هستند. در بیرون که به هر حال تغییر و تحولات سیاسی بازیگران را مشخص می کند و مصلحت اندیشی هایی وجود دارد. یک جمهوری اسلامی ایران با ثبات نگاه نسبت به آزادی کامل فلسطین مانده است و یک نسل ناشناس در درون فلسطین حتی می تواند خود احزاب و جریان های سیاسی فلسطینی را شگفت زده کند. این اتفاق در فتح، حماس و جهاد اسلامی افتاده است.نسل جدید فلسطین نافی هرگونه سازشاساسا آن نسل فلسطینی هوشمند آگاه، هرگونه خیانتی را پس خواهد زد. این آینده فلسطین است. یعنی فلسطین یکپارچه ، فلسطین تماما آزاد شده مطلوب نسل جدید است. سیاستمداران کهنه کار فلسطینی نتوانسته اند این نسل جدید را قانع بکنند. این نکته مهم است که فلسطین را براساس میدانداران جدید تعریف کنیم. لذا اگر می خواهیم سرمای ... ادامه ...

داعش بر اساس فتواهای فقهی ابو حمزه المهاجر که استناد به صدر اسلام دارد، اقدام به تاسیس خلافت سایبری جهانی کرده است که به عنوان راهبردی از سناریوی زندگی پنهان آنها پس از موصل قلمداد می گردد.به گزارش آناج به نقل از فارس، "جنگ علیه ائتلاف های مخالف خلافت داعش از جنوب شرق آسیا تا شمال آفریقا ادامه داشته و هنوز اماکن بسیاری برای ادامه جهاد باقی مانده است." این جمله آخرین و جدیدترین اظهارات فرماندهان باقی مانده داعش (عناصر خارجی و غیر عراقی و سوری داعش) پس از نبرد موصل است که به صورت پیام صوتی در قالب یک ویدئوی16 دقیقه ای توسط سلسله مجموعه های رسانه ای این تشکیلات تروریستی منتشر شده است.در تحلیل این ویدئو باید گفت که داعش تا حدودی بر جنگ رسانه ای تکیه کرده است. به گونه ای که تاکنون تحقیقات و پژوهش های زیادی در مورد روند فعالیت های سایبری و گستره انجام آن توسط داعش از سوی موسسات و اندیشکده های غربی و اروپایی صورت گرفته است که بسیاری از آنها معتقد هستند که فاز جدید فعالیت های داعش؛ حملات سایبری گسترده بعلاوه حضور فعال و شبکه ای در رسانه ها و شبکه های اجتماعی خواهد بود.از این جهت اگر به مانیفست جدید داعش که به تازگی در صوت ها و فیلم های خود نسبت به انتشار آن اقدام شده، توجه کنیم می فهمیم که داعش در حال تغییر فاز فعالیت های خود است. به صورتی که دو سال پیش هم آنها اعلام کرده بودند که جنگ با دشمنان دو محور اساسی دارد: اول محور نظامی و دوم محور تبلیغاتی.«گستره فعالیت و شبکه سازی سایبری که چند روز قبل توسط داعش ادعا شده است»منظور از محور تبلیغاتی همان مدیریت جهانی بر اساس ساخت ویدئو ها، اینفوگرافیک، تصاویر تخصصی و راه اندازی شبکه های گسترده ارتباط جمعی است که هدف از آن اطلاع رسانی و هدایت افکار عمومی خواهد بود. به بیانی گویاتر؛ داعش از زمان پیدایش خود تاکنون در صدد است تا با انتشار وحصولات رسانه ای خود جهانیان را به هر ترتیبی که شده با فعالیت ها خونین خود در عراق و سوریه و سپس اروپا، آفریقا و آسیای میانه آگاه کند. در اینجا باید در خصوص فعالیت رسانه ای و حضور داعش در شبکه های مجازی اجتماعی تفکیک قائل شویم. به گونه ای که در بخشی دیگر داعش قصد دارد تا با استفاده از تکنیک های رسانه ای و فیلم سازی اقدام به جذب افکار و تشویق آنها برای پیوستن به صفوف بنیادگرایان جهادی نماید و فاز دیگر فعالیت خود که جذب رسمی و گزینش آنها خواهد بود از طریق شبکه های اجتماعی پیگیری می شود.اما «خلافت سایبری» داعش همانند قیام مسلحانه آنها دارای ایدئولوژی و راهبردهای فکری است. اینکه گمان کنیم که در فضای مجازی هیچ راهبرد مذهبی و ایدئولوژیک از سوی داعش به کار بسته نمی شود؛ به بیان واضح ساده اندیشی تلقی می شود. در این راستا باید به سخنان "ریان مشعل" مسئول رسانه ای داعش توجه شو ... ادامه ...

استاد علی اکبر فرهنگی که امروز به مناسبت سالروز تولد ۷۵ سالگی اش در ایسنا حاضر شده بود و شمع های کیک تولد خود را با همراهی جمعی از استادان ارتباطات و همچنین خبرنگاران و دانشجویان خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، خاموش کرد، اولین جمله خود را با خواندن یک بیت شعر مولانا اینگونه آغاز کرد: «این همه آوازها از شه بُوَد، گرچه از حلقوم عبدالله بُوَد.»این استاد پیشکسوت ارتباطات در سخنانی خطاب به حاضران در مراسم گفت: من به شدت وامدار محبت های شما هستم. همه نکاتی که شما عزیزان درباره ی بنده فرمودید، عنایاتی است که به من داشته اید. جا دارد ابتدا از دوستان بزرگوار در ایسنا و همچنین همکاران و دانشجویان عزیزم تشکر کنم که محبت این عزیزان باعث شد، من امروز در خدمت شما بزرگواران باشم.***مراسم نکوداشت ۷۵ سالگی علی اکبر فرهنگی با حضور جمعی از استادان ارتباطات و اهالی رسانه در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد. علی سمیعی، باقر ساروخانی، محمد سلطانی فر، علی گرانمایه پور، طاهر روشندل اربطانی، رها خرازی آذر، علی رضا تابش، حسین خطیبی و تعدای از شاگردان علی اکبر فرهنگی از جمله مهمانی بودند که در مراسم نکوداشت و تولد این استاد مدیریت ارتباطات در ایسنا حاضر شده بودند.***در ابتدای این مراسم علی متقیان (مدیرعامل ایسنا) در سخنانی اظهار کرد: امروز، روز بسیار خوبی است که استادان عزیز دعوت ما را پذیرفتند و برای مراسم نکوداشت دکتر علی اکبر فرهنگی در ایسنا مهمان ما شدند. من به عنوان شاگرد استاد فرهنگی معتقدم که بهترین موفقیت برای یک استاد، موفقیت شاگردانش و عملیاتی شدن آموزه های او توسط شاگردانش است.متقیان در ادامه خطاب به دکتر فرهنگی خاطرنشان کرد: امروز بسیاری از شاگردان شما در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) فعال هستند و تلاش می کنند تا به آموزه های شما عمل کنند؛ در جایی که به عنوان اولین خبرگزاری کشور شناخته شده است و معتبرترین خبرگزاری از نظر صحت اخبار محسوب می شود و این برای ما باعث افتخار است. ما از شما صداقت، امانت داری و آزاده بودن را در عرصه خبررسانی آموختیم و یاد گرفتیم که همیشه صحت اخبار بر خط سیاسی مقدم است و امروز خوشبختانه ما در ایسنا هیچ خط سیاسی چپ و راستی نداریم و صحت اخبار برایمان بسیار حایز اهمیت است.مدیرعامل ایسنا در پایان سخنانش بار دیگر مقدم استادان ارتباطات و مهمانان مراسم نکوداشت ۷۵ سالگی دکتر علی اکبر فرهنگی را مبارک شمرد و تولد این استاد ارتباطات را به وی تبریک گفت. ***در ادامه مراسم، باقر ساروخانی، استاد پیشکسوت ارتباطات ضمن تبریک تولد علی اکبر فرهنگی با قرائت شعری سخنان خود را آغاز و اظهار کرد: دکتر فرهنگی این شعر را حدود ۱۳ سال پیش در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد خواندند و من فکر می کنم این شعر مصداق واقعی زندگی ایشان است.او ادامه داد: حدود ۵۰ سال است که من در خدمت دکتر فرهنگی بوده و هستم و یقین دارم که این دوستی تا پایان زندگی ام نیز ادامه خواهد داشت. میراث ایشان از تأسیس گروه مدیریت رسانه در دانشگاه های کشور گرفته تا دیگر فعالیت های علمی او بسیار زیاد است اما یکی از مهمترین میراث ایشان که به نظرم گم شده است، بیان و طرح مفاهیم ارتباطاتی ایشان است.وی با اشاره به کتاب «ارتباطات انسانی» دکتر علی اکبر فرهنگی یادآور شد: ایشان در کتاب «ارتباطات انسانی» مفهومی به نام گشودگی را مطرح می کنند؛ به شخصه معتقدم منظور ایشان از طرح این مفهوم این است که ارتباطات انسانی زمانی معنا دارد که ما گشوده باشیم و بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. این گشودگی شیوه های گوناگونی دارد. اینکه در کدام شرایط، چگونه و با چه ذهنیتی باید ارتباط برقرار کنیم. همین مفهوم گشودگی می تواند برای خبرگزاری ها و به طور کلی رسانه ها بسیار مفید و موثر باشد.ساروخانی اظهار کرد: بحث ارزیابی اخبار پیش از تولید بسیار حائز اهمیت است. اینکه از خود بپرسیم آیا این خبر را تولید کنم یا نه. این سوال همان طرح دوباره پرسش معروف شکسپیر یعنی «بودن یا نبودن» است. در مفهوم گشودگی دکتر فرهنگی نیز این پرسش مطرح می شود که آیا باید با این فرد ارتباط برقرار کنم یا نه چرا که ما در قبال ارتباط برقرار کردن با افراد مسؤول و متعهد هستیم.این استاد جامعه شناسی ارتباطات بار دیگر به بحث تولید و انتشار اخبار اشاره و بیان کرد: اگر خبری مهم و قابل قبول و قابلیت انتشار داشت آنگاه سوال دوم از قاعده ده گانه خبر مطرح می شود. اینکه درباره این خبر چه باید بگویم و بعد چگونه باید بگویم. هر پدیده ای جهات مثبت و منفی زیادی دارد. ما در تولید اخبار باید بدانیم به کدام یک از این وجوه می خواهیم بپردازیم؛ چرا که چگونه گفتن اخبار بسیار حائز اهمیت است. او با بیان اینکه به زبان مخاطب صحبت کردن بسیار اهمیت دارد، افزود: در بحث انتشار اخبار اینکه خبر از چه رسانه ای و توسط چه فردی نیز مطرح می شود، بسیار حائز اهمیت است. حضرت محمد (ص) برای دعوت پادشاه ایران به دین اسلام، انسانی توانا و گویا را انتخاب کرد چرا که برای طرح یک پیام مهم باید فردی توانمند و معتقد به آن پیام انتخاب شود.ساروخانی در ادامه سخنانش به رسانه های تصویری اشاره کرد و گفت: ممکن است خدایی ناکرده ... ادامه ...

امروزه پرونده ی خیلی از سرمایه گذاران شامل سرمایه گذاری هایی مانند سرمایه ی مشترک، سهام و اوراق بهادار است؛ با وجود این، تنوع اوراق بهاداری که در دسترس دارید همین ها نیستند. یکی دیگر از انواع اوراق بهادار «اختیار معامله» نام دارد. این اختیار فرصت های بی شماری را در اختیار سرمایه گذاران حرفه ای که کاربرد های عملی و ریسک این گروه از دارایی ها را درک می کنند، قرار می دهد.مقاله های مرتبط:یکی از فایده های مهم اختیار معامله، تطبیق پذیری و توانایی آن برای ارتباط برقرار کردن با دارایی های سنتی مانند سهام شخصی است. این ویژگی به شما امکان می دهد که موقعیت خود را طبق شرایطی که ممکن است در بازار اتفاق بیفتد، تطبیق بدهید یا تنظیم کنید. برای مثال می توانیم از اختیار معامله به عنوان سپر دفاعی در برابر بازار بورسِ در حال سقوط استفاده کنیم تا ضررات سقوط سهام را کاهش بدهیم یا می توانیم از آن برای پیش بینی استفاده کنیم یا اگر بخواهیم می توانیم با استفاده از آنها خیلی محافظه کار باشیم. بنابراین استفاده از اختیار معامله را می توان به عنوان بخشی از استراتژی وسیع تر سرمایه گذاری توصیف کرد.اما این تطبیق پذیری عملی هم مشکلات خود را دارد. اختیار معامله، اوراق بهادار خیلی پیچیده ای هستند و اگر درست از آنها استفاده نکنیم ممکن است ریسک بالایی داشته باشند. به همین دلیل است که وقتی با یک کارگزار بورس اختیار معامله، معامله را خرید و فروش می کنیم معمولا با جمله ای مثل این مواجه می شویم:«اختیارات شامل ریسک ها هم می شوند و برای هرکسی مناسب نیستند. معامله ی اختیارات اساسا اختیاری هستند و ریسک بالایی برای ضرر دادن دارند. فقط با سرمایه گذاری خطرپذیر سرمایه گذاری کنید».اختیار معامله به گروه بزرگ تری از اوراق بهادار به نام اوراق بهادار مشتقه تعلق دارد. این نوع از اوراق بهادار معمولا ریسک بالایی دارند و همچنین این توانایی را دارند که اقتصاد را به هم بریزند، اما این تفکر کمی اغراق شده است. معنای «مشتقه» بودن این است که قیمت آن به قیمت چیز دیگری وابسته است یا از آن مشتق شده است. مثل آب میوه که از میوه مشتق است و سس کچاپ که مشتق از گوجه فرنگی است. اختیار معامله از اوراق بهادار مالی مشتق است یعنی ارزش آنها به ارزش دارایی های دیگر بستگی دارد. مشتق بودن به این معنی است و انواع مختلفی از اوراق بهادار وجود دارند که تحت عنوان مشتق قرار می گیرند مثلا پیمان های آتی، قرارداد سلف و قراردادهای معاوضه (که خود انواع زیادی دارد).داشتن آگاهی کافی در مورد عملکرد اختیار معامله و اینکه چطور از آنها استفاده ی مناسب داشته باشیم، به شما کمک می کند سود زیادی در بازار به دست بیاورید. اگر پایه و اساس قضاوتیِ اختیار معامله برای شما مناسب نیست، اشکالی ندارد. می توانید بدون قضاوت کردن از این سهام استفاده کنید. حتی اگر تصمیم بگیرید هرگز از اختیار معامله استفاده نکنید، باید بدانید شرکت هایی که شما در آنها سر ... ادامه ...

به گزارش گروه بین الملل دفاع پرس، اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از انتخاب به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس بر آمادگی این جنبش برای همکاری با تمامی گروه ها و طرف های فلسطینی و گسترش روابط با کشورهای عربی و اسلامی و نیز دیگر کشورهای جهان تاکید کرد.وی همچنین به تشریح جدیدترین مواضع این جنبش در قبال مسائل داخلی و خارجی پرداخت. متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحیمسخنرانی رئیس دفتر سیاسیجنبش مقاومت اسلامی حماسحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانیان است و سلام و درود بر سرور پیامبران...(سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر) (فإذا جاء وعد الآخرة لیسوؤا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا){ پاک و منزّه است آن (خدایی ) که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه های خود به او نشان دهیم . همانا او شنوا و بیناست} { و آن گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند}پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:{گروهی از امت من همچنان از حق حمایت می کنند و بر دشمن شان پیروز می شوند و هر کسی هم با آنها مخالفت کند، هیچ آسیبی به آنها نمی زند و مصیبت ها هم ضرری به آنها نمی رساند تا اینکه وعده خداوند فرا برسد و آنها در همین حال باشند}ای فرزندان ملت مقاوم فلسطینای اقشار امت عربی و اسلامیبرادران و خواهران... حضار گرامیسلام و درود خداوند بر شما... اما بعد،اولین چیزی که می خواهم پس از افتخاری که برادرانم با اعتماد به من در سمت ریاست دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی "حماس" دادند و مرا مسئول عهده داری این مسئولیت کردند، سخنانم را با آن آغاز کنم، حمد و سپاس خداوند و درخواست از درگاه او برای کمک به من برای حفظ این امانت و پایبندی به عهد و پیمانی است که با خود در برابر خداوند و در برابر این ملت بزرگ و برادرانم بسته ام تا اینکه به اصول ملت فلسطین و در راس آنها آزاد سازی سرزمین و قدس و مسجد الاقصی و اسرا، تحقق حق بازگشت و تاسیس کشور فلسطین به پایتختی قدس پایبند بمانم. این عهد و پیمان جهادی است که از آغاز انقلاب های فلسطین تا به امروز بسته شده است و همان پیمانی است که شهدای انتفاضه قدس و الاقصی که جانشان را فدای دفاع از سرزمین فلسطین و قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی کردند، بسته بودند و برخی از آنها به فیض شهادت نائل گشتند و برخی دیگر همچنان چشم به راه لحظه شهادت هستند و راه مقاومت و انتفاضه را ادامه می دهند. درود بر شهدا و مجروحان ملت فلسطین و خانواده ها و نزدیکان شان و درود بر اسرای قهرمانی که دست به فداکاری زده و در راه خدا ثابت قدم هستند و با صبر و پایداری در برابر دشمن جلاد به راه خود ادامه می دهند. تشدید حملات رژیم صهیونیستی علیه اسرای دربند زندان های رژیم جنایتکار صهیونیستی باید متوقف شود. تداوم سیاست بازداشت اداری ظالمانه رژیم صهیونیستی علیه صدها نفر از رهبران، نمایندگان و فرزندان ملت فلسطین، تروریسمی است که در مقابل چشم و گوش جهانیان صورت می گیرد و آنها هیچ اقدامی برای مقابله با این روند انجام نمی دهند. ما تاکید می کنیم که ظلم زندانبان به درازا نخواهد انجامید و اراده اسرای آزاده ما را نخواهد شکست و آزادی آنها بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده است.من در اینجا همچنین به مقاومت قهرمان فلسطین و تمامی گردان ها و شاخه های نظامی آنها و در راس شان؛ گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس درود می فرستم. درود بر مقاومت قهرمان ما و گردان های قسام، گروهان های قدس، گردان های شهدای الاقصی، گردان های شهدای الاقصی، گردان های ابو علی مصطفی، گردان های مقاومت ملی و تمامی شاخه ها و تشکل های نظامی. این مقاومت با دشمن و تروریسم آن در تمامی میدان ها مقابله کرده و همچنان به صورت شبانه روزی برای تحقق آرمان های ملت در زمینه آزادی و حق بازگشت تلاش می کند. این مقاومت بسیار قابل تقدیر و منبع افتخار و عزت ملت و امت و تمامی آزادگان جهان است و در عین حال، حقی شریف برای فلسطین و مایه افتخار ملت و مایه امید امت است.علاوه بر این، من در اینجا از سرویس های امنیتی که به ترور شهید "مازن فقها" واکنش نشان داده و ضربه ای سنگین به سرویس های امنیتی دشمن وارد کردند مزدوران و عناصر آنها را تحت تعقیب قرار دادند، درود می فرستم و به شهید قهرمان مهندس "محمد زواری" متولد تونس که در راستای انجام وظیفه خود در زمینه حمایت و جهاد در سرزمین مقدس فلسطین، به عضویت گردان های قسام درآمد، درود می فرستم.و نباید فراموش کنم که به تمامی اقشار ملت فلسطین و کارکنان قوای مقننه، مجریه و قضائیه، اعضای چهارمین دستگاه دولتی که فعالان مطبوعاتی و اصحاب قهرمان رسانه ها باشند، کشاورزان، کارگران، بازرگانان، صاحبان صنایع، تجار، ماهیگیرانی که به صورت شبانه روزی در معرض حملات دشمن صهیونیستی قرار دارند و با این وجود به پایداری و ایستادگی خود ادامه می دهند، تیم های پزشکی، اورژانس و امداد و نجات، معلمان و اساتید دانشگاه ها، دانش آموزان و دانشجویان، پزشکان، مهندسان و تمامی فعالان بخش ساختمان و سازندگی و سازندگان آینده بهتر برای پسران و دختران مان درود بفرستم.برادران و خواهران:من امروز از سرزمین فلسطین و از وسط غزه سربلند با ملت فلسطین در هر جایی که هستند و تمامی طیف ها و جریان های آن صحبت می کنم. ملت ما، ملت یکپارچه است که از هم جدا نخواهند شد. آنها صاحبان آرمان حقی هستند که قابل تقسیم و تجزیه نیست. آنها صاحبان حق ثابت در فلسطین هستند که نمی توان حتی از یک ذره از خاک آن چشم پوشی کرد.می خواهم درباره دردها، اهداف و آرمان های مشترک صحبت کنم. شمایی که از چندین دهه قبل در مسیر مبارزه علیه گروهک های صهیونیستی گام نهاده اید و عشق به فلسطین و دفاع از وطن را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال می دهید و به اغواگری های کسانی که می خواهند آنها را از این راه منحرف کنند و ارعاب و تهدیدهای آنهایی که می خواهند در دل این ملت ترس و وحشت ایجاد کنند و تجاوزات دشمنان، توجهی نمی کنند؛ دشمنانی که با استفاده از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند و اقدامات تروریستی نظام هایشان می خواهند شما را به تسلیم در برابر واقعیت های موجود وادار کنند و گاهی با تطمیع و گاهی دیگر با ارعاب، ما را مجبور به فراموشی حقوق و اصول ثابت مان در سرزمین و مقدسات مان کنند.حضار گرامی، ملت فلسطین در هر جایی که هستید، اقشار مختلف امت سرافراز ما:امروز می خواهم برای شما درباره اوضاع کنونی و راهی که قرار است طی کنیم و نیز اولویت های ملی در مرحله آینده صحبت کنم و در این راه اولا از خداوند متعال و در مرحله بعد از ملت بزرگ فلسطین که صد سال در برابر وعده بالفور و 70 سال با طرح اسکان آوارگان فلسطینی در وطن جایگزین ایستادگی کرده است و با تجاوزات، محاصره و تلاش ها برای یهودی سازی، گسترش جهل و وادار کردن مردم به مهاجرت و حذف هویت دهها ساله مقابله کرده است، کمک می جوییم.اولا: جنبش حماس در تمامی مراحل خود ثابت کرده است که یک جنبش جوان، تسلیم ناپذیر و اصیل است و این اصالت را در موضع و خط مشی ریشه دار و رشادت های فرزندان و بنیانگذاران پاک خود و در راس آنها، شیخ شهید احمد یاسین و با خون هزاران نفر از شهدا و درد و رنج هزاران نفر از اسرا و مجروحان ثابت کرده است. این مردان راه و روش بزرگی را که جنبش حماس در سایه خون و تلاش ها و مجاهدت های آنها طی می کند، برای ما ترسیم کرده اند و ما امروز می بینیم که من و گروهی از برادرانم رهبری این جنبش بزرگ را از برادران بزرگوار و رهبران گرانقدری مانند برادر مبارز استاد خالد مشعل "ابو الولید" تحویل بگیریم. این برادران ما طی سالیان گذشته امانت رهبری این جنبش را بر عهده گرفته و از آن حفاظت کرده اند و به اذن خداوند این پرچم در اهتزاز را با پیروزی به ما تحویل داده اند و به لطف خداوند توانسته اند زمینه پیشرفت جنبش حماس و حفظ وحدت و ارتقای نقش و تقویت تاثیرگذاری آنرا طی مراحل سختی که ملت فلسطین پشت سر گذاشته اند، فراهم سازند تا اینکه مورد اعتماد ملت قرار گرفته و به مایه امید امت تبدیل شوند. و امروز اگر چه برادرم ابو الولید (مشعل) ـ خدا حفظش کند ـ در نتیجه یک تصمیم مشورتی در سطح جنبش حماس که مایه عزت و افتخار ماست، از مسئولیت رهبری حماس کنار می رود، اما مطمئنا سنگر مقاومت و ایفای نقش جهادی و سیاسی به عنوان یک رهبر ملی و یک شخصیت برجسته و نماد مبارزاتی بزرگ ملت و مقاومت فلسطین را ترک نخواهد کرد و من به برادرم ابو الولید و دیگر برادران بزرگواری که در مرحله گذشته مسئولیت رهبری حماس را بر عهده داشتند، درود می فرستم.دوم: حماس اخیر سند سیاسی را منتشر کرد که در آن به دیدگاه و اصول و اهدافی که این جنبش بر اساس مبانی خود دنبال و به موجب آنها عمل می کند، اشاره شده بود. این سند موضع یکپارچه حماس در قبال مجموعه مسائل پیش روی این جنبش را تشریح کرده و قدرت آن برای جمع میان اصالت و حرکت به موازات نیازهای عصر و اصول ثابت و متغیرها و مسائل مرحله ای و راهبردی را نشان داد و در چارچوب واقع بینی زمینه را برای مواضع سیاسی و فکری که نشانگر پویایی حماس و قدرت آن برای تجدید و برقراری توازن در عصر تغییرات شتاب زده است، فراهم کرد. ما در قالب این سندی که به ملت فلسطین ارائه دادیم، شفاف و صریح بر این مساله تاکید نمودیم که می خواهیم با تمامی طرف ها بر اساس راهبرد ملی جامع در عرصه سیاست مقاومت و سازندگی نهادهای رهبری و اداری و نیز مدیریت امور داخلی و روابط خارجی مان همکاری کنیم.برادران و خواهران حاضر در این جمع:ملت فلسطین در هر جایی که هستید:شما می دانید که امت ما مرحله بی سابقه ای از درگیری های داخلی میان قدرت های منطقه ای و داخلی و کشمکش های بین المللی را پشت سر گذ اشته و در نتیجه جنگ ها و خونریزی هایی که هنوز هم ادامه دارد و باعث تضعیف مقدرات این امت می شود، درد و رنج زیادی را متحمل شده است. این درگیری ها باعث تضعیف تمامی طرف ها و پاره پاره شدن منطقه و نیز پیچیده شدن عرصه شده است و برخی طرف ها خواهان تداوم و تشدید این وضعیت و گسترش دامنه درگیری ها و خرابی ها در هر نقطه ای از منطقه هستند تا زمینه ویرانی بیشتر جبهه داخلی کشورها و ایجاد موانع و دیوارهای ساختگی میان ملت های منطقه و حتی میان اقشار یک ملت واحد فراهم شود و امت ما به سمت بیابان سرگردانی و بلاتکلیفی، بر هم خوردن وحدت، بقا در دایره جنگ و درگیری و خونریزی، هتک حرمت، تهدید تمامیت ارضی کشورها و یکپارچگی آنها پیش رود و در نتیجه ضعیف شده و به زانو درآید تا عرصه برای تحمیل برخی گزینه های دشمنان به آن، تقویت دشمن صهیونیستی و تضمین امنیت و هژمونی و بقای آن فراهم گردد.از زمانی که "دونالد ترامپ" رئیس جمهور جدید آمریکا در این کشور به قدرت رسیده است، با فشار و تشویق دشمن صهیونیستی تحرکات و تلاش های شتابزده ای برای بهره برداری از اوضاع کنونی و باجگیری از طرف های عربی و اسلامی خسته و تضعیف شده به منظور نابودی مساله فلسطین و تحمیل سازش تاریخی و نیز فشار شدید برای ایجاد چتر حمایتی فلسطینی، عربی و اسلامی از آن آغاز شده است.در برابر این وضعیت، ما ملت فلسطین راهی جز در اختیار گرفتن ابتکار عمل، ساماندهی به اوضاع، مقاوم سازی بیشتر خود، تامین امنیت جبهه داخلی و حمایت از حقوق خود نداریم و باید یکپارچه سعی در رساندن این پیام آشکار به جهانیان را داشته باشیم که هر گونه راه حل و طرح سازشی که با حق ملت ما در زمینه آزادی و استقلال و تشکیل کشور فلسطینی برخوردار از حق حاکمیت به پایتختی قدس مخالفت داشته باشد، به سرانجامی نخواهد رسید و ما به هر قیمتی، همچون سدی مستحکم در برابر آن ایستادگی خواهیم کرد و همان طوری که ملت قهرمان ما توطئه های قبلی برای نابودی آرمان بحق خود را به شکست کشانده است، این بار هم به حول و قوه الهی می تواند این کار را انجام دهد و جهانیان باید ندای حق و عدالت و انصاف را بشنوند.ملت فلسطین:مسئولیتی که من و برادرانم در موضع رهبری حماس در داخل و خارج بر عهده داریم، ایجاب می کند که کلیات رویکردی را که سعی در تحقق آن داریم و اولویت کاری ما در مرحله آتی برای تحقق اهداف بزرگ ملت فلسطین به شمار می رود، تشریح کنیم. این اصول کلی عبارتند از:نخست: مقابله با اشغالگران متجاوز به سرزمین و مقدسات مان و اقدامات نامتعارف و مغایر ارزش ها و قوانین بین المللی؛ چه در زمینه سرکوب و محاصره و چه در زمینه مصادره اراضی، یا یهودی سازی و یا شهرک سازی. بهترین سلاح کارآمد ما در این زمینه وحدت موضع فلسطینی بر پایه رویکرد سیاسی جام ملی است که زمینه تشریک مساعی و پایان دادن به امیدها به وعده های دروغینی را که ملت فلسطین در طول سالیان مذاکره آنها را تجربه کرده اند، فراهم کند.دوم: قدس و مسجد الاقصی:محور اصلی منازعه؛ یعنی مساله قدس به عنوان قبله گاه نخست و سومین حرم شریف در کانون توجه ما قرار دارد و ما برای حمایت از هویت عربی و اسلامی این شهر و مقابله با تلاش ها برای یهودی سازی، اخراج ساکنان و تغییر ترکیب جمعیتی آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد و در عین حال، برای تقویت پایداری و بقای ساکنان آن به عنوان نماد مبارزه ملت جهاد امت و حفظ این نماد مبارزه و مقاومت تلاش خواهیم نمود.تلاش های رژیم صهیونیستی برای تحمیل واقعیت های موجود در مسجد مبارک الاقصی از طریق طرح های یهودی سازی و تقسیم زمانی و مکانی و تجاوزات بی وقفه و نیز تصمیم اخیر نتانیاهو در موافقت با رود وزرا و اعضای کنست به این مسجد، نمی تواند باعث تحقق اهداف این رژیم شود و به لطف پایداری اهالی قدس، اراده حافظان سنگر الاقصی و ابتکارات قهرمانان انتفاضه قدس هیچ تاثیری نخواهند داشت و مسجد مبارک الاقصی همچنان مکانی کاملا اسلامی باقی خواهد ماند و اشغالگران هیچ جایی در آن نخواهند داشت. ما همچنان مشعل جهاد و مقاومت را با خود حمل خواهیم کرد تا امت ما زمینه اقامه نماز در مسجد الاقصی را که خداوند به اطراف آن برکت داده است، داشته باشد و خداوند با دستان مبارزان ما امید ملت و امت مان در زمینه آزادی و بازگشت آوارگان را محقق سازد. ما از همین جا به صراحت اعلام ... ادامه ...

رئیس دفتر سیاسی حماس بر آمادگی این جنبش برای همکاری با تمامی گروه ها و طرف های فلسطینی و گسترش روابط با کشورهای عربی و اسلامی و نیز دیگر کشورهای جهان تاکید کرد.به گزارش شفاف، «اسماعیل هنیه» در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از انتخاب به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس به تشریح سیاست ها و مواضع این جنبش در قبال مسائل داخلی و خارجی پرداخت.به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین،متن کامل این سخنان به شرح زیر است:بسم الله الرحمن الرحیمحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانیان است و سلام و درود بر سرور پیامبران...(سبحان الذی أسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر) (فإذا جاء وعد الآخرة لیسوؤا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا){ پاک و منزّه است آن (خدایی ) که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه های خود به او نشان دهیم . همانا او شنوا و بیناست.} { و آن گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند.}پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:{گروهی از امت من همچنان از حق حمایت می کنند و بر دشمن شان پیروز می شوند و هر کسی هم با آنها مخالفت کند، هیچ آسیبی به آنها نمی رساند و مصیبت ها هم ضرری به آنها نمی رساند تا اینکه وعده خداوند فرا برسد و آنها در همین حال باشند.}ای فرزندان ملت مقاوم فلسطیناقشار امت عربی و اسلامیبرادران و خواهران... حضار گرامیسلام و درود خداوند بر شما... اما بعد،اولین چیزی که می خواهم پس از افتخاری که برادرانم با اعتماد به من در سمت ریاست دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دادند و مرا مسئول عهده داری این مسئولیت کردند، سخنانم را با آن آغاز کنم، حمد و سپاس خداوند و درخواست از درگاه او برای کمک به من برای حفظ این امانت و پایبندی به عهد و پیمانی است که با خود در برابر خداوند و در برابر این ملت بزرگ و برادرانم بسته ام تا اینکه به اصول ملت فلسطین و در راس آنها آزاد سازی سرزمین و قدس و مسجد الاقصی و اسرا، تحقق حق بازگشت و تاسیس کشور فلسطین به پایتختی قدس بسته ام. این عهد و پیمان جهادی است که از آغاز انقلاب های فلسطین تا به امروز بسته شده است و همان پیمانی است که شهدای انتفاضه قدس و الاقصی که جانشان را فدای دفاع از سرزمین فلسطین و قدس و مقدسات اسلامی و مسیحی کردند، بسته بودند و برخی از آنها به فیض شهادت نائل گشتند و برخی دیگر همچنان چشم به راه لحظه شهادت هستند و راه مقاومت و انتفاضه را ادامه می دهند. درود بر شهدا و مجروحان ملت فلسطین و خانواده ها و نزدیکان شان و درود بر اسرای قهرمانی که دست به فداکاری زدند و در راه خدا ثابت قدم هستند و با صبر و پایداری در برابر دشمن جلاد به راه خود ادامه می دهند. تشدید حملات رژیم صهیونیستی علیه اسرای دربند زندان های رژیم جنایتکار صهیونیستی باید متوقف شود.تداوم سیاست بازداشت اداری ظالمانه رژیم صهیونیستی علیه صدها نفر از رهبران، نمایندگان و فرزندان ملت فلسطین، تروریسمی است که در مقابل چشم و گوش جهانیان صورت می گیرد و آنها هیچ اقدامی برای مقابله با این روند انجام نمی دهند. ما تاکید می کنیم که ظلم زندانبان به درازا نخواهد انجامید و اراده اسرای آزاده ما را نخواهد شکست و آزادی آنها بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده است.من در اینجا همچنین به مقاومت قهرمان فلسطین و تمامی گردان ها و شاخه های نظامی آنها و در راس شان؛ گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس درود می فرستم. درود بر مقاومت قهرمان ما و گردان های قسام، گروهان های قدس، گردان های شهدای الاقصی، گردان های شهدای الاقصی، گردان های ابو علی مصطفی، گردان های مقاومت ملی و تمامی شاخه ها و تشکل های نظامی. این مقاومت با دشمن و تروریسم آن در تمامی میدان ها مقابله کرده و همچنان به صورت شبانه روزی برای تحقق آرمان های ملت در زمینه آزادی و حق بازگشت تلاش می کند. این مقاومت بسیار قابل تقدیر و منبع افتخار و عزت ملت و امت و تمامی آزادگان جهان است و در عین حال، حقی شریف برای فلسطین و مایه افتخار ملت و مایه امید امت است.علاوه بر این، من در اینجا از سرویس های امنیتی که به ترور شهید "مازن فقها" واکنش نشان داده و ضربه ای سنگین به سرویس های امنیتی دشمن وارد کردند و مزدوران و عناصر آنها را تحت تعقیب قرار دادند، درود می فرستم و به شهید قهرمان مهندس "محمد زواری" متولد تونس که در راستای انجام وظیفه خود در زمینه حمایت و جهاد در سرزمین مقدس فلسطین، به عضویت گردان های قسام درآمد، درود می فرستم.و نباید فراموش کنم که به تمامی اقشار ملت فلسطین و کارکنان قوای مقننه، مجریه و قضائیه، اعضای چهارمین دستگاه دولتی که فعالان مطبوعاتی و اصحاب قهرمان رسانه ها هستند، کشاورزان، کارگران، بازرگانان، صاحبان صنایع، تجار، ماهیگیرانی که به صورت شبانه روزی در معرض حملات دشمن صهیونیستی قرار دارند و با این وجود به پایداری و ایستادگی خود ادامه می دهند، تیم های پزشکی، اورژانس و امداد و نجات، معلمان و اساتید دانشگاه ها، دانش آموزان و دانشجویان، پزشکان، مهندسان و تمامی فعالان بخش ساختمان و سازندگی و سازندگان آینده بهتر برای پسران و دختران مان درود بفرستم.برادران و خواهران:من امروز از سرزمین فلسطین و از وسط غزه سربلند با ملت فلسطین در هر جایی که هستند و تمامی طیف ها و جریان های آن صحبت می کنم. ملت ما، ملت یکپارچه ای است که از هم جدا نخواهند شد. آنها صاحبان آرمان حقی هستند که قابل تقسیم و تجزیه نیست. آنها صاحبان حق ثابت در فلسطین هستند که نمی توان حتی از یک ذره از خاک آن چشم پوشی کرد.می خواهم درباره دردها، اهداف و آرمان های مشترک صحبت کنم. شمایی که از چندین دهه قبل در مسیر مبارزه علیه گروهک های صهیونیستی گام نهاده اید و عشق به فلسطین و دفاع از وطن را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال می دهید و به اغواگری های کسانی که می خواهند شما را از این راه منحرف کنند و ارعاب و تهدیدهای آنهایی که می خواهند در دل این ملت ترس و وحشت ایجاد کنند و تجاوزات دشمنان، توجهی نمی کنید؛ دشمنانی که با استفاده از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند و اقدامات تروریستی نظام هایشان می خواهند شما را به تسلیم در برابر واقعیت های موجود وادار کنند و گاهی با تطمیع و گاهی دیگر با ارعاب، ما را مجبور به فراموشی حقوق و اصول ثابت مان در سرزمین و مقدسات مان کنند.حضار گرامی، ملت فلسطین در هر جایی که هستید، اقشار مختلف امت سرافراز ما:امروز می خواهم برای شما درباره اوضاع کنونی و راهی که قرار است طی کنیم و نیز اولویت های ملی در مرحله آینده صحبت کنم و در این راه اولا از خداوند متعال و در مرحله بعد از ملت بزرگ فلسطین که صد سال در برابر وعده بالفور و 70 سال با طرح اسکان آوارگان فلسطینی در وطن جایگزین ایستادگی کرده است و دهها سال است با تجاوزات، محاصره و تلاش ها برای یهودی سازی، گسترش جهل و وادار کردن مردم به مهاجرت و حذف هویت آنها مقابله کرده و می کند، کمک می جوییم.اولا: جنبش حماس در تمامی مراحل خود ثابت کرده است که یک جنبش جوان، تسلیم ناپذیر و اصیل است و این اصالت را در موضع و خط مشی ریشه دار و رشادت های فرزندان و بنیانگذاران پاک خود و در راس آنها، شیخ شهید احمد یاسین و با خون هزاران نفر از شهدا و درد و رنج هزاران نفر از اسرا و مجروحان ثابت کرده است. این مردان راه و روش بزرگی را که جنبش حماس در سایه خون و تلاش ها و مجاهدت های آنها طی می کند، برای ما ترسیم کرده اند و ما امروز می بینیم که من و گروهی از برادرانم رهبری این جنبش بزرگ را از برادران بزرگوار و رهبران گرانقدری مانند برادر مبارز استاد خالد مشعل "ابو الولید" تحویل می گیریم.این برادران ما طی سالیان گذشته امانت رهبری این جنبش را بر عهده گرفته و از آن حفاظت کرده اند و به اذن خداوند این پرچم در اهتزاز را با پیروزی به ما تحویل داده اند و به لطف خداوند توانسته اند زمینه پیشرفت جنبش حماس و حفظ وحدت و ارتقای نقش و تقویت تاثیرگذاری آنرا طی مراحل سختی که ملت فلسطین پشت سر گذاشته است، فراهم سازند تا اینکه مورد اعتماد ملت قرار گرفته و به مایه امید امت تبدیل شوند. و امروز اگر چه برادرم ابو الولید (مشعل) ـ خدا حفظش کند ـ در نتیجه یک تصمیم مشورتی در سطح جنبش حماس که مایه عزت و افتخار ماست، از مسئولیت رهبری حماس کنار می رود، اما مطمئنا سنگر مقاومت و ایفای نقش جهادی و سیاسی به عنوان یک رهبر ملی و یک شخصیت برجسته و نماد مبارزاتی بزرگ ملت و مقاومت فلسطین را ترک نخواهد کرد و من به برادرم ابو الولید و دیگر برادران بزرگواری که در مرحله گذشته مسئولیت رهبری حماس را بر عهده داشتند، درود می فرستم.دوم: حماس اخیرا سند سیاسی خود را منتشر کرد که در آن به دیدگاه و اصول و اهدافی که این جنبش بر اساس مبانی خود دنبال و به موجب آنها عمل می کند، اشاره شده بود. این سند موضع یکپارچه حماس در قبال مجموعه مسائل پیش روی این جنبش را تشریح کرده و قدرت آن برای جمع میان اصالت و حرکت به موازات نیازهای زمانه و اصول ثابت و متغیرها و مسائل مرحله ای و راهبردی را نشان داد و در چارچوب واقع بینی زمینه را برای مواضع سیاسی و فکری که نشانگر پویایی حماس و قدرت آن برای تجدید و برقراری توازن در عصر تغییرات شتاب زده است، فراهم کرد. ما در قالب این سندی که به ملت فلسطین ارائه دادیم، شفاف و صریح بر این مساله تاکید نمودیم که می خواهیم با تمامی طرف ها بر اساس راهبرد ملی جامع در عرصه سیاست مقاومت و سازندگی نهادهای رهبری و اداری و نیز مدیریت امور داخلی و روابط خارجی مان همکاری کنیم. ملت فلسطین در هر جایی که هستید:شما می دانید که امت ما مرحله بی سابقه ای از درگیری های داخلی میان قدرت های منطقه ای و داخلی و کشمکش های بین المللی را پشت سر گذ اشته و در نتیجه جنگ ها و خونریزی هایی که هنوز هم ادامه دارد و باعث تضعیف مقدرات این امت می شود، درد و رنج زیادی را متحمل شده است. این درگیری ها باعث تضعیف تمامی طرف ها و پاره پاره شدن منطقه و نیز پیچیده شدن عرصه شده است و برخی طرف ها خواهان تداوم و تشدید این وضعیت و گسترش دامنه درگیری ها و خرابی ها در هر نقطه ای از منطقه هستند تا زمینه ویرانی بیشتر جبهه داخلی کشورها و ایجاد موانع و دیوارهای ساختگی میان ملت های منطقه و حتی میان اقشار یک ملت واحد فراهم شود و امت ما به سمت بیابان سرگردانی و بلاتکلیفی، بر هم خوردن وحدت، بقا در دایره جنگ و درگیری و خونریزی، هتک حرمت، تهدید تمامیت ارضی کشورها و یکپارچگی آنها پیش رود و در نتیجه ضعیف شده و به زانو درآید تا عرصه برای تحمیل برخی گزینه های دشمنان به آن، تقویت دشمن صهیونیستی و تضمین امنیت و هژمونی و بقای آن فراهم گردد.از زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور جدید آمریکا در این کشور به قدرت رسیده است، با فشار و تشویق دشمن صهیونیستی تحرکات و تلاش های شتابزده ای برای بهره برداری از اوضاع کنونی و باجگیری از طرف های عربی و اسلامی خسته و تضعیف شده به منظور نابودی مساله فلسطین و تحمیل سازش تاریخی و نیز فشار شدید برای ایجاد چتر حمایتی فلسطینی، عربی و اسلامی از آن آغاز شده است.در برابر این وضعیت، ما ملت فلسطین راهی جز در اختیار گرفتن ابتکار عمل، ساماندهی اوضاع، مقاوم سازی بیشتر خود، تامین امنیت جبهه داخلی و حمایت از حقوق خود نداریم و باید یکپارچه سعی در رساندن این پیام آشکار به جهانیان را داشته باشیم که هر گونه راه حل و طرح سازشی که با حق ملت ما در زمینه آزادی و استقلال و تشکیل کشور فلسطینی برخوردار از حق حاکمیت به پایتختی قدس مخالف باشد، به سرانجامی نخواهد رسید و ما به هر قیمتی، همچون سدی مستحکم در برابر آن ایستادگی خواهیم کرد و همان طوری که ملت قهرمان ما توطئه های قبلی برای نابودی آرمان بحق خود را به شکست کشانده است، این بار هم به حول و قوه الهی می تواند این کار را انجام دهد و جهانیان باید ندای حق و عدالت و انصاف را بشنوند.ملت فلسطین:مسئولیتی که من و برادرانم در موضع رهبری حماس در داخل و خارج بر عهده داریم، ایجاب می کند که کلیات رویکردی را که سعی در تحقق آن داریم و اولویت کاری ما در مرحله آتی برای تحقق اهداف بزرگ ملت فلسطین به شمار می رود، تشریح کنیم.این اصول کلی عبارتند از:نخست: مقابله با اشغالگران متجاوز به سرزمین و مقدسات مان و اقدامات نامتعارف و مغایر ارزش ها و قوانین بین المللی؛ چه در زمینه سرکوب و محاصره و چه در زمینه مصادره اراضی، یا یهودی سازی و یا شهرک سازی. بهترین سلاح کارآمد ما در این زمینه وحدت موضع فلسطینی بر پایه رویکرد سیاسی جامع ملی است که زمینه تشریک مساعی و پایان دادن به امیدها به وعده های دروغینی را که ملت فلسطین در طول سالیان مذاکره آنها را تجربه کرده اند، فراهم کند.دوم: قدس و مسجد الاقصی:محور اصلی منازعه؛ یعنی مساله قدس به عنوان قبله گاه نخست و سومین حرم شریف در کانون توجه ما قرار دارد و ما برای حمایت از هویت عربی و اسلامی این شهر و مقابله با تلاش ها برای یهودی سازی، اخراج ساکنان و تغییر ترکیب جمعیتی آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد و در عین حال، برای تقویت پایداری و بقای ساکنان آن به عنوان نماد مبارزه ملت، جهاد امت و حفظ این نماد مبارزه و مقاومت تلاش خواهیم نمود.تلاش های رژیم صهیونیستی برای تحمیل واقعیت های موجود در مسجد مبارک الاقصی از طریق طرح های یهودی سازی و تقسیم زمانی و مکانی و تجاوزات بی وقفه و نیز تصمیم اخیر نتانیاهو در موافقت با ورود وزرا و اعضای کنست به این مسجد، نمی تواند باعث تحقق اهداف این رژیم شود و به لطف پایداری اهالی قدس، اراده حافظان سنگر الاقصی و ابتکارات قهرمانان انتفاضه قدس، این اقدامات هیچ تاثیری نخواهند داشت و مسجد مبارک الاقصی همچنان مکانی کاملا اسلامی باقی خواهد ماند و اشغالگران هیچ جایی در آن نخواهند داشت. ما همچنان مشعل جهاد و مقاومت را با خود حمل خواهیم کرد تا امت ما زمینه اقامه نماز در مسجد الاقصی را که خداوند به اطراف آن برکت داده است، داشته باشد و خداوند با دستان مبارزان ما امید ملت و امت مان در زمینه آزادی و بازگشت آوارگان را محقق سازد. ما از همین جا به صراحت اعلام می کنیم که مخالف ایجاد هر گونه ارتباط میان دیوار برق و صهیونیست های اشغالگر هستیم و این دیوار بخشی از مسجد مبارک الاقصی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. ما امروز با ساک ... ادامه ...

به گزارش سرویس اندیشه خبرگزاری شبستان، پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «کودک در 7 سال اول سید و آقاست، در 7 سال دوم روحیه اطاعت و فرمانبرداری دارد، و در 7 سال سوم وزیر و مشاور است.» لذا در گفت وگویی با حجت الاسلام والمسلمین مسعود آذربایجانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه پیرامون شرایط و معیارهای تربیت فرزند در 7 ساله نخست زندگی که از سوی پیامبراکرم(ص)، دوره سیادت و آقایی نامگذاری شده است، پرداخته ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید:حجت الاسلام والمسلمین مسعود آذربایجانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار اندیشه خبرگزاری شبستان با اشاره به اینکه پیامبر(ص)، 7 ساله اول زندگی کودکان را دوران سیادت و آقایی نامیده اند، اظهار کرد: دلیاهمیت این دوره سنی کودکان، به جهت شکوفایی و بروز استعدادهای آنان است و نامگذاری این دوران با عنوان سیادت، به این معناست که کمترین امر و نهی باید نسبت به کودک صورت گیرد تا احساس ممانعت نداشته باشدل و بتواند در محیط اطرافش جستجو و تلاش کند و با حرکت ها و خلاقیت هایش، زمینه بروز استعدادهایش را فراهم کند.در 7 سال اول اجازه دهید، فرزند بازی کندوی با اشاره به اینکه بازی کردن کودکان یکی از ویژگی های این دوران است، افزود: در روایات اسلامی داریم؛ «دِعْ إِبْنَک یلْعَبُ سَبْعَ سَنینَ؛ در 7 سال اول اجازه دهید، فرزند بازی کند» براین اساس تمام آموزش های کودکان در این سنین، باید همراه با بازی باشد زیرا آموزش های مستقیم علاوه بر غیراثر ... ادامه ...

فیلم «فصل نرگس» به کارگردانی نگار آذربایجانی بعد از فیلم «آینه های رو به رو» دومین ساخته ی این کارگردان محسوب می شود. «آیینه های رو به رو» اکران محدودی داشت اما به نظر می رسد دومین ساخته ی آذربایجانی بدون مشکل به نمایش دربیاید.به گزارش فیلم نت نیوز، فیلم فصل نرگس به کارگردانی نگار آذربایجانی و تهیه کنندگی سحر صباغ سرشت بعد از پایان اکران فیلم رگ خواب در سینماها به نمایش درمی آید.فصل نرگس دومین ساخته ی آذربایجانی است که نخستین نمایش آن در آخرین روزهای سی وپنجمین جشنواره ی فیلم فجر بود. اکرانی که به دل ... ادامه ...

وحید اسداللهی، از چهره ‎های سرشناس موسیقی آذری و از نوازندگان برجسته ساز «نقاره» سه شنبه ۱۳ تیرماه ساعت ۲۱ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران به همراه گروهش روی صحنه می‎رود.در این کنسرت، حرکات آیینی محلی آذربایجانی نیز به نمایش در می‎آید.وحید اسداللهی متولد سال ۱۳۳۹ در اردبیل است. او در ۱۱ ... ادامه ...

رئیس جمهور هدف از سفر امروز خود به استان خوزستان را برنامه ریزی برای کاهش گرد و غبار و مشکلات ناشی از آن عنوان کرد.به گزارش پارسینه حسن روحانی صبح امروز در ابتدای ورود به اهواز در جمع خبرنگاران هدف از سفر خود به اهواز را برنامه ریزی برای کاهش ریزگردها عنوان و اظهار کرد: امروز تصمیمات خوبی برای رفع مشکل استان خوزستانی گرفته می شود. به همه مسئولان دستور می دهم در این را ... ادامه ...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها