نشاط انتخاباتی با وعده های دروغ و تو خالی به وجود نمی آید

متن نشاط انتخاباتی با وعده های دروغ و تو خالی به وجود نمی آید از بین اطلاعات، اخبار و مطالب صدها سایت فارسی جستجو شده است. هیچ کدام از اخبار منتشر شده توسط سایت کتاب ایجاد نشده و مطالب از سایتهای مرجع بازنشر شده است.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، خانه ای خالی از نشاط، انجام رایگان عمل جراحی برای کودکان زاهدانی، خطر سیل برای شهر کاسه ای، مدارس غیرقابل استفاده در همدان و .... را در بسته خبری در استان ها چه خبر دنبال کنید. انجام رایگان اعمال جراحی قلب برای نوجوانان زیر 15 سال سن در زاهدانفارس: معاون امور اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان از انجام رایگان اعمال جراحی قلب برای کودکان و نوجوانان دارای کمتر از 15 سال سن در زاهدان خبر داد.احمد بامری گقت: به همت بنیاد خیریه نیک ورزی شریان، اعمال جراحی قلب برای کودکان و نوجوانان دارای کمتر از 15 سال سن، مبتلا به ناهنجاری های مادرزادی قلب تحت درمان قرار می گیرند.معاون امور اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان افزود: تیم بین المللی جراحی قلب کودکان، نیمه اول شهریور ماه در بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) زاهدان حضور می یابند.این مسؤول ادامه داد: این تیم تعدادی از کودکان زیر 15 سال را در مدت حضور در زاهدان با انجام عمل جراحی تحت درمان قرار می دهند.وی تاکید کرد: متقاضیان، لازم است از امروز تا 28 مرداد ماه برای تشکیل پرونده و انجام بررسی های لازم به کلینیک اطفال بیمارستان علی اصغر(ع) زاهدان مراجعه کنند. در این خانه خبری از نان، تحصیل، سلامتی و شور و نشاط زندگی نیست اینجا خانه ای در بالادست روستای آساوله سنندج است، در این خانه خبری از نان، تحصیل، سلامتی و شور و نشاط زندگی نیست، در این خانه همه چیز با تصورات ذهنی فرد غنی که نمی داند گرسنگی چگونه است، تفاوت دارد، اینجا کلبه غم و اندوه و درد است.در گرمای طاقت فرسای تابستان به حاشیه شهر سنندج، روستای آساوله رفتیم تا از نزدیک با یکی در هزار خانواده ای با هزاران رنج و درد در نهایت فقر پدری با مریضی لاعلاج از شدت درد به خود می پیچید و دریغ از تکه نانی که تنها دلخوشی فرزندان وی باشد.از تپه ای بلند واقع در روستای آساوله که محروم ترین نقطه این روستای حاشیه سنندج است، خانه ای آجری و نمور، سرد و خاموش، بدون رنگ و حس زندگی، با نمایی از لباس های آویزان از طنابی شاهد رهگذرانی درمانده، در کوچه ای سرد و غمگین که با وارد شدن به محیط درونی خانه هر بیننده ای می توانست فقر و نداری را از گوشه به گوشه خانه حس کند و آن را به حافظه خود بسپارد، ای کاش هرگز با چنین تصاویری روبه رو نمی شدم.مگر می شود خانواده ای پنج نفره از نعمت نان و آب محروم و این در حالی باشد که دیگران با انواع غذاهای متنوع و رنگارنگ، لباس های مجلل و تفریحات مختلف بازهم دم از بی حوصلگی و روزمرگی زنند و باز هم از یکپارچگی زندگی ناله کنند.با شدت بیماری پدر خانواده و پریشانی من از اوضاع ظاهری و تا حدودی درک واقعیت باطنی اهل این منزل، باب گفت وگو برایم مشکل بود، نمی دانستم گریه ام را تا بی نهایت ادامه دهم یا به رسالتم بپردازم.اینجا خانه ای است بالادست آبادی که در این خانه نه از سلامتی و نه از تحصیل، نه از تکه نانی که التیام بخش شکم گرسنه کودکانی با سوءتغذیه بارز باشد، خبری نیست.از پدر خانواده که در بستر بیماری است و از شدت درد توان نشستن ندارد سوال کردم، پدر جان هر بیننده ای با دیدن وضعیت اسفبار شما پی به اوج زخم هایتان می برد اما از زبان خودتان بشنوم بهتر است، شرح پریشان حالی خود را بیان کن و بگو که چرا به چنین روز فلاکت باری افتاده اید.کیومرث رنجبر پدر ۴۹ ساله خانواده ۶ نفره به دلیل بیماری نامعلوم که به دلیل نداری و فقر تاکنون به پزشک و مرکز درمانی برای مشخص کردن و درمان بیماری خود مراجعه نکرده است و به علت بیماری و ناتوانی جسمی امکان کار و امرار معاش و رسیدگی به امور خانواده را ندارد از زندگی سرد و خاموش خود می گوید...در یکی از آشپزخانه های بخش خصوصی آشپز بودم که هر روز غذای ۷۰۰ نفر را آماده می کردم بعد از هفت سال کار کردن کارفرمایم آقای نورمحمدی که فرد بسیار خوب و باانصافی بود و به من و همه کارگران را رسیدگی خوبی داشت، بساط کار را برچید و به دلایل مختلفی همه ما از جمله من بیکار شدیم.با سابقه بیماری قلبی که در گذشته داشتم بازهم در جستجوی کار به یکی از کارواش های شهر رفتم و در آنجا هم مدتی مشغول به کار شدم، اما از بخت بد من بیماری ام اوج گرفت اینبار معده درد هم مزید بر علت بر دیگر دردهایم شد، برای درمان معده ام به بیمارستان رفتم، آهی کشید و گفت هر آنچه اکنون می کشم از آن مکان درمانی بی نظافت و بدون نظارت بر کادر پزشکی شروع شد و تا کنون مرا به اوج نابودی کشاند.پزشک برایم آندوسکوپی تجویز کرد، نوبت من که رسید با چشمان خود دیدم که وسایل شخصی که قبلا آندوسکوپی گرفت بدون تعویض و حتی شستشوی ساده برای من هم استفاده شد، از ان زمان بود که بدبختی و دردهای تازه و جدید من شروع شد.تا جایی که دیگر توان کارکردن در کارواشی که فقط روزی ۱۰ هزار تومان به من می دادند را هم نداشتنم، اکنون ۶ ماه از آن زمان گذشته است ومن به دلیل بی پولی حتی توان رفتن به دکتر و تشخیص این مرض جدیدم را ندارم.بعد از هفت سال آشپزی بدون هیچ سابقه بیمه از کار بیکار شدم، بارها به نهاد حمایتی سنندج مراجعه کرده ام اما هیچ امید نداشته، اکنون بیکار و مریض و ناتوان در گوشه خانه به امید دستان پرسخاوت تکیه کرده ام و تنها درآمد ماهیانه این ۶ نفر از اعضای خانواده من فقط یارانه ماهیانه است، که هنگام دریافت آن نمی دانم به کدام یک از دردهایم پینه اش کنم.من که می دانستم این پدر شرمنده احوال چه ها می کشد، فقط اشک در چشمانم جاری شد و نمی دانستم که چرا نمی توانم دیگر ادامه دهم.ناگهان مادر خانواده، مهوش مسکویی به حرف آمد، می دانست که در ذهن من با سکوتم هزاران سوال بی جواب دارم، فضای سنگین و سرد خانه را شکست و اینگونه گفت: از بخت بدم مادر چهار فرزند بی نواتر از خودم هستم دو دختر و دو پسر، یکی از دخترهایم ازدواج کرده و در خانه بخت است، پسر ۲۰ ساله ام که با ناراحتی قلبی، مشکل دید و از همه مهم تر، به دلیل فقر مالی از تحصیل بازمانده و اکنون در یکی از مغازه های مکانیکی شهر مشغول به کار است ماهی چند بار از شدت بیماری حالش بد می شود و صاحب کار وی او را به بیمارستان می برد.در خصوص فرزندانش پرسیدم، ادامه داد: مهرداد پسر ۱۴ ساله ام به دلیل بیکاری پدرش و بی پولی در نیمه اول کلاس هشتم مجبور به ترک تحصیل شد، حیف از پسر دسته گلم که باید بهترین روزهای عمرش را در مدرسه همصدا با دیگر همسالانش بگذراند اما هر روز فقط شاهد آه و ناله دردهای بی درمان پدر و دچار سوءتغذیه باشد.دیگر نمی توانستم طاقت بیاورم، مگر یک مادر چه اندازه توان آب شدن فرزندانش را دارد، تا کی سفره خالی پهن کند و از شرمندگی خود را به سیری بزند، با نگاهی به چشمان مهرداد که هنوزم بعد از گذشت چند روز چهره لاغر و نحیفش از دیدگانم نمی رود، حکایت از درد و رنج مهردادهای زیاد شهر و استان محروم ما است.به مهرداد گفتم ای کاش دستانم آن قدر بزرگ بود که می توانستم چرخ دنیا را به کامت می چرخاندم، ای کاش می توانستم اوقات فراغت تو را در کلاس های شنا، ورزش، تفریح و دیگر آن چیزهایی که مختص به زندگی یک نوجوان هم سن تو است را فراهم کنم.مادر افسرده و غمگین که با ۴۸ سال سن روزی هزار بار با دیدن بچه های گرسنه اش می میرد و زنده می شود، ادامه داد: ای کاش یخچال ما را باز می کردی که غیر از یخ و آب سرد هیچ لقمه گرمی در آن نیست، امورات ما فقط با یارانه می گذرد، دیگر پولی برای درمان شوهر و پسر مریضم نداریم با کدام دلخوشی این زندگی را ادامه دهم، برای یک مادر فرقی ندارد که زیر سقف کدامین آسمان روزهای خاکستریش را شب کند و شب های بی ستاره اش را به امید آمدن فردایی بی نان به صبح برساند.با نگاهی به دختر مظلوم ۱۲ ساله این خانواده، خودش به حرف آمد و گفت: مهشید هستم کلاس پنجم ابتدایی، اما گویی فقط ۶ سال دارد، لاغر و نحیف و مظلوم، با لباس های پاره، دریغ از شور و نشاط دخترانه، دریغ از عروسک کهنه ای که مامن دردهای مهشید گرسنه باشد، دریغ از لباس هم اندازه خود که دلخوشی این کودک فقر باشد، مهشید تراژدی واقعی ما محروم از تکه نانی که حتی دلخوشی بیداری بعد از خوابش باشد.مسئولان به خود آیید و چشمانتان را بشویید بلکه مهشیدها و مهردادهایی را ببینید که از نعمت درس و مدرسه محروم هستند، چرا در اوج کودکی و نوجوانی باید با ناله های پدر بینوا و مریض شان روزگار بگذرانند، چرا این خانواده با ادامه این وضعیت تا سه نسل آینده خود در فقر و هلاکت غوطه ور شوند.با نگاهی به اکثر خانه و زندگی حواشی شهر، که فقر و سوءتغذیه بیداد می کند، متوجه تصورات ذهنی و گفته های حقیقی من از خانواده رنجبر و هزاران خانواده دیگر می شوید، آنها در اوج محرومیت بازهم زنده اند و به امید یاری چشم دوخته اند، زندگی با سختی و مشقت در رگ های آنان جریان دارد، در عین تنگ دستی گشاده رو هستند، اعضای این خانواده با درد و غم عجین و هم آغوش هستند، انگار بدبختی و فلاکت شان یکی دو تا نیست.صدای خنده های کودکانه سال ها در این خانه بار و بندیلش را بسته است.تا درد فقر را نچشیده باشی احساس نمی کنی که زندگی مهشید مظلوم، حقیقت دارد، فقط می خوانی و گذرا نمی توانی مفهوم نگاه پر از غم و حسرت کودکانه مهشید قصه واقعی ما را درک کنی.کودکی که در اوج کودکانه خود در شرایط نابسامان زندگی، از لحاظ تغذیه، پوشاک، تفریح، بهداشت، درمان و سلامتی، رفاه نسبی و هر آنچه که شامل نیازهای اولیه یک کودک و یا انسان باشد، محروم است، هم وطنان به خود آیید و برای نجات جان این خانواده و امثال آنها دست همت بالا برید، بازهم چشم ها را باید شست شاید دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم از آنی که هست ویران تر باشد، فقط و فقط محتاج دست گیری شما دلسوزان و سخاوتمندان است پس جور دیگر باید دید.از مسوولان عاجزانه تقاضامندم، سخاوتمندانه مهمان این خانواده شوند تا خود ببینند که قشر محروم جامعه چگونه روزگار تلخ را سپری می کنند. دریاچه ای در قزوین غرق شدمهر: دریاچه اوان در میان مشکلات و بی توجهی ها غرق شده است و امواج استمداد آن از مسئولان همچنان پراکنده می شود.در پیچاپیچ جاده های الموت با گذر از مارپیچ های تند و خشن که راندن بر پوشش نامناسبش، هر آن، مسیر رسیدن به یک مقصد زیبا را خطرناک تر می کند، می توان ۷۵ کیلومتر فاصله را از قزوین پیمود و دل به دریاچه ای با بیش از ۷۰ هزار متر مربع مساحت به نام «اوان» زد.گرچه گفته می شود این دریاچه که میان چهار روستای اوان، زرآباد، زواردشت و وربن قرار دارد، روزگاری یک دریاچه بزرگ بوده؛ اما اینک خود آن در میان بی توجهی ها و مشکلات غرق شده است و امواج استمداد اوان از مسئولان همچنان پراکنده می شود.در آن حوالی، پس از پرداخت مبلغ ورودی و یافتن امکان ورود، به ویژه در روزهای تعطیل و فصل گرما جمعیت گردشگران به چشمت می خورد؛ اما از سطل های زباله مناسب و بسیاری از تجهیزات مورد نیاز آنان خبری نیست. این را اگر ساعتی آنجا بمانی، نه فقط خودت درمی یابی؛ که در سخنان و رفتار و غرولندهای مسافران هم بی هیچ تلاشی می توانی ببینی.از سرویس بهداشتی آن ابراز ناراحتی می کنند و اینکه آلاچیق های مناسبی نیست تا ساعتی در آن بیاسایند و چشم به زیبایی و آرامش دریاچه بدوزند؛ دریاچه ای که با این مشکلات باید حالش را جویا شد و دید که پشت چهره آرام آن، دل پرتلاطمش چه می گوید.مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگ ... ادامه ...

بیست ستونکودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند و به دفعات به این حربه روی می آورندآیا کودکان دروغ گویان قابلی نیستند؟ آیا فکر می کنید دروغ گویی کودکان به آسانی قابل شناسایی است؟ کانگ لی، پژوهشگر علوم رشد، فرایندهایی را که هنگام دروغ گویی در ذهن کودکان رخ می دهند، بررسی کرده است. کودکان دروغ گویی را از دو سالگی شروع می کنند و به دفعات به این حربه روی می آورند. واقعیت این است که کودکان، دروغ گوهایی ماهر هستند. کانگ لی، در سخنرانی اش، ما را با ساز و کار دروغ گویی در کودکان و روش های شناسایی آن آشنا می کند. باورهای رایج اشتباه درباره دروغ گویی در کودکاندر همین ابتدا می خواهم سوالی بپرسم. آیا، در دوران کودکی، دروغ گفته اید؟ در صورتی که پاسختان مثبت است، دست هایتان را بالا ببرید. فوق العاده است. شما صادق ترین گروهی هستید که تا به حال دیده ام. در 10 سال اخیر، به بررسی و مطالعه روند یادگیری دروغ گویی در کودکان مشغول بودم و امروز، قصد دارم تعدادی از کشفیاتم را با شما به اشتراک بگذارم. اما، اول از همه، می خواهم داستان یکی از دوستانم را که مدیر مدرسه ابتدایی است، برایتان بازگو کنم. روزی، آقای مسینا، تماسی تلفنی دریافت می کند. تماس گیرنده به او می گوید که پسرش، جانی، مریض است و نمی تواند آن روز به مدرسه بیاید. مدیر از تماس گیرنده نامش را می پرسد و تماس گیرنده در پاسخ می گوید «من پدرم هستم!» سه باوری که درباره دروغ گویی کودکان داریم، به صورت خلاصه در این داستان جمع شده اند.براساس باور شماره یک، دروغ گویی کودکان پس از ورود به مدرسه ابتدایی آغاز می شود. نکته دوم بر عدم مهارت کودکان در دروغ گویی و آسان بودن تشخیص دروغ هایشان توسط بزرگ سالان اشاره دارد. برمنبای باور سوم، اگر کودکان از سنین پایین شروع به دروغ گویی کنند در آینده، به صورتی بیمارگونه به دروغ گویی اعتیاد پیدا خواهندکرد و این امر نشان دهنده وجود نقص های شخصیتی در آن هاست. راستش را بخواهید، باید بگویم که هر سه باور فوق اشتباه هستند، دروغ گویی کودکان؛ نشانه ای از فرایند عادی رشدطی پژوهشمان، یک بازی حدس زنی را با کودکان اجرا می کنیم. از کودکان می خواهیم تا عددهای روی کارت ها را حدس بزنند. در ادامه، به کودکان می گوییم که اگر برنده بازی شوند، جایزه فوق العاده ای در انتظارشان خواهدبود. در اواسط بازی، به بهانه ای ساختگی از اتاق خارج می شویم. قبل از خارج شدن، متذکر می شویم که نباید به کارت ها دست بزنند. دوربین های مخفی ای در اتاق قرار دارند که همه حرکات این کودکان را ثبت می کن ... ادامه ...

نویسنده: محمد اسماعیلی«تبلیغات زودهنگام انتخاباتی» از جمله تخلفاتی است که در آستانه هر انتخاباتی از سوی نامزدهای انتخاباتی یا حامیان آنها در اشکال مختلف می تواند انجام گیرد و نه تنها حقوق سایر نامزدها و جریانات سیاسی را تضییع کند بلکه می تواند زمینه جابه جایی آرای مردمی را به وجود آورد. تبلیغات زودهنگام انتخاباتی در ابعاد مختلفی می تواند به وجود آید که بدتر ... ادامه ...

نویسنده: هادی غلامحسینی اگر از 900 هزار میلیارد تومان خانه خالی در کشور ایران تنها یک درصد مالیات گرفته شود در سال 9 هزار میلیارد تومان درآمد کسب می شود. این رقم برابر با یک پنجم بودجه هدفمندی یارانه ها است که دولت پرداخت آن را مصیبت عظما عنوان می کند یا اگر از لایه های ثروتمند جامعه مالیات بیشتری اخذ شود به سهولت می توان نظام باز توزیع ثروت بین نیازمندان جامعه را ... ادامه ...

خانه های خالی از سکنه از یک میلیون و 663 هزار واحد سال 90 به 2 میلیون و 587 هزار مورد در سال 95 رسیده است که رشد 50 درصدی را نشان می دهد. این آمار همچنین نشان می دهد در بازه زمانی 90 تا 95 کل موجودی مسکن کشور از 21 میلیون و 600 هزار واحد به 24 میلیون و 400 هزار مورد رسیده است.اقتصاد گردان - موضوع خانه های خالی از سکنه و تاثیر آن بر بازار مسکن چند سالی است که موردنظر و بحث کارشناسان ... ادامه ...

دوقطبی سازی های کاذب در آستانه هر انتخاباتی یکی از ترفندهای جریان منفعت طلب و قدرت گرا با خلق و خوی اشرافی است.دوقطبی سازی های کاذب در آستانه هر انتخاباتی یکی از ترفندهای جریان منفعت طلب و قدرت گرا با خلق و خوی اشرافی است. ایجاد ترس و نگرانی در مردم با آینده ای نامعلوم برای کشور در صورت پیروزی یک جریان از یک طرف و ایجاد حس امید و آرامش در مردم و آینده ای رو ... ادامه ...

نویسنده: کبری فرشچی دیدار سید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت دولت یازدهم با آیت الله سیستانی نمونه ای از این دیدارهای انتخاباتی کابینه روحانی است. اما سفرها و رفتارهای انتخاباتی وزیر بهداشت به دیدارش با این مرجع تقلید محدود نمی شود و در طول یک سال گذشته بسیاری از رفتارها و سخنان وزیر بهداشت کاملاً با رویه های سیاسی و انتخاباتی قابل توجیه است. طی روزهای اخیر ه ... ادامه ...

تصاویر صفحه نخست روزنامه های 20 تیرماه؛تصاویر صفحه نخست روزنامه های سیاسی کشور که صبح امروز در پیشخوان ... ادامه ...

تصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی ح ... ادامه ...

همراهی محمد جواد ظریف با حسن روحانی در سفر انتخاباتی اصفهان و حضور او در همایش تبلیغاتی روحانی به دلیل مغایر بودن با اساسنامه وزارت خارجه مورد انتقاد قرار گرفته است. با این حال سخنگوی وزارت خارجه ترجیح داد حضور آفتاب در وسط آسمان را تکذیب کند و بگوید این سفر انتخاباتی نبوده است! در حالی که اساساً سفر روحانی به اصفهان در قالب سفرهای انتخاباتی کاندیدا ا ... ادامه ...

روانشناسی دروغتعریف دروغ :دروغ، سخن بر خلاف حقیقت است و دروغ گو کسى است که بر خلاف حقیقت،خبرى می ‏دهد.این ویژگی ناپسند از صفات سخن است و دروغ گویى از صفات سخن گو و این دو همیشه باهم یار نیستند. یعنی این که می ‏شود سخنى دروغ باشد، ولى گوینده‏ اش دروغ گو نباشد، چنان که‏ ممکن است کسى دروغگو ، ولى سخنش دروغ نباشد، بلکه راست و مطابق‏ حقیقت‏ باشد. این صفت مخصوص انسان های دو رو و منافق است که دل و زبانشان با هم یکی نیست.در عین حال دروغ علاوه بر بعد زبانی شیوه های دیگری همچون اشاره، سکوت، نگارش، تدلیس و زیبا جلوه دادن، تعارف، تعریف با حذف واضافه، تحریف و کتمان را نیز شامل شود.دروغ معمولا بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد.دروغ در واقع سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست یعنی بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه در جهان خارج وجود دارد در رابطه منطقی و صحیح وجود ندارد.دروغ گویی یک صفت ناپسند است که بعضی از افراد بدان مبتلا هستند و در میان بعضی چنان شایع است که گویی به صورت عادت تلقی می شود .اکثر والدین از این امر شکایت دارند که علی رغم این که تمام امکانات خود را برای تربیت صحیح فرزندشان بکار برده اند و برای راست گویی آنان از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند، با این وجود، فرزندشان دروغ می گوید . باید توجه داشت که این لغزش از دوران کودکی پایه گذاری شده است; زیرا وقتی کودک در روزهای اول زندگی توانایی سخن گفتن را پیدا می کند و قادر به حرف زدن می شود، حتی اگر دروغ بگوید، چون سخن او برای والدین شیرین است، در نتیجه، با خنده و شادی از او استقبال کرده و او را مورد تشویق قرار می دهند; غافل از این که همین امر موجب رشد این نابهنجاری در کودک می شود و بدین سان شخصیت کودک شکل می گیرد .دروغ معمولا بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد.دروغ گویی بیشتر جنبه آموختنی(اکتسابی) دارد زیرا انسان ها فطرتا و ذاتا دروغگو نیستند، بلکه دروغگویی را از محیط زندگی خود مانند خانواده، مدرسه و بطور کلی از اجتماع آموخته اند. حتی می توان به جرات گف ... ادامه ...

مدیر ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ۷:۰۹ ب.ظ 14 بازدید با آغاز ماه ربیع الاول و هفته وحدت، فصل سوم «کوی نشاط» کلید می خورد. مدیر رادیو ایران با اعلام این خبر گفت: مخاطبان رادیو ایران سهم عمده ای در تولید محتوا دارند.به گزارش شیرین طنز، به نقل از ایسنا به نقل از شبکه رادیویی ایران، در جشن دو سالگی برنامه «کوی نشاط» که با حضور بازیگران و عوامل این برنامه طنز همچنین مخاطبان برنامه در استودیوی یک ساختمان شهدای رادیو برگزار شد، بهنام احمدپور ـ مدیر رادیو ایران ـ درباره اتفاق مثبت و خوبی که در شبکه صورت گرفته است، گفت: در حال حاضر مخاطبان فعال شدند و سهم عمده ای در تولید محتوا از جمله محتوای طنز دارند.او با بیان اینکه یکی از درخواست های اصلی مخاطبان رادیو ایران، افزایش زمان برنامه های طنز بود، ادامه داد: در گذشته دو برنامه طنز «جمعه ایرانی» که بعدا به «رادیو جمعه» تغییر نام داد و «کوی نشاط» وجود داشت که در حال حاضر علاوه بر این، برنامه های کوتاه مدتی نیز برای ایام هفته طراحی شده است که در زمان های مختلفی پخش می شود مثل «بادکنک، نه آب خنک»، «نیشدارو»، «چهارخونه» و برنامه های کوتاهی که برای فواصل پخش طراحی شده است؛ ضمن اینکه کارهای ویژه ای که مردم تولید می کنند و از طریق شبکه های اجتماعی برای رادیو ایران می فرستند، نیز قابل تقدیر است.احمدپور با بیان اینکه برنامه «کوی نشاط » با قوت بیشتری ادامه پیدا خواهد کرد، گفت: مواردی هست که حتما ... ادامه ...

بخشی از مسیر رشد کشور به توسعه روستایی وابسته است این در حالی است که به دلیل بی توجهی به زیر ساخت های بخش روستایی بسیاری از روستاها در سال های گذشته خالی از سکنه شده اند ... روزنامه جوان: بخشی از مسیر رشد کشور به توسعه روستایی وابسته است این در حالی است که به دلیل بی توجهی به زیر ساخت های بخش روستایی بسیاری از روستاها در سال های گذشته خالی از سکنه شده اند یا به گف ... ادامه ...

نویسنده: محمد اسماعیلیبی اخلاقی های انتخاباتی به یک رسم مألوف در بین برخی از جریانات و دسته های سیاسی در آستانه هر انتخاباتی تبدیل شده است به گونه ای که نامزدها و حامیان نامزدها به جای «اثبات» توانایی های فرد مطلوب خود در انتخابات به «رد» و «طرد» کاندیدای رقیب روی آورده و تخریب نقاط مثبت او را مهم ترین هدف خود قرار می دهند. در واقع می توان گفت «ارائه کارنامه و ب ... ادامه ...

تمام پدر و مادرها هر روز به بچه هاشون دروغ میگن اما متوجهش نیستن. همیشه به بچه ها یاد میدید که دروغ نگن اما خودتون متوجه نیستید که دائما این دروغ ها رو به بچه هاتون میگید و باعث میشید اون ها فکر کنن دروغ گفتن کار اشتباهی نیست چون مامان و بابا هم این کار رو میکنن.گاهی اوقات از روی دوست داشتن و برای محافظت از بچه هامون دروغ میگیم. اما این رو بدونیم که دروغ گفتن هیچ مزیتی برای بچه هامون نداره و فقط و فقط اون ها رو تبدیل به یک آدم دروغگو میکنه. و مطئمنا هیچکدوم از ما چنین چیزی رو نمیخواد. پس دروغ گفتن رو متوقف کنیم و هم با خودمون و هم با فرزندانمون صادق باشیم. برخی از دروغ هایی که دائما به بچه هامون میگیمهرگز اجازه نمیدم اتفاق بدی برات بیفتهشاید نیت شما این باشه اما ممکنه امکان پذیر نباشه. شما نمیتونید ۱۰۰ درصد بچه هاتون رو حفظ کنید. پس سعی کنید حقیقت رو بهش بگید و اون ها رو از واقعیات آگاه کنید. مثلا: همیشه سعی میکنم ازت مراقبت کنم اما این بیرون آدم هایی هستن که ممکنه خطرناک باشن به خاطر همین میخوام از من جدا نشی. من اینجا هستم که مراقبت باشم اما اگه از من دور بشی دیگه من کنارت نیستم و ممکنه به خطر بیفتی. شاید این جمله ها کمی کودک رو به ترس بندازه اما مهم اینه که واقعیته. پس در جملاتی که به کار می برید دقت کنید. به علاوه به او بفهمونید که بچه دزدی خیلی کمیابه و باز هم باید مراقب بود. همین باعث میشه کودک نسبت به غریبه ها کمی محتاط باشه. پارک بسته ستمیدونید که پارک بازه اما وقت رفتن به اونجا رو ندارید. به جای دروغ گفتن صادق باشید: مامان نمیتونه تو رو امروز ببره پارک چون باید بریم خرید و کارهای زیادی برای امروز هست. شاید کمی ... ادامه ...

به یک هفته قبل فکر کنید. چند بار وسوسه شدید دروغ بگویید؟ شاید کاری کرده اید که حالا مرددید آن را به رئیس تان بگویید یا نه. شاید به این فکر هستید که درباره تعطیلات آخر هفته به دوست تان دروغ بگویید تا از شر میهمانی خسته کننده اش راحت شوید. همه ما وسوسه می شویم که دروغ بگوییم. ما همیشه با تردیدهای اخلاقی روبرو هستیم. این تردیدها فرصتی برای گفتن دروغ های بزرگ نیستند. بلکه این تردیدها گزینه هایی هستند که به زندگی روزمره ما شکل بهتری می دهند. از آنجایی که همیشه وسوسه دروغگویی وجود دارد، باید مدام تصمیم بگیریم که چطور اخلاقی رفتار کنیم. و چیزی که در این تصمیم گیری به ما کمک می کند این است که فکر کنیم چه احساس بدی پس از دروغ گفتن به ما دست می دهد.به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرادید، اخیرا من به همراه همکارانم در کالج دانشگاه لندن مطالعه ای در خصوص وسوسه دروغگویی انجام داده ایم. در این مطالعه سعی کردیم که بفهمیم آیا داشتن فرصت دروغ گفتن در یک شرایط پر تکرار می تواند ما را به دروغگویی ترغیب کند یا نه. تصور ما این بود که اگر کسی از ابتدا تصمیم به دروغگویی بگیرد و از این کار احساس بدی داشته باشد، تنها می تواند کمی دروغ بگوید. اما اگر این کار را یک دفعه دیگر هم تکرار کند هرچند هنوز از این کار بدش بیاید، دیگر به اندازه سابق احساس بدی نخواهد داشت، در نتیجه تا زمانی که این احساس بد، مانع دروغ گفتن نشود فرد می تواند دروغ های بیشتر و بیشتری بگوید.برای فهمیدن این موضوع می بایست میان دو تصور مهم ارتباط برقرار کنیم. اولین تصور مربوط به نقشی است که انگیزه های روانی در روند تصمیم گیری های اخلاقی ما بازی می کنند. و دومین تصور مربوط به نحوه عملکرد مغز است، وقتی که مغز در موقعیت تکرارای قرار می گیرد، به این نحوه عملکرد، سازگاری عصبی می گویند.برخی از تردیدهای اخلاقی موجب واکنش های روانی می شوند. این واکنش ها به نوبه خود موجب واکنش های جسمانی نظیر افزایش میزان ضربان قلب و تعریق می شوند که مانع از آن می شوند به کارهای نادرست دست بزنیم. وقتی این واکنش های جسمانی در ما ظاهر می شوند تمایل ما به انجام کارهای نادرست کم می شود. برای مثال در مطالعه ای که توسط دو روانشناس به نام های استنلی شچتر و بیب لاتینیه در سال 1964 انجام شد، به دانش آموزان یک مدرسه فرصت تقلب در یک امتحان داده شد، اما پیش از امتحان به نیمی از آنها داروی «بتا» داده شد، این قرص واکنش های روانی آنها را کاهش می داد، به دانش آموزان دیگر قرص های دارو نما داده شد. در نتیجه دانش آموزانی که سطح برانگیختگی آنها با دارو کاهش یافته بود بیش از دانش آموزانی که قرص دارو نما گرفته بودند تقل ... ادامه ...

نتایج آخرین سرشماری نفوس مسکن در سال 95 نشان می دهد تعداد 2 میلیون و 587 هزار و 607 واحد مسکونی در کشور خالی است که استان تهران با 9/18 درصد بیشترین سهم را دارد. نتایج آخرین سرشماری نفوس مسکن در سال 95 نشان می دهد تعداد 2 میلیون و 587 هزار و 607 واحد مسکونی در کشور خالی است که استان تهران با 9/18 درصد بیشترین سهم را دارد. براساس آمارهای اعلامی هم اکنون استان تهران 489 هزار خانه خا ... ادامه ...

اهمیت به روزرسانی دانش فوتبالنیمکت تیم های فوتبال ایران سال های سال در سلطه اندک مربیانی است که تنها از یک تیم به تیم دیگر می روند و اجازه تغییراتی بیش از این را نمی دادند. روزنامه جوان: نیمکت تیم های فوتبال ایران سال های سال در سلطه اندک مربیانی است که تنها از یک تیم به تیم دیگر می روند و اجازه تغییراتی بیش از این را نمی دادند. مربیان کهنه کاری که اگرچه نمی تو ... ادامه ...

روزنامه آفرینش نوشت:این روزها به واسطه پخش برنامه کاندیداهای ریاست جمهوری از سیما مردم ساعات بیشتری را برای تماشای اخبار و برنامه های اختصاصی نامزدها صرف می کنند. به همین سبب بیشتر درجریان مسائل تخصصی همچون تولید اشتغال بیکاری سرمایه گذاری صنعت و... قرار می گیرند.هریک از نامزدها به سهم خود به بیان ضعف های موجود می پردازند و درادامه وعده می دهند که توان تغییر ... ادامه ...

قبل از اینکه درباره چگونگی مواجهه با افراد دروغگو صحبت کنیم حقیقتی وجود دارد که باید آن را بیان کنیم: هر کسی ممکن است در رابطه با همسرش دروغ بگوید بله متأسفانه هرکدام از ما دروغ گفتن به نزدیکان مان را در زندگی تجربه کرده ایم. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که چه اندازه خودمان را مجاز می دانیم که در یک رابطه دروغ بگوییم به طوری که رابطه ادامه پیدا کند و خراب نشود. اگر فکر می کنید که رابطه ی شما آن قدر مستحکم است و بعضی اوقات شما می توانید به یکدیگر دروغی مصلحتی بگویید این برای شما خوب است هرچند این کار تمرینی است که در مراحل اولیه ارتباط لازم نیست. اما اگر فکر می کنید عادت دروغگویی همسرتان از کنترل شما خارج شده است و بر ارزش های بنیادین رابطه ی شما تأثیر می گذارد زمان آن رسیده که با این رفتار او مقابله کنید.پایه و ستون های هر رابطه ایمان و اعتماد است. وقتی رابطه ی شما قابل اعتماد می شود که احترام عشق و ایمانِ متقابل بین شما و همسرتان وجود داشته باشد. اعتماد شکننده است و به آسانی شکسته می شود. اگر همسر تان دائما به شما دروغ می گوید مطمئنا نسبت به او بی اعتماد هستید. ضروری است راه حلی برای آن بیابید تا رابطه تان حفظ شود. در این مقاله قصد داریم ببینیم که با همسر دروغگو چگونه رفتار کنیم.مقاله مرتبط: راههای جلب اعتماد همسر چه کار کنیم تا همسرمان چشم بسته اعتماد کند؟ .به حس درونی تان اعتماد کنیدغرایز ما همان چیزی است که باید بیشترین اعتماد را به آن داشته باشیم. در موقعیت های مختلف نیاز داریم که به احساس درونی مان نسبت به وقایع پیرامون اعتماد کنیم. اگر شما حس می کنید که موردی هست که به نظر شما نادرست و غیر معمول است این را به عنوان اولین نشانه در نظر بگیرید. شاید هنوز عادت نکرده اید به احساس درونی تان نسبت به وقایع پیرامون تان اعتماد کنید اما به زودی این مهارت را کسب خواهید کرد. از احساس درونی تان غفلت نکنید. هیچ چیز به اندازه ی این حس نمی تواند به شما کمک کند. ممکن است همسر شما مهارت بالایی در پنهان کاری داشته باشد ممکن است لبخندهای او ساختگی باشد یا سعی کند بحثی که پیش کشیده اید را عوض کند تا به عمق دروغی که درباره ی آن موضوع به شما گفته است پی نبرید. از این نشانه ها و احساس درونی تان نباید غفلت کنید. .زمان هایی را که همسرتان دروغ می گوید شناسایی کنیدبرای اینکه بدانید چطور با همسرِ دروغگو رفتار کنید مجبورید بدانید آنها به دنبال چه چیزی هستند. باید این مهارت را داشته باشید تا به طور نامحسوس بفهمید همسرتان درمورد چه موضوعی در حال فریب دادن شماست که این مهارت باعث می شود متوجه شوید آنچه پنهان می کند چقدر جدی است. شما عادت های رفتاری او را در مواجهه با خودتان می شناسید بنابراین زمانی که در حال دروغ گفتن است ممکن است علائم اضطراب را در رفتارش مشاهده کنید. بررسی زبان بدن به شما این کمک را می کند تا بفهمید آیا حقیقتی را از شما پنهان می کند یا نه. شما می توانید او را با پرسیدن سؤالی امتحان کنید: از همسرتان سؤال ساده ای بپرسید سؤالی که شک ندارید همسرتان راستش را خواهد گفت و بلافاصله سؤالی درباره ی آن موضوعی بپرسید که فکر می کنید همسرتان به شما دروغ می گوید. اگر حدس شما درست باشد نشانه های اضطراب در ظاهر ... ادامه ...

سریال the leftovers با قوی ترین اپیزودش برای همیشه به پایان رسید. اپیزودی پر از قلب های شکسته و سوالاتی که جواب می گیرند و آنهایی که نمی گیرند. همراه نقد زومجی باشید.یکی از چیزهایی که درباره ی فینالِ «باقی ماندگان» می دانستم، نگران نبودن بود. کاملا مطمئن بودم که فینال سریال به بهترین شکل ممکن تمام خواهد شد. شاید تنها چیزی که در تمام زندگی ام درباره اش شک و تردید نداشتم همین بود. باور داشتن به چنین چیزی درباره ی سریالی مثل «باقی ماندگان» که به دنیایی پر از معماهای سرگیجه آور و شخصیت های صمیمی و درب و داغان می پردازد خیلی سخت است. معمولا این طور مواقع به این فکر می کنیم که چنین سریالی چگونه می خواهد به رضایت بخش ترین شکل ممکن داستانش را به سرانجام برساند. بالاخره همین دیمون لیندولف جزو یکی از نویسندگان اصلی فصل های پایانی «لاست» بود؛ سریالی که گرچه شخصا یکی از طرفداران پر و پاقرصش هستم و برخلاف بقیه از دست پایان بندی اش عصبانی نیستم، اما خب، قبول دارم که خیلی بهتر از اینها می توانست تمام شود. ولی دیمون لیندولف و تام پروتا از مدت ها قبل خودشان را طوری ثابت کرده بودند و طراحی شکل داستانگویی سریالشان طوری از تمام چیزهایی که به ضرر «لاست» تمام شده بود فاصله گرفته بود و بر تمام نقاط قوتش افزوده بود که دیگر نگران و وحشت زده نبودم. بلکه خودم را در اختیارشان گذاشته بودم تا هرجا که می خواهد ببرد. اپیزود آخر «باقی ماندگان» که «کتاب نورا» نام دارد به طرز کاملا قابل انتظاری به عدم شک و تردیدم خیانت نمی کند و طوری به پایان می رسد که نه تنها پرونده ی این دنیا و کاراکترها را می بندد، بلکه با یک چند قطره اشک نهایی که این بار از سر خوشحالی ریخته می شوند، نه از سر غم، برای همیشه در ذهن مان حک می شود.شاید طلایی ترین سکانس «کتاب نورا» جایی بود که مت و نورا بیرونِ کانتینر حاوی دستگاهی که قابلیت شلیک اتم های انسان در فضا و زمان را دارد نشسته اند و دارند حرف های آخرشان را می زنند. آنها در حال بازی کردنِ «مد لیبز» هستند؛ مد لیبز یک جور بازی کلمه ای است. داستان هایی که اگرچه سرنخی درباره ی کاراکترها و فعالیت هایشان بهمان می دهند، اما پر از جاهای خالی هم هستند و بازی کنندگان می توانند با قرار دادن واژه های خودشان در جاهای خالی، داستان را هرطور که دوست دارند جلو ببرند. بازی ای که حتی اگر تاکنون تجربه ی بازی کردنش را هم نداشته باشید، باز خیلی خیلی آشنا به نظر می رسد، مگه نه؟ شاید به خاطر اینکه وقتی داریم درباره ی مد لیبز حرف می زنیم، انگار در حال حرف زدن درباره ی ساختار داستانگویی «باقی ماندگان» هستیم. انگار دیمون لیندولف و تام پروتا سریالشان را براساس مد لیبز طراحی کرده و ساخته اند و شاید در تمام این مدت در حال تماشای سریالی شکل گرفته از روی یکی از مد لیبزهای دوتایی لیندولف و پروتا بوده ایم. پروتا برای لیندولف می نویسد: «کوین با خوردن سم، سنگ کوب می کند» و لیندولف هم جای خالی روبه روی این جمله را این طوری پر می کند: «و در هتلی در دنیای مردگان بیدار می شود!».اگر حقیقت نداشته باشد هم اشکالی ندارد. این دو هرچه نباشند، مد لیبزباز های خیلی ماهری هستند. اما چیزی که بازی مت و نورا درباره ی خودِ این اپیزود فاش می کند این است که در ادامه انتظار دریافتِ جواب مطلقی برای معماهایتان را نداشته باشید. هشدار خوبی است. چرا که سازندگان به جای اینکه مثل «لاست» طوری رفتار کنند که انگار اصلا معمایی وجود ندارد، صحنه ای طراحی کرده اند که برای تماشاگران تشریح می کند که آره، سریال ما ساختاری شبیه به مد لیبز دارد. ما سرنخ های اولیه را بهتان می دهیم و این با خودتان است که با چه واژه هایی می خواهید جاهای خالی را پر کنید. «باقی ماندگان» اما مثل نسخه ی پیشرفته تر و پیچیده تری از مد لیبز می ماند. در مد لیبز هر چرت و پرتی را که به ذهن تان رسید می توانید در جای خالی قرار بدهید و به نتیجه ی بامزه اش بخندید. در «باقی ماندگان» اما داستان یک سری سوالات مشخص ازمان می پرسد و یک سری سرنخ های مشخص هم بهمان می دهد و حالا از ما می خواهد تا براساس چیزهایی که تاکنون دیده ایم، چیزهایی که مطمئن هستیم، چیزهایی که بهشان شک داریم و چیزهایی که در طول زندگی شخصی مان بهش باور داریم، جاهای خالی را پر کنیم. حالا برخلاف مد لیبز با یک بازی خنده دار و فراموش شدنی برای مهمانی ها طرف نیستیم که هر مزخرفی که در آن جاهای خالی نوشتیم بی اهمیت باشد. «باقی ماندگان» تماشاگران را برای جواب دادن در منگنه می گذارد. ناگهان بازی ای برای گذران زمان و سرگرمی، به امتحانی سخت و سرگیجه آور درباره ی هویت و ماهیت اعتقادات خودمان تبدیل می شود و مجبورمان می کند برای جواب دادن به عمیق ترین اعماقِ ذهن و روح مان ورود کرده و جستجو کنیم.دانسته هایمان در رابطه با اتفاقاتی که در «کتاب نورا» می افتند اینها هستند: داستان در نقطه ای روستایی در استرالیا و چند دهه بعد از اینکه کوین و نورا در آن هتل کذایی از هم جدا شدند می گذرد و به آشتی آنها بعد از این همه سال جدایی می پردازد. «کتاب نورا» گرچه برخلاف اپیزودهای قبلی سریال، اعصاب آرام تری دارد و دیگر خبری از اتفاق عجیب و دیوانه کننده ای نیست و همه چیز به رویارویی دو عاشق مسنِ خسته و گم شده خلاصه شده، اما این بدین معنی نیست که فاقد آنها نیست. بلکه فقط در مخفی کردنشان ماهرتر از همیشه است. این اپیزود در زمینه ی درگیر کردنِ ذهن مخاطب با پیچ و تاب های روانی و معمایی اش و سرنخ های نامحسوسی که جلوی رویمان قرار می دهد، هیچ چیزی از اپیزودهای همیشگی سریال کم ندارد. در سکانس نهایی این اپیزود، نورا برای کوین و ما توضیح می دهد که وقتی در دستگاه نشست و آب تا گردنش بالا آمد چه اتفاقی افتاد. نورا دو داستان تعریف می کند (البته داستان دوم چیزی است که خودمان از روی داستان اول برداشت می کنیم). اولی داستانی است که خود به زبان می آورد. اینکه او در دستگاه قرار می گیرد و به جایی سفر می کند که تمام عزیمت شدگان به آنجا رفته اند. اما داستان دوم که می توانیم از روی حرف هایش برداشت کنیم این است که نورا در لحظه ی آخر که ما به آینده کات می زنیم، فریاد می زند، انصراف می دهد و از دستگاه خارج می شود. او در آن لحظات طوری از احتمال مرگش وحشت کرده بود که بی خیال زدنِ رد بچه هایش می شود و با ساختن داستانی درباره ی دنیایی موازی که عزیمت شدگان به آنجا ناپدید شده اند، سعی می کند از این دروغ برای مخفی کردن وحشت و بزدلی اش و دلیل فاصله گرفتنش از کوین و دیگر نزدیکانش استفاده کند. اما کدام داستان درست است؟اپیزود در حالی شروع می شود که باز دوباره مقدار صداقت نورا توسط دکتر بکر زیر سوال می رود و کری کُن در حالی که بغض گلویش را فشار می دهد، شجاعت زنانه اش را جمع می کند و با عصبانیت فاش می کند که نه، دروغ نمی گوید. اما در ادامه ی اپیزود می بینیم که راهبه ی استرالیایی و دوستِ نورا خیلی راحت درباره ی مرد موتورسواری که از نردبان اتاقش پایین می آید دروغ می گوید و آن قدر متقاعدکننده دروغ می گوید که گرچه ما به چشم مدرک جرم را دیده ایم، اما نمی توانیم انکار کنیم که مو لای درزِ دروغ راهبه نمی رود. این در حالی است که کوین را برای اولین بار در حالی می بینیم که درباره ی گذشته اش با نورا دروغ می گوید. انگار که آنها اصلا تمام اتفاقات سریال را پشت سر نگذاشتند و تنها آشنایی شان مربوط به روبه رو شدنشان در مراسم رقصِ مدرسه ی میپلتون می شود. و کوین آن قدر متقاعدکننده دروغ می گوید که در ابتدا احتمال می دادم یا کوین فراموشی گرفته است یا ما در دنیای موازی ای-چیزی هستیم که در آن کوین و نورا هیچ وقت زندگی مشترکی با هم نداشتند، هیچ وقت عاشق هم نشدند، هیچ وقت بچه ی وین مقدس را به فرزندی قبول نکردند و هیچ وقت در آن هتل با هم دعوا نکردند. پس، با این مدارک چگونه می توان حرف نورا درباره ی عدم ترسش برای نشستن در دستگاه را به عنوان حقیقت قبول کرد؟ چون اگر به گذشته نگاه کنیم، می بینیم که نورا هم دروغگوی ماهری است. او اوایل فصل درباره ی دلیل شکستن دستش به بقیه دروغ گفت و همیشه درباره ی آشوب درونی اش و احساسی که نسبت به بچه های عزیمت شده اش دارد دروغ می گفته است. درباره ی درد و رنجی که پس دادن لیلی به مادر واقعی اش بر او تحمیل کرد. درباره ی اینکه چقدر کوین گاروی را دوست دارد. و چگونه امکان دارد کسی که همیشه احساسات واقعی اش را درباره ی مهم ترین اتفاقات زندگی اش سرکوب می کند، درباره ی قرار گرفتن در دستگاهی که او را می خواهد به مقصد نامعلومی ببرد یا با اشعه های مرگبارش پودر کند، دروغ نگوید؟ حالا آیا می توان دروغ گفتن یا نگفتن نورا به دکتر بکر را با توجه به گذشته اش اثبات کرد؟ نه، چون ما که در ذهن اش نیستیم. اما شما با توجه به شواهد چه فکر می کنید؟نورا واق ... ادامه ...

نویسنده: فریدون حسندر روزهایی که وزارت نشینان ورزش با استفاده از فضای انتخاباتی حاکم بر کشور به اسم مراسم تقدیر و سرکشی به وضعیت ورزشکاران میتینگ انتخاباتی برگزار می کنند سعی در همسو نشان دادن برخی از چهره های مطرح و مدال آور ورزش با دولت را دارند یا حتی می خواهند با تغییرات در رأس هیئت مدیره های دو باشگاه سرخابی شرایط را به سود خود در این باشگاه ها رقم بزنند. ا ... ادامه ...

محمد امین قانعی رادگروه جامعه : آدمیان از طریق سخن گفتن خواه به راستی و خواه به دروغ، واقعیت اجتماعی در جهان پیرامون شان را می سازند. آنان وقتی درباره واقعیت های بیرونی سخن می گویند در واقع آن را بازتولید یا تولید می کنند. سخن گفتن شیوه تثبیت واقعیت های موجود یا ساخت واقعیت های جدید است. بدین ترتیب دروغگویی هم شیوه ای زبانی برای ساخت واقعیت اجتماعی پیرامون ما است. دروغگویی در واقع نشانه ای از ناسازگاری ذهن و زبان است که به چند گونه بروز پیدا می کند.برساخت اجتماعی معمولا فرآیندی متقارن است و از کنش متقابل و همزبانی دو سوی این کنش بر می خیزد. برساخت اجتماعی معمولا فرآیندی متقارن است و از کنش متقابل و همزبانی دو سوی این کنش بر می خیزد.برساخت اجتماعی متقارن در شرایط دریافت_های ذهنی مشترک توسط آدمیان در حال کنش و گویش در جهانی یگانه صورت می گیرد.در کنش متقارن سه لبه »ذهن، زبان و واقعیت« با یکدیگر توازی و همسویی دارند و در آن گویا عینیت در ذهن نقش می بندد و آن چه در ذهن وجود دارد بر زبان جاری می شود.اما در این نوشتار به برساخت اجتماعی نامتقارن پرداخته می شود که بر مبنای دروغ شکل می گیرد.در برساخت اجتماعی نامتقارن »واقعیت (عین) و ذهن و زبان« دو به دو با یکدیگر توازی ندارند. ذهن بازنمایی شناختی واقعیت عینی تصور نمی شود و زبان نیز از آن چه در ذهن بازنمایی می شود و زبان نیز از آنچه در ذهن بازنمایی می شود حکایت نمی کند.داستان برساخت اجتماعی نامتقارن را می توان در سطح رفتارهای کلان سیاسی و در سطح زندگی روزمره آدمیان جستجو کرد. برساخت اجتماعی دروغ هنگامی است که در یک سو توهم تولید و در سوی دیگر این توهم بدون باور به آن بازتولید می شود.موقعی که ذهن فرد دچار توهم و پندار می_شود و آن را واقعیت می پندارد؛ در این صورت وقتی فرد سخن می گوید در واقع دارد درباره ذهنیت خود سخن می گوید. سخن او در رابطه با واقعیت بیرونی ناراست است ولی سنجش با معیار ذهنیت و پندار او راست است.فرد در جهان چیزی جز پندار خویش نمی بیند و هنگامی که آن را بیان می کند از نظر دیگرانی که با او درباره جهان توافق ندارند دروغگو شمرده می_شود.در شرایط پندار، جهان ذهنی فرد مطابق با واقعیت اطراف او نیست ولی او همواره و با اشتیاق در حال سخن گفتن درباره واقعیت ذهنی خویش است. ذهنی که در آن جهانی تصویر می_شود که به گمان بسیاری دیگر خلاف واقعیت_های عینی پیرامونی است.گزاره های فرد پنداراندیش درباره این جهان چه بسیار با همدیگر سازگار است و با یکدیگر کلیت واحدی را بر می سازد. فرد برای گریز از ناسازگاری شناختی از قضا بسیار منسجم و سازگار سخن می گوید، ولی از نظر بسیاری از آدمیان و درباره جهانی سخن می گوید که موجود نیست.او سعی می کند به شیوه ای سخن بگوید که انسجام ذهنی خود را حفظ کند ولی از نظر بسیاری کسان این گزاره ها در واقع تولید دروغ_های سیتماتیک درباره واقعیت است تا تولید گزاره هایی راستین درباره واقعیت، هر چند پندار فرد متوهم با واقعیت ها سازگار نیست ولی ذهن و زبان او با یکدیگر سازگار است. هر چند ممکن است لایه دوم دروغ نیز در رفتار چنین فردی رخ دهد و آن هنگامی است که حتی خود او نیز دریافت های خویش را باور ندارد و حتی بر دروغ بودن آنها واقف است و ساخت توهم در واقع راهبردی آگاهانه برای سلطه یافتن بر دیگری است.در شرایطی که قواعد زبان ... ادامه ...

به گزارش مشرق، «حسین قدیانی» در یادداشت روزنامه «وطن امروز» نوشت:چگونه می توان دامن خود را از ننگ یک دروغ پاک کرد؟ آدمی اگر عهد خود با خداوند را فراموش نکرده باشد، اولا سعی می کند اصلا و اساسا دروغ نگوید لیکن اگر جایی هم از سر غفلت، زبان به سخن کذب گشود، قطعا از مسیر جبران مافات می رود و طبعا از راه عذرخواهی و الا شک در آدمیت او باید کرد! مع الاسف هستند افرادی که برای زدودن لکه ننگ یک دروغ، به وادی دروغ های دیگر می افتند! شگرد همیشگی و نخ نمای این دسته از افراد، بیان دروغ هایی دیگر برای ماله کشی روی دروغ اولی است، غافل از آنکه خورشید حقیقت، گیرم متاثر از این ترفندهای شیطانی، چند صباحی پشت ابرهای سیاه و متراکم بماند؛ همیشه که نمی ماند! و تا ابد که اینگونه نمی ماند!دروغ های بعد از دروغ اول و تهمت های بعد از تهمت اول، شاید در یک بازه زمانی محدود جواب دهد اما دیوار مغلطه مگر چقدر بلند است که دروغگویان همیشگی و تهمت زنندگان همیشگی، همیشه از قضاوت صحیح، قسر در بروند؟ القصه! دوشنبه ۶ شهریور ۹۶ یکی از این زنجیره ای ها در ستون سرمقاله خود که امضای «شورای نویسندگان» را هم در پیشانی داشت، برای بار چندم بر طبل این دروغ و رسوایی دمید که رقبای اصولگرای آقای روحانی، پیروزی رئیس جمهور را به ایشان تبریک نگفتند!نوشتم «برای بار چندم» چرا که جز این زنجیره ای ، زنجیره ای های دیگری هم، قبلا قلم را مکرر آلوده به این ادعای سراسر کذب کرده بودند! و با کمی تفاوت در لحن، همان را نوشته بودند که زنجیره ای فوق الذکر! بخوانید: «فرق اصلاح طلبان با برخی اصولگرایان در این است که آنان هنوز هم به آقای روحانی تبریک نگفته اند ولی اینها در مراسم تجلیل آنان نیز شرکت می کنند». حال بررسی کنیم و ببینیم آیا سال ۹۲ آقایان قالیباف و جلیلی، واقعا پیروزی جناب روحانی را به وی تبریک نگفتند؟! صدالبته به ۹۶ هم خواهیم پرداخت!* ۲۵ خرداد ۹۲ یعنی فقط یک روز بعد از روز رای گیری، محمدباقر قالیباف در پیامی، ضمن تشکر از مشارکت بی نظیر مردم در انتخابات، خطاب به حسن روحانی نوشت: «بدین وسیله انتخاب شایسته جنابعالی به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران را صمیمانه تبریک عرض نموده و از خداوند متعال برای جنابعالی و دولت آینده، موفقیت و توفیق خدمت به ملت شریف ایران را مسألت می کنم».* در همان روز و در شرایطی که هنوز مهر تایید شورای نگهبان بر انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ نخورده بود، دیگر نامزد جریان انقلابی هم، همان را نوشت که قالیباف! این، بخشی از پیام سعید جلیلی است: «با سپاس بیکران به درگاه الهی و با قدردانی از ملت بزرگ ایران که با حماسه ای دیگر، پشتوانه ای سترگ را برای اقتدار، سربلندی و پیشرفت نظام خلق کرد و با تشکر و تبریک به رهبر فرزانه انقلاب به خاطر تمهید این حماسه بزرگ، برای رئیس جمهور منتخب مردم، برادر گرامی، جناب حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در جهت دفاع از آرمان ها و حقوق ملت ایران و اعتلا و ... ادامه ...

محیط کار نیز از این قاعده مستثنا نیست و بیشتر ما در محیط کار خود همکارانی داریم که به دروغگویی شهره هستند. حتی ممکن است خود نیز مبتلا به این عادت باشیم. دلایل متعددی برای دروغگویی در محیط کار وجود دارد که در ادامه به برخی از آن ها و شیوه های برخورد با آن اشاره می کنیم:-احساس ناامنی بسیاری از دروغ ها ریشه در احساس ناامنی دارد. چنین دروغ هایی در واقع نوعی دفاع روانی برای افراد دروغگو محسوب می شود، چراکه به علت ترس شان برانگیخته می شوند. دروغ هایی که محصول احساس ناامنی است، بیشتر برای ارتقای موقعیت فرد در محیط کار و ایجاد و حفظ روابط مطلوب با سایر همکاران و مافوق گفته می شود. * بهترین راه برخورد با همکارانی که دروغ هایشان ریشه در احساس ناامنی دارد، دادن احساس پذیرش به آن هاست. در عمل به آن ها نشان دهید برای آن چه که هستند ارزش قائل هستید، نه برای آن چیزی که دوست دارند باشند و برای آن دروغ می گویند. به یاد داشته باشید این افراد نسبت به خود انتقادگر هستند، بنابراین دریافت حس احترام و تحسین به موقع از جانب دیگران، به آن ها کمک می کند دریابند برای رسیدن به جایگاه بالاتر نیاز به تلاش و زمان دارند و گفتن دروغ راهکار مطلوبی برای رسیدن به اهدافشان نیست.مخفی کردن اشتباهاتبرخی از دروغ ها برای قرار گرفتن در کانون توجه و متمایز به نظر رسیدن نیست؛ بل ... ادامه ...

خانه های دوم به عنوان موجودی مسکن نمی توانند وارد چرخه اقتصاد مسکن شوند. چون برای اهداف و نیّات خاصی ساخته شده اند.عصر ایران؛ یوسف ناصری- صحبت ها و آمارهای مختلفی در حوره مسکن مطرح شده است. مطابق آمار سرشماری سال 1395 تعداد 25 میلیون و 412 هزار واحد، کل موجودی مسکن است و تعداد 2 میلیون و 587 هزار از کل این واحدها، در این سرشماری خانه های خالی از سکنه محسوب شده اند. از طرفی دیگر گفته شده است که حداکثر ظرفیت شهر تهران با توجه به تامین آب و خدمات سکونتی 9 میلیون نفر است و با توجه به ساختمان های موجود و با مجوزهای ساختی که داده شده است، جمعیت پذیری تهران به 11 میلیون نفر رسیده است. برخی از مقامات دولتی گلایه می کنند که چرا در تهران اینهمه ساخت و ساز و بیش از حد نیاز وجود دارد.عصر ایران در گفت و گو با دکتر ابوالفضل مشکینی آمارهای مختلف موجود در ارتباط با بخش مسکن و میزان ایمن بودن واحدهای مسکونی موجود را بررسی و تجزیه و تحلیل کرد. او دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری دار، مدتی شهردار زنجان بوده و مدیر مسئول نشریه شهر پایدار است. گفت و گو با دکتر مشکینی را می خوانید. ****صحبت هایی مطرح شده از جمله این که در شهر تهران مجوزهای ساخت و ساز به اندازه 10 سال آینده صادر شده و اصطلاح پیش خور کردن مجوزهای ساخت را به کار برده اند. گفته شده که اصلا ظرفیت تهران برای جمعیت پذیری پُر شده.مرکز آمار ایران هم بر اساس سرشماری سال 1395 تعداد خانوارها را اعلام کرده است. با توجه به این که شما در حوزه های اقتصاد مسکن و برنامه ریزی مسکن تخصص دارید وضعیت فعلی را چطور می بینید و آیا واقعا در شهری مثل تهران یا شهرهای دیگر مجوز ساخت و ساز جدید نباید داده شود؟-طبق پیش بینی های جمعیتی که انجام شده است ما تا سال 1404 شمسی، به طور متوسط بایستی سالانه حدود 180 هزار واحد را در کشور تخریب و نوسازی کنیم. حدود 420 هزار واحد مسکونی جدید را هم بسازیم. یعنی سالانه تا سال 1404 ما به 600 هزار واحد مسکونی نیاز داریم. این که بگوییم نیاز به مسکن تمام شده، این طور نیست. چنین چیزی واقعیت ندارد. ما سالانه چیزی حدود 700 هزار تا 800 هزار واحد مسکونی برای زوج های جوان نیاز داریم.دو تا بحث وجود دارد. یکی این که به ازای هر 103 خانوار در کشور، ما 100 واحد مسکونی داریم. پیش بینی ای که در برنامه ها شده این است که هر خانوار ایرانی یک واحد مسکونی داشته باشد. بنابراین اگر ما این موضوع را در نظر بگیریم به طور متوسط هر 600 هزار واحد مسکونی را در سال بایستی تولید کنیم. در پنج سال گذشته به دلیلی رکودی که بر بازار مسکن حاکم شد میزان ساخت و ساز واحدهای شهری ما پایین آمد و تعداد پروانه های ساخت این موضوع را نشان می دهد. اما این طور نیست که نیاز به مسکن وجود ندارد بلکه تقاضای انباشته در کشور ایجاد می شود.در سال های گذشته 65 درصد خانوارها صاحب واحد ملکی بودند و 35 درصد اجاره نشین بودند. الان میزان اجاره نشینی در شهر بالاتر رفته است. این نشان می دهد برخی خانوارها نتوانسته اند به تقاضای خودشان پاسخ بدهند.*بر اساس مطالعات شورای عالی شهر سازی و معماری کشور اعلام شده است که حداکثر ظرفیت آب شُرب و خدمات سکونتی برای تهران 9 میلیون نفر است ولی با ساختمان های موجود و مجتمع هایی که تا پایان سال 1393 مجوز ساخت آنها صادر شده جمعیت پذیری تهران را به 11 میلیون نفر می رسانند. شما چنین برداشت و مطالعاتی را قبول دارید؟-شورای عالی شهرسازی و معماری به عنوان عالی ترین نهاد تصمیم گیری در رابطه با برنامه ریزی شهرها در سال های گذشته یک برنامه ای را چید و رابطه ای بین منابع آبی تهران و میزان جمعیت پذیری را نه تنها در شهر تهران بلکه در حوزه های شهری پایتخت که حدود 50 نقطه شهری را در بر می گرفت برقرار ساخت.این حوزه های شهری پایتخت شامل استان تهران و استان البرز است. یک رابطه بین میزان آبی که تولید می شود و میزان جمعیت پذیری را ایجاد کرد. این شورای عالی اعلام کرد که در کدام حوزه ها، امکان رشد جمعیت وجود دارد و در کدام حوزه ها، امکان رشد جمعیت وجود نخواهد داشت. سه تا سناریو را هم در نظر گرفته بود از 13 میلیون تا 17 میلیون نفر برای این پهنه. در تدوین ضوابط و مقررات به خوبی عمل شده است ولی عملا و در اجرا، هیچ اهرم اجرایی برای این که این جمعیت پذیری در حوزه های شهری رعایت شود متاسفانه وجود ندارد.*آن سقف و حداکثر ظرفیت آب شُرب و خدمات سکونتی که برای تهران 9 میلیون نفر اعلام شده بود قابل پذیرش است و تهران بیش از این ظرفیت پذیرش جمعیت را ندارد؟-مطالعات خیلی وسیعی در شورای عالی شهر سازی انجام شد. من 9 میلیون نفر برای شهر تهران را نمی دانم که چه عددی است ولی برای کل پهنه پایتخت که 50 نقطه شهری را در بر می گیرد رقم جمعیت پذیری رقمی بود که حداقل 13 میلیون نفر و حداکثر 17 میلیون نفر بود. *یعنی کل استان تهران و استان البرز حداکثر 17 میلیون نفر ظرفیت دارند.-بله. مطالعات در 8 حوزه شهری انجام گرفت. این مطالعات بر مبنای میزان تخصیص آبی بود که در 20 سال آینده به این حوزه اختصاص داده می شود.*آن چیزی که اعلام شده بود در سال 1394 اعلام شد و مربوط به شهر تهران بود. مطابق بررسی ها اعلام شده بود که تا پایان سال 1393 جمعیت پذیری تهران به 11 میلیون نفر رسیده است. در حالی که تهران توان و ظرفیت 9 میلیون نفری برای عرضه آب و خدمات سکونتی دارد.-حتی کمیسیون امنیت ملی مجلس در این زمینه اعلام خطر کرد. به هر حال در حوزه جمعیتی استان تهران چیزی حدود 14 تا 15 میلیون نفر حضور دارند. در یک محدوده جغرافیایی کوچک حدود 25 درصد جمعیت کشور اسکان پیدا کرده اند. خواه ناخواه با کوچکترین مشکلی که در تامین منابع آبی یا تامین مسکن این استان به وجود بیاید در کشور یک بحران ملی به وجود می آید. چون یک در یک پهنه جغرافیایی بسیار کوچک 25 درصد جمعیت کشور سکونت دارند. این وضع می طلبد که مدیریت بحرانی در این محدوده به وجود بیاید که واقعا منابع آب را مدیریت کند.*در سال 1390 کل موجودی مسکن 21 میلیون واحد مسکونی بوده است و 11 میلیون نفر مالک بوده اند. بعد در سرشماری سال 1395 موجودی مسکن به 25 میلیون واحد رسیده است. در صورتی که در کشورهای دیگر تاکید بر مالک بودن نیست، چرا تصمیم گرفته شده که هر خانوار مالک یک واحد مسکونی باشد؟-بحث مالک بودن نیست. موجودی مسکن با موجودی خانوارهای دیگر باید تطابق داشته باشد. الان ما چیزی به عنوان خانواده گسترده نداریم که مثلا پدر بزرگ و مادر بزرگ و خانواده های فرزندان با همدیگر در یک ساختمان زندگی کنند. بنابراین ایده آل در نظر ... ادامه ...

یکی از اولین درس هایی که در کودکی آموخته ایم این است که هرگز دروغ نگوییم. همۀ ما میدانیم که نباید دروغ بگوییم، اما بنظر میرسد در هر حال میگوییم. آفتاب نیوز : تحقیقات نشان میدهند اکثر مردم روزانه ۱ الی ۲ بار دروغ میگویند. ما همیشه برای دروغ هایمان بهانه داریم اما این دروغ ها میتوانند بر مغز و بدن ما اثر بگذارند.هنگامیکه دروغ میگویید، مغزتان درگیر میشودبه گزارش بهداشت نیوز، تحقیقات بسیاری در ارتباط با اثر دروغ گویی مداوم انجام شده است که نشان میدهند برای سلامتی مضر است. چند ثانیه بعد از اینکه دروغ از دهانتان خارج میشود، بدن کورتیزول در مغز آزاد میکند؛ چند دقیقه بعد، حافظه تان سعی میکند دروغ و حقیقت مربوط به آن را به یاد آورد. تصمیم گیری سخت میشود و شما ناراحتی تان را بصورت خشم بروز میدهید. همۀ اینها در ۱۰ دقیقه اول اتفاق میافتد.هنگامیکه دروغ میگویید، استرس تان افزایش می یابدبعد از این واکنش ه ... ادامه ...

یکی از اولین درس هایی که در کودکی آموخته ایم این است که هرگز دروغ نگوییم. همۀ ما میدانیم که نباید دروغ بگوییم، اما بنظر میرسد در هر حال میگوییم.بهداشت نیوز: تحقیقات نشان میدهند اکثر مردم روزانه ۱ الی ۲ بار دروغ میگویند. ما همیشه برای دروغ هایمان بهانه داریم اما این دروغ ها میتوانند بر مغز و بدن ما اثر بگذارند.هنگامیکه دروغ میگویید، مغزتان درگیر میشودبه گزارش بهداشت نیوز، تحقیقات بسیاری در ارتباط با اثر دروغ گویی مداوم انجام شده است که نشان میدهند برای سلامتی مضر است. چند ثانیه بعد از اینکه دروغ از دهانتان خارج میشود، بدن کورتیزول در مغز آزاد میکند؛ چند دقیقه بعد، حافظه تان سعی میکند دروغ و حقیقت مربوط به آن را به یاد آورد. تصمیم گیری سخت میشود و شما ناراحتی تان را بصورت خشم بروز میدهید. همۀ اینها در ۱۰ دقیقه اول اتفاق میافتد.هنگامیکه دروغ میگویید، استرس تان افزایش می یابدبعد از این وا ... ادامه ...

نویسنده: محمدجواد اخواندکتر حسام الدین آشنا مشاور رئیس جمهور که بسیاری او را از چهره های اصلی ستاد انتخاباتی روحانی می دانند پس از ثبت نام روحانی در انتخابات دوازدهم از گفتمان انتخاباتی او رونمایی کرد.او در یادداشت اخیر خود در شبکه های اجتماعی از «آزادی» «امنیت» «آرامش» و «پیشرفت» به عنوان چهار ستون گفتمان روحانی در انتخابات 96 یاد می کند. هرچند برای فهم بیش ... ادامه ...

سلامت نیوز: بر اساس یک گزارش بین المللی درباره میزان شادی در جهان، ایران از لحاظ شاخص های نشاط عمومی در میان ۱۵۷ کشور مورد بررسی در رتبه ۱۰۵ قرار دارد. این در حالی است که در کشور ما شادی های اجتماعی در حد ارتباط کلامی توقف شده و از ارتباطات رفتاری و احساسی واقعی خبری نیست.به گزارش سلامت نیوز، آنچه در ادامه می خوانید نظرات زهرا نژاد بهرام، منتخب مردم تهران برای پنجمین دوره شورای شهر در گفت و گو با «آرمان» است.برای تبدیل شهر تهران به شهری سرشار از نشاط و شادی باید چه اقداماتی انجام داد؟برای توسعه شادی و نشاط در بین افراد جامعه باید بتوان شهر را متناسب با روح انسان طراحی کرد. هر قدر که شرایط زیست در شهرها با روح انسان همخوانی داشته باشد به نسبت روح انسان نیز از نشاط و آرامش لازم برخوردار می شود. برای مثال اگر در فضای پیرامون انسان فضای سبز، مناظر زیبا با فرصت های متعدد برای تفریح، نشاط و گفت و گو فراهم باشد به نسبت شهر از لحاظ زیست انسانی قابل سکونت است. باید توجه داشت که مفهوم نشاط به این معنا نیست که از صبح تا شب فقط افراد با یکدیگر بخندند، بلکه نشاط به معنای شوق به زندگی است. باید بتوان با پویایی و نشاط به حفظ خانواده و تربیت فرزندان در جامعه پرداخت. در اصل مفهوم نشاط به معنای سر زندگی می تواند هویت شهر را حفظ کند. باید برای اتصال بین انسان و شهر چند کالبد در شهر ایجاد کرد. البته شهر تهران دارای چنین ظرفیت هایی است، اما تاکنون اقدامات انجام شده به شکل نهادینه نبوده است. در دهه 1990میلادی در دنیا شهرها بر اساس جنسیت تقسیم بندی می شدند.برای مثال بر اساس تعاریف در آن دوران پاریس شهر زنانه و مسکو شهر مردانه نامگذاری شده بود. با بررسی دلایل نامگذاری این شهرها باید گفت که برخی شاخص ها در هر شهر ارتباط بین انسان و سازه را فراهم می کرد. در این وضعیت هر قدر سازه های ترکیب شهرها سخت تر بود امکان استفاده مردان از آن افزایش می یافت و به این شهرها، شهرهای مردانه گفته می شد. این در حالی است که هر قدر یک شهر از فضای سبز بیشتر و از محل های متنوع برای گفت و گو برخوردار بود، از آن تحت عنوان شهر زنان نام برده می شد.درباره ویژگی های شهر تهران توضیح دهید.شهر تهران از پ ... ادامه ...

با یک دروغگو ازدواج کرده اید؟ اگر اینطور است پس احتمالا با بی اعتمادی، تلخی و خشم در روابط تان دست و پنجه نرم می کنید که دلیل شان همین دروغگویی است. این مطلب را بخوانید تا بفهمید با یک همسر دروغگو چگونه باید رفتار کنید.به گزارش کمونه ، درک اینکه چرا همسرتان به شما دروغ می گوید، می تواند بسیار دشوار باشد. ضمنا وقتی ازدواج می کنید پیمان عشق و وفاداری و صداقت با همدیگر می بندید. پس چرا در زندگی با همسری روبرو می شوید که حقیقت را نمی گوید؟ دروغ گفتن می تواند حسی شبیه خیانت ایجاد کند. اگر متوجه دروغگویی همسرتان شدید، باید واکنش خودتان را هم بررسی کنید، چون رفتار شما هم می تواند احتمال اینکه همسرتان باز هم دروغ بگوید را کم یا زیاد کند.اگر دلیل دروغگویی همسرتان، خجالت و اجتناب از دردسر باشد یک چیز است و اینکه دلیل دروغگویی او پیشگیری از درد و ناراحتی شما باشد یک چیز دیگری است. دانستن انگیزه ی دروغگویی همسرتان، برای اینکه بدانید چه واکنشی نشان دهید اهمیت دارد و اینکه آیا باید او را ببخشید و چطور.چرا افراد دروغ می گویند؟ظاهرا دروغگویی در برنامه ریزی سیستم ما وجود دارد و از همان سنین اولیه شروع می شود، حتی یک کودک دو ساله هم وقتی یاد می گیرد که کلمات چه قدرت شگفت انگیزی دارند ممکن است دروغ بگوید!شاید هدف از یک دروغ، آزار فرد دیگری نباشد اما اغلب این نتیجه را به بار می آورد. برخی از افراد به عنوان نوعی دفاع از خود، دروغ می گویند. بعضی ها هم برای نجات خودشان از مجازات و اختلاف و درگیری و یا برای پذیرفته شدن در یک گروه یا رسیدن به چیزی که می خواهند دروغ می گویند.بیشتر ما دروغ می گوییم. مثلا با اینکه می بینیم کفش های جدید دوست مان اصلا قشنگ نیست می گوییم، بسیار عالیست. ما در مصاحبه های شغلی برای افزایش احتمال استخدام شدن مان دروغ می گوییم. ما به فرزندان مان دروغ می گوییم مثلا قول می دهیم اگر کارهایش را درست انجام بدهد برایش بستنی می خریم اما ممکن است بعدا سعی کنیم کاری کنیم تا آنها فراموش کنند!ما به طور طبیعی تمایل داریم رفتارهای افراد خانواده مان را تقلید کنیم؛ اگر در محیطی بزرگ شده باشیم که دروغگویی امری پذیرفته شده و طبیعی است، احتمال اینکه در بزرگسالی چنین رفتارهایی داشته باشیم زیاد است.اما تنها شما می توانید تصمیم بگیرید ... ادامه ...

نویسنده: حامد قهرمانیدیگر تکراری است که از کار بزرگ ملی پوشان فوتسال ایران در کسب عنوان سومی جام جهانی حرف بزنیم اما وقتی متوجه باشیم که این ملی پوشان متعصب هنوز پاداش کار بزرگ خود را دریافت نکرده اند آن وق ... ادامه ...

این روز ها به هر طرف که می نگری شاهد جنب و جوشی هستی که جریان زندگی نام می گیرد همه در تکاپو زیستن نو می شوند از رنگ گرفتن دوباره طبیعت گرفته تا نو شدن لباس رهگذران.به گزارش باشگاه خبرنگاران بوی تازگی می آید رایحه ای آرام بخش که به دل های غمزده نهیب آن میزند که زندگی هنوز هم شادی های خود را دارد بویی که فضا را عطرآگین کرده است.طبیعت دوباره جان گرفته و به استقبال ... ادامه ...

عباس عبدی در ایران نوشت: در هنگام رقابت های انتخاباتی اظهارات و وعده های گوناگون از سوی نامزدها بیان می شود؛ ولی لزوماً همه این وعده ها محقق نمی شوند. حتی در کشورهایی که نظام حسابرسی سیاسی هم قدرتمند باشد، عدول از وعده ها رخ می دهد. نمونه اش وعده باراک اوباما در سال 2008 و در اولین دور انتخابات وی درخصوص برچیدن زندان گوانتانامو بود که مطلقاً انجام نشد فقط در سال پایانی 8 سال ریاست جمهوری اش پیشرفت ملموسی در اجرای این وعده رخ داد. درباره وعده های نامزدهای انتخاباتی می توان چون و چرا کرد و اهم و مهم نمود. آنها را به عملی و غیرعملی تقسیم کرد. هرچند به لحاظ اخلاقی هر نامزد انتخاباتی باید وعده هایی را دهد که امکان و اراده لازم برای عملی کردنش را داشته باشد. ولی این کار به صورت کامل محقق نمی شود. مگر در جوامعی که وعده ها بسیار محدود و در موضوعات مشخص هستند. از سوی دیگر بیشتر وعده ها کشدار هستند. یعنی به صورت طیف هستند. انجام اندکی از آن نیز می تواند به منزله وعده تلقی شود، در حالی که ممکن است هنگام انتخابات درک دیگری از ماجرا وجود داشته باشد. برای نمونه کسی که می گوید وضع اشتغال را بهبود می بخشم، می تواند با ایجاد 500 هزار شغل در سال نیز مدعی اجرای این وعده شود، در حالی که کشور سالانه به حدود دو برابر این تعداد شغل نیازمند است. برخی از شعارها هستند که بسیار مشخص و معین هستند. هنگامی که می گوییم سالانه 5/1 میلیون شغل ایجاد می کنیم، اگر 4/1 میلیون شغل هم ایجاد کنیم که خیلی عالی است، ولی باز هم خلف ... ادامه ...

به گزارش جام نیوز، تمام پدر و مادرها هر روز به بچه هاشون دروغ میگن اما متوجهش نیستن. همیشه به بچه ها یاد میدید که دروغ نگن اما خودتون متوجه نیستید که دائما این دروغ ها رو به بچه هاتون میگید و باعث میشید اون ها فکر کنن دروغ گفتن کار اشتباهی نیست چون مامان و بابا هم این کار رو میکنن.گاهی اوقات از روی دوست داشتن و برای محافظت از بچه هامون دروغ میگیم. اما این رو بدونیم که دروغ گفتن هیچ مزیتی برای بچه هامون نداره و فقط و فقط اون ها رو تبدیل به یک آدم دروغگو میکنه. و مطئمنا هیچکدوم از ما چنین چیزی رو نمیخواد. پس دروغ گفتن رو متوقف کنیم و هم با خودمون و هم با فرزندانمون صادق باشیم.برخی از دروغ هایی که دائما به بچه هامون میگیمهرگز اجازه نمیدم اتفاق بدی برات بیفتهشاید نیت شما این باشه اما ممکنه امکان پذیر نباشه. شما نمیتونید ۱۰۰ درصد بچه هاتون رو حفظ کنید. پس سعی کنید حقیقت رو بهش بگید و اون ها رو از واقعیات آگاه کنید. مثلا: همیشه سعی میکنم ازت مراقبت کنم اما این بیرون آدم هایی هستن که ممکنه خطرناک باشن به خاطر همین میخوام از من جدا نشی.من اینجا هستم که مراقبت باشم اما اگه از من دور بشی دیگه من کنارت نیستم و ممکنه به خطر بیفتی. شاید این جمله ها کمی کودک رو به ترس بندازه اما مهم اینه که واقعیته. پس در جملاتی که به کار می برید دقت کنید. به علاوه به او بفهمونید که بچه دزدی خیلی کمیابه و باز هم باید مراقب بود. همین باعث میشه کودک نسبت به غریبه ها کمی محتاط باشه.پارک بسته ستمیدونید که پارک بازه اما وقت رفتن به اونجا رو ندارید. به جای دروغ گفتن صادق باشید: مامان نمیتونه تو رو امروز ببره پارک چون باید بریم خرید و کارهای زیادی برای امروز هس ... ادامه ...

دکتر عباس خلجی استاد دانشگاه جمهوریت :محمدباقر قالیباف مردی که آمده بود تا آخر بماند بالاخره به سود ابراهیم رئیسی از ادامه رقابت های انتخاباتی کناره گیری کرد.اما تاریخ ادبیات سیاسی ایران هرگز وقاحت سیاسی شعارهای غلط اقتصادی تهمت های غیر اخلاقی و ... او در مناظره های انتخاباتی را فراموش نخواهد.رویکرد غلطی که ... ادامه ...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها