خوش رویى و خوش برخوردى

متن خوش رویى و خوش برخوردى از بین اطلاعات، اخبار و مطالب صدها سایت فارسی جستجو شده است. هیچ کدام از اخبار منتشر شده توسط سایت کتاب ایجاد نشده و مطالب از سایتهای مرجع بازنشر شده است.

9 اکسسوری مورد نیاز آقایانلوازم جانبی یا اکسسوری برای آقایون اکسسوری های مورد نیاز آقایون در تابستان و زمستانپیشنهاد ۹ اکسسوری لوکس برای آقایون شیک پوش استفاده از اکسسوری های مناسب می تواند تیپ شما آقایون رو تکمیل کند و شما را خوش تیپ تر جلوه دهد. قرار نیست همیشه و همه جا از همه این اکسسوری ها یکجا استفاده کنید. باید متناسب با موقعیتتان در مکانهای رسمی و غیر رسمی اکسسوری مورد نیاز خود را انتخاب کنید و زیبا و شیک تر به نظر برسید. حتی فصول هم اکسسوری خاص خود را می طلبد. مثلا عینک آفتابی و کلاه آفتاب گیر بیشتر موردنیاز فصل تابستان است یا دستکش چرمی مختص فصل زمستان. ما در ادامه چند اکسسوری را که شما را خوش استایل تر نشان می دهد به نمایش گذاشته ایم. ۱- عینک آفتابی کلاسیک انواع مختلفی از عینک آفتابی در مغازه ها و فروشگاه های برند وجود دارد که مشهورترین آن ها عینک خلبانی ریبن و عینک های آفتابی با فریم گرد هستند. پس فراموش نکنید حداقل یک عینک آفتابی مناسب فرم صورت خود انتخاب کنید و در ارتقای تیپ مردانه از آن استفاده کنید. همچنین خورشید در روزهای تابستان بیش از هر زمان دیگری در سال در آسمان قرار دارد. اشعه های م ... ادامه ...

پرسش:چگونه اخلاق خود را تغییر دهیم و به حسن خلق برسیم؟پاسخ:«حسن خلق» از مجموعه ­اى از صفات و برخوردها تشکیل یافته است: «نرمش و مدارا، گشاده رویى، زبان خوب و اظهار محبت، رعایت ادب، چهره خندان و تحمل و بردبارى در مقابل مزاحمت هاى این و آن.» هنگامى که این صفات و اعمال به هم آمیخته شد، به آن حسن خلق مى گویند.(1)در حدیث جامع و جالب از امام صادق (علیه السلام) در تعریف حسن خلق چنین آمده است: یکى از یاران امام پرسید: تعریف حسن خلق چیست؟ فرمود: «تَلینُ جانِبَکَ وَ تُطیِّبُ کَلامَکَ وَ تَلْقى اَخاکَ بِبِشْر حَسَن»؛ با نرمش و مدارا با مردم رفتار مى کنى، و سخن خویش را پاکیزه مى گردانى، و برادرت را با خوش رویى ملاقات مى نمایى.(2) حسن خلق مایه جلب محبت است، این مسأله به تجربه تقریباً براى همه کس ثابت شده است که با حسن خلق و برخوردهاى محبت آمیز و مؤدّبانه مى توان صید دل ها کرد، نه تنها افراد عادى مجذوب اخلاق حسنه مى شوند، بلکه به گفته حافظ:به حسن و لطف توان کرد صید اهل نظر # به دام و دانه نگیرند مرغ دانا رابرای درمان بد اخلاقی و رسیدن به حسن خلق توجه به نکات ذیل اهمیت دارد:1. توجه به ارزش خوش اخلاقی و آثار نیک آن و همچنین زشتی بداخلاقی و آثار بد آن. برای این منظور یکی از راه های موجود، مطالعه‏ روایات و آیاتی است که در زمینه حسن خلق و سوء خلق وارد شده است. برخی از روایات به شرح زیر است:الف) حسن خلق:رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند هنگامی که ایمان را خلق کرد، آن را به خوش اخلاقی و سخاوت تقویت نمود. همچنین هنگامی که کفر را آفرید، آن را به بد اخلاقی و بخل تقویت نمود.(3)علی (علیه السلام) فرمود: چه بسیار انسان های عزیزی که اخلاق بد ایشان را ذلیل ساخته است. چه بسیار انسان های ذلیلی که با اخلاق خوش به عزت رسیده‏ اند.(4)رسول خدا (صلوات الله علیه) فرمود: اسلام یعنی حسن خلق.(5) امام صادق (علیه السلام) فرمود: هیچ زندگی ای گواراتر از زندگی همراه با خوش اخلاقی نیست.(6) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خوش اخلاقی، اولین، سنگین‏ ترین، نیکوترین، با فضیلت‏ ترین چیزی است که روز قیامت در ترازوی عمل انسان قرار داده می‏ شود.(7) در قرآن کریم آمده است: «وَ إ ... ادامه ...

سرویس سیاست مشرق -دکتر محمد خوش چهره از اساتید و کارشناسان اقتصادی کشور مهمان برنامه این هفته دستخط بود.مهمان این هفته برنامه یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال 84 را آن مناظره تغییر داد.دست خط این هفته میزبان دکتر محمد خوش چهره استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی و نماینده اسبق شورای اسلامی است. شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.س: وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.س: نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است... مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.س: آقای دکتر روحانی سال 92 با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.س: مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی...س: درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.س: از قطع کردنش...خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتندس: خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.س: از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد 30 درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.س: آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.س: آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا 70 درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از 70 درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم 80 میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی 80 میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.س: گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد - من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید 70 تا 80 درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا 70 درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و ... ادامه ...

کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه سال 92 مورد مشورت روحانی بودم، گفت: روحانی مخالف شیوه فعلی یارانه ها بود اما طرح جدیدی هم نداشت.به گزارش ایسکانیوز ، مهمان این هفته برنامه دست خط یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال 84 را آن مناظره تغییر داد.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد خوش چهره را در برنامه دست خط می خوانید:*شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.* وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.*نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است... مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.*آقای دکتر روحانی سال 92 با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.* مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی...* درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.*از قطع کردنش...خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتند*خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.*از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد 30 درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.*آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.*آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا 70 درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از 70 درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم 80 میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی 80 میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.*گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد - من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید 70 تا 80 درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا 70 درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذ ... ادامه ...

به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، مهمان این هفته برنامه دست خط یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال 84 را آن مناظره تغییر داد.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد خوش چهره را در برنامه دست خط می خوانید:*شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.* وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.*نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است... مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.*آقای دکتر روحانی سال 92 با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.* مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی...* درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.*از قطع کردنش...خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتند*خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.*از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد 30 درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.*آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.*آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا 70 درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از 70 درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ 4 دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم 80 میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی 80 میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از 10 هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.*گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد - من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید 70 تا 80 درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا 70 درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و مجلس و برخی سیاست مداران ما چطور به مسائل نگاه می کنند.*تیم اقتصادی دولت یازدهم هماهنگ بود؟خوش چهره: خود دوستان اعتراف داشتند که هماهنگ نبودند. در نامه ای که دوستان دولت دادند اعتراض داشتند و 4-3 ... ادامه ...

به گزارش ایران ویج به نقل از حوزه احزاب خبرگزاری فارس، مهمان این هفته برنامه دست خط یکی از چهره های شناخته شده دانشگاهی به ویژه شناخته شده در عرصه اقتصادی است. کسی که تجربه فضای سیاسی را از اول انقلاب داشته است ولی نقطه اوج آن در مجلس هفتم شورای اسلامی بود و البته یکی دیگر از نقاط اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و در مناظرات معروفی بود که شرکت کردند. یک مناظره معروف که خیلی ها معتقد هستند نتیجه انتخابات مرحله دوم سال ۸۴ را آن مناظره تغییر داد.در ادامه مشروح گفت وگوی محمد خوش چهره را در برنامه دست خط می خوانید:*شما فقط در دانشگاه متمرکز هستید یا خیر؟خوش چهره: تمرکز عمده من در میدان علم و ادب است و در حوزه معلمی فعالیت می کنم.* وضع اقتصاد را چطور می بینید؟ از شما می خواندم که گفتید دولت یازدهم یک زمانی سرکار آمد که دچار تورم رکوردی شدید بودیم اما رسما الان تورم تک رقمی شده است ولی خبرهایی داشتیم که دوباره گفتند همین چند روز دو رقمی شده است. رسما همان تک رقمی را داریم. برخی معتقدند ممکن است تورم کاهش پیدا کرده باشد و حتما همین طور است اما از رکود خارج نشدیم. الان واقعا همینطور است؟خوش چهره: خیلی سریع وارد حوزه اقتصاد شدید. به کرات در سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان و یا رسانه داشتم با این جمله شروع می کردم که ما اگر منصفانه نگاه کنیم دولت یازدهم وارث یک شرایط اقتصادی نامناسب بود. دلیل این شرایط نامناسب عوامل برون زا و تحریم و نوع مدیریت داخل بود، بحث تکنیکی دارد.ما در اقتصاد از نظر علمی پدیده ای به نام رکود تورمی هستم. در خیلی موارد این دو با هم متضاد هستند. رکود همراه با تورم به این معنا است که اگر رکود باشد و کسادی باشد تقاضا پائین است و قیمت باید پائین بیاید. مشتری ندارد و قیمت را پائین می آورد.اگر هم رکود باشد و هم قیمت بالا می رود تضادی است. این پدیده متعارف نیست ولی اتفاق می افتد. خیلی از کشورها تجربه دارند. دولت یازدهم در شرایطی بود که رکود تورمی بود. این رکود تورم معالجه را حساس می کند. اگر با مثال پزشکی بگویم تب و لرز دارد. اگر تب و لرز داشته باشد برای تب روش سنتی می گوید پاشور و خنک کنیم، اگر خنک کنیم لرز چه می شود؟ پا را خنک می کنید لرز او بالا می رود.در شرایط اقتصادی چند سال اخیر فارغ از این که کدام دولت است، این یک اشتباه استراتژیک است که کسی داشته باشد که فقط بر یک وجه متمرکز شود. من می بینم که برخی از دوستان ما در دولت علی رغم این که دوست ما هستند دارند به تورم می چسبند. معیشت مردم قابل احترام است ولی تب و لرز را یک وجهی می رویم. از نظر من ضمن قبول وارث بودن، منصفانه گفتن و شرایط نامناسب اما روش ها به گونه ای است که اگر دقت در عقل جمعی نکنیم و در روش هایی که هم مبانی تجربی و هم شواهد تاریخی کشورها می گوید و هم مبانی تئوریک پشت آن است، می رویم در روش هایی که بعد از جنگ خیلی از دولت ها مبتلای آن بودند که روش های آزمون و خطاست. سیاستی اتخاذ می کنیم که ببینیم در عمل چگونه است. موقعی که سیاست های پولی و مالی با اولویت های هدف تورم می رود، ممکن است بگویید در حال برطرف کردن رکود هستیم اما اولویت رفته است. همزمان باید دو مورد را دربرگیرد که دو مورد برای یک دولت سخت است.اگر منصفانه بگوییم این نیست که دغدغه نداشتند ولی این سیاست ها متمرکز به طور مناسب نبود.*نگاه بیش از حد به بیرون هم که گفتید..خوش چهره: نگاه به بیرون ودرون این است… مسئله ما چیست؟ تمرکز سیاست ها را با مثالی بیان کنم. یک دولت ممکن است با نوع تصمیم گیری سیاست و بکار بردن سیاست های اقتصادی نشان داده شود. یکی از روش های قضاوت این است.سیاست های اقتصادی یک زمانی است که دولت خود را به اتخاذ سیاست ها محدود می کند و می گوید من یک سیاست پولی انبساطی بکار بردم، یا سیاست انقباضی بکار بردم یا تزریق پول را کم می کنم. در تورم تزریق پول باید انبساطی باشد. تزریق کم شود. اما اگر رکود تورمی است فضا تزریق کم باید باشد اما همین کم به صورت انبساطی برای تولید برود.یعنی از منابع بانکی، سوداگری، دلالی، قاچاق، اقتصاد زیرزمینی نباید بهره مند شود. برعکس تمرکز روی تولید می رود. یعنی هرچه پول هست روی تولید می رود. مثلا در نظام مالیاتی در سیاست های این گونه فشار مالیاتی نباید روی تولید باشد. در عین حال که دولت می خواهد درآمد مالیاتی بالایی داشته باشد باید اقتصاد زیرزمینی و دلالی را پیدا کند. مالیات هایی که تاکنون اخذ نکرده را از اینها بگیرد. الان بحث این موارد دو سالی است در دولت و مجلس عنوان می شود. این که چقدر عملیاتی است را اطلاع ندارم.ما یک ضعفی که در نظام تصمیم گیری داریم و همینطور ادامه داشته و تنها نسبت آن در برخی دولت ها پائین و بالا بوده، این است که هر کسی ساز خود را در سیاست ها می تواند بزند.*آقای دکتر روحانی سال ۹۲ با شما هم مشورت کردند؟خوش چهره: در همان دوره انتخابات لطف داشتند.* مهم ترین توصیه شما چه بود؟خوش چهره: من یک تعریف وضع موجود کردم که شما با این وضع مواجه هستید. بخشی از جملات امانت است که با هم گفتیم ولی…* درباره یارانه ها چه نظری داشتند؟خوش چهره: من فکر کنم به آن مفهوم استقبال نمی کردند.*از قطع کردنش…خوش چهره: از این که یک راه مستدامی باشد، ولی طرحی برای ندادن آن به من نگفتند*خودشان در ذهنشان این بود که این گونه ادامه پیدا نکند.خوش چهره: استدلال من مورد قبول بود که یارانه مسکن است و درمان مهم است. یکی از ضعف های نظام تصمیم گیری ما در این بود که (یارانه بالغ بر ده سال است اگر اشتباه فکر نکنم)، تا مجلس هفتم تا آخرین سال ما مخالف بودیم و حرف این نبود که به فقرا کمک نشود بلکه می گفتیم طرح را بدهید و این یارانه عمومی معنا ندارد.*از صحبت ها می خواندم که می گفتید این گونه یارانه دادن خودزنی است. بعد در دولت یازدهم در مسیری قرار گرفت که یارانه را ادامه داد. بعد یک زمانی اعلام کرد مردم انصراف دهند. شما گفتید اگر دولت شفاف به مردم می گفت اگر یارانه را قطع کنم چه کاری می خواهم انجام دهم شاید مردم استقبال می کردند و نکردند شاید یکی از دلایل عدم استقبال مردم شفاف نبودن بود.یکی دیگر این که مجلس نهم تصویب کرد ۳۰ درصد دهک های بالا حذف شوند ولی دولت همین را هم اجرا نکرد. چرا این چنین است؟ این اندازه مسائل اقتصادی و در حقیقت انتخابات روی این امر اثر دارد؟خوش چهره: من الان چون آقایان نیستند نمی خواهم صحبتی کنم.*آنها از تریبون ها استفاده کردند و صحبت های خود را بیان کردند. شما هم می توانید بگویید.خوش چهره: این که شما می گویید چرا این کار را می کنند، باید چرایی را باید از آنها بپرسید. اگر از من می پرسید این کار درست است یا خیر پاسخ کوتاه من خیر است .از طرف آنها نمی توانم قضاوت کنم و چرایی را بگویند این که مثلا در اجرا مشکل داشتیم و برخی مواقع می گویند گروه های هدف را نمی شناسیم.*آقای ربیعی بیان می کردند شرایط روانی جامعه به گونه ای نیست که بتوانیم چنین کنیم.خوش چهره: یارانه را به جایی رسیدیم که باید ببینیم چه کسی یارانه دریافت می کند. کشاورزان، کارگران و گروه های اجتماعی این را حق خود می دانند. چرا این چنین شده است برای این که اطلاع رسانی خوبی نمی کنیم. اگر اقتصاد باشد، این اقتصاد ملی می شود، هویت بخش آن چیزی به نام تولید ملی است. این اقتصاد ملی و این تولید ملی است، تولید ملی را بر مبنای محاسبات درآمد ملی به ان برسید، اگر ارزش پولی اینها را بر اساس ارزش افزوده حساب کنیم به درآمد ملی می رسیم، از این جا به بعد اداره کشور، اداره افراد و خانه از درآمد ملی است.پس من ساده بگویم که اقتصادی داریم که هویت بخش آن تولید ملی است و تولید ملی محل تحلیل است. تولید ملی تبدیل به درآمد ملی می شود. درآمد ملی معیاری برای قضاوت کارایی دولت است و به نام رفاه ملی است. فارسی ساده بهبود عمومی سطح زندگی می شود.در ایران دچار انحرافی بودیم که بعد از جنگ رخ داد. قبل از این که روی یک دولت متمرکز شویم، ما اینجا دوپینگ کردیم؛ یعنی درآمد ملی بجای اینکه ریشه در تولید ملی داشته باشد، در برخی دوره ها تا ۷۰ درصد از خام فروشی نفت بود. پس اقتصادی که متکی به خام فروشی نفت باشد و بیش از ۷۰ درصد درآمد ملی باشد اولین حرف این است که این رفاه نمی تواند رفاه پایداری باشد چون یک متغیر برون زا است و قیمت را جهان تعیین می کند، اوپک یا بازار بورس تعین کننده است. تولید هم در دست ما نیست. اوپک سهمیه می دهد.قبل از این که بگوییم سیاست ها غلط است، باید ساختار را نگاه کنیم که ما بعد از جنگ ۴ دولت با تابلوهای سیاسی مختلف داشتیم. ضمن احترام به همه این شعارها وقتی نگاه می کنیم در کارکردها مشابه هستند. ضریب مشابهت در اقتصاد هر دولتی رکورد دولت قبلی در وابستگی به نفت شکسته است. آمارها را بیاورید بحث کنیم.الان دولت می گوید در راستای اقتصاد مقاومتی تولید نفت را بالا بردیم. رومتریال در دنیا مشخص است چه تعریفی دارد. تا این پردازش نشود و ارزش افزوده روی آن نیاید این می شود فروش دارایی ها، استقراض از طبیعت و نعمات الهی است و این هنر نیست. نرخ رشد اقتصادی واقعی این نیست که به خام فروشی وصل شود. بعد اسم این را به تولید نفت عوض می کنیم. این اکتشاف و استخراج نفت است.استخراج نفت خام در محاسبات واقعی در جی ان پی (نرخ رشد اقتصادی) جای بحث دارد. بنابراین اگر می گوییم یک میلیون بشکه، دو میلیون بشکه شده است برای اهل فن این نیست چون از دل خام فروشی نفت متغیرهای کلان به دست نمی آید. یعنی چه؟ ما می گوییم در کشور اشتغال مسئله است. الان هم اشتغال به دولت به ارث رسیده است. می خواهیم ببینیم نسخه دولت برای این روش خوب است یا خیر؟اشتغال با موعظه و پند و دعا ایجاد نمی شود. حرف من این است که ما کشوری داریم ۸۰ میلیون جمعیت است. در ادبیات اقتصاد و برنامه ریزی ۸۰ میلیون مزیت نامیده می شود. تقاضای بالقوه وجود دارد. ما باید این را تقاضای موثر کنیم. اینجا روش ها و سیاست ها جواب می دهد. برای مجلس و دولت است. فقط هم دولت نیست، مجلس ها را نباید کنار بگذاریم. دو مورد با هم باید باشند.پس از یک جمله دارم چند مشخصه را بیان می کنم. ما قبل از اینکه به عوامل بیرونی توجه کنیم که سرمایه خارجی و پول خارجی است که باید توجیه داشته و مدیریت شده باشد، ولی مشکل ما در خیلی از واحدهای تولیدی، منبع خارجی نیست، از دل درامد نفتی اشتغال ایجاد نمی شود، یعنی شما ۲۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنید که توسعه نیاز دارد و از این میزان کمتر از ۱۰ هزار فرصت شغلی است. چرا که لوله و تجهیزات اسکله و بنادر است. از دل این اشتغال ایجاد نمی شود پس قبل از این که جواب به آن بدهم احتمال می دهم دوستان می گویند فعلا این رفاه برهم نخورد، حالا مشخص نیست این رفاه در چه کفی است، اما فعلا این پول داده شود.نه، اگر شما می خواهید کمک کنید آگاه کنید و بگوئید برای این رفاه این کار را می کنم.*گفتید برجام قطعا یک گام به جلوست. هنوز هم چنین هست؟خوش چهره: اگر صفر و صدی نگاه نکنیم، اگر تاکیدات رهبری را خداپسندانه و منصفانه نگاه کنید، برجام هیچ چیزی نداشته باشد – من استراتژیک نگاه می کنم- این فرصت را داد که مردم بفهمند آمریکا با آن چیزی که ادعا می کند یا اتحادیه اروپا با اینکه سعی می کند بگوید اصیل است، اینها بدعهدی می کنند.ما ظرفیت هایی داریم که بیش از جمعیت ما است. خیلی از جاها بیش از ده برابر نسبت جمعیت مان، منابع و امکانات در منابع و انرژی و معادن داریم.بنابراین دنیا به ما احتیاج دارد و ما هم به دنیا احتیاج داریم. نسبت احتیاج ما کم است و ما می خواهیم در عرصه جهانی پویا و فعال باشیم اما فضای تخاصم و شیطنت داریم. شیطنت را با ناسزا و قهر کردن نمی توان جواب داد. اقتصاد مقاومتی یعنی می خواهید در عرصه باشید و پویا باشید و نقاط ضعف را بشناسید و گارد شما بسته باشد.در خیلی از عرصه ها مدام گفتیم این مشکل ندارد و این نیست و قطعنامه مهم نیست و بعد برای این تدبیر نکردیم. همواره اقتصادمان را نفتی کردیم. او هم تحریم را شروع کرد. بعد به جایی رسیدیم که وضع اقتصاد بد شد. این خوب نبودن بخش زیادی مربوط به گارد باز ما بود.مثلا در سبد غذایی مردم، قوت لایموت مردم در خاورمیانه نان است. وجه غالب این است. اگر می خواهیم اقتصاد مقاومتی یا کاهش وابستگی را دنبال کنیم، سبد غذایی مردم یعنی گندم باید ۷۰ تا ۸۰ درصد خودکفا شود. یعنی اگر آنها تحریم کنند خسارت هایی می خورد، اگر گندم شما وابسته باشد، بحران اجتماعی و بحران خوراک دارید.آمریکا به شوروی سابق با آنهمه اقتدار –دوران دانشجویی من- گفت اگر سالانه دو هزار یهودی به اسرائیل نفرستید ما به شما غذا نمی دهیم و گندم صادر نمی کنیم. برای من خیلی مهم بود که وتو می کند و هم پیمان اعراب هم بود و اگر می خواست بفرستد آنها اعتراض می کردند. اما شوروی تسلیم شد چون گندم آن وابسته به امریکا بود. می گفت مزیت من در سلاح های سنگین نظامی است.بنابراین همانطور که امریکا در جاهای دیگر مانند دارو نشان داده است که تحریم می کند، اگر خدای نکرده بخواهد درباره گندم هم تحریم کند، بنابراین باید در گندم تا ۷۰ درصد خودکفا شویم. این خودکفایی به مفهوم درک کاهش وابستگی است. در این خودکفایی روش های ابیاری را تصحیح کنیم و این درک از اقتصاد است. اگر اینها را بگذاریم می فهمیم دولت و مجلس و برخی سیاست مداران ما چطور به مسائل نگ ... ادامه ...

اگر از ما بپرسید، بچه دار شدن، به خصوص برای مادران، یکی از سخت ترین کارهاست. آنها باید به فرزندانشان عشق بورزند، از آنها حمایت کنند، رفتارهایشان را زیر نظر داشته باشند، درس های لازم زندگی را به آنها بدهند، آنها را به مدرسه و کلاس های متفرقه بفرستند و برایشان جشن بگیرند و...به گزارش صدخبر اگر از ما بپرسید، بچه دار شدن، به خصوص برای مادران، یکی از سخت ترین کارهاست. آنها باید به فرزندانشان عشق بورزند، از آنها حمایت کنند، رفتارهایشان را زیر نظر داشته باشند، درس های لازم زندگی را به آنها بدهند، آنها را به مدرسه و کلاس های متفرقه بفرستند و برایشان جشن بگیرند و... به بیانی تمام وقت مادران صرف کودکانشان می شوند به طوری که وقتی برای رسیدگی به خودشان ندارند. اما هستند مادرانی که با وجود دغدغه های زیاد، باز هم خوش تیپ و جذاب اند. اگر شما هم دوست دارید که با خوش تیپ ترین مادران هالیوودی آشنا شوید، با ما همراه باشید.ریس ویترسپون آیا باورتان می شود که این دختر 17 ساله، اوا، دختر ریس ویترسپون است. اینطور به نظر می آید که او خواهر ریس است، نه دخترش. اگر چه او دختر به این بزرگی دارد اما همچنان به خودش می رسد و لباس هایی با طرح ها و رنگ های شاد به تن می کند. او در سبک لباس پوشیدن حتی با دخترش هم رقابت می کند. ویکتوریا بکهام تعجبی ندارد! ویکتوریا بکهام یکی از خوش پوش ترین مادران در میان چهره هاست. البته از یک طراح مد و فشن انتظار دیگه ای هم نداشته ایم. ویکتوریا صاحب 3 فرزند پسر و 1 دختر است. اما مادر بودن هیچگاه روی ظاهر او تاثیری نگذاشت طوری که او همیشه سوژه طراحان مد و فش ... ادامه ...

به گزارش شمانیوز: امروز بسیاری از مردم جهان پیگیر و مشتاق دنیای مد هستند و این اشتیاق مختص زنان و دختران نیست. مردان هم علاقه بسیاری دارند تا همیشه آراسته و خوش تیپ به نظر برسند.البته هرکسی که پیگیر مد روز است، می خواهد مردان خوش پوش و خوش تیپ جهان را بشناسد. اکثر این افراد از بازیگران و هنرمندان مطرح جهان هستند.تام هیدلستونتام هیدلستون مدل و بازیگر است و در ۹ فوریه ۱۹۸۱ در انگلستان متولد شد. او همیشه یک پسر خوش تیپ و آراسته به نظر می رسد. این بازیگر موفق به کسب جایزه بهترین تازه کار در جشنواره فیلم اولیویر شد. او همچنین در برخی از فیلم های موفق مانند دریای عمیق آبی (۲۰۱۱)، نیمه شب در پاریس (۲۰۱۱) و… بازی کرده است.برد پیتاین بازیگر سرشناس همیشه یکی از جذاب ترین مردها بوده است. برد پیت در ۱۸ دسامبر ۱۹۶۳ در ایالات متحده آمریکا متولد شد. این بازیگر در فیلم های شناخته شده و موفق بسیاری بازی کرده است و تقریبا می توان گفت، وارد دوران سالمندی شده است اما هنوز هم بسیار خوش تیپ است. او دارای استایل و سبک منحصر به فرد خودش در لباس پوشیدن است و همیشه خیره کننده به نظر می رسد. این بازیگر همچنین به فعالیت اجتماعی و خیریه به خصوص در زمینه تحصیل دانشجویان، شرکت در انتخابات ها و حمایت های مالی از سازمان های خیریه دارد.نوا میلزنوا میلز در ۲۶ آوریل ۱۹۸۳ در کانادا متولد شد. این بازیگر تا به امروز در چند پروژه سینمایی بازی کرده است. او به دلیل قد بلند و اجزای صورت مناسبی که دارد، بسیار خوب و خوش ت ... ادامه ...

چه شما دنبال یک گجت ورزشی باشید یا یک تقویم همراه همیشگی، برای نیازتان انواع مختلفی از ساعت های مچی با تکنولوژی بالا را می توانید پیدا کنید.به گزارش صدخبر چه شما دنبال یک گجت ورزشی باشید یا یک تقویم همراه همیشگی، برای نیازتان انواع مختلفی از ساعت های مچی با تکنولوژی بالا را می توانید پیدا کنید. ساعت pebble شرکت kickstarter که از ساده ترین آن ها است تا نمونه های پیشرفته شرکت های دیگری مانند اپل، سامسونگ، هواوی، ال جی، موتورولا و مایکروسافت که همگی بدنبال جای خوش کردن در مچ دست شما هستند. فاصله بین یک گجت ورزشی مثل قدم شمارهایی که روزگاری بسیار پرکاربرد بودند و یک ساعت هوشمند بشدت کاهش یافته، به نحوی که تعداد زیادی از همین گجت ها کارهایی که یک اپل واچ می تواند انجام دهد را، به خوبی انجام می دهند. اما با این حال کدام ساعت هوشمند برای شما مناسب است؟ در این مقاله ما قصد داریم بهترین گزینه را برایتان انتخاب کنیم. پس با ما همراه باشید.1. اپل واچ سری2شروع قیمت از: 369 پونداپل با اضافه کردن gps و خاصیت ضد آب به سری2 ساعت های خود بر ورزشی بودن آن ها مهر تاییدی زده است. به جز اضافه کردن این دو قابلیت که توانایی استفاده از آن در کوهنوردی و شنا را ممکن ساخته، اپل در این سری از یک پردازنده قوی تر استفاده کرده که آن را خیلی سریع تر نسبت به سری قبلی کرده است. گرچه از نظر ظاهری تفاوت چندانی ایجاد نشده اما از هر بُعد دیگری که نگاه کنید تقریبا تغیراتی ایجاد شده است. 2. اپل واچ سری1شروع قیمت از: 269 پونداگرچه gps یا قابلیت ضد آب بودن سری2 را ندارد اما سری1 به طبع قیمت پایین تری داشته و طراحی زیبای آن به همراه سیستم کنترلی کارآمد و نمایشگر ضربان قلب به گزینه خوبی برای مچ دست شما تبدیل شده است. 3. سامسونگ gear s3قیمت: 349 پوندآخرین نسخه از ساعت های مچی این شرکت نماد پیروزی در هر دو بخش نرم افزار و سخت افزار است. اگرچه این برند به تنهایی بهترین ساعت هوشمند موجود نیست اما بهترین جایگزین اپل واچ سری2 برای کاربران اندروید است.نکته برجسته آن عمر عالی باتری اش است. باتری بزرگ 380 میلی آمپری آن و سیستم عامل سبک tizen os ، همه و همه gear s3 را قادر می سازد تا تنها با یک بار شارژ پنج روز کارایی داشته باشد. اما این تنها نکته مثبت آن نیست چراکه همانند اپل واچ سری2، gps داشته و می تواند مسافت پیموده را بدون نیاز به گوشی هوشمندتان ثبت کند. همچنین اسپیکری داشته و می توانید به تماس هایتان به خوبی پاسخ دهید. 4. هواوی watch 2قیمت: 280 پوندهواوی watch 2 در بین یکی از بهترین ساعت هوشمند های سال 2017 قرار گرفت. این ساعت از سیستم عامل android wear 2 استفاده می کند و بدین معنی است که با آپدیت کردن آن برای بدست آوردن ویژگی ها و امکانات جدید، اصلا کار بیهوده ای نکردید. این ساعت از ... ادامه ...

وزیر ورزش و جوانان در مسابقات بین الملى دوى پارس در تهران حضور یافت.به گزارش کاپ مسعود سلطانی فر در افتتاحیه رقابت های بین المللی دوی جام پارس اظهار داشت: بعد از اجراى برجام اقبال م ... ادامه ...

مهراب قاسم خانی همزمان با ثبت نام داوطلبان کاندیداتوری ریاست جمهوری در صفحه اینستاگرام خود متنی در قالب طنز منتشر کرد.در بخشی از نوشته این هنرمند آمده:اخبار رسیده حاکى از آن است که ... ادامه ...

پرسش:آزادی معنوی و اجتماعی چه ربطی به هم دارند؟ ممکن است کسی نخواهد دین دار باشد اما مایل هم نیست زیر پرچم کسی هم باشد. بر این اساس می توان مدعی شد آزادی معنوی و اجتماعی ربطی به هم ندارند.پاسخ:در ابتدا لازم است با هر دو نوع از آزادی که در سوال شما مطرح شده است، آشنا شویم.1. آزادی اجتماعی:شهید مطهری در بیان آزادى اجتماعى در قرآن‏ می فرماید: "به نصّ قرآن مجید، یکى از هدف هایى که انبیاء داشته‏ اند این بوده است که به بشر آزادى اجتماعى بدهند، یعنى افراد را از اسارت و بندگى و بردگى یکدیگر نجات بدهند ... یکى از حماسه ‏هاى قرآنى، همین موضوع آزادى اجتماعى است. من خیال نمى‏ کنم که شما بتوانید جمله‏ اى زنده تر و موج دارتر از جمله‏ اى که در این مورد در قرآن هست پیدا کنید؛ شما در هیچ زمانى پیدا نخواهید کرد، نه در قرن هجدهم، نه در قرن نوزدهم و نه در قرن بیستم، در این قرن هایى که شعار فلاسفه آزادى بشر بوده است و آزادى بیش از اندازه زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده است. شما جمله ‏اى پیدا کنید زنده ‏تر و موج دارتر از این جمله‏ اى که قرآن دارد: «قُلْ یا اهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا الى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَلانُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ»(1)اى پیغمبر! به این کسانى که مدعى پیروى از یک کتاب آسمانى گذشته هستند، به این یهودی ها، مسیحی ها، زرتشتی ها ـ و حتى شاید به این صابئی ها که در قرآن اسمشان آمده است ـ و به همه ملت هایى که پیرو یک کتاب قدیم آسمانى هستند این‏طور بگو: بیایید همه ما جمع شویم دور یک کلمه، زیر یک پرچم. آن پرچم چیست؟ دو جمله بیشتر ندارد. یک جمله ‏اش این است: «الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً»؛ در مقام پرستش، جز خداى یگانه چیزى را پرستش نکنیم؛ نه مسیح را بپرستیم نه غیر مسیح را و نه اهرمن را، جز خدا هیچ موجودى را پرستش نکنیم. جمله دوم: «وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ»؛ هیچ کدام از ما دیگرى را بنده و برده خودش نداند و هیچ کس هم یک نفر دیگر را ارباب و آقاى خودش نداند.دنیاى امروز هم آزادى اجتماعى را ... ادامه ...

بسم الله الرحمن الرحیمزوال و اضمحلال مستکبران و قدرت های استکباری از وعده ها و سنت های الهی است؛ از منظر اندیشمندان و رصدگران آگاه، دولت استکباری امریکا در حال حاضر ناتوان تر از هر زمان دیگری با شتاب فزاینده ای در مسیر تحقق این سرنوشت محتوم قرار گرفته است.چالش ها و نواقص نظری و راهبردی در حوزه های کلان سیاسی - اجتماعی، فساد و اضمحلال اخلاقی، عدم صداقت در گفتار، عدم التزام به قواعد اولیه انسانی از جمله وفای به عهد و عدم پایبندی به پیمان نامه های دو جانبه و چند جانبه بین المللی و ممزوج بودن آنها با بدهی ها و چالش های عظیم اقتصادی و گرفتار آمدن در باتلاق افغانستان و عراق، دولت آمریکا را مجبور به روزمره گرایی و هرج و مرج در تصمیم گیری و به طور نمونه باجگیری از متحدان سیاسی - نظامی خود به بهانه تامین امنیت آنها و دوشیدن گاوهای فربه منطقه ای با ترفند اختلاف افکنی و دیگرهراسی نموده است.شرایط و صحنه جهانی ناپایدار و به سرعت در حال تغییر و دگرگونی است، اختلافات معمولا نهان و زیرپوستی آمریکا و اروپا به عنوان جبهه متحد بعد از جنگ دوم جهانی، اکنون به صورت موضوعات حاد در منظر جهانیان در حال جریان است. اتحادیه اروپا که تا همین اواخر در مصاف با مشکلات به افتراق و زوال نزدیک تر می نمود در مصاف با دولت فعلی آمریکا به اتحاد و همبستگی نزدیک تر شده است و در حال حاضر نیز بر اساس واقعیت های موجود، شرایط به نفع این اتحادیه در حال تغییر است.نظریه پردازان آمریکایی به دلیل ضعف، فساد و اختلافات عدیده و مشهود در هیات حاکمه آمریکا و مبتلا شدن کشورشان به دولتی که ضعف و فساد شخصیتی رئیس آن حتی امکان هماهنگی اعضای دولت خود را از دست داده است و همچنین عملکرد هرج و مرج گرایانه و روزمره گرای دولت آمریکا، "فلج سیاسی آمریکا" را دور از ذهن نمی دانند؛ لذا آنان، کارگزاران و سیاستمداران را به اجرای ترفند روانکاوانه "دیگر هراسی" و خطرناک جلوه دادن کشورهای مخالف سیاست های آمریکا در بین افکار عمومی توصیه می نمایند.از منظر آنان، تغییر مرکز ثقل و نقطه توجه از مشکلات و اختلافات داخلی آمریکا به مسایل بیرونی از طریق استفاده از ابزارهای گسترده تبلیغاتی، سیاسی و حتی اقتصادی، تا مدتی می تواند از عواقب واگرایی در حاکمیت آمریکا جلوگیری نمایند و یا حداقل از شتاب آن بکاهد.استفاده برخی از سیاستمداران آمریکایی از واژه هایی چون "ایالات نامتحده آمریکا" و "ترامپ آخرین رئیس جمهور آمریکا" و از این قبیل خارج از ... ادامه ...

یکی از دعاهاى مشهور روز عرفه دعاى حضرت سید الشهداء علیه السلام است.به گزارش تهران نیوز ، یکی از دعاهاى مشهور روز عرفه دعاى حضرت سید الشهداء علیه السلام است بشر و بشیر پسران غالب اسدى روایت کرده اند که پسین روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بودیم پس از خیمه خود بیرون آمدند با گروهى از اهل بیت و فرزندان و شیعیان با نهایت تَذَلُّل و خشوع پس در جانب چپ کوه ایستادند و روى مبارک را بسوى کعبه گردانیدند و دستها را برابر رو برداشتند مانند مسکینى که طعام طلبد و این دعا را خواندند:دانلود دعای عرفه با صدای حاج میثم مطیعیاَلْحَمْدُ لله الَّذى لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَهُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدائِعِ واَتْقَنَ بِحِکْمَتِهِ الصَّنائِعَ لا تَخْفى عَلَیْهِ الطَّلایِـعُ وَلا تَضیعُ عِنْدَهُ الْوَدائِعُ جازى کُلِّ صانِعٍ وَرائِشُ کُلِّ قانعٍ وَراحِمُ کُلِّ ضارِعٍ وَمُنْزِلُ الْمَنافِعِ وَالْکِتابِ الْجامِعِ بِالنُّورِ السّاطِعِ وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْکُرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ،خداى را سپاس که براى حکمش برگرداننده‏اى،و براى بخشش بازدارنده‏اى و همانند ساخته‏اى ساخته هیچ سازنده‏اى نیست،و او سخاوتمند وسعت‏بخش است،انواع مخلوقات را پدید آورد،و ساخته‏ها را با حکمتش محکم نمود،طلیعه‏ها بر او پوشیده‏ نمى‏ماند،و ودیعه‏ها نزد او ضایع نمى‏شود پاداش‏دهنده‏ هر سازنده،و بى‏نیازکننده هر قناعت‏گر،و رحم‏کننده بر هر نالان،و فرو فرستنده سودها،و نازل‏کننده کتاب جامع‏ با نور درخشان است،او شنونده دعاها،و دورکننده بلاها،و بالابرنده درجات،وَلِلْجَبابِرَهِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَلا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَلَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُاللَّطیفُ الْخَبیرُ وَهُوَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْکَوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّهِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْکَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ،و کوبنده گردنکشان است،پس معبودى جز او نیست،و چیزى با او برابرى نمى‏کند،و چیزى همانندش نیست،و اوست شنوا و بینا،و لطیف و آگاه،و بر هرچیز تواناست.خدایا به سوى تو رغبت مى‏نمایم،و به پروردگارى‏ تو گواهى مى‏دهم،اقرارکننده‏ام که تو پروردگار منى،و بازگشت من به سوى تو است،وجودم را با نعمتت آغاز کردى پیش‏ از انکه موجودى قابل ذکر باشم،و مرا از خاک پدید آوردى،سپس در میان صلبها جایم دادى،درحالى‏که از حوادث زمانه و رفت‏وآمد روزگار و سالها،فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَهِ وَالْقُرُونِ الْخالِیَهِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِکَ بى وَلُطْفِکَ لى وَاِحْسانِکَ اِلَىَّ فى دَوْلَهِ اَئِمَّهِ الْکُفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَکَذَّبُوا رُسُلَکَلکِنَّکَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَلى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ یَسَّرْتَنى وَفیهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِکَ رَؤُفْتَ بى بِجَمیلِ صُنْعِکَ وَسَوابِـغِ نِعَمِکَ فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْکَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ،ایمنى بخشیدى همواره کوچ‏کننده بودم از صلبى به رحمى،درگذشته از ایام و قرنهاى پیشین،از باب رأفت و لطف و احسانى که به من داشتى، مرا در حکومت پیشوایان کفر،آنان‏که پیمانت را شکستند،و پیامبرانت را تکذیب کردند،به دنیا نیاوردى،ولى زمانى‏ به دنیا آوردى به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن عبارت بود از هدایتى که مرا براى پذیرفتن آن آماده ساختى،و در عرصه گاهش نشود و نمایم‏ دادى،و پیش از آن هم با رفتار زیبایت،و نعمتهاى کاملت بر من مهر ورزیدى،در نتیجه وجودم را پدید آوردى از نطفه ریخته‏ شده و در تاریکیهاى سه‏گانه میان گوشت و خون و پوست جایم دادى،لَمْ تُشْهِدْنى خَلْقى وَلَمْ تَجْعَلْ اِلَىَّ شَیْئاً مِنْ اَمْرى ثُمَّ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَ لى مِنَ الْهُدى اِلَى الدُّنْیا تآمّاً سَوِیّاً وَحَفِظْتَنى فِى الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِیّاً وَرَزَقْتَنى مِنَ الْغِذآءِ لَبَناً مَرِیّاً وَعَطَفْتَ عَلَىَّ قُلُوبَ الْحَواضِنِ وَکَفَّلْتَنى الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَ وَکَلاَْتَنى مِنْ طَوارِقِ الْجآنِّ وَسَلَّمْتَنى مِنَ الزِّیادَهِ وَالنُّقْصانِفَتَعالَیْتَ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ حتّى اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْکَلامِ،و مرا در آفرینش وجودم گواه نگرفتى، و چیزى از کار خلقتم را به من واگذار ننمودى،سپس براى آنچه در علمت از هدایتم گذشته بود مرا کامل میانه به دنیا آوردى،و در حال کودکى و خردسالى در میان گهواره محافظت نمودى،و از بین غذاها شیر گوارا نصیبم کردى،و دل دایه‏ها را بر من مهربان نمودى،و مادران پرمهر را به پرستارى‏ام گماشتى،و از آسیبهاى پریان نگهدارى فرمودى،و از زیادى و کمى سالمم داشتى،پس تو برترى اى مهربان،اى بخشنده،تا آنگاه که آغاز به سخن‏ کردم.اَتْمَمْتَ عَلَىَّ سَوابغَ الاِْ نْعامِ وَرَبَّیْتَنى زایِداً فى کُلِّ عامٍ حَتّى إ ذَا اکْتَمَلَتْ فِطْرَتى وَاعْتَدَلَتْ مِرَّتى اَوْجَبْتَ عَلَىَّ حُجَتَّکَ بِاَنْ اَلْهَمْتَنى مَعْرِفَتَکَ وَرَوَّعْتَنى بِعَجائِبِ حِکْمَتِکَ وَاَیْقَظْتَنى لِما ذَرَاْتَ فى سَمآئِکَوَاَرْضِکَ مِنْ بَدائِعِ خَلْقِکَ وَنَبَّهْتَنى لِشُکْرِکَ وَذِکْرِکَ وَاَوجَبْتَ عَلَىَّ طاعَتَکَ وَعِبادَتَکَ وَفَهَّمْتَنى ما جاَّءَتْ بِهِ رُسُلُکَ وَیَسَّرْتَ لى تَقَبُّلَ مَرْضاتِکَ وَمَنَنْتَ عَلَىَّ فى جَمیعِ ذلِکَ بِعَونِکَ وَلُطْفِکَ ثُمَّ اِذْ خَلَقْتَنى مِنْ خَیْرِ الثَّرى،نعمتهاى کاملت را بر من تمام کردى،و مرا در هر سال با افزوده شدن به وجودم پرورش دادى،تا آفرینشم کامل‏ شد،و تاب و توانم معتدل گشت،حجّت را بر من واجب نمودى،چنان‏که معرفتت را به من الهام فرمودى‏ و با شگفتیهاى حکمتت به هراسم افکندى،و به آنچه در آسمان و زمینت از پدیده هاى خلقت پدید آوردى بیدارم نمودى،به سپاسگذارى و یادت آگاهى‏ام دادى،و طاعت و عبادتت را بر من واجب نمودى،و آنچه را پیامبرانت آوردند به من فهماندى،و پذیرفتن خشنودى‏ات را بر من آسان کردى،و در تمام این امور به‏ یارى و لطفت بر من منّت نهادى،سپس وقتى که مرا از بهترین خاک آفریدى،لَمْ تَرْضَ لى یا اِلهى نِعْمَهً دُونَ اُخرى وَرَزَقْتَنى مِنْ اَنواعِ الْمَعاشِ وَصُنُوفِ الرِّیاشِ بِمَنِّکَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ عَلَىَّ وَاِحْسانِکَ الْقَدیمِ اِلَىَّ حَتّى اِذا اَتْمَمْتَ عَلَىَّ جَمیعَ النِّعَمِ وَصَرَفْتَ عَنّى کُلَّ النِّقَمِ لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلى وَجُرْاءَتى عَلَیْکَ اَنْ دَلَلْتَنى اِلى ما یُقَرِّبُنى اِلَیْکَ وَوَفَّقْتَنى لِما یُزْلِفُنى لَدَیْکَ فَاِنْ دَعَوْتُکَ اَجَبْتَنى وَاِنْ سَئَلْتُکَ اَعْطَیْتَنى وَاِنْ اَطَعْتُکَ شَکَرْتَنى وَاِنْ شَکَرْتُکَ زِدْتَنى،برایم نپسندیدى اى معبود من نعمتى‏ را بدون نعمتى دیگر،و از انواع وسایل زندگى،و اقسام بهره‏ها نصیب من فرمودى،و این بخاطر نعمت‏بخشى‏ بزرگ و بزرگتر و احسان دیرینه‏ات بر من بود،تا جایى که همه نعمتها را بر من کامل نمودى،و تمام بلاها را از من بازگرداندى،نادانى و گستاخى‏ام بر تو،بازت نداشت،از این که مرا به آنچه به تو نزدیک مى‏کند راهنمایى کردى، و به آنچه مرا به پیشگاهت مقرّب مى‏نماید توفیق دادى،پس اگر بخوانمت،اجابتم نمایى،و اگر از تو درخواست نمایم،عطایم کنى،و اگر اطاعتت‏ کنم قدردانى فرمایى،و اگر به شکرت برخیزم بر نعمتم بیفزایى،کُلُّ ذلِکَ اِکْمالٌ لاَِنْعُمِکَ عَلَىَّ وَاِحْسانِکَ اِلَىَّ فَسُبْحانَکَ سُبْحانَکَ مِنْ مُبْدِئٍ مُعیدٍ حَمیدٍ مَجیدٍ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُکَ وَعَظُمَتْ الاَّؤُکَ فَاءَىَُّ نِعَمِکَ ی ا اِلهى اُحْصى عَدَداً وَذِکْراً اءَمْ اَىُّ عَطـایاکَ اءَقُومُ بِها شُکْراً وَهِىَ یا رَبِّ اَکْثَرُ مِنْ اَنْ یُحْصِیَهَا الْعآدّوُنَ اءَوْ یَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحافِظُونَ ثُمَّ ما صَرَفْتَ وَدَرَاءْتَ عَنّى اَللّهُمَّ مِنَ الضُرِّ وَالضَّرّآءِ اءَکْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لى مِنَ الْعافِیَهِ وَالسَّرّآءِ وَاَنـَا اَشْهَدُ یا اِلهى بِحَقیقَهِ ایمانى،همه اینها کامل کردن نعمتهایت بر من و احسانت به سوى‏ من است،پس منزّهى تو،منزّهى تو،که آفریننده‏اى،و بازگرداننده‏اى،و ستوده‏اى و بزرگوارى،نامهایت مقدس است،و نعمتهایت بزرگ،خدایا کدامیک از نعمتهایت را به شماره آورم و یاد کنم،یا براى کدمیک از عطاهایت به سپاسگذارى برخیزم درحالى‏که پروردگارا، بیش از آن است که شماره‏گران برشمارند،یا اینکه یاد دارندگان در دانش به آنها برسند،آنگاه اى خدا،آنچه از بدحالى و پریشانى‏ از من بازگرداندى و دور کردى،از آنچه از سلامتى کامل و خوشحالى برایم نمایان شد،بیشتر است،معبودا،من گواهیى‏ مى‏دهم به حقیقت ایمانم،وَعَقْدِ عَزَماتِ یَقینى وَخالِصِ صَریحِ تَوْحیدى وَباطِنِ مَکْنُونِ ضَمیرى وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى وَاَساریرِ صَفْحَهِ جَبینى وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى وَخَذاریفِ مارِنِ عِرْنینى وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتاىَ وَحَرَکاتِ لَفْظِ لِسانى وَمَغْرَزِ حَنَکِ فَمى وَفَکّى،و باور تصمیمات یقینم،و یکتاپرستى بى‏شائبه صریحم و درون پوشیده نهادم،و آویزه‏هاى راههاى نور چششم،و چینهاى صفحه پیشانى‏ام،و روزنه‏هاى راههاى نفسم،و پرّه‏هاى نرمه تیغه بینى‏ام،و حفره‏هاى پرده شنوایى‏ام،و آنچه که ضمیمه‏ شده و بر ان بر هم نهاده دو لبم،و حرکتهاى سخن زبانم،و جاى فرو رفتگى سقف دهان و آرواره‏ام،و محل‏ روییدن دندانهایم،وَمَنابِتِ اَضْراسى وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى وَحِمالَهِ اُمِّ رَاءْسى وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْرى وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینى وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبى وَاءَفْلاذِ حَواشى کَبِدى وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعى وَحِقاقُ مَفاصِلى وَقَبضُ عَوامِلى وَاَطرافُِ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَمیعُِ جَوارِحى وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِکَ اَیّامَ رِضاعى وَما اَقلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى وَنَوْمى وَیَقَظَتى وَسُکُونى وَحَرَکاتِ رُکُوعى وَسُجُودى ،و جاى گوارایى خوراک و آشامیدنى‏ام،و بار بر مغز سرم‏ و رسایى رگهایى طولانى گردنم،و آنچه را قفسه سینه‏ام در برگرفته،و بندهاى‏ پى شاهرگم،و آویخته‏هاى پرده دلم،و قطعات کناره‏هاى کبدم،و آنچه را در برگرفته غضروفهاى‏ دنده‏هایم،و جایگاههاى مفاصلم،و پیوستگى پاهایم،و اطراف انگشتانم،و گوشتم،و خونم، و مویم،و پوستم،و عصبم،و نایم،و استخوانم،و مغزم،و رگهایم۷و تمام اعضایم، و آنچه در ایام شیرخوارگى بر آنها بافته شد،و آنچه زمین از سنگینى من برداشته،و خوابم و بیدارى‏ام و سکونم،و حرکات رکوع و سجودم،اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الاَْعصارِ وَالاَْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ اءُؤَدِّىَ شُکْرَ واحِدَهٍ مِنْ اءَنْعُمِکَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ اِلاّ بِمَنِّکَ الْمُوجَبِ عَلَىَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَدیداً وَثَنآءً طارِفاً عَتیداً اَجَلْ وَلوْ حَرَصْتُ اَنـَا وَالْعآدُّونَ مِنْ اَنامِکَ اءَنْ نُحْصِىَ مَدى اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ انِفِهِ ما حَصَرْناهُ عَدَداً وَلا اَحْصَیناهُ اَمَداًهَیْهاتَ اءنّى ذلِکَ وَاَنْتَ الْمُخْبِرُ فى کِتابِکَ النّاطِقِ،خلاصه با تمام این امور گواهى مى‏دهم بر اینکه اگر به حرکت مى‏آمدم و طول‏ روزگاران،و زمانهاى بس دراز مى‏کوشیدم،بر فرض که آن همه زمان را عمر مى‏کردم،که شکر یکى از نعمتهایت را بجا آورم نخواهم توانست،جز با منتّت که به سبب آن شکرت بر من واجب مى‏شود،شکرى دایم و نو،و ثنایى تازه و فراهم.آرى‏ اگر من و همه شمارش‏گران از آفریدگانت،حرص ورزیم که نهایت نعمتهایت،از نعمتهاى سابقه‏دار و بى‏سابقه‏ات را برشماریم،هرگز نمى‏توانیم به شماره آوریم،و نه اندازه آن را حصا کنیم،چه دور است چنین چیزى چگونه ممکن است؟و حال آنکه تو در کتاب‏ گویایت،وَالنَّبَاءِ الصّادِقِ وَاِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ الله لا تُحْصُوها صَدَقَ کِتابُکَ اْللّهُمَّ وَاِنْبآؤُکَ وَبَلَّغَتْ اَنْبِیآؤُکَ وَرُسُلُکَ ما اَنْزَلْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ وَحْیِکَ وَشَرَعْتَ لَهُمْ وَبِهِمْ مِنْ دینِکَ غَیْرَ اءَنّى یا اِلهى اَشْهَدُ بِجَُهْدى وَجِدّى وَمَبْلَغِ طاعَتى وَوُسْعى وَاءَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً اَلْحَمْدُ لله الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً فَیَکُونَ مَوْرُوثاً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى مُلْکِهِ فَیُضآدَُّهُ فیَما ابْتَدَعَ،و خبر صادقانه‏ات اعلام کرده‏اى:اگر نعمتهاى خدا را برشمارید،قدرت شمارش آن را ندارید.خدایا کتابت راست گفته، و اخبارت صادقانه است،و پیامبرانت و رسولانت به مردم رساندند،آنچه را از وحیت بر آنان نازل کردى.و براى آنان و به وسیله‏ آنان از دینت شریعت ساختى،معبودا من گواهى مى‏دهم به تلاش و کوششم،و به قدر رسایى طاعت و ظرفیتم،و از باب‏ ایمان و یقین مى‏گویم:سپاس خداى را که فرزندى نگرفته،تا از او ارث برند،و براى او در فرمانروایى‏اش شریکى نبوده‏ تا با او در آنچه پدید آورده مخالفت کند،وَلا وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ فَیُرْفِدَهُ فیما صَنَعَ فَسُبْحانَهُ سُبْحانَهُ لَوْ کانَ فیهِما الِهَهٌ اِلا الله لَفَسَدَتا وَتَفَطَّرَتا سُبْحانَ الله الْواحِدِ الاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ اَلْحَمْدُ لله حَمْداً یُعادِلُ حَمْدَ مَلاَّئِکَتِهِ الْمُقَرَّبینَ وَاَنْبِی آئِهِ الْمُرْسَلینَ وَصَلَّى الله عَلى خِیَرَتِهِ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَآلِهِ الطَّیـِبـیـنَ الطـّاهـِریـنَ الْمـُخـلَصـیـنَ وَسـَلَّمَو سرپرستى از خوارى برایش نبوده،تا او را در آنچه ساخته یارى دهد،پس منزّه است او،منزّه است او،اگر در آسمان‏ و زمین معبودهایى جز خدا بود،هر آینه هر دو تباه مى‏شدند و متلاشى مى‏گشتند،منزّه است خداى یگانه ... ادامه ...

مناظر باغها در اشکال زیادى طراحى شده اند که حالات و احساسات خاصی را برانگیزند. براى گروهی از مردم، باغ مکانی است براى استراحت و لذت بردن، براى برخی نیز گیاهان و درختان در مرکز توجه هستند؛ اما برای اکثریت مردم مناظر، به نوعی تکمیل کننده ساختمانها و عاملی برای ایجاد انعطاف و نرمی در آنها هستند.یک باغ عالى و منحصربفرد دقیقاً همانند یک تعطیلات عالى براى کسى است که از آنجا بازدید می کند. بسیاری از مسافران به تعطیلات می روند که استراحت کرده و انرژی خود را بازیابند، چه بهتر از اینکه این مکان تفریحی در داخل یک باغ زیبا باشد. اینها همه موضوعات مهمی براى طراحى یک باغ تفریحی هستند که باید به همراه رسیدگى به جزئیات، درخواستهاى کاربران و موارد بی شمار دیگری در نظر گرفته شوند. در این مطلب به بررسی ۵ باغ تفریحی شگفت انگیز در سراسر جهان می پردازیم.bodysgallen hall and spa در ولزبریتانیا سرشار از ساختمانهاى زیبا و تاریخى است که براى لذت بردن از تعطیلات به هتلها و مکانهای تفریحی تبدیل شده اند. ساختمانی تاثیرگذار که در قرن ١٧ ساخته شده و در ٢٠٠ هکتار از محدوده پارک لند قرار گرفته است. این باغ هم شامل مناظر رسمی است و هم مناظر طبیعی و غیر رسمی. اگر به اندازه کافى خوش شانس باشید، با باغ دیواره دار، نمایش رقص و موسیقى، آبگیر پر از نیلوفرهاى آبى و جعبه هاى داروی گیاهى به سبک فرانسوى روبرو خواهید شد.تفرجگاه کراون پرس (crown perth) این باغ به عنوان یک باغ تفریحی شگفت انگیز دارای ساختمانى معاصر و مدرن است و اتاقهاى درجه یک، ا ... ادامه ...

به گزارش "ورزش سه" درگیرى رامین رضاییان و على علیپور در حالى باعث اخراج این دو بازیکن از اردوى امارات شد که برخى رسانه ها در تشریح ماجراى درگیرى از برخورد فیزیکى مدافع ملى پوش با خوردبین که به دنبال واسطه گر ... ادامه ...

به گزارش پارس نیوز درگیرى رامین رضاییان و على علیپور در حالى باعث اخراج این دو بازیکن از اردوى امارات شد که برخى رسانه ها در تشریح ماجراى درگیرى از برخورد فیزیکى مدافع ملى پوش با خوردبین که به ... ادامه ...

زایر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد چرا که اگر حاجى خودشکنى را پیش از سفر آغاز نکند، بهره لازم را نخواهد برد.آگاه سازی دوستان از سفر به حجزایر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد. آن حضرت به نقل از رسول خدا (ص) فرمود:«حَقٌّ عَلَی الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ یُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَی إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ یَأْتُوهُ» «مسلمانى که قصد مسافرت دارد، شایسته است برادران خویش را آگاه سازد، بر برادران او نیز لازم است هنگام بازگشت به دیدن وى بیایند.»حلالیت طلبیدنطبیعت انسان، ارتباط با هم نوعان است و وجود ناملایمات و کش و قوس در این ارتباطات امری طبیعی است؛ ممکن است در ارتباطات افراد ... ادامه ...

اتاق خبر 24: زائر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد چرا که اگر حاجى خودشکنى را پیش از سفر آغاز نکند، بهره لازم را نخواهد برد.1. آگاه سازی دوستان از سفر به حجزائر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد.آن حضرت به نقل از رسول خدا (ص) فرمود:«حَقٌّ عَلَی الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ یُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَی إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ یَأْتُوهُ» «مسلمانى که قصد مسافرت دارد، شایسته است برادران خویش را آگاه سازد، بر برادران او نیز لازم است هنگام بازگشت به دیدن وى بیایند.»2. حلالیت طلبیدنطبیعت انسان، ارتباط با هم نوعان است و وجود ناملایمات و کش و قوس در این ارتباطات امری طبیعی است؛ ممکن است در ارتباط ... ادامه ...

بر اساس توصیه امام صادق (ع)، زائران خانه خدا شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد چرا که اگر حاجى خودشکنى را پیش از سفر آغاز نکند، بهره لازم را نخواهد برد.به گزارش فارس، زائر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد چرا که اگر حاجى خودشکنى را پیش از سفر آغاز نکند، بهره لازم را نخواهد برد.1. آگاه سازی دوستان از سفر به حجزائر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد.آن حضرت به نقل از رسول خدا (ص) فرمود:«حَقٌّ عَلَی الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ یُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَی إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ یَأْتُوهُ» «مسلمانى که قصد مسافرت دارد، شایسته است برادران خویش را آگاه سازد، بر برادران او نیز لازم است هنگام بازگشت به دیدن وى بیایند.»2. حلالیت طلبیدنط ... ادامه ...

بر اساس توصیه امام صادق (ع)، زائران خانه خدا شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد چرا که اگر حاجى خودشکنى را پیش از سفر آغاز نکند، بهره لازم را نخواهد برد.زائر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد چرا که اگر حاجى خودشکنى را پیش از سفر آغاز نکند، بهره لازم را نخواهد برد.1. آگاه سازی دوستان از سفر به حجزائر خانه خدا هرگاه تصمیم مى گیرد به حج مشرف شود، بر اساس توصیه امام صادق (ع)، شایسته است برادران دینى خود را از رفتنش آگاه سازد.آن حضرت به نقل از رسول خدا (ص) فرمود:«حَقٌّ عَلَی الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ یُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَی إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ یَأْتُوهُ» «مسلمانى که قصد مسافرت دارد، شایسته است برادران خویش را آگاه سازد، بر برادران او نیز لازم است هنگام بازگشت به دیدن وى بیایند.2. حلالیت طلبیدنطبیعت انسان ... ادامه ...

به گزارش «بهداشت نیوز» حتماً در بین اقوام و دوستانتان با آدم های خوش خلق برخورد کرده اید و به چشم خودتان دیده اید که چطور این آدم ها مانند یک آهن ربا دیگران را به سمت خودشان جذب می کنند. این یک قانون نانوشته است که هر چقدر یک فرد خوش خلق تر باشد، دوستان بیشتر و روابط بهتری را تجربه خواهد کرد. آیا شما آدم خوش خلقی هستید؟ انسان های خوش خلق چند ویژگی برجسته دارند که بر اساس آنها شناخته می شوند. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می کنیم:1. خوشرویی. آدمهای خوش خلق، با روی باز با دیگران معاشرت می کنند و تقریباً وقتی نیست که لبخند از چهره شان کنار برود. 2. خوش زبانی. آدمهای خوش خلق زبانشان به سخن سخت و تلخ نمی چرخد و کلامشان مانند مرهم است. 3. مدارا. آدمهای خوش خلق آدمهای صبوری هستند و در برخورد با افراد مختلف از کوره در نمی روند. آدم هایی که تسلیم هیجاناتشان هستند، نمی توانند خلق چندان خوبی داشته باشند. چون امکان دارد الان آرام باشند، ساعتی بعد عصبانی باشند و یک ساعت بعدتر از آن مضطرب و همه اینها روی خلقشان اثر می گذارد4. خوش بینی. آدمهای خوش خلق نسبت به انسانهای دیگر خوش بین هستند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. 5. مهربانی. آدم های خوش خلق با دیگران مهربان هستند و اگر ب ... ادامه ...

این کاربران اینستاگرام که زمینه های تخصصی متفاوتی دارند خوش تیپ ترین و جذاب ترین های اینستاگرام با میلیون ها فالوور هستند.به گزارش صد خبر این کاربران اینستاگرام که زمینه های تخصصی متفاوتی دارند خوش تیپ ترین و جذاب ترین های اینستاگرام با میلیون ها فالوور هستند. در این مطلب شما را با چند نمونه از این افراد که به نوعی اینستاگرام را تسخیر خود کرده اند آشنا می کنیم.لاسه متبرگ: افسر نیروی دریایی سلطنتی نروژلاسه متبرگ افسر نیروی دریایی نروژ به دلیل جذابیتش مورد توجه خیلی ها قرار گرفته است. او اعتراف کرده است که برای حفظ اندامش به جای رفتن به باشگاه چوب خرد می کند.دیوید گندی: مدل بریتانیاییدیوید گندی از ۲ ... ادامه ...

این کاربران اینستاگرام که زمینه های تخصصی متفاوتی دارند خوش تیپ ترین و جذاب ترین های اینستاگرام با میلیون ها فالوور هستند.گروه گوناگون «تیتریک»، این کاربران اینستاگرام که زمینه های تخصصی متفاوتی دارند خوش تیپ ترین و جذاب ترین های اینستاگرام با میلیون ها فالوور هستند. در این مطلب شما را با چند نمونه از این افراد که به نوعی اینستاگرام را تسخیر خود کرده اند آشنا می کنیم.لاسه متبرگ: افسر نیروی دریایی سلطنتی نروژلاسه متبرگ افسر نیروی دریایی نروژ به دلیل جذابیتش مورد توجه خیلی ها قرار گرفته است. او اعتراف کرده است که برای حفظ اندامش به جای رفتن به باشگاه چوب خرد می کند.دیوید گندی: مدل بریتانیاییدیوید گندی از ۲۱ ... ادامه ...

امروز بسیاری از مردم جهان پیگیر و مشتاق دنیای مد هستند و این اشتیاق مختص زنان و دختران نیست. مردان هم علاقه بسیاری دارند تا همیشه آراسته و خوش تیپ به نظر برسند. البته هرکسی که پیگیر مد روز است، می خواهد مردان خوش پوش و خوش تیپ جهان را بشناسد. اکثر این افراد از بازیگران و هنرمندان مطرح جهان هستند.تام هیدلستونتام هیدلستون مدل و بازیگر است و در 9 فوریه 1981 در انگلستان متولد شد. او همیشه یک پسر خوش تیپ و آراسته به نظر می رسد. این بازیگر موفق به کسب جایزه بهترین تازه کار در جشنواره فیلم اولیویر شد. او همچنین در برخی از فیلم های موفق مانند دریای عمیق آبی (2011)، نیمه شب در پاریس (2011) و... بازی کرده است.برد پیتاین بازیگر سرشناس همیشه یکی از جذاب ترین مردها بوده است. برد پیت در 18 دسامبر 1963 در ایالات متحده آمریکا متولد شد. این بازیگر در فیلم های شناخته شده و موفق بسیاری بازی کرده است و تقریبا می توان گفت، وارد دوران سالمندی شده است اما هنوز هم بسیار خوش تیپ است. او دارای استایل و سبک منحصر به فرد خودش در لباس پوشیدن است و همیشه خیره کننده به نظر می رسد. این بازیگر همچنین به فعالیت اجتماعی و خیریه به خصوص در زمینه تحصیل دانشجویان، شرکت در انتخابات ها و حمایت های مالی از سازمان های خیریه دارد.نوا میلزنوا میلز در 26 آوریل 1983 در کانادا متولد شد. این بازیگر تا به امروز در چند پروژه سینمایی بازی کرده است. او به دلیل قد بلند و اجزای صورت مناسبی که دارد، بسیار خوب و خوش تیپ به نظر می رسد ... ادامه ...

خیلی از بازیگرهای معروف هالیوود زندگی خصوصی و اطلاعات همسرشون رو از دیگران مخفی نگه داشتن. شاید دلیل موفقیت این بازیگرها همین مردها باشن که پشت همسرشون وایسادن. این جا با همسران خوش تیپ بازیگرانی که درباره اونا چیز زیادی نمی دونستید آشنا بشید.پیتر هرمان (ماریسکا هارگیتای)پیتر هرمان و هارگیتای در سال ۲۰۰۴ ازدواج کردن و حدود ۲۰۰ مهمان در جشن عروسی شون شرکت کردن. پیتر هرمان بازیگر محترمی ست که در چندین فیلم و سریال تلویزیونی نقش ایفا کرده. پیتر و ماریسکا ۳ فرزند دارن که یکیشون فرزند خودشونه و دو تا فرزند خوانده.جیم روث (ریس ویترسپون)جیم روث یکی از بازیگران پیشکسوت هالیووده که در سال ۲۰۱۱ با ریس ویترسپون ازدواج کرده. اون ها در سال ۲۰۱۷ ششمین سالگرد ازدواجشون رو جشن گرفتن. اون ها در چند سال زندگی مشترکشون پستی بلندی های زیادی رو طی کردن. در سال ۲۰۱۲ صاحب یک فرزند پسر شدن. جیم و ریس معمولا درباره خصوصیات زندگی مشترک و عشقی که نسبت به هم دارن چیزی در عموم نمیگن. به گفته ریس، جیم اون رو تشویق کرده تا پشت دوربین بره و فیلم تولید کنه و ازش خو ... ادامه ...

صیادانی که سوار بر این شناورهای دست ساز هستند از دیرباز بر این باور بودند کوسه نهنگ ها برایشان شانس می آورند. آنها به این موجودات دوست داشتنی غول پیکر از ماهی های طعمه ای که صید کرده اند غذا می دهند. به گزارش شفاف، "کوسه نهنگ" در خلیج "کندراواسی"، در پاپوای غربی اندونزی برای ماهیگیران از قدیم خوش یمن بوده و باعث گشایش زندگی و روزی بوده است. به گزارش آتلانتیک، ماهی ... ادامه ...

برترین ها: برای بسیاری از مردم سفر رسیدن به مقصد است. با چنین ذهنیتی، آن ها احتمالا با هواپیما یا اتومبیلشان سفر می کنند و توجهی به مناظری که از دست خواهند داد ندارند، زیرا روی مقصدشان تمرکز کرده اند. نشنال جئوگرافیک به امید اینکه چشم این افراد را به روی راه های دیگر سفر نیز باز کند مجموعه تصاویری از بهترین سفرهای با قطار در جهان را گردآوری کرده است. این تصاویر نگاه متفاوتی به سفرهای ریلی ارائه می دهد. برخی مثل orient express در اروپا، منظره خیره کننده از کلانشهرهای مختلف از جمله لندن، پاریس و ونیز نمایش می دهند. برخی مثل shongololo express در آفریقا زیبایی طبیعت وحشی را به نمایش می گذارند. علاوه بر محیط ها و نواحی مختلف، این ... ادامه ...

۱۰ بازیکن مطرح فوتبال جهان که در تیم ملی کشورشان نسبت به دیدار های باشگاهی نمایش بهتری داشتند، در این گزارش بررسی می شوند.به گزارش فوتبال آنلایناگر چه "اسکار وایلد" نویسنده ایرلندی حس میهن پرستی را ویژگی چندان بزرگی نمی داند اما برای بسیاری از فوتبالیست ها عشق به وطن انگیزه اصلی برای رویارویی با حریفان است به طوری که در بازی های ملی بسیار درخشان تر از دیدارهای باشگاهی ظاهر می شوند. در این گزارش به بررسی عملکرد 10 بازیکن مطرح فوتبال جهان که در تیم ملی کشورشان نمایش بسیار بهتری نسبت به بازی های باشگاهی داشتند می پردازیم. 1-کلودیو براووباشگاه منچسترسیتی ابتدا فکر می کرد با کلودیو براووی تیم ملی شیلی قرارداد امضا می کند، کاپیتانی آرام که حضور موثری درون دروازه تیمش دارد اما کلودیو براوو نتوانست در منچسترسیتی انتظارات را برآورده کند. این که بارسلونا چگونه توانسته بود از او مثل زمانی که برای تیم ملی شیلی بازی می کرد، بهره ببرد یک راز است!2-لوکاس پودولسکیتا مدت ها کسی نمی توانست درک کند که چرا پودولوسکی علی رغم نداشتن شرایط ایده آل در تیم هایی که در آن حضور داشت به تیم ملی آلمان دعوت می شود؟ ماجرا ساده است چون پودولوسکی به صورت منظم برای تیم ملی آلمان گلزنی می کرد و قدر موقعیت هایی که هم تیمی هایش برای او ایجاد می کردند را به خوبی ... ادامه ...

انسان های خوش اخلاق همیشه در بین تمام اقشار جامعه طرفدار بسیاری دارند. در این مقاله چند را برای خوش اخلاق شدن تان به شما پیشنهاد می کنیم.حتماً در بین اقوام و دوستانتان با آدم های خوش اهلاق برخورد کرده‎اید. این یک قانون نانوشته است که هر چقدر یک فرد خوش ‎اخلاق‎تر باشد، دوستان بیشتر و روابط بهتری را تجربه خواهد کرد.انسان های خوش اخلاق چند ویژگی برجسته دارندخـوشـــرویــیخــوش‎زبانــیمــداراخوش بینیمهربانیخود-مدیریتیآگاهیامیدواری و چندین ویژگی مثبت ریز و درشت دیگر... حالا با این اوصاف، شما به خوش خلقی خودتان چه نمره ای می ده ... ادامه ...

سرویس تئاتر هنرآنلاین: "شب دشنه های بلند" نمایشی دغدغهمند است. اثری که روند نمایشنامه نویسی در ایران را مورد بررسی قرار می دهد. چالش های موضوع روشنفکری، جریانات و افرادی که در مقابل این روند می ایستند در کنار شیوه های اجرایی متفاوت، این اثر را به نمایشی قابل بررسی و تامل بدل کرده است.علی شمس نویسنده و کارگردان این اثر با وجود جوانی، تجربیات خود را در سال های اخیر به گونه ای به صحنه آورده تا در تداوم جریان تئاتر تجربی کشور باشد. جریانی که چند سالی است مورد غفلت قرار گرفته است. به همین بهانه با عوامل نمایش "شب دشنه های بلند" به گفت و گو نشستیم. آقای شمس، شما سال هاست که دارید روی زبان شناسی قصه های کهن فارسی کار می کنید. علاقه تان به بازخوانی قصه های کهن و تبدیل کردن آن ها به درام نمایشی از کجا نشأت می گیرد؟علی شمس: این نگاه از فقدان یک رویکرد عمیق و دراماتیک نسبت به فرآیند نمایشنامه نویسی در ایران می آید. من معتقدم که اساساً اگر آثار آقای بهرام بیضایی را از نمایشنامه نویسی ایران فاکتور بگیریم، ما هیچ اثر عمیق زبان شناسانه دیگری در حوزه زبان و رفتار نمایشی نداریم. نمایشنامه نویسی در ایران به یک سری متون محدود خوب خلاصه می شود که خیلی از آن ها هم قابل ترجمه به زبان انگلیسی یا دیگر زبان های زنده دنیا نیستند. این در حالی است که فقط از یک کشور کوچکی مثل ایرلند، حدود 50 نمایشنامه در ایران ترجمه شده است. نمایشنامه نویسی ایرانی با فقدان خلاقیت در مواجهه با زبان و روایت روبرو است. اصولاً دست یازیدن به کلمات و عبارات جعلی مثل تئاتر ملی و تئاتر ایرانی و رفتار کتره ای با نمایش های آیینی مثل نقالی و سیاه بازی ما را در خلق یک زبان ترجمه پذیر، تنبل و بی سواد کرده است. از نظر من نمایشنامه ای که ظرفیت ترجمه پذیری نداشته باشد، نمایشنامه نیست. ما زمانی می توانیم از نمایشنامه نویسی در کشورمان صحبت کنیم که نمایشنامه های آقای ساعدی یا آقای رادی در استونی، بلژیک و دیگر کشورهای اروپایی هم اجرا می شدند. متأسفانه این اتفاق نمی افتد و این وضعیت خوبی نیست. خیلی دردناک است که نمایشنامه های خوب آقای محمد یعقوبی یا آقای علیرضا نادری در کشورهای دیگر ترجمه و اجرا نمی شود. من اصولاً دوست دارم یک نگاه تاریخی و قرائت جدیدی از زمان و زبان در کارم رعایت شود. زبان فارسی به شدت زبان قدرتمندی است. در متون فارسی از جمله "کلیله و دمنه"، "مرز بان نامه" و "هزار و یک شب" و همینطور کتب مذهبی نظیر "بحارالانوار"، شکل روایت خوبی وجود دارد. اصولاً رمان فارسی از نمایشنامه فارسی خیلی جلوتر است. در زمینه رمان فارسی کارهایی در ساحت روایت، قصه پردازی و آدم پردازی صورت گرفته که در نمایشنامه نویسی نمونه اش وجود نداشته یا کمتر اتفاق افتاده است. به همین خاطر من معتقدم الان فرصت خوبی است که در نمایشنامه نویسی به آن مسائل پرداخته شود. شاید این کار به قول ولادیمیر مایاکوفسکی یک سیلی بزند به ذائقه روتین عمومی. این چیزی است که خیلی دوست دارم به سمت آن بروم.در میان نمایشنامه نویس های ایرانی پیش از انقلاب، اسماعیل خلج، محمود استادمحمد، عباس نعلبندیان، بهمن فرسی، غلام حسین ساعدی و اکبر رادی خیلی روی زبان کار کردند. برای مثال اکبر رادی روی اقلیم شناسی تلاش بسیاری کرده است. آیا زحمت این نمایشنامه نویس ها را می شود نادیده گرفت؟علی شمس: خیر. این نمایشنامه نویس ها کار خودشان را انجام داده اند اما آیا در حال حاضر امکان اجرای نمایشنامه های "قمر در عقرب" یا "شبات" اسماعیل خلج یا نمایشنامه "شب بیست و یکم" محمود استادمحمد وجود دارد؟ مسلماً خیر. عباس نعلبندیان که اصلاً دیگر حق حیات ندارد! اجازه اجرای نمایشنامه های آقای نعلبندیان داده نمی شود، وگرنه از ایشان نمایشنامه نویس جهانی تر در ایران وجود ندارد. این آدم ها برای نمایشنامه نویسی زحمت زیادی کشیدند اما الان یک جریانی علیه آوانگاردیسم و روشن فکری نمایش ما ایستاده که اجازه اجرای نمایشنامه های آدم هایی چون نعلبندیان و بیژن مفید را نمی دهد؛ این چه منطقی است؟ وقتی اجازه ندهند آثار یک نمایشنامه نویس کار شود، در واقع یعنی آن نمایشنامه نویس اصلاً وجود ندارد. در مورد آقای خلج، یک انقطاع تاریخی در هنر ایشان وجود دارد. آقای خلج نمایشنامه "عبید زاکانی" را در سال 56 می نویسد و بعد از آن دیگر هیچ کاری انجام نمی دهد. الان دیگر آقای خلج آن اسماعیل خلج دیروز نیست. آقای نعلبندیان و آقای ساعدی هم که دق مرگ شدند. آقای فرسی هم دارد کتاب کودک چاپ می کند و دیگر آن زبان ابزوردنویس که دائماً روایت را به تعلیق می انداخت و علیه روایت عمل می کرد از بین رفته است. پس از انقلاب هم که تئاتر ایران تا اواخر دهه 60 از فقدان نمایشنامه نویسی رنج می برد. در آن سال ها کتاب خاصی وجود نداشت و دسترسی به خیلی از چیزها محدود بود. همین موضوعات باعث شد که وقتی آقای محمد یعقوبی نمایشنامه "رقص کاغذ پاره ها" را نوشت، از آن متن به عنوان یک اتفاق تئاتریکال نام برده شد. نمایشنامه "رقص کاغذ پاره ها" اتفاقاً یک متن ترجمه پذیر است. بعضی از متون آقایان کوهستانی و علیرضا نادری هم ترجمه پذیر هستند اما تا وقتی یک متن فقط به زبان مادری نوشته شود، نمی شود از موفقیت آن سخن گفت. پس از انقلاب نویسنده هایی چون محمد یعقوبی، محمد چرمشیر، حسین کیانی، محمد رحمانیان، حمید امجد و چند نفر دیگر زحمت خودشان را کشیدند و در حوزه زبان شناسی کارهای خوبی ارائه دادند اما شاید تنبلی خود آن ها و شاید ترس و عدم رغبت مترجم ها باعث شد که آثارشان به زبان های زنده دنیا ترجمه نشود. شما علت ترجمه نشدن آثار این نویسنده ها را در چه می دانید؟علی شمس: به نظرم محمد چرمشیر یک نویسنده استثنائی و پراتیکال ترین نمایشنامه نویس تاریخ ایران است. آثار آقای چرمشیر الان باید در تئاتر برادوی اجرا شود. چیزی که محمد چرمشیر را به عنوان یک نمایشنامه نویس استثنائی می کند این است که آقای چرمشیر نمایشنامه را با خواست، منطق و شعور صحنه می نویسد. آقای چرمشیر در هر حوزه ای از نمایشنامه نویسی، ساحت های مختلف زبانی را تجربه کرده است. آثار محمد چرمشیر از جمله متن "در مصر برف نمی بارد"، قائم به خود نیست و در ذات اجرا تعریف می شود. آقای چرمشیر خودش را با فهم کارگردان آداپتاسیون می کند و با اجرا پیش می رود. محمد چرمشیر، ژان -کلود کاری یر است برای پیتر بروک! سویه محمد چرمشیر به عنوان یک دراماتورژ برای من به شدت تأثیرگذار و جریان ساز است و این نویسنده نزد من ارزش بالایی دارد. اما این را هم باید در نظر گرفت که روی سخن من بیشتر در مورد تألیف است و محمد چرمشیر یک مؤلف نیست و اثری از خودش را روی صحنه نمی برد. متن های آقای امجد هم تا حدودی بنا بر متینیت اثر نوشته می شود. نوشته های آقای رادی بیشتر از جغرافیای زبان فارسی، جایی برای عرضه ندارد. من از متن های آقای رادی خیلی لذت می برم اما واقعیت است که متن های ایشان را نمی شود در سه ساعت روی صحنه تئاتر بروکسل دید. زبان انگلیسی به لحاظ پرداخت و ساختار استعاره گرا و تاویل گرایی که دارد، یک زبان برگردان کاملاً قابل پرداخت است. اما با زبان آقای رادی در زبان انگلیسی چه می شود کرد؟ بخشی از علت این که متن های فارسی به انگلیسی ترجمه نمی شوند این است که مترجم ها از موفقیت آن متن به زبانی دیگر بیم دارند. از طرفی، هنرمند که نباید دنبال این و آن راه بیفتد و بگوید متن مرا ترجمه کنید. برای ترجمه متون فارسی باید یک سرمایه گذاری کلان فرهنگی صورت بگیرد. اما الان نه تنها چنین اتفاقی نمی افتد بلکه یک سری از آرتیست ها دارند به بهانه آن که با مبانی و اصول نظام مشکل دارند، حذف می شوند. این بهانه خیلی عجیبی است چون کسی که دارد در ایران کار می کند، حتماً قوانین این کشور را پذیرفته و آن را زیر پا نمی گذارد. تا زمانی که نگره ما نگره حذف است، وضعیت مان همین آش است و همین کاسه.شما در نمایش "شب دشنه های بلند" به سراغ دهه 40 و به خصوص اواخر آن دهه رفته اید. دهه 40 دهه عجیبی در هنر و ادبیات ایران است. بعد از افت عجیب فرهنگ و هنر در پس کودتای 28 مرداد سال 32، هنر و ادبیات ایران پوست اندازی کرد و در دهه 40 به اوج خود رسید. پرداختن شما به دهه 40 و به خصوص اواخر این دهه از همین منطق پیروی می کند؟علی شمس: دهه 40 ، دهه شروع دوباره فعالیت حوزه هنر است. در آن دهه در کتاب هفته آرش و فردوسی راجع به نقد ادبی حرف زده می شود و نقد شعر هم جان می گیرد. در همان دهه مکتب سقاخانه و کانون نویسندگان شکل می گیرد و جریانات فرهنگی و هنری مختلفی در کشور رواج دارد. در دهه 40 اتفاقات هنری در کارگاه نمایش، گروه هنر ملی، دانشکده هنرهای دراماتیک، دانشکده هنرهای زیبا، انجمن ایران و آمریکا، تا بگیر سال ها بعد در شب های گوته و... می افتد. نسل نمایشنامه نویسی دهه 40 هم نسل بسیار خوبی بود و همچنان هم یک جوان ایرانی برای یاد گرفتن نمایشنامه به آثار آقایان خلج، نعلبندیان، استادمحمد و مفید رجوع می کند. نوشتن نمایشنامه را می شود از شکسپیر هم یاد گرفت اما نوشتن نمایشنامه به زبان فارسی فرق می کند. هر چند شاید احساس کنید که بعضی از متون دهه 40 مثل نوشته های آقای غلام حسین ساعدی بوی کهنگی می دهد و دچار اشکال شخصیت پردازی است اما کاری که آقای ساعدی در نمایشنامه نویسی انجام داد مثل اختراع لامپ ادیسون می ماند. قبل از آقای ساعدی و دیگران، خیلی ها نمایشنامه نویسی کردند اما کارهای شان جدی نبود و هیچ تأثیری نداشت. اصولاً گذشته کاریزمای عجیب و غریبی دارد و همه دوست دارند به آن برگردند. میل به گذشته، دو ساحت پرداخت به زمان و زبان را ایجاد می کند. شما زمانی که به دهه 40 بر می گردید، می توانید به یک پدیدارشناسی اصولی در آثار آن دهه برسید و ساحت زمان و زبان را در آن ها حس کنید. این کار بزرگی است که گذشتگان ما انجام دادند.شخصیت "مجدد خوش کوش" در نمایش "شب دشنه های بلند" یک روشن فکر شکست خورده و به نوعی قهرمان نمایش است. این شخصیت به لحاظ ظاهری با عینک و نوعی سبیلی که دارد، شبیه غلام حسین ساعدی شده. خیلی از روشنفکران دهه 40 علیرغم آن که نگاه چپ نداشتند اما به خاطر آن که دوست داشتند از عینک و سبیل استفاده کنند، خودشان را شبیه شخصیت های جریان چپ گرای آن دوره می کردند. شما با چهره کاراکتر مجدد خوش کوش قصد داشتید به جریان شکست خورده چپ در ادبیات هم تلنگر بزنید؟علی شمس: روشنفکران دهه 40 یک تیپ ثابت داشتند؛ عموما اورکت سبز آمریکایی، عینک فریم بزرگ و سبیل. اسم کاراکتر نمایش من، مجدد است و مجدد یک مفهوم ثانویه است که الزام کشف آن توسط مخاطب می تواند وجود نداشته باشد. علیرغم آن که شما می گویید مجدد خوش کوش قهرمان قصه است، به نظرم او ضد قهرمان سمپاتی است. مجدد خوش کوش استعاره از تکرار و تجدید آدم هایی است که دائماً در برابر یک جریان فهیم می ایستند و علت ناکامی خودشان را در کامیابی دیگران جستجو می کنند. نمونه آدم های این جریان در عصر حاضر هم وجود دارند. همه دیدند که چه آدم هایی به هنرمندانی چون محمد چرمشیر، فرهاد مهندس پور، اصغر دشتی و حمید پورآذری فحش می دهند. مگر آدمی مثل محمد چرمشیر چه با آن ها کرده که باید فحش بخورد؟ همین جریان در دهه 40 و 50 به فروغ فرخزاد فحش می داد و وقتی که فروغ مرد، القابی چون نازنین دوران و شاعره بزرگ ایران را به او دادند. این ها یک عده آدم بی خرد و حسود هستند که تا موفقیت کسی را می بینند، تندی به او وصله می چسبانند. به نظرم چنین آدم هایی بیشتر از این که قابل تنفر باشند، قابل ترحم هستند. به نظرم پاردوی حضور این آدم ها را باید نشان داد و به قول ابوسعید ابوالخیر شوخ مرد را پیش چشمش آورد. عرصه هنر این مملکت به عنوان یک کشور جهان سومی هیچ وقت از وجود این نخاله ها خالی نخواهد شد.آقای کبودوند، شما برای آن که نقش مجدد خوش کوش را بازی کنید، به آدم های دهه های 40 و 50 نگاه کردید یا معاصرسازی کردید و آدم های شکست خورده امروزی در عرصه فرهنگ و اجتماع را مد نظرتان قرار دادید؟سام کبودوند: من کاملاً معاصرسازی کردم. اولاً می دانستم که خیلی از تماشاگرهای ما شناختی نسبت به آدم های آن دوران ندارند و ممکن است آن آدم ها برای شان جذاب نباشد. دوماً نگاه کردم و دیدم که مابه ازای آن آدم ها در زمان حال خیلی بیشتر هستند. به همین خاطر به مابه ازاهای امروزی چنین شخصیت هایی نگاه کردم اما سعی کردم شخصیت مجدد خوش پوش سمپاتیک شود چون گاهاً به چنین آدم هایی حق هم داده می شود. من اگر می خواستم دقیقاً خود آن آدم های شکست خورده را بازی کنم، شخصیت مجدد خوش پوش خیلی منفور، تلخ و چرک می شد. در حالی که من احساس می کنم این آدم ها برای پیشرفت به یک فضا و زمینه ای احتیاج داشته اند که این فضا و زمینه در اختیارشان قرار نگرفته. البته قطعاً خودشان هم کم کاری و تنبلی کرده اند. من شخصیت مجدد خوش پوش را سمپاتیک کردم تا هم با تماشاگر ارتباط بگیرم و هم چنین شخصیت هایی را متوجه کنم که اگر دل سوزی می کردند و با آدم های موفق همراه می شدند، حتماً خودشان هم موفق تر می شدند.زما ... ادامه ...

ماهنامه دیده بان - شهرزاد بابایی: زوجی هنری که سال هاست در کنار هم با تفاهم کامل زندگی می کنند؛ یکی پرکار در سینما و دیگری گزیده کار. گاهی در خانه، با یکدیگر نقش آفرینی می کنند که شاید یک جورهایی تمرین بازیگری باشد. دو هنرمند که با وجود تمام جنب و جوشی که دارند، وقت رفتن به سینما را پیدا نمی کنند! آن دوبا خانواده هایشان ارتباط زیادی دارند و ترجیح می دهند زندگی آرام و دور از حاشیه ای داشته باشند؛ امین حیایی و نیلوفر خوش خلق.امین؛ صبور و صمیمیشهرزاد بابایی: زمان کودکی با دوستان در محله شان سیاه بازی راه می انداخت و در مدرسه هم پانتومیم اجرا می کرد. طی اجرای این پانتومیم ها در زمان خدمت سربازی بود که برای نخستین بار دیده شد و از او برای گروه تئاتر نیروی هوایی دعوت کردند.او متولد 19 خرداد 1349 در بیمارستان شهدای تجریش و فرزند بزرگ خانواده است. برادر کوچک ترین امید نام دارد که در زمینه موسیقی فعالیت می کند. امین حیایی خوش مشرب و خوش محضر است و شوخ طبعی معتدلی در رفتارش دیده می شود. خودش تاکید دارد دنبال پول نیست و نقش ها را به این خاطر انتخاب نمی کند؛ پس باید بگوییم او عاشق بازیگری است و پرکاری اش گواه همین احساس! می گوید از همان بچگی عاشق پیشه بوده و تا زمان ازدواجش زیاد عاشق می شده!هرچند او در سنین پایین علاقه مند به دانستنی ها و فیلم های کمیک بوده و عشقی هم به سینما نداشته است، ولی اولین باری که به تنهایی به سینما رفت، 9 سال بیشتر نداشت. آن زمان در تجریش زندگی می کردند و او بعد از مدرسه به سینما آستارا رفته که مطمئنا تجربه جالبی برایش بوده است. شاید هرگز فکر نمی کرد روزی مردم برای دیدن نقش آفرینی های او بلیت سینما تهیه کنند! امین 9 ساله شلوغی های زمان انقلاب را از پنجره خانه شان که در بالاترین طبقه یک آپارتمان بوده، تماشا می کرده و بیشتر سال های کودکی تا جوانی اش را در تجریش و قیطریه گذرانده. در سال هفتاد در نمایشی برای کودکان، به کارگردانی ثریا قاسمی بازی کرد. بزرگترها حتما او را در مجموعه تلویزیونی «آپارتمان» به خاطر دارند؛ اولین سریالش که در کنار بزرگان بازیگری، ایفای نقش کرده است.او در بیست و چهار سالگی با مونا بانکی پور ازدواج کرد که زندگی شان بیشتر از یک سال دوام نیاورد. بعد از جدایی از همسر اولش، تا مدت ها سوژه روزنامه های زرد بود. مشکلات و از دست دادن دو تن از عزیزانش باعث شد در امین یک تحول درونی به وجود بیاید و این درست همزمان شد با نقش آفرینی اش در پروژه «قرمز». تا جایی که مجبور به انصراف از ادامه همکاری شد. بعد از آن بود که حتی به انزوا رفت و روی خودش کار کرد تا اشتباهاتی را که تا آن زمان در زندگی داشتند تکرار نکند. رابطه امین با خدا نزدیکتر شد و فرصت خلوت با خود را پیدا کرد. «قرمز» به کارگردانی فریدون جیرانی اولین فیلمی بود که داشت نقش اول آن را بازی می کرد. حتی بیست دقیقه هم در آن ایفای نقش کرد. در سکانس آخر نسخه نهایی، بیننده سایه او را روی دیوار می بیند، نه محمدرضا فروتن! ترانه «عاشقم من» را هم خودش را گیتار اجرا کرد که بعدا حذف شد. حدود چهار سال بعد از ازدواج اولش بود که با نیلوفر خوش خلق پیمان زناشویی بست. نیلوفر در تمام روزهای سخت در کنارش بود. پس از فیلم «سیب سرخ حوا» ر ... ادامه ...

ماهنامه دیده بان - شهرزاد بابایی: زوجی هنری که سال هاست در کنار هم با تفاهم کامل زندگی می کنند؛ یکی پرکار در سینما و دیگری گزیده کار. گاهی در خانه، با یکدیگر نقش آفرینی می کنند که شاید یک جورهایی تمرین بازیگری باشد. دو هنرمند که با وجود تمام جنب و جوشی که دارند، وقت رفتن به سینما را پیدا نمی کنند! آن دوبا خانواده هایشان ارتباط زیادی دارند و ترجیح می دهند زندگی آرام و دور از حاشیه ای داشته باشند؛ امین حیایی و نیلوفر خوش خلق.امین؛ صبور و صمیمیشهرزاد بابایی: زمان کودکی با دوستان در محله شان سیاه بازی راه می انداخت و در مدرسه هم پانتومیم اجرا می کرد. طی اجرای این پانتومیم ها در زمان خدمت سربازی بود که برای نخستین بار دیده شد و از او برای گروه تئاتر نیروی هوایی دعوت کردند.او متولد 19 خرداد 1349 در بیمارستان شهدای تجریش و فرزند بزرگ خانواده است. برادر کوچک ترین امید نام دارد که در زمینه موسیقی فعالیت می کند. امین حیایی خوش مشرب و خوش محضر است و شوخ طبعی معتدلی در رفتارش دیده می شود. خودش تاکید دارد دنبال پول نیست و نقش ها را به این خاطر انتخاب نمی کند؛ پس باید بگوییم او عاشق بازیگری است و پرکاری اش گواه همین احساس! می گوید از همان بچگی عاشق پیشه بوده و تا زمان ازدواجش زیاد عاشق می شده!هرچند او در سنین پایین علاقه مند به دانستنی ها و فیلم های کمیک بوده و عشقی هم به سینما نداشته است، ولی اولین باری که به تنهایی به سینما رفت، 9 سال بیشتر نداشت. آن زمان در تجریش زندگی می کردند و او بعد از مدرسه به سینما آستارا رفته که مطمئنا تجربه جالبی برایش بوده است. شاید هرگز فکر نمی کرد روزی مردم برای دیدن نقش آفرینی های او بلیت سینما تهیه کنند! امین 9 ساله شلوغی های زمان انقلاب را از پنجره خانه شان که در بالاترین طبقه یک آپارتمان بوده، تماشا می کرده و بیشتر سال های کودکی تا جوانی اش را در تجریش و قیطریه گذرانده. در سال هفتاد در نمایشی برای کودکان، به کارگردانی ثریا قاسمی بازی کرد. بزرگترها حتما او را در مجموعه تلویزیونی «آپارتمان» به خاطر دارند؛ اولین سریالش که در کنار بزرگان بازیگری، ایفای نقش کرده است.او در بیست و چهار سالگی با مونا بانکی پور ازدواج کرد که زندگی شان بیشتر از یک سال دوام نیاورد. بعد از جدایی از همسر اولش، تا مدت ها سوژه روزنامه های زرد بود. مشکلات و از دست دادن دو تن از عزیزانش باعث شد در امین یک تحول درونی به وجود بیاید و این درست همزمان شد با نقش آفرینی اش در پروژه «قرمز». تا جایی که مجبور به انصراف از ادامه همکاری شد. بعد از آن بود که حتی به انزوا رفت و روی خودش کار کرد تا اشتباهاتی را که تا آن زمان در زندگی داشتند تکرار نکند. رابطه امین با خدا نزدیکتر شد و فرصت خلوت با خود را پیدا کرد. «قرمز» به کارگردانی فریدون جیرانی اولین فیلمی بود که داشت نقش اول آن را بازی می کرد. حتی بیست دقیقه هم در آن ایفای نقش کرد. در سکانس آخر نسخه نهایی، بیننده سایه او را روی دیوار می بیند، نه محمدرضا فروتن! ترانه «عاشقم من» را هم خودش را گیتار اجرا کرد که بعدا حذف شد. حدود چهار سال بعد از ازدواج اولش بود که با نیلوفر خوش خلق پیمان زناشویی بست. نیلوفر در تمام روزهای سخت در کنارش بود. پس از فیلم «سیب سرخ حوا» ر ... ادامه ...

زوجی هنری که سال هاست در کنار هم با تفاهم کامل زندگی می کنند؛ یکی پرکار در سینما و دیگری گزیده کار. گاهی در خانه، با یکدیگر نقش آفرینی می کنند که شاید یک جورهایی تمرین بازیگری باشد. دو هنرمند که با وجود تمام جنب و جوشی که دارند، وقت رفتن به سینما را پیدا نمی کنند! آن دوبا خانواده هایشان ارتباط زیادی دارند و ترجیح می دهند زندگی آرام و دور از حاشیه ای داشته باشند؛ امین حیایی و نیلوفر خوش خلق.امین؛ صبور و صمیمیشهرزاد بابایی: زمان کودکی با دوستان در محله شان سیاه بازی راه می انداخت و در مدرسه هم پانتومیم اجرا می کرد. طی اجرای این پانتومیم ها در زمان خدمت سربازی بود که برای نخستین بار دیده شد و از او برای گروه تئاتر نیروی هوایی دعوت کردند.او متولد 19 خرداد 1349 در بیمارستان شهدای تجریش و فرزند بزرگ خانواده است. برادر کوچک ترین امید نام دارد که در زمینه موسیقی فعالیت می کند. امین حیایی خوش مشرب و خوش محضر است و شوخ طبعی معتدلی در رفتارش دیده می شود. خودش تاکید دارد دنبال پول نیست و نقش ها را به این خاطر انتخاب نمی کند؛ پس باید بگوییم او عاشق بازیگری است و پرکاری اش گواه همین احساس! می گوید از همان بچگی عاشق پیشه بوده و تا زمان ازدواجش زیاد عاشق می شده!هرچند او در سنین پایین علاقه مند به دانستنی ها و فیلم های کمیک بوده و عشقی هم به سینما نداشته است، ولی اولین باری که به تنهایی به سینما رفت، 9 سال بیشتر نداشت. آن زمان در تجریش زندگی می کردند و او بعد از مدرسه به سینما آستارا رفته که مطمئنا تجربه جالبی برایش بوده است. شاید هرگز فکر نمی کرد روزی مردم برای دیدن نقش آفرینی های او بلیت سینما تهیه کنند! امین 9 ساله شلوغی های زمان انقلاب را از پنجره خانه شان که در بالاترین طبقه یک آپارتمان بوده، تماشا می کرده و بیشتر سال های کودکی تا جوانی اش را در تجریش و قیطریه گذرانده. در سال هفتاد در نمایشی برای کودکان، به کارگردانی ثریا قاسمی بازی کرد. بزرگترها حتما او را در مجموعه تلویزیونی «آپارتمان» به خاطر دارند؛ اولین سریالش که در کنار بزرگان بازیگری، ایفای نقش کرده است.او در بیست و چهار سالگی با مونا بانکی پور ازدواج کرد که زندگی شان بیشتر از یک سال دوام نیاورد. بعد از جدایی از همسر اولش، تا مدت ها سوژه روزنامه های زرد بود. مشکلات و از دست دادن دو تن از عزیزانش باعث شد در امین یک تحول درونی به وجود بیاید و این درست همزمان شد با نقش آفرینی اش در پروژه «قرمز». تا جایی که مجبور به انصراف از ادامه همکاری شد. بعد از آن بود که حتی به انزوا رفت و روی خودش کار کرد تا اشتباهاتی را که تا آن زمان در زندگی داشتند تکرار نکند. رابطه امین با خدا نزدیکتر شد و فرصت خلوت با خود را پیدا کرد. «قرمز» به کارگردانی فریدون جیرانی اولین فیلمی بود که داشت نقش اول آن را بازی می کرد. حتی بیست دقیقه هم در آن ایفای نقش کرد. در سکانس آخر نسخه نهایی، بیننده سایه او را روی دیوار می بیند، نه محمدرضا فروتن! ترانه «عاشقم من» را هم خودش را گیتار اجرا کرد که بعدا حذف شد. حدود چهار سال بعد از ازدواج اولش بود که با نیلوفر خوش خلق پیمان زناشویی بست. نیلوفر در تمام روزهای سخت در کنارش بود. پس از فیلم «سیب سرخ حوا» روند کاری امین حیایی تغ ... ادامه ...

در این مطلب انواع مدل مانتوهای ایرانی برند ساراش را مشاهده می کنید که مناسب سلیقه خانم های خوش پوش و جذاب ایرانی می با ... ادامه ...

هفته نامه خودرو امروز: خودروهای شاسی بلند اصولا قیمت بالاتری نسبت به دیگر هم خانواده های شان داشته که باعث می شود تا برخی اقشار جامعه نتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. اما در سال های اخیر و با ظهور پدیده کراس اوورهای کوچک تک دیفرانسیل (که با قیمت بسیار کمتری نسبت به suv های واقعی و یا حتی کراس اوورهای بزرگ دو دیفرانسیل عرضه می شوند) به رویای شاسی بلندسواری عده کثیری جامه عمل پوشانده شده است. در این بین، باز هم برخی از این کراس اوورها هستند که با قیمت مناسب تری به فروش رسیده و اصطلاحا ارزش خرید بالایی دارند. در مطلب پیش رو به بررسی و مقایسه 2 دستگاه از این دست کراس اوورهای موجود در بازار کشور – که با قیمتی کمتر از 70 میلیون تومان قابل خریداری هستند – یعنی لیفان x60 اتوماتیک و چانگان cs35 می پردازیم.طراحیلیفان x60 اتوماتیک از نظر ظاهر، تفاوتی با نمونه دنده ای نداشته و به عقیده برخی افراد، ظاهر آن کمی رنگ و بوی کهنگی به خود گرفته است. در نمای جلو x60، ابعاد بزرگ چراغ ها و جلوپنجره، کاملا یادآور زبان طراحی چند سال پیش چینی هاست. در نمای جانبی، توجه بیننده به خط کمر برجسته خودرو و پف کردگی قابل توجه گلگیرها جلب می شود که نمایی نسبتا به روز را در ذهن تداعی می کند. شاید به روزترین و جذاب ترین بخش طراحی x60 را بتوان نمای عقب دانست که مواردی همچون نحوه نورپردازی چراغ های عقب، قطعه پلاستیکی دیفیوزرمانند زیر سپر و نحوه جانمایی مه شکن های درون سپر، نمایی نسبتا جذاب به این قسمت می دهند. کابین x60 نیز طراحی مناسبی داشته از لحاظ ارگونوسی نیز مطلوب است که از موارد جلب توجه کننده در کابین آن می توان به کیلومتر شمار دیجیتالی و مانیتور بزرگ لمسی قرار گرفته در قسمت میانی داشبورد اشاره کرد.در مقابل چنگان cs35 نیز از زبان طراحی نسبتا مشترکی ... ادامه ...

مدافع برزیلی چلسی رویایش بازگشت به بنفیکا و قهرمانی با این تیم در لیگ قهرمانان اروپاست. به گزارش فوتبال آنلاین چلسی در فصل جاری رقابت های لیگ برتر انگلیس عملکرد درخشانی از خود نشان داده است و شانس نخست کسب عنوان قهرمانی به شمار می آید.یکی از بهترین بازیکنان آبی پوشان لندنی داوید لوییس بوده که عملکرد خیره کننده ای از خود نشان داده است و یکی از دلایل اصلی صدرنشینی ت ... ادامه ...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها