خاطرات مجری صداوسیما از دکتر شعبانی کاندیدای تصدی شهرداری کرمانشاه

متن خاطرات مجری صداوسیما از دکتر شعبانی کاندیدای تصدی شهرداری کرمانشاه از بین اطلاعات، اخبار و مطالب صدها سایت فارسی جستجو شده است. هیچ کدام از اخبار منتشر شده توسط سایت کتاب ایجاد نشده و مطالب از سایتهای مرجع بازنشر شده است.

به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، برنامه دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران و با حضور آِیت الله موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران اجرا و سوالاتی از ایشان پرسیده شد.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت میگویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت. مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد.مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؟بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود. مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند.مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام.بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید. مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبلهمجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.مجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید. مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند ... ادامه ...

رئیس سازمان تربیت بدنی دولت اصلاحات گفت: جزو گزینه های شهرداری تهران هستم و با برخی اعضای شورا صحبت هایی کرده ام.به گزارش پایگاه 598به نقل از تسنیم، برنامه هفته گذشته «دست خط» میهمان محسن مهرعلیزاده رئیس سازمان تربیت بدنی کشور در دولت اصلاحات و از چهره­ های سیاسی اصلاح طلب و رئیس فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ­ای و همچنین رئیس کمیته گردشگری اتاق بازرگانی تهران بود. مشروح گفت وگو برنامه دست خط با مهرعلیزاده را در ذیل بخوانید. مجری: قرار است شهردار تهران شوید! شایعات درست است؟ خودتان در ابتدای کلام فرمودبد «شایعه»؛ شایعه که در تلویزیون مطرح شود دیگر شایعه... مجری: به هر حال مطرح شده اید؛ بله، جزء اسامی که مطرح شده است هستم؛ با بعضی از اعضای محترم شورا هم صحبت­ هایی کرده ایم، حالا باید ببینیم چه پیش می آید بالاخره انتخاب با اعضای شورا است. مجری: درست است که اعضای شورای شهر باید رای بدهند، اما افراد پشت صحنه­ای که این فهرست را بستند بالاخره روی انتخاب شما تاثیر دارند؛ ببینید اصل، اعضای شورا هستند، یعنی به هر حال آنها می ­خواهند کار کنند و آنها از شهردار کار می­ خواهند و آنها می ­خواهند همراهی داشته باشند، طبیعتا آن سلیقه ای که طراحی کرده و اعضای شورا انتخاب شده اند، آن سلیقه در خود اعضای شورای هم وجود دارد و آن به نحوی در انتخاب شهردار جاری خواهد بود. مجری: زمانی که در انتخابات شورای شهر بحث می شد می گفتند فهرست های مختلف بسته شده است بخصوص فهرستی که الان رای آورده است، شهردار آن هم مشخص است از همان زمان هم صحبت شما بود که شهردار این فهرست آقای محسن مهرعلیزاده است؛ نه واقعاً اینطور نبود، فهرست در یک فرآیند مشخصی در شورای عالی اصلاح طلبان مطرح شد و وقت زیادی گذاشته شد، روی شاخص های مشخصی که تعریف شده بود از بین نزدیک 700 نفر به 21 نفر رسیدند و فهرست را بستند و آن زمان هیچ صحبتی از اینکه این فهرست به علاوه فلان شهردار، چنین چیزی نبود؛ مجری: می گویند شما اگر شهردار تهران نشوید ممکن است شهردار مشهد شوید، درست است؟ نه چنین چیزی نیست این دیگر خیلی شایعه است [می خندد] مجری: الان به غیر از شما چه افراد دیگری مطرح هستند در بین اعضای شورای شهر؟ بیشتر از بین اصلاح طلبان هستند؟ بگذارید من نام نبرم، اینها شایعه و گمانه زنی است اما بله، بدیهی است با توجه به اینکه کلیه 21 نفر منتخب شورای شهر تهران، همه از اصلاح طلبان هستند، الحمدلله با قوت خوبی هم انتخاب شدند طبیعتاً گزینه­ شان از میان مدیران مقبول اصلاح طلبان خواهد بود و این طبیعی است. مجری: آقای سالک عضو حزب ندای ایرانیان یک مصاحبه ای کرده بود که افرادی که عضو شورای شهر شدند، یک میثاق نامه ای را امضاء کردند که بند 16 آن می گوید هیچ کس از اعضای شورا نباید شهردار شود، الان ما می شنویم بعضی از گزینه ها، افرادی هستند که در شوراها انتخاب شدند، الان به این پایبند هستند یا ممکن است از افرادی که داخل شورای شهر باشند؟ طبیعتاً آنچه که داخل شورا بحث شده و من هم شنیدم از دور، بالاخره چون من عضو نیستم ببینم در آنجا چه می گذرد ولی بحث ها را می شنوم، این پایبندی به عهد در همۀ اعضای شورا وجود دارد؛ مجری: در همه فهرست ها بحث زیاد می شود چه این طیف و چه آن طیف، بخصوص بعد از اینکه آن طیف پیروز می شود برخی در هر طیفی یکسری حرف هایی می گویند و مطالب انتقادی می گویند، یکی از اعضای شورای شهر فعلی که از اصلاح طلبان هم بود ابراز می کرد که این فهرست که بسته شد قرار بود من در این فهرست بام ولی من چون 2 میلیارد تومان پول ندادم من را داخل فهرست قرار ندادند، چنین چیزی درست است؟ نه! به نظر من خیلی بی انصافی است، من واقعاً به عنوان کسی که عضو شورای عالی هستم و تمام صحنه ها را می دیدم و در همه لحظاتش هم بودم اولاً اصلاً چنین مبالغی هزینه نمی شود حتی در کلان، چه برسد به اینکه بخواهند از یک نفر چنین مبلغی را بگیرند، چه کسی این مبلغ را خواسته و از چه کسی خواسته است؟! اصلاً چنین چیزی درست نیست و نبود، من چیزی شنیدم که در این شایعات هم آمد و واقعیت این است در بستن فهرست از همان روز اول یک ویژگی های مشخصی تعریف شد، فرد چقدر تخصص دارد، چقدر تحصیلات دانشگاهی دارد، چقدر تحصیلات مرتبط با امور شهری دارد، حالا اینکه در فرآیند عمل ممکن است مثلاً نمره یکی به نظر خودش می توانست بیشتر از این باشد و معترض است، این یک مطلب دیگری است، در هر بستر سیاسی چنین اتفاقی می افتد. مجری: دو فهرست از اصلاح طلبان بیرون آمد؟ نه یک فهرست. مجری: البته یک فهرست آن کسانی که ناراضی بودند دادند؛ تا آنجا که من می دانم متاسفانه به لحاظ اینکه بعضی از اصلاح طلبانی که توقع داشتند در لیست قرار بگیرند گروه هایی تشکیل دادند و کارهایی کردند و چه حتی مثلاً بعضاً از طرف رقیب چنین اتفاقی ممکن است افتاده باشد، بیش از 50 لیست جعلی درآمد. مجری: ولی اصلاح طلبان در نخستین دوره شورای شهر حائز اکثریت آرا شدند و یک تجربۀ تلخی بود که شورا به پایان نرسید و جمع شد، به نظرم خودتان هم قبول دارید که باید بیشتر مراقبت کنید؛ بله همینطور است تذکر خیلی خوبی است و دوستان هم این بینش لازم را دارند که مراقبت هستند که خدای نکرده در رقابت های درون خودشان اتفاقی پیش نیاید که تجربیات شورای اول تکرار شود. مجری: اگر شورای شهر به آقای مهرعلیزاده رای بدهد به عنوان شهردار تهران، او می خواهد با شهر تهران چه کند؟ تهران معضلات کمی ندارد، ترافیک دارد، آلودگی هوا از مهر وجود دارد تا آخر زمستان و غیره، چه می خواهید بکنید؟ اول این است که بخش بسیار زیادی درخصوص مسائل مالی باید کار شود، بودجه ای که الان شهرداری تدوین کرده است برای سال 96 از نظر دسترسی و رسیدن به آن بودجه مقدار زیادی با آن واقعیت ها فاصله دارد، یعنی 17 هزار و خرده ای میلیارد تومان بودجه گذاشته شده است. براساس اعداد و ارقام بیش از 42 درصد این رقم از محل فروش مازاد تراکم است، هم فروختن مازاد تراکم واقعاً مشکل دارد با توجه به این تراکمی که از نظر ساختمان در تهران وجود دارد، ساخت و ساز و زندگی مردم و کوچه های تنگ و باریک، برج های چند طبقه به اندازه کافی، الان واقعاً تهران دارد خفه می شود چه برسد به اینکه مجوز بدهیم به اینکه اینها افزایش پیدا بکند؛ مجری: یکی از کارهای شما جلوگیری از اینها است؟ حداقل باید یکی از کارها این باشد که این کار را ادامه ندهیم منتها عدم ادامه ندادن این کار یعنی به دست نیاوردن نصفی از بودجه ای که شما نیاز دارید؛ مجری: اگر شما بیایید در شهرداری، شما و شورای شهر رابطه بهتری نسبت به شورای قبل با دولت دارید و به نظرم می شود بودجه بهتری هم بگیرید؛ به نظرم باید از دولت خواسته شود نصف این پول که نزدیک 8، 9 هزار میلیارد تومان است را دولت بدهد، دولتی که در طول سال 95 آنچه که توانست برای کل بودجه عمرانی تخصیص بدهد حدود 15 میلیارد تومان بود، یعنی دولت هم چنین مبلغی را ندارد؛ مجری: البته راه های دیگر درآمدزایی وجود دارد؛ بله؛ این از این طرف، از آن طرف هم مقدار زیادی شهرداری تهران بدهکار است در همین سال 95 که بودجه سال 96 تصویب شد، بیش از 21 هزار و خورده ای میلیارد تومان به شکل دیون دارد، این بدهی باید داده شود و خود این بدهی نزدیک 5/1 برابر بودجه است، گفته می شود علاوه بر این نزدیک 40 و خرده ای هزار میلیارد دیگر صورت وضعیت های نهایی نشده و پروژه های در دست اقدام است، به هر حال کارهایی است که شروع شده و این جمعاً با هم نزدیک 60 هزار میلیارد تومان است، یکی از کارهای مشکل شهردار آینده این خواهد بود که این پول را باید به یک نحوی تامین کند، از کجا؟ نمی تواند به مردم فشار بیاورد و نباید این کار را بکند. بایستی درآمدهای پایدار ایجاد شود مثلاً تبدیل تهران در یک مواردی به مرکزیت در منطقه، مثلاً یکی از برنامه هایی که بنده از چندین سال پیش دارم روی آن کار می کنم و کارِ بسیار خوب و ملی و ارزشمندی برای تهران می تواند باشد این است که در تهران یک مرکزیت بزرگی به عنوان مرکزیت نمایشگاهی و فروشگاهی محصولاتِ صنایع ساختمانی باشد نه برای کشور به منطقه بتواند سرویس بدهد، یعنی 300 شرکت یا حتی 400 شرکت که برندهای دنیا هستند و مصالح ساختمانی تولید می کنند آنها در یک مرکزیتی که چندین برج اداری و چندین هتل و نمایشگاه ایجاد می شود و دفترهایی برای خودشان دارند آنجا می نشینند و یا مثلا در دبی، در کرکوک، در ترکمنستان یا هر جای دیگر که همسایگان ما هستند در این 10، 12 کشور توسعه هم زیاد است و نیاز به ساخت و ساز دارند آن وقت مهندس مشاور آنها می آید وقتی طراحی کردند تا یک برجی بسازند با هواپیما می آیند اینجا می نشینند در آن مرکزیت که ارتباط دارند با 200، 300 تا سازندۀ مصالح ساختمانی از سیمان و میل گرد گرفته تا مصالح نهایی ساختمان مثلا کاغذ دیواری و هر چیز دیگری؛ ما مشابه همین را درخصوص درخصوص هاب برای تولید نرم افزار، جوانان ما خیلی مستعد هستند انصافاً در مورد مسائل نرم افزاری و کامپیوتری و طراحی نرم افزار در زمینه های مختلف جوانان ما خیلی مستعد هستند، الان مشابه این کار را هند انجام می دهد، حتی هند از این مطلب که با آمریکا اختلاف زمان دارد استفاده می کنند و شب ها که کامپیوترهای آمریکا در حال استراحت هستند و از آنها استفاده ای نمی شود، شب ها آنها را اجاره می کنند و با آن کامپیوترها کار می کنند و نرم افزار تولید می کنند و به خود آمریکا و کشورهای آمریکایی می فروشند، هر هاب بودنی یعنی هزاران نفر آمد و رفت، هواپیما، ورود و خروج، هتل، ساختن هتل ها و شهر آبادتر می شود و پول مردم می آید اینجا، به اندازۀ کافی خود تهرانی ها و خود ایرانی ها پول برای سرمایه گذاری دارند منتها چون ما الان زمینۀ آن را فراهم نکردیم این پول بیشتر می رود در برج سازی و بیشتر شهر را متمرکز می کند و بیشتر مشکلات ایجاد می کند. حالا فکر کنید این پولی که این سرمایه گذار صرفِ ساختن برج و افزایش تراکم روی کفِ خیابان ایجاد می کند، ما پول او را ببریم در تهیه واگن و همین 6، 7 خط مترویی که داریم 180 کیلومتر کلاً طول متروی ماست در زیر خیابانهای تهران، قطارهای آنها را به جای 700 تا، دو تا 700 قطار منتها با پول بخش خصوصی. الان چرا ما تراکم داریم؟ 1. خط کم است و 2، در همان خطهایی که موجود است قطار کم است برای همین 7، 8 دقیقه طول می کشد تا قطار بعدی بیاید مردم متراکم هستند، در دنیا این 7، 8 دقیقه 2 دقیقه است در ساعت پیک کمتر از 1 یا 2 دقیقه است، باید اینطوری باشد و مردم ناراضی نباشند و بروند استفاده کنند، قطار کم است و شهرداری هم پول ندارد قطار بخرد، دولت هم پول ندارد کمک کند، بخش خصوصی که وجود دارد. .....الان در کشوری مانند توکیو که خطوط مترو است شبکه ها و رنگ های مختلف همگی برای بخش خصوصی است مجری: جایی گفته بودید اگر به شهرداری بروید باید یک اتاق شیشه ای درست کنیم که همۀ اعمال و رفتار توی شهرداری زیر ذره بین باشد و مشخص باشد؛ نه اتاق شیشه ای، مثلاً چه اشکالی دارد اگر شهردار یک منطقه ای صبح تا شب که 20، 30 نفر به او مراجعه می کنند یک امتیازی می خواهند بگیرند یک پولی پرداخت می کنند آن هم در حسابهایش می نویسد، وقتی شما با این پول هیچ رابطۀ منفی ای ندارید، پول مشخصی است، مثلاً طرف می گوید دو طبقه را می خواهم سه طبقه بکنم اینقدر باید پرداخت بکند، این پول پرداخت شود و وارد سیستم شود ولی بعداً این مخفی کاری و نهان کاری های بی مورد ایجاد تردید می کند، مردم بدانند واقعاً شهرداری با چه معضلات مالی مواجه است بیشتر به شهرداری کمک می کنند. مجری: یک جایی گفته بودید برای جلوگیری از قانون گریزی در حوزه شهری باید نظارت شورای شهر افزایش پیدا بکند، این نظارت چگونه است؟ اصلاً شورا دو وظیفۀ اصلی دارد،یک تدوین مقررات و ضوابط و تصویب بودجه برای شهرداری، 2. نظارت بر اجرای آن، اینها خیلی مهم است، اگر آن سیستمی که می گویم اطلاعات و مسائل مالی و غیرمالی باید شیشه ای باشد این نظارت هم براساس آن در عمل اتفاق خواهد افتاد. مجری: ممکن است شما شهردار شوید و دستور تخریب پل صدر را بدهید؟ خیلی از معماران ماهر کشور، کسانی که مهندس معمار هستند و روی شهر و زیبایی شهر اظهارنظر می کنند به هیچ وجه این پل را با این سازۀ بتنی خشن در دید مردم و در معرض زندگی مردم را کار پسندیده ای از نظر معماری تشخیص نمی دهند من هیچ وقت این کار را نمی کنم که این پل را خراب کنم بالاخره هزینه های خیلی سنگینی صرف شده است ولی همه مقایسه می کنند مثلاً می گویند با این طولی که اتوبان صدر دارد می توانند 4 برابر بعضاً 8 برابر یا تونل یا مترو بسازند. مجری: شما با مردم زیاد ارتباط دارید الان مهمترین مشکل مردم چیست؟ مساله اقتصادی و معیشت است و اشتغال. به هر حال ما مشکلات انباشته ای داریم از زمان جنگ تحمیلی به این طرف، بعد دوران سازندگی، دولت اصلاحات، دوران بعدی کارهای زیادی انصافاً در زمینۀ اقتصادی شده است ولی مال چند مشکل جدی داشتیم به ویژه مشکل تحریم این مساله را مقدار زیادی تشدید کرد، چون وقتی راه برای صادرات باز نیست عملاً شما دنبال آن نمی روید مثلا می خواهند صادر بکنند نمی گذارند پول تکان بخورد، مسیر بانکی را بستند و نمی گذارند من صادر هم بکنم پولم برنمی گردد، بنابراین تولید برای صادرات هم که یکی از اهداف بسیار بزرگ برای اشتغال می تواند باشد آن هم متوقف می شود کسی برای اینکه بتواند محصولی را صادر کند و سرمایه گذاری بکند این کار را انجام نمی دهد. مجری: یک جایی گفته بودید اگر دولت به ویژه تیم اقتصادی خودش را با نیروهای به ویژه اصلاح طلب تقویت می کرد هماهنگ تر و قوی تر و یک دل تر رفتار می کرد و توقعات مردم سریعتر پاسخ داده می شد؛ نه گفتم تیم منسجمی نداشت، الان هم همین را می گویم؛ مجری: یعنی هماهنگ تر باشد؛ ببینید وقتی وزارت صنعت معدن و تجارت بالاخره عاملِ اجرایی این توسعه ها آن است، کسی که در صف اول پیش می رود، منتها به یک نحوی باید فکرمان و جهت گیری های آن با سیاستهایی که بانک مرکزی دارد، پشت سر، سیاستهایی که وزارت اقتصاد و دارایی دارد در مورد مالیات، گمرک و مسائل مختلف با هم هماهنگ باشند تا آن سیاستها پشتیبانی کنندۀ برنامه هایی باشد که مثلاً وزارت صنعت، معدن، تجارت یا مثلاً وزارت تعا ... ادامه ...

به گزارش بی باک نیوز؛ برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند. در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید. بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیم مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟ بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم. مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟ نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟ بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛ بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟ جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟ بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجف مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید. شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟ همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم. با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛ بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟ قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟ نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟ من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟ از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟ بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟ البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند. بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟ بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟ البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتی بله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟ مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟ بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟ بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟ خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاق ... ادامه ...

رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد.گروه سیاسی «تیتریک»؛برنامه تلویزیونی دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ امام خمینی(ره) این هفته به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی، کسی که از مسئولان جمهوری اسلامی و الآن هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه، آیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم، این رحلت جانسوز را به مردم خوب مان تسلیت می ­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمت ها را به قرآن و اسلام کرد، با رسول الله مأنوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید، آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال، به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مأنوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه، گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور، خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بودم، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله، در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام، من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تأمین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود، یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند، من با آقای باهنر که در قم بودیم، رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله، من کرمان بودم، آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است، مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم، 14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان است؛مجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همین طور است، من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مأمور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سؤال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سال ها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم، بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سؤال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الآن در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم، شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً، گفتم البته الآن حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیام های خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود، من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همین طور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم، امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود، اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یأس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الآن تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند، ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهم ترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند، مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند، مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند، آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رأی دادند، گفت 11 میلیون نفر به من رأی دادند.**هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در رأس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسئلۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الآن حس می کنم اینها با من هستند، مسئله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند، فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مأمور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه میشدند موحدی می خواهد ی ... ادامه ...

به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، محسن مهرعلیزاده از چهره­ های سیاسی اصلاح­ طلب و رئیس فدراسیون بین ­المللی ورزش های زورخانه ­ای و رئیس کمیته گردشگری اتاق بازرگانی تهران میهمان این هفته برنامه دستخط در سیمای جمهوری اسلامی ایران بود.متن کامل گفت وگو با وی در این برنامه به شرح ذیل است:مجری: قرار است شهردار تهران شوید! شایعات درست است؟مهرعلیزاده: خودتان در ابتدای کلام فرمودبد «شایعه»؛ شایعه که در تلویزیون مطرح شود دیگر شایعه...مجری: به هر حال مطرح شده اید؛مهرعلیزاده: بله، جزء اسامی که مطرح شده است هستم؛ با بعضی از اعضای محترم شورا هم صحبت­ هایی کرده ایم، حالا باید ببینیم چه پیش می آید بالاخره انتخاب با اعضای شورا است.مجری: درست است که اعضای شورای شهر باید رای بدهند، اما افراد پشت صحنه­ای که این فهرست را بستند بالاخره روی انتخاب شما تاثیر دارند؛مهرعلیزاده: ببینید اصل، اعضای شورا هستند، یعنی به هر حال آنها می ­خواهند کار کنند و آنها از شهردار کار می­ خواهند و آنها می ­خواهند همراهی داشته باشند، طبیعتا آن سلیقه ای که طراحی کرده و اعضای شورا انتخاب شده اند، آن سلیقه در خود اعضای شورای هم وجود دارد و آن به نحوی در انتخاب شهردار جاری خواهد بود.مجری: زمانی که در انتخابات شورای شهر بحث می شد می گفتند فهرست های مختلف بسته شده است بخصوص فهرستی که الان رای آورده است، شهردار آن هم مشخص است از همان زمان هم صحبت شما بود که شهردار این فهرست آقای محسن مهرعلیزاده است؛مهرعلیزاده: نه واقعاً اینطور نبود، فهرست در یک فرآیند مشخصی در شورای عالی اصلاح طلبان مطرح شد و وقت زیادی گذاشته شد، روی شاخص های مشخصی که تعریف شده بود از بین نزدیک 700 نفر به 21 نفر رسیدند و فهرست را بستند و آن زمان هیچ صحبتی از اینکه این فهرست به علاوه فلان شهردار، چنین چیزی نبود؛مجری: می گویند شما اگر شهردار تهران نشوید ممکن است شهردار مشهد شوید، درست است؟مهرعلیزاده: نه چنین چیزی نیست این دیگر خیلی شایعه است [می خندد]مجری: الان به غیر از شما چه افراد دیگری مطرح هستند در بین اعضای شورای شهر؟ بیشتر از بین اصلاح طلبان هستند؟مهرعلیزاده: بگذارید من نام نبرم، اینها شایعه و گمانه زنی است اما بله، بدیهی است با توجه به اینکه کلیه 21 نفر منتخب شورای شهر تهران، همه از اصلاح طلبان هستند، الحمدلله با قوت خوبی هم انتخاب شدند طبیعتاً گزینه­ شان از میان مدیران مقبول اصلاح طلبان خواهد بود و این طبیعی است.مجری: آقای سالک عضو حزب ندای ایرانیان یک مصاحبه ای کرده بود که افرادی که عضو شورای شهر شدند، یک میثاق نامه ای را امضاء کردند که بند 16 آن می گوید هیچ کس از اعضای شورا نباید شهردار شود، الان ما می شنویم بعضی از گزینه ها، افرادی هستند که در شوراها انتخاب شدند، الان به این پایبند هستند یا ممکن است از افرادی که داخل شورای شهر باشند؟مهرعلیزاده: طبیعتاً آنچه که داخل شورا بحث شده و من هم شنیدم از دور، بالاخره چون من عضو نیستم ببینم در آنجا چه می گذرد ولی بحث ها را می شنوم، این پایبندی به عهد در همۀ اعضای شورا وجود دارد؛مجری: در همه فهرست ها بحث زیاد می شود چه این طیف و چه آن طیف، بخصوص بعد از اینکه آن طیف پیروز می شود برخی در هر طیفی یکسری حرف هایی می گویند و مطالب انتقادی می گویند، یکی از اعضای شورای شهر فعلی که از اصلاح طلبان هم بود ابراز می کرد که این فهرست که بسته شد قرار بود من در این فهرست بام ولی من چون 2 میلیارد تومان پول ندادم من را داخل فهرست قرار ندادند، چنین چیزی درست است؟مهرعلیزاده: نه! به نظر من خیلی بی انصافی است، من واقعاً به عنوان کسی که عضو شورای عالی هستم و تمام صحنه ها را می دیدم و در همه لحظاتش هم بودم اولاً اصلاً چنین مبالغی هزینه نمی شود حتی در کلان، چه برسد به اینکه بخواهند از یک نفر چنین مبلغی را بگیرند، چه کسی این مبلغ را خواسته و از چه کسی خواسته است؟! اصلاً چنین چیزی درست نیست و نبود،من چیزی شنیدم که در این شایعات هم آمد و واقعیت این است در بستن فهرست از همان روز اول یک ویژگی های مشخصی تعریف شد، فرد چقدر تخصص دارد، چقدر تحصیلات دانشگاهی دارد، چقدر تحصیلات مرتبط با امور شهری دارد، حالا اینکه در فرآیند عمل ممکن است مثلاً نمره یکی به نظر خودش می توانست بیشتر از این باشد و معترض است، این یک مطلب دیگری است، در هر بستر سیاسی چنین اتفاقی می افتد.مجری: دو فهرست از اصلاح طلبان بیرون آمد؟مهرعلیزاده: نه یک فهرست.مجری: البته یک فهرست آن کسانی که ناراضی بودند دادند؛مهرعلیزاده: تا آنجا که من می دانم متاسفانه به لحاظ اینکه بعضی از اصلاح طلبانی که توقع داشتند در لیست قرار بگیرند گروه هایی تشکیل دادند و کارهایی کردند و چه حتی مثلاً بعضاً از طرف رقیب چنین اتفاقی ممکن است افتاده باشد، بیش از 50 لیست جعلی درآمد.مجری: ولی اصلاح طلبان در نخستین دوره شورای شهر حائز اکثریت آرا شدند و یک تجربۀ تلخی بود که شورا به پایان نرسید و جمع شد، به نظرم خودتان هم قبول دارید که باید بیشتر مراقبت کنید؛مهرعلیزاده: بله همینطور است تذکر خیلی خوبی است و دوستان هم این بینش لازم را دارند که مراقبت هستند که خدای نکرده در رقابت های درون خودشان اتفاقی پیش نیاید که تجربیات شورای اول تکرار شود.مجری: اگر شورای شهر به آقای مهرعلیزاده رای بدهد به عنوان شهردار تهران، او می خواهد با شهر تهران چه کند؟ تهران معضلات کمی ندارد، ترافیک دارد، آلودگی هوا از مهر وجود دارد تا آخر زمستان و غیره، چه می خواهید بکنید؟مهرعلیزاده: اول این است که بخش بسیار زیادی درخصوص مسائل مالی باید کار شود، بودجه ای که الان شهرداری تدوین کرده است برای سال 96 از نظر دسترسی و رسیدن به آن بودجه مقدار زیادی با آن واقعیت ها فاصله دارد، یعنی 17 هزار و خرده ای میلیارد تومان بودجه گذاشته شده است. براساس اعداد و ارقام بیش از 42 درصد این رقم از محل فروش مازاد تراکم است، هم فروختن مازاد تراکم واقعاً مشکل دارد با توجه به این تراکمی که از نظر ساختمان در تهران وجود دارد، ساخت و ساز و زندگی مردم و کوچه های تنگ و باریک، برج های چند طبقه به اندازه کافی، الان واقعاً تهران دارد خفه می شود چه برسد به اینکه مجوز بدهیم به اینکه اینها افزایش پیدا بکند؛مجری: یکی از کارهای شما جلوگیری از اینها است؟مهرعلیزاده: حداقل باید یکی از کارها این باشد که این کار را ادامه ندهیم منتها عدم ادامه ندادن این کار یعنی به دست نیاوردن نصفی از بودجه ای که شما نیاز دارید؛مجری: اگر شما بیایید در شهرداری، شما و شورای شهر رابطه بهتری نسبت به شورای قبل با دولت دارید و به نظرم می شود بودجه بهتری هم بگیرید؛مهرعلیزاده: به نظرم باید از دولت خواسته شود نصف این پول که نزدیک 8، 9 هزار میلیارد تومان است را دولت بدهد، دولتی که در طول سال 95 آنچه که توانست برای کل بودجه عمرانی تخصیص بدهد حدود 15 میلیارد تومان بود، یعنی دولت هم چنین مبلغی را ندارد؛مجری: البته راه های دیگر درآمدزایی وجود دارد؛مهرعلیزاده: بله؛ این از این طرف، از آن طرف هم مقدار زیادی شهرداری تهران بدهکار است در همین سال 95 که بودجه سال 96 تصویب شد، بیش از 21 هزار و خورده ای میلیارد تومان به شکل دیون دارد، این بدهی باید داده شود و خود این بدهی نزدیک 5/1 برابر بودجه است، گفته می شود علاوه بر این نزدیک 40 و خرده ای هزار میلیارد دیگر صورت وضعیت های نهایی نشده و پروژه های در دست اقدام است، به هر حال کارهایی است که شروع شده و این جمعاً با هم نزدیک 60 هزار میلیارد تومان است، یکی از کارهای مشکل شهردار آینده این خواهد بود که این پول را باید به یک نحوی تامین کند، از کجا؟ نمی تواند به مردم فشار بیاورد و نباید این کار را بکند، بایستی درآمدهای پایدار ایجاد شود مثلاً تبدیل تهران در یک مواردی به مرکزیت در منطقه، مثلاً یکی از برنامه هایی که بنده از چندین سال پیش دارم روی آن کار می کنم و کارِ بسیار خوب و ملی و ارزشمندی برای تهران می تواند باشد این است که در تهران یک مرکزیت بزرگی به عنوان مرکزیت نمایشگاهی و فروشگاهی محصولاتِ صنایع ساختمانی باشد نه برای کشور به منطقه بتواند سرویس بدهد، یعنی 300 شرکت یا حتی 400 شرکت که برندهای دنیا هستند و مصالح ساختمانی تولید می کنند آنها در یک مرکزیتی که چندین برج اداری و چندین هتل و نمایشگاه ایجاد می شود و دفترهایی برای خودشان دارند آنجا می نشینند و یا مثلا در دبی، در کرکوک، در ترکمنستان یا هر جای دیگر که همسایگان ما هستند در این 10، 12 کشور توسعه هم زیاد است و نیاز به ساخت و ساز دارند آن وقت مهندس مشاور آنها می آید وقتی طراحی کردند تا یک برجی بسازند با هواپیما می آیند اینجا می نشینند در آن مرکزیت که ارتباط دارند با 200، 300 تا سازندۀ مصالح ساختمانی از سیمان و میل گرد گرفته تا مصالح نهایی ساختمان مثلا کاغذ دیواری و هر چیز دیگری؛ما مشابه همین را درخصوص درخصوص هاب برای تولید نرم افزار، جوانان ما خیلی مستعد هستند انصافاً در مورد مسائل نرم افزاری و کامپیوتری و طراحی نرم افزار در زمینه های مختلف جوانان ما خیلی مستعد هستند، الان مشابه این کار را هند انجام می دهد، حتی هند از این مطلب که با آمریکا اختلاف زمان دارد استفاده می کنند و شب ها که کامپیوترهای آمریکا در حال استراحت هستند و از آنها استفاده ای نمی شود، شب ها آنها را اجاره می کنند و با آن کامپیوترها کار می کنند و نرم افزار تولید می کنند و به خود آمریکا و کشورهای آمریکایی می فروشند، هر هاب بودنی یعنی هزاران نفر آمد و رفت، هواپیما، ورود و خروج، هتل، ساختن هتل ها و شهر آبادتر می شود و پول مردم می آید اینجا، به اندازۀ کافی خود تهرانی ها و خود ایرانی ها پول برای سرمایه گذاری دارند منتها چون ما الان زمینۀ آن را فراهم نکردیم این پول بیشتر می رود در برج سازی و بیشتر شهر را متمرکز می کند و بیشتر مشکلات ایجاد می کند.حالا فکر کنید این پولی که این سرمایه گذار صرفِ ساختن برج و افزایش تراکم روی کفِ خیابان ایجاد می کند، ما پول او را ببریم در تهیه واگن و همین 6، 7 خط مترویی که داریم 180 کیلومتر کلاً طول متروی ماست در زیر خیابانهای تهران، قطارهای آنها را به جای 700 تا، دو تا 700 قطار منتها با پول بخش خصوصی، الان چرا ما تراکم داریم؟ 1. خط کم است و 2، در همان خطهایی که موجود است قطار کم است برای همین 7، 8 دقیقه طول می کشد تا قطار بعدی بیاید مردم متراکم هستند، در دنیا این 7، 8 دقیقه 2 دقیقه است در ساعت پیک کمتر از 1 یا 2 دقیقه است، باید اینطوری باشد و مردم ناراضی نباشند و بروند استفاده کنند، قطار کم است و شهرداری هم پول ندارد قطار بخرد، دولت هم پول ندارد کمک کند، بخش خصوصی که وجود دارد. .....الان در کشوری مانند توکیو که خطوط مترو است شبکه ها و رنگ های مختلف همگی برای بخش خصوصی استمجری: جایی گفته بودید اگر به شهرداری بروید باید یک اتاق شیشه ای درست کنیم که همۀ اعمال و رفتار توی شهرداری زیر ذره بین باشد و مشخص باشد؛مهرعلیزاده: نه اتاق شیشه ای، مثلاً چه اشکالی دارد اگر شهردار یک منطقه ای صبح تا شب که 20، 30 نفر به او مراجعه می کنند یک امتیازی می خواهند بگیرند یک پولی پرداخت می کنند آن هم در حسابهایش می نویسد، وقتی شما با این پول هیچ رابطۀ منفی ای ندارید، پول مشخصی است، مثلاً طرف می گوید دو طبقه را می خواهم سه طبقه بکنم اینقدر باید پرداخت بکند، این پول پرداخت شود و وارد سیستم شود ولی بعداً این مخفی کاری و نهان کاری های بی مورد ایجاد تردید می کند، مردم بدانند واقعاً شهرداری با چه معضلات مالی مواجه است بیشتر به شهرداری کمک می کنند.مجری: یک جایی گفته بودید برای جلوگیری از قانون گریزی در حوزه شهری باید نظارت شورای شهر افزایش پیدا بکند، این نظارت چگونه است؟مهرعلیزاده: اصلاً شورا دو وظیفۀ اصلی دارد،یک تدوین مقررات و ضوابط و تصویب بودجه برای شهرداری، 2. نظارت بر اجرای آن، اینها خیلی مهم است، اگر آن سیستمی که می گویم اطلاعات و مسائل مالی و غیرمالی باید شیشه ای باشد این نظارت هم براساس آن در عمل اتفاق خواهد افتاد.مجری: ممکن است شما شهردار شوید و دستور تخریب پل صدر را بدهید؟مهرعلیزاده: خیلی از معماران ماهر کشور، کسانی که مهندس معمار هستند و روی شهر و زیبایی شهر اظهارنظر می کنند به هیچ وجه این پل را با این سازۀ بتنی خشن در دید مردم و در معرض زندگی مردم را کار پسندیده ای از نظر معماری تشخیص نمی دهند من هیچ وقت این کار را نمی کنم که این پل را خراب کنم بالاخره هزینه های خیلی سنگینی صرف شده است ولی همه مقایسه می کنند مثلاً می گویند با این طولی که اتوبان صدر دارد می توانند 4 برابر بعضاً 8 برابر یا تونل یا مترو بسازند.مجری: شما با مردم زیاد ارتباط دارید الان مهمترین مشکل مردم چیست؟مهرعلیزاده: مساله اقتصادی و معیشت است و اشتغال. به هر حال ما مشکلات انباشته ای داریم از زمان جنگ تحمیلی به این طرف، بعد دوران سازندگی، دولت اصلاحات، دوران بعدی کارهای زیادی انصافاً در زمینۀ اقتصادی شده است ولی مال چند مشکل جدی داشتیم به ویژه مشکل تحریم این مساله را مقدار زیادی تشدید کرد، چون وقتی راه برای صادرات باز نیست عملاً شما دنبال آن نمی روید مثلا می خواهند صادر بکنند نمی گذارند پول تکان بخورد، مسیر بانکی را بستند و نمی گذارند من صادر هم بکنم پولم برنمی گردد، بنابراین تولید برای صادرات هم که یکی از اهداف بسیار بزرگ برای اشتغال می تواند باشد آن هم متوقف می شود کسی برای اینکه بتواند محصولی را صادر کند و سرمایه گذاری بکند این کار را انجام نمی دهد.مجری: یک جایی گفته بودید اگر دولت به ویژه تیم اقتصادی خودش را با نیروهای به ویژه اصلاح طلب تقویت می کرد هماهنگ تر و قوی تر و یک دل تر رفتار می کرد و توقعات مردم سریعتر پاسخ داده می شد؛مهرعلیزاده: نه گفتم تیم منسجمی نداشت، الان هم همین را می گویم؛مجری: یعنی هماهنگ تر باشد؛مهرعلیزاده: ببینید وقتی وزارت صنعت معدن و تجارت بالاخره عاملِ اجرایی این توسعه ها آن است، کسی که در صف اول پیش می رود، منتها به یک نحوی باید فکرمان و جهت گیری های آن با سیاستهایی که بانک مرکزی دارد، پشت سر، سیاستهایی که وزارت اقتصاد و دارایی دارد در مورد مالیات، گمرک و مسائل مختلف با هم هماهنگ باشند تا آن سیاستها پشتیبانی کنندۀ برنامه هایی باشد که مثلاً وزارت صنعت، معدن، تجارت یا مثلاً وزارت تعاون یا رفاه یا وزارتخانه کشاورزی که تولیدکننده هستند در یک سمت و سو باشند که در یک بستر مشخص و یک جهت گیری و استراتژیِ معینی حمایت کنند و جلو بروند، این انسجام و همسویی در تیم اقتصادی در دولت اول دیده نمی شد که امیدوارم این دورۀ حتما؛مجری: با جدا کردن وزارت صنعت، معدن تجارت به صنعت و معدن و بازرگانی به نظرتان؛مهرعلیزاده: کمک می ... ادامه ...

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش ایران خبر، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با ... ادامه ...

بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش آناج به نقل از فارس، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.* با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین ... ادامه ...

ارکستر سمفونیک صداوسیما که در دهه هفتاد به دستور رهبری تاسیس شد؛ این روزها وضعیتی را تجربه می کند که صحبت از تعطیل شدن یا نشدن آن است. برخی از نوازندگان ارکستر می گویند ارکستر تا اطلاع ثانویه تعطیل است اما مدیر مرکز موسیقی این سازمان تمام مسائل مطرح شده را تکذیب می کند. به گزارش خبرنگار ایلنا، در دوران طلایی فعالیت ارکسترهای صداوسیما (بعداز انقلاب57) یعنی دهه هفتاد؛ اکثر اهالی موسیقی گمان می کردند که بعدها مهمترین جریان های ارکسترال از درون این سازمان شکل خواهد گرفت. مهمترین ارکستر آن سال ها اکستر سمفونیک صداوسیما بود که با حضور موزیسین های توانمندی کار می کرد؛ اما کمتر کسی فکر می کرد تنها دو دهه بعد از شکل گیری ارکسترهای توانمند صداوسیما، این روند رو به اوفول خواهد نهاد.امروز آنچه از ارکسترهای این سازمان عریض و طویل باقی مانده تنها نامی کم رمق از ارکستر سمفونیک صداوسیماست. دیگر نه خبری از ابهت و هیمنه پیشین است و نه اثری از آثار فاخر و تاثیرگذار آن. تا آنجا که در سال های اخیر به ویژه در 5 ماه گذشته روایت های تلخی از موزیسین های قدیمی و جوان تر ارکستر سمفونیک صداوسیما شنیده می شود که نشان از پایانِ تلخ ارکسترها در تلویزیون دارد.همایون رحیمان که خود از بنیان گذاران ارکستر سمفونیک صداوسیما محسوب می شود، درباره نحوه شکل گیری این ارکستر به خبرنگار ایلنا گفت: من و آقایان بیگلری پور، نادر مرتضی پور و دکتر حسن ریاحی جزو بنیان گذاران ارکستر سمفونیک صداوسیما بودیم. شروع کار ارکستر بسیار خوب بود. بهترین نوازنده های ارکستر به تلویزیون می آمدند؛ فعال ترین ارکستر برای اجرای آثار فاخر و کلاسیک همین ارکستر بود. در زمان مهدی کلهر اوج کار ارکستر بود. تا زمان علی معلم دامغانی هم کارهای ارکستر خوب بود؛ اما بعد از علی معلم؛ مدیرانی در راس مرکز موسیقی قرار گرفتند که به آن لطمه زدند. به مرور زمان نیز وقتی نوازنده ها دیدند که ارکستر مانند گذشته فعالیت نمی کند از آن جدا شدند. تشکیل ارکستر سمفونیک صداوسیما با دستور رهبرآشنایی رهبری با شوستاکویچ و امیرف ما را شگفت زده کردرحیمیان درمورد نحوه شکل گیری ارکستر سمفونیک صداوسیما به خبرنگار ایلنا گفت: اگر اشتباه نکنمسال 1373 بود که رهبری به سازمان صداوسیما آمدند و ما سرود ملی را در فضای باز تلویزیون اجرا کردیم و ایشان هم از اجرا خوش شان آمد. آن زمان مدیر مرکز موسیقی صداوسیما آقای مهدی کلهر بود و نوازنده های خوبی در تلویزیون فعالیت می کردند. بودجه این ارکستر را نیز خود رهبری درنظر گرفتند. ایشان چند سال بعد بازهم به صداوسیما آمدند و تنها جایی که حدود یک ساعت نیم در آن حضور داشتند همین ارکستر سمفونیک صداوسیما و استودیو 103 بود. جالب اینکه در آن بازدید رهبری درباره شوستاکویچ و امیرف صحبت کردند که ما بسیار از این موضوع شگفت زده شدیم. در آن دیدار، ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی صداوسیما به اجرا پرداختند. بعد از اجرا، نوازنده ها روی زمین نشستند و مقام معظم رهبری؛ جناب آقای خامنه ای؛ برای اعضای ارکستر شروع به صحبت کردند. آن زمان صداوسیما حدود 14 ارکستر مختلف داشت. بعدها که آقای بیگلری پور فوت شد، ارکستر سمفونیک صداوسیما آرام آرام رونق خود را از دست داد. در این مدت هم که آقای سهراب کاشف به عنوان یک رهبر توانمند به ارکستر آمد؛ در واقع یک ارکستر نصف و نیمه را تحویل گرفت و درنهایت امروز دیگر شاهد تعطیلی این ارکستر هستیم.آیا ارکستر سمفونیک صداوسیما تعطیل شده است؟چند ماهی است که حرف حدیث های بسیاری پیرامون تعطیل شدن ارکستر سمفونیک صداوسیما شنیده می شود؛ به خصوص طی یک ماه نیم اخیر. آیا واقعا این ارکستر تعطیل شده؟ این سوالی ست که بسیاری از اهالی موسیقی درباره آن با تردید می اندیشند.یکی از اعضای ارکستر سمفونیک صداوسیما که نمی خواست نامش فاش شود، در گفتگو با خبرنگار ایلنا، در این باره گفت: ارکستر سمفونیک صداوسیما از میانه های اسفند ماه 1395 به دلیل نزدیک شدن به عید نوروز تعطیل شد و پس از عید به دلیل مشکلاتی که بیشتر پیرامون مسائل مالی بود، نوازندگان ارکستر را به حالت تعلیق درآوردند. متاسفانه در ارکسترهای ایرانی اعم از دولتی و خصوصی مشکلات اصلی پیرامون مسائل مالی است.وی در ادامه افزود: آخرین حقوقی که مرکز موسیقی صداوسیما به اعضای ارکستر سمفونیک خود پرداخت کرده؛ به اسفند ماه ۱۳۹۵ بازمی گردد. البته ما هنوز حقوق بهمن و اسفند ماه را دریافت نکرده ایم و بعد از آن هم ارکستر تعطیل بوده است. در اردیبهشت امسال نیز ارکستر سمفونیک صداوسیما سه جلسه تمرین برگزار کرد منتهی بسیاری از نوازندگان ارکستر به نشانه اعتراض به سطح بسیار نازل دستمزدهایشان اعلام کردند تا زمانی که این شرایط بهبود پیدا نکند در تمرینات شرکت نخواهند کرد.اینکه گفته اند از بهمن ماه حقوق نگرفته اند، صحت ندارداما محمدباقر معلم (رییس مرکز موسیقی صداوسیما) چیز دیگری می گوید. او به خبرنگار ایلنا گفت: حقیقت این است که ارکستر سمفونیک صداوسیما در اسفند ماه در سالن اجلاس سران نیز اجرا داشته است. در فروردین ماه نیز طبق عرف همه ساله، ارکستر تعطیل بوده است. در واقع تعطیلات ارکستر همواره در دو بخش بوده که یک بخش آن تعطیلات زمستانی بوده و بخش دیگر نیز در ماه رمضان قرار دارد که هیچ وقت ارکستر کار نمی کرده است. اینکه گفته اند از بهمن ماه حقوق نگرفته اند، صحت ندارد. سیستم حقوق نوازنده ها به این صورت است که معمولا نوازنده هایی که قرارداد دارند به تعداد دفعاتی که تمرین می کنند حقوق دریافت می کنند. حتی اگر تعطیلات بدون پیش بینی اتفاق بیفتد، پول این تعطیلات نیز پرداخت می شود. نوازنده ها در کل دو ماه حقوق معوقه داشتند که یک ماه آن در ابتدای اردیبهشت امسال پرداخت شد و ماه دیگر نیز در این ماه پرداخت می شود.ارکستر فعلا تعطیل شده، ظاهرا منتظر تصویب بودجه هستندبه دلیل سطح بسیار پایین دستمزدهای ارکستر؛ قصد همکاری با آن را ندارمشهرام رکوعی، یکی از اعضای باسابقه ارکستر سمفونیک صداوسیما نیز در این باره به ایلنا گفت: ما تا اواسط اسفند 1395 فعالیت داشتیم که از آن زمان به دلیل تعطیلات نورزوی، ارکستر نیز تعطیل شد. این تعطیلات در فروردین ماه نیز ا ... ادامه ...

من نوجوان 15ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالیها میدونن که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو 120دقیقه انجام بده بیاد خونه دیگه نایه راه رفتن نداره،لطفا خودتون رو معرفی کنیدو از سوابق ورزشی تان در سطح ملی و باشگاهی برامون بگوئید؟با سلام بنده مهرداد زهری متولد 30.6.56 هستم فوتبالم در زادگاهم در شهر فومن از تیم کشاوز فومن زیر نظر بهروز قبادی شروع کردم ، تقریبا میشه گفت در سنین نوجوانی بودم که در تیم جوانان کشاورز بازی میکردم بعد از یک سال بازی درتیم کشاورز در سال دوم به تیم جوانان هلال احمر رفتم که در آن مقطع همزمان در تیم بزرگسالان هلال احمر هم زیر نظر مربی و استادم مرحوم عطاالله صلاحی وحاج هادی خوش سعادت بازی میکردم بعد از حضور در تیم هلال احمر که تیم اول فومن بود پله های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری راطی کردم به تیم منتخب گیلان دعوت شدم ،تیم منتخب گیلان سکوی پرتاب من شد از آنجا بود که من به فوتبال ایران معرفی شدم در تیم منتخب گیلان که زیر نظر اردشیر پور نعمت که در حال حاضر مدرس afcوfifiaهستند بازیهای درخشانی انجام دادم با تیم منتخب گیلان به مسابقات کشوری در اهواز رفتم که در آن بازی ها توسط سرمربی تیم ملی نوجوانان ایران پرویز خان ابوطالب در یکی از بازی های منتخب گیلان که من در آن بازی دو تا گل زدم من رو انتخاب کردن برای حضور در اردوی تیم ملی نوجوانان ایران.در اردوی انتخابی تیم نوجوانان که تقریبا در حدود 140نفری از سراسر ایران دعوت شده بودند من در لیست نهایی 22نفره نوجوانان ایران انتخاب شدم ،بعد از نوجوانان ایران به تیم ملی جوانان ایران دعوت شدم و در مسابقات انتخابی مقدماتی جوانان جهان در کشور عربستان اول شدیم و آن گل معروف من را به عربستان زدم ، که بعد از زدن گل سجده شکر بجای آوردم و دست به دعا شدم بسوی پروردگار این صحنه شکرگزاری از سوی برنامه های ورزشی تلویزیون سالها در آیتم اول و آخر برنامه های ورزشی پخش میشد و ماندگار شد.بعد از تیم ملی جوانان به تیم ملی امید المپیک ایران دعوت شدم و در اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا باتیم ملی امید ایران زیر نظر ابراهیم قاسمپور وامیرخان قلعه نوعی قهرمان اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا شدیم .امافوتبال باشگاهی خودم را بعد از هلال احمر فومن در تیم سپیدرود رشت زیر نظر سرمربی تیم فریدون عسکر زاده ادامه دادم،در آن زمان در فومن تیم سپیدرود دو تا طرفدار داشت ،اولی دوست عزیزم علی فومنی بود که از طرفداران قدیمی و از ورزشی نویسان قدیمی استان و کشور بود،دومی، مرحوم رحیم نیک بین بود، این دو سپیدرودی همیشه به من روحیه میدادند و از من حمایت میکردن.بعد از یک سال بازی کردن در سپیدرود توسط فیروز کریمی سرمربی وقت بهمن تهران در سال 71 ، 72 بود که رفتم تهران و در بهمن بازی کردم که زیر نظر فیروز کریمی فرهادکاظمی مربیان من بودن در اون زمان همبازیان من در تیم بهمن تهران:محمد خاکپور، مارکار آقاجانیان،اصغر مدیر روستا ،حمیداستیلی ،نادر محمدخانی و فرهاد مجیدی و احمدسجادی (که یکی از قدیمی های باشگاه همای تهران بود) واکبر ابسالان و حسن خان محمدی و محمدرضا مهدوی بودند مربیان ما در رده پایه در رده امید مرحوم ناصراحمدی پور (سردبیرخبر ورزشی) بود، درتیم جوانان بهمن تهران صادق درود گر بود،بنده در هر سه رده بازی میکردم بعد توسط یه رفیق قدیمی من که از طرفداران و عاشقان ملوان بود آقای عظیم محمود نژاد با بهمن خان صالح نیا رفیق بودند بهمن خان با ایشان هماهنگی کردن و بنده به ملوان رفتم بعد از رفتن به باشگاه ملوان امکاناتی که ما در باشگاه بهمن داشتیم در ملوان نبود چیزی که وجود داشت عشق علاقه بود بعد از ملوان به تیم ملی جوانان رفتیم که محمد احمدزاده (مربی) و بهمن خان صالح نیا ی مربیان من بودند،بعد از 6سال بازی کردن در ملوان با اسطوره های این باشگاه مثل فرهاد پورغلامی،محمد حبیبی ،نادر عزت الهی بیژن شجاعی و مهدی حسنی مقدم همبازی بودمبعد از ملوان درسال 77که توسط ناصر خان حجازی بنده به استقلال رفتم چون سرباز بودم از سهمیه قهرمانان ملی استفاده کردم تا برای ادامه تحصیل دانشگاه بروم و هم برای تیم محبوبم استقلال بازی کنم که متاسفانه بخاطر خدمت سربازی بعد از چند ماه تمرین کردن با تیم استقلال توسط سردار عزیز محمدی رفتم فجرسپاسی در آن دوران من سردار عزیز محمدی را نمیشناختم یک شب در خانه محمد نوازی در نازی اباد بودیم که شخصی به نام سردار عزیز محمدی با منزل محمد نوازی تماس گرفتن و گفتند من سردار عزیز محمدی هستم مدیر عامل فجر سپاه ایران که بعدها رئیس سازمان لیگ شدن که بعد بنده رو به تیم فجر سپاسی بردن که در اونجا با مربی تیم حسن اقا سالمی کار کردیم که بهترین امکانات را به من دادن بعد از چند بازی که من بازیکن فیکس و یکی از بهترین گل زن های فجر بودم ،تغییراتی در کادرفنی تیم فجر انجام شد، مرحوم منصورخان پورحیدری و پرویز مظلومی سکان تیم فجر رو بر عهده گرفتند،من دوسال خدمت سربازی خودم رو در فجر بودم بعد از خدمت دوباره به تیم استقلال برگشتم که ربات صلیبی پای راستم اسیب دید اواخر سال 80دچار مصدومیت شدم که بعدش زانوی پای راستم رو عمل کردم در دوران نقاهت و ریکاوری بعد از عمل بودم که تصادف کردم و اون ماجرا ها اتفاق افتاد که چهار سال به خاطر دیه به زندان افتادم که بعد از چهار سال دوستایی صمیمی و رفیق های قدیمی من که سکان دار آنها حاج حبیب کاشانی مدیرعامل وقت پرسپولیس تهران و همبازیانی که در بهمن همبازی و مربیان من بودن مثل :مرحوم ناصرخان احمد پور(سردبیر خبرورزشی) صادق درودگر(نائب رئیس اتحادیه باشگاههای ایران) فیروز کریمی و حمید استیلی و محمدخاکپور و نادرمحمدخانی وعلی منصوریان واحمدرضاعابدزاده و یحیی گل محمدی و اسطوره پرسپولیسیها علی آقا پروین و مهدی مهدوی کیا و افشین پیروانی و جواد نکونام و رسول خطیبی اینها همه دست به دست هم دادن تیم ملی منتخب جام فرانسه 98 را که در بین مردم خیلی محبوب بودند را تشکیل دادند و در روز 7دی سال 87که در رشت بازی انجام شد و حتی ناصر خان حجازی که جزوه کادر فنی تیم ملی ایران در 98فرانسه نبود ولی به صورت (افتخاری) چون مربی بنده در تیم استقلال تهران بودند روی نمیکت تیم ملی 98نشست و حتی کمک مالی کردند تا آن بازی در رشت به داوری سعید مظفری زاده برگزار شد خواست خدا بود که مشکلات من پایان یابدو مراحل سخت زندگی ام رو بگذرونم .در ان بحران که در زندگی ام اتفاق افتاد بنده به اتفاق ی سری بازیکنان بومی و به لطف شهرداری وقت احمد آقا قدیمی شهردار وقت تیم شهرداری رو تشکیل دادیم ،در زمانی که من در زندان بودم با آقای دکتر احمد قدیمی شهردار وقت اون دوران و توسط اقا محسن منیرزاد رایزنی هایی رو انجام دادیم که ما امتیاز شرکت در مسابقات لیگ استانی رو بدون شرکت در مسابقات زیرگروه ومقدماتی میگیریم تا شهرداری و شورا هم راغب شود و هزینه کند برای تیم داری تا من بتوانم از زندان مرخصی ورزشی رای باز بگیرم و از زندان خارج شوم وبه فعالیت ورزشی (مربیگری)بپردازم، با اتحادیه باشگاه های ایران توسط صادق خان دروگر نایب ریس اتحادیه و سردار آجورلو رئیس اتحادیه باشگاههای ایران و رئیس وقت هیات فوتبال استان گیلان سیروس خان شاملی و آقا جمشید محمدی دبیر هئیت فوتبال که خیلی برای تشکیل اولیه تیم شهردای زحمت کشیدندهماهنگ کردیم ، همه بسیج شدند تا تیم شهرداری رو بدون حضور در مسابقات زیر گروه لیگ استانی ،بطور مستقیم در مسابقات لیگ دسته اول گیلان شرکت کند.در اولین سال حضور ما با کمک اقا محسن منیرزاد ، آقا رضا شکوری و سیدمحمد تقوی و شهردار وقت جناب دکتر احمد قدیمی تیم رو تشکیل دادیم. بازیکنان و کادر فنی که در مجموعه تیم قرار گرفتند یک ریال دستمزد و حقوق نگرفتند رفاقتی آمدند برای تیم زحمت کشیدند بدون چشمداشت مالی.ما توانستیم امکانات اولیه از قبیل البسه و توپ و یک مینی بوس اجاره ای برای ایاب و ذوهاب و رفتن در سر تمرینات و مسابقات را برای تیم شهرداری فراهم کنیم در دوره و زمانه ای که هیچکس مجانی فوتبال نمیکند هیچکدام از کادرفنی و بازیکنان درتیم حقوق ماهیانه ای دریافت نمیکردند و کسانی که در تشکیل اولیه تیم شهرداری دراون زمان همراه ما بودن همه با عشق علاقه کار انجام میدادن که این تیم تشکیل شود در اولین سال کل هزینه تیم شهرداری فومن 16ملیون تومان شد و حتی یادمه نیم فصل تیم شهرداری قهرمان شد شهردار وقت احمد اقای قدیمی اومدن در استادیوم برای دیدن بازی و گفتند من نفری 50 هزارتومان به همه اعضای تیم پاداش میدم ، دو بازی از نیم فصل دوم گذشت، به شهردار گفتیم قولی که به بازیکنان داده بودید برای پرداخت پاداش رو پرداخت نکردید، اقای قدیمی در جواب گفتن پول نداریم ، بنده بعنوان سرمربی تیم به ایشان یک پشنهاد دادم گفتم من پاداش بازیکنان و کادرفنی را از جیب خودم بدهم که بعدا"شما به من پرداخت کنید اقای شهردار قبول کردند و من در حدود 2ملیون به بازیکنان و کادر فنی پاداش دادم که بعد از شیش ماه پولم رو از شهرداری گرفتم . در همان سال اول تیم شهرداری رو قهرمان گیلان کردیم بهترینها از آن تیم شهرداری شدبهترین گل زن مسابقات بهترین بازیکن بهترین و با اخلاق ترین تماشاگران بهترین مربی استاندر سال دوم بنده که تیم رو قهرمان کرده بودم را از تیم کنار گذاشتند چون تیم شهرداری تازه برای خیلی ها انگیزه ایجاد کرده بود که ورود کنند و خودی نشان بدهند هئیت مدیر تشکیل شد و افراد جدید کادر جدید اومدن و گفتن شما رو نمیخوایم از جایی که فوتبال حرفه ای هستش بنده هم قبول کردم و گوشه رینگ نشستم و رفتم روی سکوها چون از جنس فوتبال بودیم نتوانستم بیکار بشینم و آکادمی فوتبالی بنام آکادمی فوتبال (ملی پوشان مهردادزهری فومن )را راه انداختم و در حال حاضر در مدرسه فوتبالم باعشق به کار آموزش نونهالان شهرم از 6سال الی 16سال مشغول هستم و تجربیات خودم را در سطوح مختلف ملی و باشگاهی را در اختیار نونهالان قرار میدهم واز این بعد هم ادامه خواهم دادپشتکارتون چطور بود که به این سطح از فوتبال رسید یه مقدار برای جوانان ما توضیح بدید ؟ از شانس خوب من در تیم منتخب گیلان استاد اردشیر خان پورنعمت مربی ام بودند،در تیم ملی نوجوانان افتخار پیدا کردم با پرویز خان ابوطالب به عنوان شاکرد کار کنم ، ایشون به عنوان مربی ومشاور و یک مدیر برنامه ایده آلی برای من بودند. یک دوره 15 روزه مربیگری رو گذراندم زیرنظر یک مربی برزیلی بنام الکساندره باروسو که ایشان استعداد یاب فدراسیون فوتبال برزیل بودن این مربی را باشگاه ملوان اورده بود زمان اقای درود گر و هدایتی که سکان ملوان رو داشتند،این دروه مربیگری برای فوتبال پایه بود، این مربی برزیلی تعریف میکرد که خیلی استعداد های که در فوتبال کشورمون یا تو فوتبال برزیل استعدادهایشان به هدر میرود وبه احسن تبدیل نمیشوند به دلیل عدم نداشتن برنامه ریزی درست و نداشتن مدیر برنامه خوب بوده است ، حالا شما قضاوت کنید که در فوتبال شما فومن چنین پتانسیلی وجود دارد؟ به جرات میتوان گفت که خیلی از استعدادهای ناب فوتبالی شهرمان به هرز رفتند چون برنامه ریزی و مدیر برنامه برایشان تعریف نشده بود به نظر من سطح فوتبالی که برای خود من تصور میکردم این نبود خیلی بالا بود بود،پستی و بلندی های زندگی و نداشتن مدیر برنامه و انتخاب درست تاثیر گذار بود، من تمرین میکردم ،تمرین میکردم، تمرین، با ممارست بعد از تمرینات تیم تمرینات اختصاصی برای خودم انجام میدادم و استراحت و تمرین و تغذیه و خواب استراحت به دور از همه حواشی فقط به فکر این بودم که باید فوتبالم رو ارتقاء بدم باید ببینم که من روزی که هلال احمر فومن بازی میکردم اون جا به نقطه ای رسیده بودم که تصورم این بود که باید برای پیشرفت هجرت کنم و باید دنبال تغییر باشم رفتم تیم مردمی سپیدرود، یکی از بهترین مهاجمان تیم سپیدرود بودم من یاد روز اولی که رفتم سپیدرور سید رضا بهشتی دوست و رفیقم به من گفت ،اینجا چهار تا مهاجم داریم، من هستم ،ایرج عملی و علی ناصح چهار تا مهاجم هست سر یک ماه نشد من نوجوان 15ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالیها میدونن که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو 120دقیقه انجام بده بیاد خونه دیگه نایه راه رفتن نداره،بعد از تمرین ب ... ادامه ...

سلامت نیوز: 227 تن از اساتید پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نامه ای اعتراضی به رئیس این دانشگاه ضمن گلایه از بی مهری های سالیان اخیر نسبت به خود، تهدید کرده اند چنانچه تا پایان تیرماه مشکل تاخیر 14 ماهه دستمزد و کارانه شان رسیدگی نشود بالاجبار اقدامات علنی اعتراضی انجام خواهند داد.به گزارش سلامت نیوز، در ادامه متن کامل نامه آمده است:باسمه تعالی" ما عُبِدَ بِشَی ءٍ اَفضَلَ مِن اداءِ حَقِّ المُؤمِنِ" امام جعفر صادق (ع)جناب آقای دکتر ایمانیهریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی شیرازبا سلام و احترامو با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مبارک، همانگونه که مستحضرید و بارها در جلسات متعدد و مکاتبات مکرر به حضرتعالی ذکر کرده ایم، اعضای هیأت علمی تمام وقت دانشگاه علوم پزشکی شیراز سالهاست که مورد بی مهری عمیق مقامات ارشد دانشگاه قرار گرفته و از حداقل حقوق قانونی خود که دریافت کارانه قانونی و شرعی می باشد محروم گشته و پرداخت بیمارستان ها به این عزیزان بیش از یکسال معوّق مانده است. اساتید و همکاران ما، با درک شرایط خاص کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و اشراف به تنگناهای اقتصادی کشور ، بزرگوارانه و فداکارانه مدت طولانی سکوت اختیار کرده و از هیچگونه همراهی و همکاری با مجموعه دانشگاه و وزارت متبوع دریغ ننمودند؛ اما اکنون با گذر از تمامی مراحل خطیر و پس از گذشت چهار سال از اجرای طرح تحول نظام سلامت که به حق منشاء برکات چشمگیری برای مردم و محرومین بوده، خواستار احقاق حقوق حداقلی خود در این زمینه میباشند.لذا، از جنابعالی به عنوان قائم مقام وزیر در استان، انتظار داریم به هر نحو که صلاح میدانید نسبت به تأمین منابع مالی و اولویت بخشیدن به پرداخت کارانه اساتید و پزشکان در اسرع وقت اقدام لازم صورت گیرد.در خاتمه، ضمن احترام همیشگی به حضرتعالی و اظهار همدردی با تمامی بیماران دردمند و مردم محروم جامعه، به استحضار می رسانیم: چنانچه تا پایان ماه جاری نسبت به تسویه حساب کامل مطالبات سال ٩٥ کلیه مراکز و بیمارستان ها اقدام عاجل و عملی صورت نپذیرد، از ابتدای تیرماه، اساتید تمام وقت دانشگاه بالاجبار اقدامات عملی اعتراضی خود رانسبت به این مساله مطابق با مذاکرات حضوری در جلسات، انجام خواهند داد .بدیهی است مسؤولیت شرعی، قانونی و اخلاقی مشکلات ایجاد شده متعاقب این تصمیم به عهده مسؤولین محترم نظام سلامت کشور و استان خواهد بود.پیشاپیش از همکاری و ... ادامه ...

هرچه به پایان زمان شورای چهارم و آغاز فعالیت شورای پنجم شیراز نزدیک می شویم، شایعات پیرامون فردی که قرار است کلید شهر به دست او سپرده شود، پررنگ تر می شود. کلید شهری که امروز با هفت سال قبل بسیار تفاوت کرده است. آفتاب نیوز : به گزارش ایسنا، طی هفته های پس از مشخص شدن نتایج شورای پنجم شهر شیراز، یکی از اولین مباحث مطرح در بخش های مختلف جامعه، تکلیف شهرداری شیراز بود؛ نقطه ای که شاید در نگاه اول سیبلی مناسب برای منتقدان و مخالفان محسوب می شد اما حافظه مردم شیراز نمی تواند از کنار تفاوت های امروز این کلانشهر در مقایسه با 5 سال قبل به راحتی عبور کند.گفت و گو با علی رضا پاک فطرت، در اتاق بزرگ شهردار شیراز، طبقه دوم ساختمان بلدیه که شاید تا پایان سال 97، موزه ای برای بازدید عموم مردم باشد، با هدف بیان بخشی از نقدهای طرح شده در ماه های اخیر بود؛ از نقدهای وارد بر کار سخت افزاری و لزوم پرداختن به مباحث نرم افزاری، تا پرونده هایی که چندماهی است برای شهرداری و مدیرانش به گزینه روی میز تبدیل شده و البته ماندن یا رفتن پاک فطرت ..عده ای به دنبال کار نکردن هستند و فعالیت نرم افزاری را بهانه می کنندایسنا: جدی ترین نقدی که به شما وارد می شود، سخت افزاری کار کردن شما است؛ اینکه شیراز فرهنگی را به شهری مملو از بتن و آهن و نمادهای سخت تبدیل کرده و نگاه نرم افزاری به شهر نداشته اید؟پاکفطرت: امروز همه می دانند، کار نکردن خیلی راحت تر از فعال بودن است؛ اینکه در یک اتاق راحت بنشینیم و به جای تلاشی محسوس و ملموس، بگوئیم باید برنامه ریزی کرد؛ نیاز به فعالیت های نرم افزاری داریم. بعضی ها اصالتا اهل کار نیستند چون برای کار کردن باید بیشتر جواب پس بدهیم تا کار نکردن.قطعا آنهایی که به عملکرد عمرانی شورا و شهرداری نقد دارند، اهل کار نیستند و می خواهند فعالیت های عمرانی را تعطیل کنند؛ اینکه شهر توسعه فیزیکی پیدا کرده و جمعیتش طی سال های اخیر افزایش داشته است، برای آنان ملموس نیست.کسانیکه می گویند کار نرم افزاری، فعالیت فرهنگی و ... تمام این ها زیرساخت می خواهد و زیرساخت هم یعنی کار عمرانی، یعنی بستری که بتوان اقدامات نرم را سامان داد، بشود کار فرهنگی کرد؛ وقتی در شهر یک فرهنگسرا یا مکان مناسب فرهنگی نباشد، کجا قرار است کار فرهنگی انجام دهیم؟اینکه طی این سال ها قریب به 5 هزار هکتار به شیراز اضافه شده، به معنای لزوم احداث راه های جدید، اندیشیدن در خصوص فضاهای مورد نیاز شهروندان و ... آنچه که در شیراز انجام شد، با برنامه و حساب شده بوده است.آیا منتقدان می دانند که 5 هزار هکتاری که به شیراز اضافه شد، فضاهای مرده روستایی و فاقد هرگونه امکاناتی بود؛ با جمعیتی زیاد. این محدوده اضافه شده به شیراز باغ ارم نبود. اگر این فضا به شیراز اضافه شد به دلیل این بود که دولت ها برنامه ای نداشتند.منتقدان می دانند طی این سال ها چه میزان اتومبیل به شیراز اضافه شد؛ چه درصدی از جمعیت شهر ما گواهینامه گرفتند و راننده شدند. اگر همین فعالیت های عمرانی نبود، مشکلات عدیده ای در تردد و تسهیل تردد داشتیم.البته شهرداری فقط پل و خیابان و معبر برای خودروها نساخت، در این سال ها مسیرهای دوچرخه سواری متعددی ایجاد شد؛ پیاده راه ها و مسیرهای سلامت مختلف تعریف و احداث شد.برنامه های پنجساله مبنای کار در شهرداری بوده استاگرچه تمام آنچه را که شهرداری اجرا کرد، براساس برنامه های پنج ساله مدون شده توسط شورای شهر بود؛ هیچ اقدامی را بدون برنامه ریزی انجام نداده ایم.نکته مهمی که باید گفت اینکه اگر طی سال های اخیر کارهای عمرانی به چشم آمد علت این بود که ما باید جبران کم کاری های گذشته را هم می کردیم؛ اگر در گذشته و به تناسب رشد شهر، با برنامه ریزی های علمی و بلند مدت، کار عمرانی شده بود، قطعا در این سال ها بخش عمده توان شهرداری معطوف به اقدامات عمرانی نمی شد.ما ابتدا باید در حد تناسب جمعیت و خودرویی که وجود داشته و هر روز به این شهر اضافه می شود، شهر را در بعد عمرانی ارتقاء بدهیم بعد جلوی گسترش حریم ها را بگیریم و آنوقت برنامه های نرم افزاری را قوت ببخشیم؛ البته امروز ما اعتقاد داریم شیراز یکی از زیباترین شهرهای کشور است.اقدامات نرم افزاری هم گام با فعالیت های سخت افزاری مد نظر بوده استایسنا: آیا همراه با اقدامات سخت افزاری، کارهای نرم افزاری قابل اجرا نبود، ایجاد فضاهای مناسب، المان ها و ...پاک فطرت: به تناسب، اقدامات نرم افزاری زیادی انجام شد؛ یکی از این اقدامات ایجاد مجمع خیرین فرهنگ ساز و شهرساز بود؛ ایجاد فضاهای فیزیکی برای آموزش فرهنگ شهروندی با عنوان فرهنگسرا، ایجاد بوستان هایی که در آنها مراکزی برای رشد معنویت و رشد آگاهی های شهروندی هم فراهم باشد.به ازای هر اقدام عمرانی، کارهای فرهنگی مختلفی هم انجام شده است؛ نباید اقدامات انجام شده در حوزه فرهنگی را نادیده گرفت؛ اینکه بگوئیم هیچ کاری انجام نشده، بی انصافی محسوب می شود.البته به خاطر داشته باشیم که امروز تمام کلانشهرهای جهان، سازه هایی تحت عنوان پل، تقاطع و ... به تعداد زیاد دارند، بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، پل های چندین کیلومتری و چند طبقه ایجاد کرده اند؛ این محدود به شیراز نبوده و نیست.زمانی شیراز را در همین مباحث با شهرهای بزرگ همسایه می سنجیدند و ایراد می گرفتند؛ حال که در این بخش اقدامات درخوری انجام شده، آن رامحملی برای وارد دانست نقد می دانیم.لزوم بازنگری و دقت در وظایف قانونی شهرداریایسنا: اما منتقدان معتقد هستند که کار عمرانی پل و تقاطع غیرهمسطح نیست.پاک فطرت: شهرداری فقط پل و تقاطع نساخت، در این سال ها به میزان تمام سال های گذشته پارک، فرهنگسرا، کتابخانه، محیط های فرهنگی مناسب، احداث کرد؛ اقداماتی که در این سال ها انجام شد با تمام سال های قبل از این برابری می کند، اما بعضی یاد گرفته اند بر روی واقعیت ها چشم ببندند.شهرداری در کنار تمام کارهای عمرانی که انجام داد، مباحث شهروندی را هم در نظر گرفت؛ اینکه امروز بوستان های متعدد، پیاده راه، باغ های خانواده و فضاهایی نظیر پارک کوهستانی دراک یا بام شیراز و ... احداث شده نشان دهنده توجه به مباحث فرهنگی، سلامت و شادی شهروندان است.اما شهرداری تاچه حد متولی کارهای فرهنگی در بخش نرم افزاری است؟ باید وظایف شهرداری را یک بار بررسی کنیم و ببینیم ذاتا شهرداری به عنوان چه مجموعه ای طبقه بندی می شود؟ از طرفی اگر شهرداری متولی فرهنگ است پس اداره ها و نهادهای فرهنگی نظیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری، تبلیغات اسلامی و ... چیست؟موضوع مهم دیگری که نباید از نظر دور داشت اینکه بحث ایجاد معاونت فرهنگی اجتماعی، از چه زمانی پررنگ تر شد؟ اگر شهرداری در این سال ها به مسائل فرهنگی اجتماعی توجهی نداشت چه دلیلی برای ایجاد و توسعه چنین معاونتی بود؟تفاوت رفتار شهروندی در شیراز محسوس استایسنا: آیا در حوزه فرهنگ شهروندی هم شهرداری وظیفه ای را عهده دار نیست؟پاک فطرت: برای اینکه در مورد هر عملکردی صحبت کنیم، باید شاخص های کمی و کیفی را در نظر بگیریم، باید ببینیم شهروندان شیراز امروز چه رفتارهایی را دارند و در گذشته چه رفتارهایی را داشته اند، به عنوان مثال در مورد تفکیک زباله، یا استفاده از دوچرخه، حتی موضوع زیبا نگه داشتن فضاهای شهری.اینکه امروز در شیراز مثل خیلی از شهرها، داشتن خودرو، سوار خودرو شدن و دور دور زدن، یا رفتارهایی نظیر این، یک پُز محسوب می شود، به شهرداری باز نمی گردد. البته ما بی تفاوت نبوده ایم، برنامه های متعددی را با نهادهایی نظیر آموزش و پرورش اجرا کرده ایم، یکی از برنامه ها که خروجی مناسبی هم داشته، شهر فرزانگان است.ما اعتقاد داریم که قرآن پایه تمام مسائل در زندگی است و بر همین معیار هم اقدامات شاخصی را در حوزه فرهنگ قرآنی برنامه ریزی و اجرا کرده ایم؛ بیان ریز برنامه ها و اعداد و ارقام، به نوعی می شود گزارش عملکرد؛ این باید در جای خودش ارائه شود و شهروندان هم مطلع باشند؛کمک به احداث و توسعه و بازسازی مساجد به عنوان اصلی ترین پایگاه های فرهنگی و فعالیت های فرهنگی و توجه به ایجاد و توسعه فرهنگسراها و برنامه ریزی برای اجرای فعالیت های آموزشی در این اماکن و ....یکی از مسائل مهم، ارتقاء سطح مطالبات مردم به لحاظ کمی و کیفی است؛ امروز دیگر هر اقدامی در شیراز و در نگاه شهروندان؛ به حساب نمی آید؛ انتظارات نسبت به مجموعه شهرداری بالا رفته و باید متناسب با این ارتقاء، فعالیت ها هم توسعه کمی و کیفی داشته باشد.شهرداری شیراز برنامه محور عمل کرده استایسنا: معتقد هستید که شهرداری شیراز برنامه محور بوده و براساس برنامه ای مشخص فعالیت ها را انجام داده است؟پاک فطرت: تردیدی نیست، از شورای سوم به بعد برنامه های پنجساله برای شهرداری تدوین شد و امروز ما در پایان برنامه پنجساله دوم هستیم و خوشبختانه افتخار می کنیم که بیش از 93 درصد از این برنامه را اجرا کرده ایم.براساس آنچه در تمام کشورها متداول بوده و هست، اگر یک نهاد یا دستگاهی بتواند 50 درصد از برنامه های تدوین شده را اجرایی کرده و به نتیجه برساند، فعالیت آن مجموعه موفق ارزیابی می شود. اینکه ما بیش از 90 درصد برنامه ها را اجرایی کرده ایم، به معنای چیست؟البته در این بین، بعضی از برنامه ها و فعالیت ها ابتکاری بوده، اما قبل از اینکه اجرایی شود حتما در شورا بررسی و تصویب شده است؛ موضوعی نظیر باغ های خانواده، این ابتکار شخص من بود، امروز هم می بینیم که مورد استقبال شهروندان قرار گرفته و تقریبا در تمام مناطق شهرداری مجموعه ای به عنوان باغ خانواده وجود دارد.در موضوع مباحث فرهنگی باید نکته ... ادامه ...

بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی در پ ژوهشی که به تازگی منتشر شده، ضمن بررسی تجربه موفق برخی کشورها در نحوه تامین مالی شهرداری ها، از سیاست های پیشنهادی در زمینه تسهیل دسترسی شهرداری ها به بازارهای مالی و منابع استقراضی رونمایی کرده استخبراقتصادی - بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی در پ ژوهشی که به تازگی منتشر شده، ضمن بررسی تجربه موفق برخی کشورها در نحوه تامین مالی شهرداری ها، از سیاست های پیشنهادی در زمینه تسهیل دسترسی شهرداری ها به بازارهای مالی و منابع استقراضی رونمایی کرده است. مرکز پژوهش های مجلس همچنین پیشنهاد داده که یک لایحه جامع در زمینه مقررات ناظر بر استقراض شهرداری ها توسط سازمان شهرداری ها تهیه و برای تصویب به هیات دولت و مجلس شورای اسلامی ارائه شود. در این گزارش علمی تصریح شده است: منابع مالی شهرداری ها همگام با افزایش وظایف شهرداری ها و تقاضا برای زیرساخت ها و خدمات شهری، افزایش نمی یابد. از این رو، حرکت شهرداری ها به سمت بازارهای مالی برای تجهیز منابع مالی برای تامین مالی پروژه های زیربنایی شهر و در مواردی پوشش کسری موقت بودجه جاری، امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. مساله کلیدی آن است که در غیاب بسترهای نهادی و قانونی مناسب و نظارت موثر دولت مرکزی و موسسات رگولاتور ذی ربط، امروزه شاهد انباشت بدهی های معوق شهرداری ها هستیم.مرور تجربه جهانی گویای آن است که ایجاد صندوق مالی مشترک شهرداری ها امروزه در جهان قرین موفقیت بوده است. مشارکت بخش خصوصی در این صندوق ها نیز تجربه موفقی از کار درآمده است. همچنین شهرداری ها در جهان امروز، برخلاف اوایل سده بیستم میلادی به دنبال تاسیس بانک های تخصصی خود نیستند. تجربه ایران بیانگر آن است که شهرداری ها به دلیل مواجه شدن با سرکوب مالی در نظام بانکداری کشور نمی توانند به تجهیز منابع مالی، در حد نیازهای خود دست یابند. همچنین بسترهای نهادی و قانونی الزام برای استقراض آنها از بازارهای مالی چندان فراهم نیست. در عین حال استقراض بی رویه برخی شهرداری های کلان شهرها موجب تشدید بحران مالی در سطح اقتصاد ملی و اقتصاد خرد شده است. در این گزارش بازوی پژوهشی مجلس، تلاش شده راهبردها و سیاست های مناسب برای تسهیل دسترسی شهرداری ها به بازارهای مالی ارائه شود. این راهبردها شامل موارد زیر است: 1- اصول اساسی و الزامات استقراض شهرداری ها، 2 - نحوه اندازه گیری ریسک اعتباری شهرداری ها و بهبود ارزش اعتباری آنها، 3 - نحوه اندازه گیری بار بدهی های شهرداری ها و ساختار بدهی آنها، 4 - ضرورت گزارش دهی مالی، افشای اطلاعات مالی و حسابرسی بیرونی شهرداری ها، 5- الزامات قانونی الزام برای تضمین بازپرداخت بدهی شهرداری ها، 6 - قواعد مربوط به تامین مالی پروژه های شهرداری، 7 - ضرورت تنظیم چارچوب های قانونی و مقرراتی لازم برای استقراض شهرداری ها و نظارت بر آنها. نیاز به ارزش اعتباریمرکز پژوهش های مجلس در این گزارش علمی، ضمن معرفی ابزارهای مالی، تصریح کرده است که شهرداری ها برای جذب منابع مالی نیازمند داشتن «ارزش اعتباری» هستند. این دیدگاه متضمن اصول تخصیص منابع براساس سازوکار بازار است. بدین معنا که شهرداری ها بر پایه قابلیت قبول پروژه ها و جوامع از منظر مالی اقدام به جذب سرمایه گذاری می کنند نه از منظر مطلوبیت اجتماعی پروژه ها. این دیدگاه علاوه بر این بر آن دلالت دارد که پروژه ها و متقاضیان منابع مالی باید از چنان جذابیتی برخوردار باشند که بتوانند با شقوق موجود دیگر برای سرمایه گذاران خصوصی رقابت کنند.جذب سرمایه خصوصی در شهرداری از طریق سیستم بانکی و بورس اوراق بهادار و افزایش میزان وام دهی بخش خصوصی برای تامین مالی زیرساخت های شهری، به دلایل مختلف مطلوب است. اول آنکه دولت های ملی و محلی منابع مالی محدودی در اختیار دارند. استقراض به شهرداری ها این امکان را می دهد که حجم سرمایه گذاری های خود را در مقایسه با تامین مالی پیش خود بیشتر کنند. دوم آنکه استقراض از بخش خصوصی با اصل عدم تمرکز در تصمیم گیری سازگاری کامل دارد. جوامع محلی بدین ترتیب می توانند اولویت های خود را تعیین کنند و برای تامین مالی سرمایه گذاری های موردنیاز به بازار سرمایه مراجعه کنند. سوم ... ادامه ...

شیرین صمدی مجری زن تلویزیون که سابقه اجرا در برنامه خانواده و... را دارد، به دلیل بازی در نمایش خواب خیس ماهی ممنوع التصویر شد؛ به گفته خودش. نمایش خواب خیس ماهی، به کارگردانی پویان درزی و با بازی نفیسه روشن، آیدا کنی و شیرین صمدی بزودی اجرا می شود. عکس های شیرین صمدی و سایر بازیگران نمایش خواب خیس ماهی را در ادامه ببینید. بازیگران نمایش خواب خیس ... ادامه ...

روزنامه ایران: مراسم افطاری این بار شلوغ تر بود. مدت نسبتا زیادی از اذان گذشته بود، اما رفت وآمدها هنوز ادامه داشت. هم اعضای حزب بودند و هم اعضای جدید شورای شهر. محسن هاشمی و غلامحسین کرباسچی هم در همان ورودی دور یک میز نشسته بودند. وعده گفت وگو به بعد از شام موکول شد. تا بدرقه ها و عکس یادگاری گرفتن ها تمام شود، ساعت خود را به ١١ رسانده بود. در حیاط تالار خانه معلم، محل افطاری حزب کارگزاران، با کرباسچی درباره موضوعات مختلف حول شهرداری تهران به گفت وگو نشستیم. از آنچه بر شهر گذشته تا آنچه باید در دستور باشد. ماحصل این گفت وگو را در پی می خوانید: نزدیک به ١٢ سال است که مدیریت اصولگرایانه بر شهر تهران (در شهرداری و شورای شهر) حاکم است. نقاط قوت و ضعف این مدیریت را به عنوان کسی که در مدیریت شهر تهران حضور داشته اید توضیح دهید.شورای شهر در این چند سال چندان در بحث های شهرداری تعیین کننده نبوده است، مگر مسائل موردی که حرفی یا شکایتی در کار بود. از لحاظ اداره، شهرداری به صورت غیرشورایی اداره شده است؛ یعنی شورا خیلی نقشی نداشته و در این مدت هم سؤال جدی یا بررسی جدی از عملکرد شهرداری نشده و شهرداری هم برنامه جدی برای اداره شهر مطرح نکرده است؛ بنابراین اگر بخواهیم مدیریت شهری را بررسی کنیم باید درباره مدیریت شهردار در این مدت بحث کنیم. خیلی نمی توان راجع به مدیریت شورای شهر صحبت کرد. . مقصود پرداختن به نقاط قوت و ضعف شهرداری است. آیا همگی ضعف بوده یا نقطه قوتی هم داشته است؟چند سال پیش هم درباره شهرداری این مسئله را گفتم؛ اگر بخواهیم مدیریت امکانات و بودجه شهرداری را در این چند سال با مدیریت های قبل از آن مقایسه کنیم، باید توجه کنیم که مثلا در یک دوره مدیریت ١٠ساله (٦٨-٧٨) بر شهرداری، مجموع بودجه ای که در تمام این سال ها در اختیار بوده چیزی حدود هزار میلیارد تومان است، درحالی که بودجه شهرداری در شرایط فعلی فقط در یک سال ۱۷ یا ۱۸ هزار میلیارد تومان است. در این مقایسه ببینیم آیا آن تحولی که امکان داشته یا انتظار می رفته اتفاق افتاده است یا خیر. در مدیریت پروژه، بحثی هست با عنوان «مهندسی ارزش». یعنی اینکه ببینیم در قبال امکاناتی که به کار گرفته شده، با همان ارزش چیزی ایجاد شده است؟ آیا نمی شد با امکانات و بودجه کمتر کار را پیش برد؟ به نظر من شهرداری از این جهت حسابی قابل نقد است. البته خیلی از پروژه ها هم بجا و خوب بوده است... . یکی از نقدهایی که همیشه به شهرداری آقای قالیباف می شود این است که شهر را خیلی گران اداره کرده است.این یک بخش قضیه است و گران اداره کردن یک بحث دیگر؛ اما نکته ای که درباره شهرداری مطرح است، این است که بخشی از پرو ژه ها و طرح ها غیرقابل برگشت است. به طور مشخص موضوعی که از اول هم دوستان ترافیکی درون شهرداری و هم بیرون از شهرداری به آن نقد داشتند، همین پروژه پل صدر بود و به تازگی دیدم یکی از استادان دانشگاه گفته بود بعد از چند سال باید این پل را جمع کرد؛ ولی واقعا این شدنی نیست؛ یعنی این پل سال های سال در شهر خواهد ماند و امکان برگشت ندارد. این مسئله که آیا شهر گران اداره شده یا ارزان قابل بررسی است، البته فکر می کنم به جای پرداختن به این مسئله در شورا و شهرداری جدید، باید بیشتر به این فکر کنند که اگر در مدیریت اشتباه و خطایی رخ داده، چطور می توان آن را تکرار نکرد، چراکه شاید برای آن چیزی که اتفاق افتاده، فرصت و فضای جبران نداشته باشیم. یکی از نقدهایی که به مدیریت قالیباف مطرح می شود بحث مقدار زیاد فروش تراکم بود، اگرچه این موضوع از زمان شهرداری شما شروع شد. از این منظر چقدر از نقدهایی که به قالیباف مطرح می شود، منصفانه است؟ و آیا شهرداری به جز فروش تراکم راه درآمد پایدار دیگری می تواند داشته باشد؟قبلا یک بار راجع به این مسئله صحبت کرده ام؛ ببینید اصلا اینکه بحث تراکم و عوارض تراکم چه بوده و به چه تبدیل شده، بحث خیلی مهمی است و خیلی از دوستان به ماهیت قضیه دقت نمی کنند. آن چیزی که در دوره شهرداری قبل اتفاق افتاد، طرح این موضوع بود که استفاده از زمین در تهران بهینه نیست. در شورای گسترش شهر تهران که به ریاست رئیس جمهوری و وزرای مسکن و شهرسازی، اقتصاد، کشور و رؤسای بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه برگزار می شد، بحث بر سر این بود که ما باید استفاده از زمین را در تهران بهینه کنیم. متوسط طبقات ساختمان ها در آن زمان در تهران یک ونیم طبقه بود درحالی که هم زمان در دمشق که از لحاظ شهری هم سنگ تهران بود، پنج طبقه می ساختند و معنای آن این بود که ما از زمین استفاده بهینه را انجام نمی دهیم و طبیعتا برای زیادشدن جمعیت شهر تهران مجبور به گسترش افقی شهر بودیم؛ اما شهر از جنوب و شمال و شرق و غرب ظرفیتی نداشت. با این مبنا اجازه داده شد تعداد طبقات در تهران افزایش یابد و عوارضی برای آن تصویب شد به نام عوارض تراکم؛ یعنی اینکه گفته می شود، فروش تراکم، در اصل فروش تراکم مطرح نبوده است، بلکه کسب عوارض قانونی برای ساخت وساز مطرح بود. کسی که در حد ۱۲۰ درصد حق خود می خواست ساختمان سازی کند، این کار را انجام می داد؛ اما کسی که بیشتر از آن می خواست بسازد، باید عوارضی پرداخت می کرد. آن عوارض در حسابی قرار می گرفت و به کارهای زیربنایی تهران اختصاص داده می شد. یعنی، شهر چون درحال گسترش بود، نیاز به فضای سبز، امکانات آموزشی، جاده، پل، مترو و... داشت و بنابراین پولی که از این طریق جمع می شد، نباید خرج امور جاری شهرداری می شد. این کار تداوم پیدا کرد. از سالی ۵۰۰ هزار متر تراکم اضافه شروع شد و نهایتا در آخرین سال به حدود چهار یا پنج میلیون متر رسید. تحلیل این بود که اگر برای ٢٥ سال آینده سالی حدود ٦٠، ٧٠ هزار واحد مسکونی در تهران از طریق افزایش طبقات اضافه شود، این حجم واحد مسکونی می تواند پاسخ گوی کمبود مسکن در ازای رشد طبیعی جمعیت در تهران باشد. از طرفی هم باید جلوی رشد مهاجرت به تهران را می گرفتیم. این روند منتهی می شد به یک حالت تعادل که در ٢٥ سال یک دور، خانه های قدیمی و بافت های فرسوده نوسازی می شد. اما در دوره های بعدی عوارض تراکم تبدیل شد به یک راه کسب درآمد. در سال های اخیر هم که بحث ساخت وساز ساختمان های تجاری رواج یافت. ما در بحث تجاری معتقد بودیم که در مرکز هر منطقه ای می توان مجموعه ای از واحدهای سازماندهی شده تجاری را داشت که مردم نیاز به سفرهای زیادی برای خرید نداشته باشند. اما اینکه در هر جایی و به این مقدار وسیع مجوز داده شود توجیه ناپذیر است. الان گفته می شود وقتی مجوزهای تجاری منطقه یک ساخته شود، هر فردی می تواند شب را در یک مغازه بخوابد! این آماری است که از خود شهرداری به من دادند. حتی بعضی از اعضای شورای شهر گزارش دادند بعضی جاها به جای اینکه مردم متقاضی باشند، شهر ... ادامه ...

لایحه استخدامی شهرداری ها به پیشنهاد مشترک وزارت کشور و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در تیرماه سال گذشته به تصویب هیات وزیران رسید و به مجلس شورای اسلامی ارسال شد اما پس از گذشت حدود یکسال هنوز این لایحه که به گفته معاون عمرانی وزیر کشور می تواند امکان ساماندهی وضعیت کارکنان شهرداری ها را در سراسر کشور فراهم کند در مجلس مورد بررسی قرار نگرفته است و سرنوشت آن نیز در ابهام قرار دارد. آفتاب نیوز : ساماندهی امور اداری و استخدامی شهرداری های کل کشور متناسب با جمعیت و لزوم انعطاف در پیش بینی مقررات متفاوت متناسب با تنوع و گستردگی وظایف شهرداری ها و نیز لزوم خروج امور استخدامی شهرداری ها از شمول قانون استخدامی کشوری مصوب سال 1345 که با توجه به سپری شدن زمان طولانی، در بسیاری موارد قابلیت اجرا و پیشبرد امور استخدامی شهرداری ها را ندارد از دلایل توجیهی ارسال این لایحه به مجلس عنوان شده است.در ماده واحده لایحه استخدامی شهرداری ها چه موضوعاتی عنوان شده است؟مقررات اداری و استخدامی شهرداری ها به تفکیک کلانشهرها (شهرهای با جمعیت یک میلیون نفر و بالاتر)، شهرهای مراکز استان با جمعیت کمتر از یک میلیون نفر و سایر شهرها با رعایت سیاست های کلی نظام اداری، بر اساس آیین نامه ای خواهد بود که توسط وزارت کشور با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و شورای عالی استان ها ظرف مدت شش ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون با توجه به تنوع، گستردگی و پیچیدگی وظایف شهرداری های مختلف تهیه و به تصویب هیات وزیران می رسد. بار مالی ناشی از اجرای آیین نامه موضوع این قانون نیز از محل درآمدهای قانونی شهرداری ها تأمین می شود.در ادامه این ماده واحده آمده است: از تاریخ لازم الاجرا شدن آیین نامه موضوع این قانون، تبصره(38) قانون بودجه اصلاحی سال 1343 کل کشور، ماده(12) قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب 1370 و اصلاحیه های بعدی آن در خصوص شهرداری ها، آیین نامه استخدامی شهرداری تهران مصوب 1358 و اصلاحیه های بعدی آن، لایحه شمول قانون استخدام کشوری درباره کارکنان شهرداری های سراسر کشور (غیر از شهرداری پایتخت) مصوب 1358 شورای انقلاب فرهنگی، آیین نامه نحوه تطبیق وضع مستخدمین شهرداری ها با قانون استخدام کشوری مصوب 1358 شورای انقلاب فرهنگی و سایر قوانین مغایر با این قانون لغو می شود.البته در روند بررسی این لایحه در مجلس شورای اسلامی نظر معاونت قوانین و همچنین معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه در مورد لایحه استخدامی شهرداری ها اعلام شده است. مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی نیز اظهارنظر کارشناسی درباره این لایحه را منتشر کرده است که در آن تاکید شده است: شواهد نشان می دهد شهرداری های کشور به دلیل کثرت و قدیمی بودن مقررات اداری و استخدامی خود با مشکلات متعددی در این زمینه و در نتیجه تبعات ناشی از آن مواجهند. آسیب هایی همچون عدم تناسب کمی و کیفی نیروی انسانی با نیازهای روز، نظام پرداخت غیرمتناسب برای جذب و نگهداری متخصصین و از سوی دیگر پرداخت های غیر مرتبط با عملکرد و کارآیی برای گروهی از افراد، تقسیم کار نامناسب بین واحدهای ستادی شهرداری ها و واحدهای مردمی و محلی و مواردی از این قبیل سبب شده تا بازنگری در فرآیند تدوین آیین نامه های اداری و استخدامی شهرداری های کشور با افزایش شفافیت در این حوزه و افزایش امکان نظارت صحیح شورای اسلامی شهر و شورای عالی استان ها بر روی عملکرد آنها بیش از پیش ضرورت داشته باشد.با توجه به کثرت قوانین و مقررات شهرداری های کشور که مشکلاتی را در اجرا به وجود آورده است و ضرورت بازنگری آن، ضمن موافقت با کلیات لایحه پیشنهاد می شود اصلاحات ذیل در متن این ماده اعمال شود.1-هرچند در مقدمه و متن ماده واحده قرائتی مبنی ... ادامه ...

نتایج سنجش محتوای طرح با راهنمای جهانی مالیه شهرداری ها جزئیات فرمول تغییر منبع تغذیه شهرداری از «تراکم فروشی» به «شارژ شهری» ۵۵آنلاین :بازوی پژوهشی مجلس با بررسی طرح «ایجاد درآمدهای پایدار برای شهرداری ها» پیش شرط «توقف شهرفروشی» را اعلام کرد. محتوای طرح نمایندگان، 7 دگرگونی مثبت همچون «تغییر افزایشی نرخ سه عوارض شهری و تعریف دو عوارض جدید» را برای مالیه شهرداری ها تدارک دیده است. مرکز پژوهش ها اعتقاد دارد تحقق کامل اهداف طرح، نیازمند «کاهش دوره ای سهم عوارض ساخت وساز و همزمان افزایش سهم ناچیز عوارض نوسازی تا 50 درصد بودجه شهرداری ها به عنوان الگوی جهانی شارژ شهری» است. مرکز پژوهش های مجلس طرح درآمدهای پایدار را در آستانه شکل گیری دوره جدید مدیریت شهری مورد بررسی کارشناسی قرار داد. به گزارش «دنیای اقتصاد» مجلس شورای اسلامی اواخر سال گذشته به دلیل تاخیر دولت در ارائه لایحه ای با همین عنوان و مضمون که در سال 92 تدوین شده و قرار بود اواخر سال 94 در هیات دولت تصویب شود به صورت موازی در دستور کار خود قرار داد و اکنون بنا دارد تکلیف بر زمین مانده برنامه پنجم را مبنی بر «تامین منابع پایدار برای شهرداری ها و اعمال ممنوعیت در ادامه تراکم فروشی و تغییر کاربری» بدون «انتظار بیشتر بابت اقدام دولت» به سرانجام برساند. تدوین لایحه و طرح درآمدهای پایدار شهری با اتکا به دو ماده قانونی صورت گرفته است. ماده اول مربوط به قانون بودجه سال 62 می شود که براساس آن دولت مکلف به ارائه لایحه خودکفایی شهرداری های کشور حداکثر ظرف مدت سه سال شده است. معلق ماندن اجرای این قانون و افزایش سهم عوارض ساختمانی در بودجه شهرداری ها سبب شد تا علاوه بر خودکفایی شهرداری ها، مساله ناپایداری درآمدهای شهرداری ها مورد توجه قرار گیرد. براین اساس در سال 89 قانون برنامه پنجم توسعه تکلیفی برای شوراها و شهرداری ها برای تدوین نظام درآمدهای پایدار شهرداری ها به تصویب رسید و براساس آن شهرداری ها مکلف شدند سهم درآمدی عوارض ساختمانی را کاهش دهند، سهم شهروندان در تعیین هزینه خدمات عمومی مشخص شود، عوارض ساخت وساز به عوارض بر مصرف تبدیل شود و همچنین دولت ضمانت اجرایی این تغییر و تحولات را لحاظ کند.اما با تاخیر دولت در ارائه لایحه درآمدهای پایدار، طرحی با همین عنوان اواخر اسفند 95 در قالب 23 ماده نوشته شد و در ابتدای سال جاری با امضای 71 نفر از نمایندگان مجلس اعلام وصول شد. این طرح به دنبال ایجاد تغییر و تحول مثبت در منابع درآمدی شهرداری ها برای عبور از چالش های موجود شهرها است که با اتکا به دو ماده قانونی تهیه و تنظیم شده است. هدف کلیدی این طرح قطع یا کاهش وابستگی شهرداری ها به تراکم فروشی به عنوان ناپایدارترین و مخرب ترین منابع مالی اداره شهر به ویژه در کلان شهرها است.این طرح به درخواست کمیسیون های اقتصادی، برنامه و بودجه، شوراها و عمران مجلس که در حال بررسی آن هستند مورد بحث و نقد کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس قرار گرفته است. این مرکز برای ارزیابی اولیه این طرح، به مقایسه محتوای آن با اصول مالیه شهرداری ها پرداخته است. منظور از مالیه شهرداری ها نحوه مدیریت منابع و مصارف شهری است که مرکز پژوهش های مجلس با استفاده از راهنمای جهانی تامین مالی شهرداری ها که سازمان ملل در سال 2009 اعلام کرده برای آن هشت ویژگی تعریف کرده است.این ویژگی ها شامل تخصیص بهینه منابع، یکسان کردن مالیات یا عوارض برای خدمات شهری با هزینه نهایی خدمات، تعیین و متناسب کردن عوارض با میزان مصرف خدمات شهری، پاسخگویی مدیریت شهری در برابر نحوه هزینه کرد عوارض دریافتی، شفافیت نظام درآمد و هزینه کرد و پایداری درآمدها است. علاوه بر این شهرداری ها باید به لحاظ مالی خودکفایی بیشتر و وابستگی کمتر به دولت مرکزی داشته باشند و درآمدها و منابع شهرداری باید تناسب قابل قبولی با جمعیت و فعالیت های اقتصادی شهر داشته باشد. همچنین شهرداری ها باید از طریق مالیه کارآمد قابلیت اثرگذاری بر کیفیت زندگی و بهبود محیط کسب و کار را داشته باشند و به همین منظور باید خلاقیت و نوآوری در تامین مالی را ارائه دهند و شهر را برای سرمایه گذاری جذاب کنند.با این وجود همان طور که کارشناسان شهری طی سال های اخیر عنوان می کنند بررسی های مرکز پژوهش های مجلس مشخص می کند مهم ترین مشکل نظام درآمدی شهر ها وابستگی بیش از حد به درآمد حاصل از ساخت وساز است که حداقل دارای چهار اشکال اساسی است. اشکال نخست این نوع درآمد شهری ناپایداری است و چون درآمدهای حاصل از این منبع وابسته به چرخه های اقتصادی مسکن است می تواند حجم آن تغییر کند و با نوسان همراه باشد. علاوه بر این امکان برنامه ریزی بلندمدت و منظم را برای دخل و خرج شهر سلب می کند. چراکه در دوره های رک ... ادامه ...

بدهی های دولت به شهرداری و بالعکس آن یعنی طلب های دولت از شهرداری در روزهای اخیر مرکز بسیاری از مجادله ها بوده است. برخی مسوولان شورای کنونی شهر تهران درحالی از عدم پرداخت بدهی های دولت اعتراض کرده اند که وزیراقتصاد دولت در واکنش به انها می گوید: اگر شهرداری مطالباتی از دولت دارد، به طور شفاف اعلام کند تا به آن رسیدگی شود اما هیچ ادعایی به طور کتبی و به همراه مستندات به این وزارتخانه ارسال نشده است.»خبراقتصادی - طیب نیا عنوان کرده بود که شهرداری تنها در رسانه ها ارقامی را به عنوان طلب خود از دولت مطرح می کند و استنباط ما این است که آنها براساس قوانین بودجه، این اعداد را مطرح می کنند درحالی که تحقق ارقام هزینه یی بودجه منوط به تحقق درآمدهاست و برای همه دستگاه ها به تناسب تحقق درآمد، تخصیص می یابد.وزیر اقتصاد در این نشست همچنین گفته بود که شهرداری تهران بیش از 6 هزار میلیارد تومان بدهی غیرجاری به بانک های دولتی دارد. این توصیفات نشان می دهد که مناسبات مالی دولت و شهرداری و به طور اولی تر تقسیم وظایف این دو نهاد دولتی از نظام قانونمندی و شفافی برخوردار نیست. مرکز پژوهش های مجلس طی یک مطالعه با بررسی وظایف و مناسبات مالی حاکم بر روابط این نهادها، پیشنهادهایی در زمینه بهبود و شفافیت کارکردها و اوضاع مالی آنها ارائه کرده است.کارشناسان بازوی پژوهشی مجلس معتقدند این نهاد درمعرض ورشکستگی است و «در صورت غفلت دولت و مجلس از این چالش ها به احتمال زیاد در آینده نزدیک شاهد بحران مالی شهرداری ها در کنار بحران مالی دولت، بانک ها و صندوق های بازنشستگی خواهیم بود.» الگوی مناسب مناسبات مالی مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی با عنوان «مالیه شهرداری ها؛ مناسبات مالی دولت و شهرداری ها»، به تعیین الگوی مناسب برای مناسبات مالی دولت با شهرداری های کشور پرداخته است.این گزارش معتقد است که برخی معضلات کنونی شهرداری ها مانند بدهی های انباشته و بی قاعده شهرداری های کلان شهرها، فروش بی ضابطه اموال شهرداری ها برای پوشش بازپرداخت اصل و فرع این بدهی ها و جبران کسری های مزمن بودجه شهرداری ها موجب شده که این نهاد درمعرض ورشکستگی قرار گیرد و «در صورت غفلت دولت و مجلس از این چالش ها به احتمال زیاد در آینده نزدیک شاهد بحران مالی شهرداری ها در کنار بحران مالی دولت، بانک ها و صندوق های بازنشستگی خواهیم بود.» به باور نویسنده گزارش به دلایل یاد شده و استیصال مالی شهرداری شهرهای کوچک، اجماع کاملی میان دولت و مجلس درمورد بی سروسامانی نظام مدیریت و درآمد و هزینه شهرداری ها وجود دارد و در ضرورت بازنگری بسترهای قانونی آن کمتر تردید وجود دارد. تقسیم وظایف دولت و شهرداریدر ادامه این گزارش وضعیت موجود تقسیم وظایف میان سطوح مختلف دولت و مناسبات مالی دولت و شهرداری ها در ایران ارزیابی شده است، با این هدف که چارچوبی منطقی برای ایجاد هماهنگی و یکپارچگی در روابط کاری و مالی ارائه کند.مطابق قانون شهرداری ها، وظایف شهرداری ها یا همان سطوح محلی دولت در ایران به طور خلاصه شامل مواردی مانند ایجاد و توسعه فاضلاب شهرداری، ترمیم خیابان ها و معابر، حمل ونقل، آتش نشانی، تاسیسات حفاظتی شهری، بهبود محیط شهر ... ادامه ...

از ارتفاعات که نگاه می کنی تا چشم کار می کند ساختمان می بینی. گویی این شهر تمامی ندارد، درست مثل مشکلاتش. انگار در تهران هیچ چیز پایان نمی پذیرد. حالا این ناتمامی ها به شهرداری رسیده است. پایتخت در انتظار شانزدهمین شهردار خود بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به سر می برد.به گزارش ایسنا، نام تهران که می آید هاله ای از دود، شلوغی و سروصدا مغز مخاطب را فرامی گیرد. هرچند پایتخت ایران زیبایی های منحصر به فرد خودش را هم دارد اما مشکلات ناتمام و تلنبار شده آن باعث می شود اداره اش کار چندان آسانی نباشد، با این وجود هنوز هم مدیریت بر این شهر یکی از وسوسه های سیاسیونی است که سودای بلندپروازی در سر دارند و برای نشستن بر صندلی مدیریت ساختمان خیابان بهشت رقابت می کنند.از روزی که میرزا عباس خان مهندس باشی بر صندلی مدیریت بلدیه پایتخت تکیه زد تا پیش از انقلاب اسلامی، ۴۲ نفر به شهرداری تهران رسیدند؛ از سیاسیون تا نظامی ها، از کاربلد تا نابلد. بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ تا برگزاری اولین دوره انتخابات شورای شهر و روستا (۱۳۷۷)، شهردار تهران توسط وزارت کشور انتخاب می شد. البته در سال های اولیه انقلاب، انتخاب شهرداران زیاد بر مبنای وابستگی سیاسی آن ها نبود و از طرفی عمر شهرداری ها چندان طولانی نشد.شهرداران کوتاه مدت بهشت پس از پیروزی انقلاب با افتادن قرعه مدیریت کشور به نام نهضت آزادی، محمد توسلی عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی به عنوان اولین شهردار تهران در نظام جمهوری اسلامی انتخاب شد. دانش آموخته رشته راه وترافیک تمایلات ملی-مذهبی داشت و به روشنفکران مذهبی آن دوران وابسته بود. عمر شهرداری توسلی با استعفای دولت موقت به پایان نرسید اما سرانجام اختلاف او با وزیر کشور دولت رجایی و برخی مقامات دولت منجر به استعفایش شد. بعد از توسلی، سیدرضا زواره ای حقوقدان دو هفته شهردار موقت تهران بود. این عضو حزب جمهوری اسلامی و حزب موتلفه که چندبار برای رئیس جمهور شدن تلاش کرد، با تفکر حمایت از مستضعفین تاکید می کرد که نباید میلیاردها تومان صرف مترو و بزرگراه ها شود و انصاف نیست به ساختن بزرگراه ها پرداخت. هرچند که زواره ای فرصت پیاده کردن تفکراتش را در شهرداری پیدا نکرد.در سال ۵۹ سیدکمال الدین نیک روش به عنوان سومین شهردار تهران بعد از انقلاب اسلامی هفت ماه مسئولیت داشت. دکترای برق دانشگاه میسوری آمریکا هم مثل بسیاری از مسئولین در اوایل انقلاب اولویت خود را بر رسیدگی به قشر محروم و مستضعف قرار داد و می گفت که مردم نباید راضی شوند دولت وجوهی را که باید در دورافتاده ترین نقاط کشور مصرف شود، صرف شهروندان تهرانی کند. او بعد از شهرداری تهران در دولت اول میرحسین موسوی مدتی وزیر کشور بود و شهردار بعد از خود را انتخاب کرد.چهارمین شهردار تهران غلام حسین دلجو است که از سال ۶۰ تا ۶۱ به مدت ۱۳ ماه کلیددار پایتخت بود. سخنرانی دلجو در اجلاس شهرداران پایتخت های کشورهای اسلامی به زبان عربی و قول هایی درباره خروج کلیه انبارهای بزرگ عمومی و خصوصی به خارج تهران، از جمله مواردی است که از این دکترای مدیریت دانشگاه علامه به یاد مانده است. او پست هایی در وزارت کشور و پست، تلگراف وتلفن داشته و مدتی مدیرعامل بیمه ایران هم بوده است.کلید شهر تهران ۹ ماهی هم در جیب محمدکاظم سیفیان بود. او که با عضویت در حزب ملل اسلامی پیش از انقلاب سابقه مبارزه و زندان رفتن را داشت، از ابتدای تاسیس دانشگاه امام صادق (ع) در کنار آیت الله مهدوی کنی بود و از راست های سنتی به حساب می آمد. نوع نگاه دینی این فوق لیسانس معماری را می توان در نامه نگاری اش با امام (ره) مشاهده کرد. او در نامه ای به رهبر کبیر انقلاب نوشت: «با سلام و تحیات، چون شهرداری تهران مصمم است به حول و قوه خداوند متعال نسبت به جلوگیری از احکام خلاف شرع که متاسفانه بعضا تاکنون ادامه داشته است و نیز اجرای احکام نورانی اسلام اقدام سریع به عمل آورد؛ چون در حال حاضر با توجه به گرفتاری شورای نگهبان و شورایعالی قضایی، شهرداری قادر نخواهد بود مشکل مردم را سریعاً از آن طریق حل نماید، لذا خواهشمند است اجازه فرمایید تا تعیین تکلیف قطعی از طرف شورای نگهبان و یا شورایعالی قضایی، به خاطر جلوگیری از توقف کار، حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمدی گیلانی حاکم شرع محترم دادگاه های انقلاب اسلامی به طور مستمر نسبت به مسائل مبتلابه شهرداری که مستقیما در رابطه با مردم می باشند، اظهارنظر فرموده و حکم شرعی که برای شهرداری لازم الاجرا باشد، صادر نمایند.»در پاسخ به این نامه، امام نوشتند: «همانگونه که نوشته اید، تا تعیین تکلیف قطعی از طرف شورای نگهبان و شورایعالی قضایی، جناب حجت الاسلام آقای محمدی گیلانی مجازند مشکلات شرعی شما را مرتفع سازند. ان شاءالله موفق باشید.»سیفیان در سال ۱۳۷۱ هم به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و در انتخابات مجلس جزو نامزدهای مستقل فهرست جامعه اسلامی اصناف و بازار تهران تهران بود. او همچنین در سال ۱۳۷۷ در اولین انتخابات شورای شهر تهران نامزد شد، که در نهایت به عنوان عضو علی البدل شورا انتخاب شد.بعد از سیفیان، حسین بنکدار چهار ماه به عنوان ششمین شهردار تهران خدمت کرد تا پس از او نوبت به سیاسیون برجسته تر برسد.جهنم اصلاح طلبان در بهشتبا حضور علی اکبر ناطق نوری در وزارت کشور دولت اول میرحسین موسوی بالاخره دوران شهرداری های کوتاه مدت در تهران به پایان رسید و محمدنبی حبیبی از اعضای اصلی حزب موتلفه اسلامی به عنوان هفتمین شهردار تهران انتخاب شد. شیخ نور راست گرا که حالا وزیر کشور شده بود رابطه خوبی با مذهبیون بازار داشت و حضور حبیبی در ساختمان خیابان بهشت خیال راست های سنتی را راحت می کرد. همین دلایل باعث شد تا این فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه تهران از سال ۶۲ تا ۶۶ (۴۴ ماه) کلیددار پایتخت باشد. هرچند با حضور علی اکبر محتشمی پور چپ گرا در وزارت کشور دولت دوم میرحسین موسوی بالاخره اختلاف چپ و راست دامن گیر حبیبی شد تا از سمتش کنار گذاشته شود.حبیبی که اکنون دبیر کل حزب موتلفه است تا زمان زنده بودن حبیب الله عسگراولادی همواره در سایه پیر موتلفه حرکت می کرد و یک فعال سیاسی همیشگی بود. مدیرعاملی پست جمهوری اسلامی، ریاست سازمان هواپیمایی کشوری، قائم مقامی بنیاد مستضعفان وجانبازان و استانداری خراسان، فارس و تهران از جمله مناصبی است که حبیبی بعد از شهرداری تهران به آن ها رسید. او در انتخابات مجلس نهم کاندیدا شد اما نتوانست به مجلس راه یابد.با برکناری حبیبی، این سیدمرتضی طباطبایی بود که توسط وزیر کشور وقت (علی اکبر محتشمی پور) به عنوان هشتمین شهردار تهران معرفی شد و از سال ۶۶ تا ۶۸ (۱۶ ماه) مدیریت شهری را به عهده گرفت. او برادر سیدصادق طباطبایی (همسر فرشته اعرابی-نوه دختری امام خمینی)، خواهرزاده امام موسی صدر، برادر زن سیداحمد خمینی و دارای مدرک مهندسی بود و به جناح چپ تمایل داشت.در سال ۶۸ و با ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، این عبدالله نوری بود که به وزارت کشور رسید؛ یکی از چپ های سفت و سخت آن ز ... ادامه ...

از ارتفاعات که نگاه می کنی تا چشم کار می کند ساختمان می بینی. گویی این شهر تمامی ندارد، درست مثل مشکلاتش. انگار در تهران هیچ چیز پایان نمی پذیرد. حالا این ناتمامی ها به شهرداری رسیده است. پایتخت در انتظار شانزدهمین شهردار خود بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به سر می برد. نام تهران که می آید هاله ای از دود، شلوغی و سروصدا مغز مخاطب را فرامی گیرد. هرچند پایتخت ایران زیبایی های منحصر به فرد خودش را هم دارد اما مشکلات ناتمام و تلنبار شده آن باعث می شود اداره اش کار چندان آسانی نباشد، با این وجود هنوز هم مدیریت بر این شهر یکی از وسوسه های سیاسیونی است که سودای بلندپروازی در سر دارند و برای نشستن بر صندلی مدیریت ساختمان خیابان بهشت رقابت می کنند.از روزی که میرزا عباس خان مهندس باشی بر صندلی مدیریت بلدیه پایتخت تکیه زد تا پیش از انقلاب اسلامی، ۴۲ نفر به شهرداری تهران رسیدند؛ از سیاسیون تا نظامی ها، از کاربلد تا نابلد. بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ تا برگزاری اولین دوره انتخابات شورای شهر و روستا (۱۳۷۷)، شهردار تهران توسط وزارت کشور انتخاب می شد. البته در سال های اولیه انقلاب، انتخاب شهرداران زیاد بر مبنای وابستگی سیاسی آن ها نبود و از طرفی عمر شهرداری ها چندان طولانی نشد.شهرداران کوتاه مدت بهشت پس از پیروزی انقلاب با افتادن قرعه مدیریت کشور به نام نهضت آزادی، محمد توسلی عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی به عنوان اولین شهردار تهران در نظام جمهوری اسلامی انتخاب شد. دانش آموخته رشته راه وترافیک تمایلات ملی-مذهبی داشت و به روشنفکران مذهبی آن دوران وابسته بود. عمر شهرداری توسلی با استعفای دولت موقت به پایان نرسید اما سرانجام اختلاف او با وزیر کشور دولت رجایی و برخی مقامات دولت منجر به استعفایش شد.بعد از توسلی، سیدرضا زواره ای حقوقدان دو هفته شهردار موقت تهران بود. این عضو حزب جمهوری اسلامی و حزب موتلفه که چندبار برای رئیس جمهور شدن تلاش کرد، با تفکر حمایت از مستضعفین تاکید می کرد که نباید میلیاردها تومان صرف مترو و بزرگراه ها شود و انصاف نیست به ساختن بزرگراه ها پرداخت. هرچند که زواره ای فرصت پیاده کردن تفکراتش را در شهرداری پیدا نکرد.در سال ۵۹ سیدکمال الدین نیک روش به عنوان سومین شهردار تهران بعد از انقلاب اسلامی هفت ماه مسئولیت داشت. دکترای برق دانشگاه میسوری آمریکا هم مثل بسیاری از مسئولین در اوایل انقلاب اولویت خود را بر رسیدگی به قشر محروم و مستضعف قرار داد و می گفت که مردم نباید راضی شوند دولت وجوهی را که باید در دورافتاده ترین نقاط کشور مصرف شود، صرف شهروندان تهرانی کند. او بعد از شهرداری تهران در دولت اول میرحسین موسوی مدتی وزیر کشور بود و شهردار بعد از خود را انتخاب کرد.چهارمین شهردار تهران غلام حسین دلجو است که از سال ۶۰ تا ۶۱ به مدت ۱۳ ماه کلیددار پایتخت بود. سخنرانی دلجو در اجلاس شهرداران پایتخت های کشورهای اسلامی به زبان عربی و قول هایی درباره خروج کلیه انبارهای بزرگ عمومی و خصوصی به خارج تهران، از جمله مواردی است که از این دکترای مدیریت دانشگاه علامه به یاد مانده است. او پست هایی در وزارت کشور و پست، تلگراف وتلفن داشته و مدتی مدیرعامل بیمه ایران هم بوده است.کلید شهر تهران ۹ ماهی هم در جیب محمدکاظم سیفیان بود. او که با عضویت در حزب ملل اسلامی پیش از انقلاب سابقه مبارزه و زندان رفتن را داشت، از ابتدای تاسیس دانشگاه امام صادق (ع) در کنار آیت الله مهدوی کنی بود و از راست های سنتی به حساب می آمد. نوع نگاه دینی این فوق لیسانس معماری را می توان در نامه نگاری اش با امام (ره) مشاهده کرد. او در نامه ای به رهبر کبیر انقلاب نوشت: «با سلام و تحیات، چون شهرداری تهران مصمم است به حول و قوه خداوند متعال نسبت به جلوگیری از احکام خلاف شرع که متاسفانه بعضا تاکنون ادامه داشته است و نیز اجرای احکام نورانی اسلام اقدام سریع به عمل آورد؛ چون در حال حاضر با توجه به گرفتاری شورای نگهبان و شورایعالی قضایی، شهرداری قادر نخواهد بود مشکل مردم را سریعاً از آن طریق حل نماید، لذا خواهشمند است اجازه فرمایید تا تعیین تکلیف قطعی از طرف شورای نگهبان و یا شورایعالی قضایی، به خاطر جلوگیری از توقف کار، حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمدی گیلانی حاکم شرع محترم دادگاه های انقلاب اسلامی به طور مستمر نسبت به مسائل مبتلابه شهرداری که مستقیما در رابطه با مردم می باشند، اظهارنظر فرموده و حکم شرعی که برای شهرداری لازم الاجرا باشد، صادر نمایند.»در پاسخ به این نامه، امام نوشتند: «همانگونه که نوشته اید، تا تعیین تکلیف قطعی از طرف شورای نگهبان و شورایعالی قضایی، جناب حجت الاسلام آقای محمدی گیلانی مجازند مشکلات شرعی شما را مرتفع سازند. ان شاءالله موفق باشید.»سیفیان در سال ۱۳۷۱ هم به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و در انتخابات مجلس جزو نامزدهای مستقل فهرست جامعه اسلامی اصناف و بازار تهران تهران بود. او همچنین در سال ۱۳۷۷ در اولین انتخابات شورای شهر تهران نامزد شد، که در نهایت به عنوان عضو علی البدل شورا انتخاب شد.بعد از سیفیان، حسین بنکدار چهار ماه به عنوان ششمین شهردار تهران خدمت کرد تا پس از او نوبت به سیاسیون برجسته تر برسد.جهنم اصلاح طلبان در بهشتبا حضور علی اکبر ناطق نوری در وزارت کشور دولت اول میرحسین موسوی بالاخره دوران شهرداری های کوتاه مدت در تهران به پایان رسید و محمدنبی حبیبی از اعضای اصلی حزب موتلفه اسلامی به عنوان هفتمین شهردار تهران انتخاب شد. شیخ نور راست گرا که حالا وزیر کشور شده بود رابطه خوبی با مذهبیون بازار داشت و حضور حبیبی در ساختمان خیابان بهشت خیال راست های سنتی را راحت می کرد. همین دلایل باعث شد تا این فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه تهران از سال ۶۲ تا ۶۶ (۴۴ ماه) کلیددار پایتخت باشد. هرچند با حضور علی اکبر محتشمی پور چپ گرا در وزارت کشور دولت دوم میرحسین موسوی بالاخره اختلاف چپ و راست دامن گیر حبیبی شد تا از سمتش کنار گذاشته شود.حبیبی که اکنون دبیر کل حزب موتلفه است تا زمان زنده بودن حبیب الله عسگراولادی همواره در سایه پیر موتلفه حرکت می کرد و یک فعال سیاسی همیشگی بود. مدیرعاملی پست جمهوری اسلامی، ریاست سازمان هواپیمایی کشوری، قائم مقامی بنیاد مستضعفان وجانبازان و استانداری خراسان، فارس و تهران از جمله مناصبی است که حبیبی بعد از شهرداری تهران به آن ها رسید. او در انتخابات مجلس نهم کاندیدا شد اما نتوانست به مجلس راه یابد.با برکناری حبیبی، این سیدمرتضی طباطبایی بود که توسط وزیر کشور وقت (علی اکبر محتشمی پور) به عنوان هشتمین شهردار تهران معرفی شد و از سال ۶۶ تا ۶۸ (۱۶ ماه) مدیریت شهری را به عهده گرفت. او برادر سیدصادق طباطبایی (همسر فرشته اعرابی-نوه دختری امام خمینی)، خواهرزاده امام موسی صدر، برادر زن سیداحمد خمینی و دارای مدرک مهندسی بود و به جناح چپ تمایل داشت.در سال ۶۸ و با ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، این عبدالله نوری بود که به وزارت کشور رسید؛ یکی از چپ های سفت و سخت ... ادامه ...

بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند فرزندان شان به جای رفتن به استادیوم های ورزشی و شنیدن الفاظ رکیک مسابقات ورزشی را از طریق برنامه های تلویزیونی مشاهده کنند. بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند فرزندان شان به جای رفتن به استادیوم های ورزشی و شنیدن الفاظ رکیک مسابقات ورزشی را از طریق برنامه های تلویزیونی مشاهده کنند. خانواده ها بعضاً معتقدند که نوع ادبیاتی ... ادامه ...

نشست خبری معاون سیما و مدیران شبکه های مختلف رسانه ملی برگزار شد.به گزارش خبرنگار ایلنا، در این نشست خبری که با حضور معاون سیما و مدیران شبکه های یک تا پنج و شبکه سحر برگزار شد، مرتضی میرباقری با اشاره به اینکه رویکرد سریال ها در تابستان ۹۶ توجه به اوقات فراغت مردم است، گفت: برای تایستان امسال ۴۳۱ فیلم سینمایی، ۹ سریال تولید داخلی، ۱۱۰۶ مسابقه، ۸۳۰ عنوان مستند، ۱۸۳ سریال در بخش تامینی، از شبکه های مختلف سیما روی آنتن خواهند رفت.معاون سیما اعلام کرد: ۵ سریال از شبکه های یک، دو، سه و پنج سیما در ایام تابستان روی آنتن خواهند رفت که این در مقایسه با سال گذشته دو برابر شده است.زین العابدین (مدیر شبکه ۵ سیما) نیز با اشاره به برنامه های این شبکه گفت: ۲۰ فیلمنامه سریال در مرحله ساخت قرار دارد که ۲ سریال به تولید رسیده است. پخش سریال آرامش به کارگردانی سعید سلطانی و سریال لژیونر به کارگردانی مسعود آب پرور به زودی آغاز می شود. برنامه رنگین کمان و برنامه صبحگاهی شبکه نیز احیا شده و پخش آنها آغاز شده است.مدیر شبکه پنج با اشاره به اینکه درباره کارآفرینی ماموریت های ویژه ای به این شبکه محول شده، گفت: قرار است طی ۱۰۰ برنامه با ۱۰۰ کارآفرین گفت وگو شده و از شبکه پنج پخش شود.مدیر شبکه سوم سیما نیز با اعلام برنامه های این شبکه گفت: برنامه هفت به زودی به شبکه سه برمی گردد و در یکی دو هفته آینده پخش خود را آغاز می کند. دو مجری برای اجرای این برنامه درنظر گرفته شده اما هنوز مجری برنامه به صورت قطعی مشخص نشده است.پورمحمدی در پاسخ به این سوال که گزینه های اجرا چه کسانی هستند با لحنی طنزآمیز گفت یادم نمی آید. وی ادامه داد: برنامه «حالا خورشید» به زودی از شبکه سوم سیما پخش می شود. این برنامه به دلیل مشکلات فنی آماده پخش نبود که با رفع این مشکلات به زودی روی آنتن می رود.پورمحمدی افزود: برنامه های «طبیب»، جادوی صدا، برنامه نوجوانانه «هواتو دارم» و برنامه ای برای جوانان به عنوان «نون جوونی» و چند برنامه ورزشی ازجمله برنامه های تابستانی شبکه سه سیما هستند.مدیر شبکه سوم سیما همچنین خبر داد: در تابستان امسال دو سریال پنچری و سری دوم لیسانسه ها پخش می شود.مرتضی میرباقری (معاون سیما) درباره انتقاد یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه صداوسیما واکنشی نسبت به حاشیه های نشست خبری سریال «زیر پای مادر» و توهین به خبرنگاران نداشته، گفت: ما قائل به این هستیم که شما امنای مردم هستید. ما از طریق شما علاوه بر مجاری دیگر با مخاطبان رسانه ملی مطالب خود را در میان می گذاریم. شاهد عینی این مطلب برگزاری دومین نشست خبری با حضور مدیران ارشد سیماست.میرباقری ادامه داد: بعضی دوستان مسایلی در نشست خبری این سریال مطرح کردند که شایسته این جلسه نبود. صداوسیما جهت گیری عملی خود را در این زمینه نشان داد و آن پاسخگویی به مطالبات خبرنگار ها بود. روش کاملا مشخص است و احترام به رسانه از سوی صداوسیما وجود دارد و این حق را برای اسباب رسانه قائلیم هرچه صلاح می دانند مطرح کنند.معاون سیما خاطرنشان کرد: معتقدم اصلا نباید نشست خبری سریال «زیر پای مادر» در آن وقفه زمانی برگزار می شد چون وقتی سریالی میانه راه قرار دارد به طور حرفه ای نباید نشستی برای آن برگزار شود چون گره های سریال همچنان باقی می ماند. از سوی دیگر ما نمی خواستیم به حواشی این جلسه دامن بزنیم هرچند تهیه کننده و عوامل این سریال از خبرنگاران عذرخواهی کردند.میرباقری همچنین در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه چه تعداد از فیلم های سینمایی پخش شده از صداوسیما جدید هستند، گفت: سالانه همه تلاش ما این است که ورود ۷۰۰ فیلم سینمایی که سال های اخیر ساخته شده اند را شناسایی و در طول سال پخش کنیم. مناسبت های مهم ما برای پخش این فیلم ها نوروز و تابستان است و برخی فیلم ها امسال نوروز پخش شد اما با نظرسنجی هایی که داشتیم بسیاری از مخاطبان در تعطیلات نوروزی فرصت تماشای این فیلم ها را نداشته اند بنابراین برای جلوگیری از اشراف و مضایقه فیلم هایی را که فرصت دیده شدنشان در نوروز نبود؛ در باکس بعدی پخش یعنی تابستان قرار دادیم.میرباقری همچنین در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه با توجه به دو اتفاق برنامه دعوت و استند آپ کمدی خندوانه مبنی بر اینکه آیا خط قرمزهای صداوسیما تغییر کرده، گفت: اتفاقی برای خط قرمزهای صداوسیما نیفتاده و کار بر روال خود پیش می رود. در سازمانی که یک میلیون ساعت برنامه روی آنتن می فرستد امکان وقوع مسایل مختلف وجود دارد.معاون سیما ادامه داد: آنچه در برنامه «دعوت» بین دو مجری برنامه اتفاق افتاد این بود که دوربین قرار بود بعد از دیالوگی که بین خانم و آقای مجری که همسر یکدیگر هستند؛ به سمت نورافشانی برود اما صحنه را نگه داشتند و کلمات تحریک آمیزی ذکر شد و این دو مجری به سمت هم حرکت کردند هر چند بعد درباره این اتفاق توضیح دادند که سهوی بوده و عذرخواهی هم کردند.وی تصریح کرد: دوستان بر عمدی ب ... ادامه ...

نویسنده: هادی عسگریحسن روحانی در پاسخ به انتقاد محمدباقر قالیباف در پاسخ به وضعیت شتاب رشد علمی و کیفیت آموزشی گفت: «چگونه می توان بر شتاب رشد علمی و افزایش کیفیت نظام آموزشی افزود و جایگاه علمی کشور را در عرصه جهانی ارتقا بخشید؟ وقتی از اینکه دعای ماه رمضان و ربنایی را که مردم به آن علاقه مندند پخش کنیم ابا داریم و پخش نمی کنیم چطور می توانیم به فکر تعالی علم و فر ... ادامه ...

به گزارش تهران پرس، سروری معتقد است که چهار سال اخیر دوران طلایی شهرداری و شورای شهر بوده و شهرداری علاوه بر اینکه در زمینه ساخت مترو رکوردزنی کرده، در حوزه ساخت مراکز فرهنگی و اجتماعی هم عملکرد قابل توجهی داشته است.این عضو شورای شهر هجمه های اعضای شورای پنجم علیه شهرداری تهران را ناشی از ناتوانی منتخبان شورای پنجم در برآورده کردن توقعات مردم و استمرار بخشیدن به فعالیت های قوی شهرداری تهران می دادند و به آن ها هشدار می دهد که اگر سیاسی کاری را چاشنی کار خود کنند و اسیر چالش های سیاسی شوند، سرنوشتی همانند شورای اول در انتظارشان خواهد بود.رئیس کمیسیون نظارت و حقوقی شورای شهر معتقد است که هرچند اعضای شورای پنجم از یک جریانند اما یکدست نیستند.وی همچنین انتقاداتی هم به نحوه برگزاری انتخابات شورای شهر در تهران و همزمانی این انتخابات با انتخابات ریاست جمهوری دارد و می گوید: ما این انتخابات را به دوقطبی های سیاسی به وجود آمده در انتخابات ریاست جمهوری باختیم؛ انتخابات شورای شهر اجتماعی است و نباید با ریاست جمهوری که پرچالش و سیاسی است همراه شود.مشروح این گفت وگو با پرویز سروری رئیس کمیسیون نظارت و حقوقی شورای شهر تهران پیش روی شما قرار داد:کاهش 4.5هزار میلیاردی اصلاحیه بودجه شهرداریشورای شهر را در چه وضعیتی تحویل گرفتید و کدام یک از نقاط ضعف شهر را در این دوره بر طرف کردید؟شوای شهر چهارم، از این نظر که دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب تقریبا به طور هم وزن در آن حضور داشتند یک شورای منحصر به فرد بود و رقابت سختی بین دو جریان وجود داشت؛ اولین اقدامی که طی یک فرآیند چالشی صورت گرفت این بود که هر دو جریان به یک توافق نانوشته رسیدیم که با رقابت سیاسی شهر از بین می رود و خدمت تبدیل به هزینه برای مردم می شود و بهتر است که رقابت های سیاسی را تبدیل به رقابت برای خدمت کنیم.در شش ماه اول شرایط خوبی بر شورا حاکم نبود و تنش های سیاسی پس از انتخاب شهردار وجود داشت اما پس از شش ماه تقریبا شرایط شورا کارشناسی شد و رقابت برای خدمت در شورا به وجود آمد و این دوران بسیار مفیدی در شورای شهر تهران بود.در این دوره تامین سرانه های مورد نیاز مردم نسبت به دوره های قبل چشم گیرتر است، در بحث حمل و نقل شاهد جهش خوبی بودیم و در موضوع مبارزه با انحرافات از برنامه کارهای خوبی انجام شد؛ روزی که ما شورای شهر را تحویل گرفتیم شهرداری علاوه بر متمم بودجه درخواست 5 هزار میلیارد تومان اصلاحیه هم داشت اما این مبلغ در آخرین دوره که سال گذشته بود به مبلغ 500 میلیارد تومان یعنی یک دهم رسید و متمم بودجه هم حذف شد و این نمایانگر انضباطی است که در شورا و شهرداری حاکم شد.شورای چهارم به نحو چشمگیری از قدرت نظارتی خود استفاده کرد و ابزار نظارتی مثل سامانه نظارتی کمیسیون نظارت و حقوقی شهرداری ایجاد شد که ما این سامانه را در اختیار شورای پنجم می گذاریم و دوستان شورای پنجم می توانند به راحتی تمام مصوبات چند دوره را به صورت دسته بندی شده در اختیار داشته باشند و این موضوع می تواند از طرح مسائل تکراری و مصوبات موازی جلوگیری کند؛ این اقدام بزرگی بود که در دوره چهارم شورای شهر انجام شد علاوه بر این شورای چهارم مصوبات خوبی هم داشت و شهرداری هم در این دوره، دوران طلایی خود طی کرد.فرار رو به جلو شورای پنجمحجم ساخت و سازها و اقدامات فرهنگی و اجتماعی که شهرداری تهران طی این چهارسال انجام داده نشان دهنده یک مجموعه پویا و پرتحرک است و شورای پنجم نگران است که نتواند این فضا را استمرار دهد و فضایی که امروز از شورای پنجم شاهد آن هستیم و اختلافاتی که بر سر انتخاب شهردار وجود دارد نشان می دهد که این شورا در دورن دچار چالش های جدی شده و به همین دلیل هم اعضای شورای پنجم استراتژی بدی را اتخاذ کرده اند؛ تخریب شهرداری و شورای شهر و عملکرد مثبت این دو مجموعه تخریب عملکرد نظام است و کسی که به این کارنامه مثبت ضربه می زند در واقع به کارنامه نظام لطمه وارد می کند و موجب ناامیدی مردم و سیاه نمایی می شود؛ نقاط قوت را نقطه ضعف جلوه دادن اخلاق ناپسندی است که امروز شاهد آن هستیم.علت این رفتار دوستان شورای پنجم این است که آن ها نگرانند که اگر نتوانند این کارآمدی را طی این دوره چهارساله از خود نشان دهند و این وضعیت مطلوب را استمرار بخشند مورد مطالبه مردم قرار می گیرند و به همین دلیل می خواهند اقدامات انجام شده را سیاه نشان دهند و این کار خطرناکی است؛ اعضای شورای پنجم باید به جای این کار درون خودشان انسجام ایجاد کنند، از سیستم کارشناسی قوی استفاده کنند و روند خدمت را استمرار بخشند چرا که مردم در آینده نزدیک شرایط را با حال و روز این روزهای شهر مقایسه خواهند کرد.دو کار بزرگ شورای چهارمبا توجه به نظارتی که به عملکرد شهرداری داشتید، عملکرد این مجموعه را چطور ارزیابی می کنید و چه نمره ای به آن می دهید؟در دنیا مجموعه ای که بیشترین ارتباط را با مردم دارد شهرداری ها هستند، مردم از تولد تا مرگ با شهرداری ارتباط دارند و هر روز به یک شکلی از خدمات آن استفاهد می کنند به همین دلیل وقتی سطح این تماس افزایش می یابد طبیعتا زمینه های تخلف هم بالا می رود و کنترل یک دستگاه 70هزار نفری کار سخت و مشکلی است و نظارت بر اینکه مجموعه هم کار بسیاردشواری است.ما در شورای شهر مجموعه دستگاه های نظارتی میدانی نداریم مثلا کمیسیون نظارت سه، چهار کارمند دارد و مابقی کارشناسانی هستند که مصوبات را بررسی می کنند و موضوعات حقوقی مختلفی که دارند را پیگیری می کنند. آن چند کارمند کمیسیون نظارت هم بعضا نیروی خدماتی هستند و نمی شود با این تعداد از یک مجموعه 70هزار نفری بازرسی میدانی کرد فلذا ما در شورای شهر بر فرآیندها نظارت داشتیم و اصلاح و بهبود رویه ها را انجام می دادیم و نقاطی که می توانست تولید تخلف را تحت نظر گرفتیم؛ علاوه بر این دو کار بزرگ در شورا انجام شد، یکی همین سامانه ای بود که راه اندازی کردیم و دیگری کار بزرگی بود که در محلات انجام دادیم و شناسنامه ای از همه ی مشکلات و معضلات مردم را تهیه کردیم و اقدامت موثری هم در راستای حل این مشکلات انجام شده است.مکاتبه بیش از دو هزار نامه برای حل مشکلات مردمما بیش از دو هزار نامه به سازمان های مختلف ارسال کردیم و حدود 30 درصد از این نامه ها به نتیجه رسیده است و ما به جای اینکه یک روند کند را در پیش بگیریم و بخواهیم چهارسال بدویم تا بدانیم در محلات چه خبر است مشکلات و معضلات محلات را به جمع آوری کردیم و شورای پنجم با استفاده از این سامانه می تواند از مشکلات مردم و اقداماتی که به نتیجه رسیده یا به نتیجه نرسیده است آگاه شود. به نظر من نمایندگان شورای پنجم باید ابعاد نظارتی شورا را تقویت کنند و از این سامانه که برای رفع مشکلات مردم است استفاده کنند؛ از دیگر اقدامات مثبتی ک در این دوره انجام شد مسئله اصلاح عدد k(عوارض از راسته های تجاری) بود که یک انضباطی در رفتار شهرداران و متولیان مناطق 22گانه تهران ایجاد کرد، هر چند این طرح در کوتاه مدت ممکن است منجر به کاهش درآمدهای شهرداری شود اما قطعا در دراز مدت منجر به ایجاد انضباط در شهرداری می شود.به صورت کلی در این دوره چهارساله اقدامات خوب و قابل توجهی در مجموعه شورا و شهرداری انجام شد و امیدوارم که دوره پنجم هم این روند را ادامه دهند.شورای اول کاملا سیاسی بود/شورای پنجم عبرت بگیرددر دوره های گذشته که سایر جریان های سیاسی بر شورا حاکم بودند شاهد انحلال شورای شهر بودیم، در این دوره این اتفاق رخ نداد و شورا به بهترین وضع ممکن اداره شد، دلیل انحلال شورا در آن دوره را چه می دانید و چه مسئله ای موجب شد که در این دوره شاهد چنین حوادثی نباشیم؟یک نکته اساسی در این زمینه وجود دارد و آن این است که هر کجا شورا در چالش های سیاسی اسیر شود و از ریل خدمت خارج شود آسیب می بیند.شورای اول که منحل شد یک شورای کاملا سیاسی بود و اگر به متن مذاکرات و مطالب نگاه کنید می بینید که شورا کارشناسی نبود و قسمت عمده وقت نمایندگان مصروف به موارد سیاسی شد به گونه ای که رهبری هم به این موضوع در دیداری که با ایشان داشتیم اشاره کردند.شما اگر هر کدام از شوراها را با شورای اول مقایسه کنید می بینید که ورود بحث های جناحی باعث تضعیف روند کارشناسی می شود و این سبب می شود موضوعات حاشیه ای در راس و اولویت های نمایندگان قرار گیرد.اگر مسائل کارشناسی اصل باشد در واقع مشکلات مردم اصل ... ادامه ...

سخنان دیروز حسن روحانی در جشنواره عمران سلامت محور اصلی بیشتر صفحات اول روزنامه های امروز ایران است. ضرب الاجل یک هفته ای مجلس به بانک مرکزی برای رسیدگی به مشکلات سرمایه گذاران موسسات غیرمجاز مالی و تایید کشته شدن سرکرده داعش از دیگر موضوعاتی بود که از نگاه روزنامه ها شایسته قرار گرفتن در صفحه اول شماره امروزشان است.علاوه بر ماجرای غم انگیز قتل آتنا اصلانی دختر ۷ ساله پارس آبادی، ادامه بحث ها و بررسی ها بر سر قرارداد توتال و نامه احمدی نژاد درباره بازداشت حمید بقایی نیز در بعضی روزنامه ها منکعس شده است.به گزارش تابناک، روزنامه های امروز چهارشنبه ۲۱ تیرماه در حالی روی پیشخوان مطبوعات رفت که سخنان روحانی بعد از یک هفته دوباره به تیتر یک صفحه اول آن ها تبدیل شد. روز گذشته رئیس جمهور که در جشنواره عمران سلامت سخنرانی کرده بود از لزوم نشاط در جامعه گرفته تا ساخته شدن موشک های شلیک شده در دولت سخن گفته بود. او همچنین در بخشی از سخنانش با اشاره به انتقادهای مطرح شده علیه دولت گفته بود اگر بنا بود با چهار تا فحش و شعار وزیر خارجه از میدان خارج شود، برجامی تحقق پیدا نمی کرد. برخی به وزیر خارجه در سایت ها و روزنامه هایشان توهین کردند، در مراسم ۲۲ بهمن در خیابان های تهران به وزیر خارجه توهین کردند. نباید به خاطر شعار یک عده ای از میدان خدمت خارج شود.بخش های مختلفی از سخنان رئیس جمهمور در روز گذشته در روزنامه های مختلف تیتر یک شده است. روزنامه ایران تیتر «روحانی: از کسانی که به ناحق بلندگوهای بزرگ دارند، نمی ترسیم» را برای گزارش سخنرانی روحانی انتخاب کرده است و در مقابل روزنامه جوان با رویکردی انتقادی بخش موشکی حرف ها او را تیتر یک کرده است. جوان همچنین در صفحه اول خود با درج عنوان «شریک موشک ها!» برای روتیتر این گزارش نوشته است» دولت بی تفنگ با تفنگ شد. اشاره روزنامه جوان به سخنان روحانی در ماه رمضان گذشته درباره دولت باتفنگ و دولت بی تفنگ و انتقادهای او به نحوه واگذاری ها به بخش خصوصی مربوط می شود که واکنش های زیادی را همراه داشت. روزنامه قانون نیز عنوان پاسخ موشکی را برای سخنان روحانی در نظر گرفته است. در حالیکه روزنامه اعتماد بخشی از سخنان روحانی که در آن گفته است نشاط حرام نیست را برجسته تر کرده است.از روزنامه اصولگرا روزنامه افکار نیز با تیتر کردن دولت با تفنگ و بی تفنگ نسبت به صحبت های دیروز روحانی واکنش نشان داده است و از تنافض در گفته های رئیس جمهور نوشته است. روزنامه کیهان، اما در واکنش به پاسخ نوبخت سخنگوی دولت دربرابر نقد ها به قرارداد توتال که به گفته کیهان تعبیر حرف مفت را استفاده کرده بود از آن انتقاد کرده است.حجتی، گزینه نهایی شهرداری تهرانفرهیختگان در گزارشی از آخرین وضعیت شورای شهر جدید و تصمیمات آن ها برای انتخاب شهردار تهران مدعی شده است بنا به اخبار دریافتی حجتی وزیر کشاورزی فعلی شهردار تهران خواهد شد. این روزنامه در گزارش خود نوشته است: با تصمیم اعضای شورای شهر تهران انتخاب شهردار تهران از بین اعضای منتخب منتفی شد و می توان با قطعیت گفت که احتمال حضور محسن هاشمی رفسنجانی که بالاترین رای مردم تهران را از آن خود کرده است، به صفر رسید؛ حذف شدن فردی که شاید با رای میلیونی مردم در تناقض باشد. بسیاری از کنشگران سیاسی اصلاح طلب بر این باور بودند که رای میلیونی مردم به محسن هاشمی تن ها و تن ها برای تصدی پست شهرداری تهران بوده است.نزدیک به دو ماه از برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر می گذرد و تا به امروز اعضای منتخب شورای پنجم تهران جلسات متعددی را به صورت دوستانه و غیرعلنی برگزار کرد ه اند. آنچه از برآیند جلسات منتخبان جدید شورای شهر تهران می توان عنوان کرد این است که آنان شاید مشخصه های عمومی شهردار آینده تهران و فرآیند انتخاب شهردار را تعیین کرده اند. باید گفت که شهرداری پایتخت به دلیل ساختار رسانه ای گسترده، بانک شهر و سازمان های بسیار ازجمله سازمان بازرسی شهرداری تهران، سازمان ورزش و تندرستی، سازمان بهشت زهرا، سازمان نوسازی، سازمان میادین میوه و تره بار، سازمان املاک و مستغلات شهرداری تهران، سازمان فرهنگی هنری و... بسیار با اهمیت بوده و نمی توان به سادگی از مدیریت بر آن گذشت.گزینه های شهرداری تهران تا روز گذشته فرصت داشتند برنامه و کادر پیشنهادی خود را برای شهرداری تهران ارائه دهند. این برنامه ها به مدت یک هفته قرار است توسط نامزد ها در جلسه شورای شهر مطرح شود و مورد بررسی قرار گیرد و ۲۸ تیر رای گیری خواهد شد و تعداد نامزد ها از پنج نفر به دو نفر می رسد و از بین این دو نفر، گزینه نهایی شهرداری برگزیده می شود؛ هرچند هردوی این افراد در اولین جلسه شورای شهر جدید حضور خواهند یافت و برنامه های خود را برای رای گیری نهایی اعضا اعلام خواهند کرد.اگرچه حزب کارگزاران سازندگی، حزب اتحاد ملت، حزب اعتماد ملی، حزب ندای ایرانیان، بنیاد باران، حزب همبستگی ایران، مجمع زنان اصلاح طلب، حزب اسلامی کار، انجمن اسلامی معلمان و... احزاب اصلاح طلبی هستند که نمایندگانی بین اعضای منتخب شورای شهر تهران برای دوره پنجم دارند، اما به نظر می رسد بازیگری و صحنه گردانی اصلی در شورای شهر جدید تهران در اختیار کارگزاران خواهد بود که اتفاقا بیشترین نمایندگان را هم در این جمع دارند. تا امروز می توان آقایان محمود حجتی، محمد علی نجفی، محسن مهرعلیزاده، محسن هاشمی و حسین مرعشی را جزء گزینه های مطرح و قطعی شورای شهر برای شهرداری تهران دانست؛ گزینه هایی که شاید با، اما و اگرهای بسیاری برای انتخاب آن ها همراه باشد. در همین راستا زهرا نژادبهرام منتخب شورای شهر تهران گفته است که «با توافق اعضای شورای پنجم شهر تهران کسی از شورا خارج نخواهد شد.»با توجه به اینکه روز گذشته آخرین فرصت ارائه برنامه از سوی پنج نامزد نهایی شهرداری تهران به اعضای منتخب شورای شهر تهران بود، طی گفت وگوی فرهیختگان با برخی اعضای منتخب شورای شهر و اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان مشخص شد که محمود حجتی گزینه نهایی شورا برای ساختمان بهشت است. محمود حجتی نجف آبادی سیاستمدار اصلاح طلب، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و وزیر جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ایران است. او در سال ۱۳۵۴ وارد دانشگاه کارشد که پس از انقلاب با دانشگاه صنعتی اصفهان ادغام شد، و در رشته مهندسی عمران فارغ التحصیل شد. با پیروزی انقلاب اسلامی وارد نهاد جهاد سازندگی کشور شد و پس از آن به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان انجام خدمت کرد. با شروع عملیات اجرایی عظیم سد کرخه به عنوان مدیر اجرایی این پروژه تا زمان بهره برداری ارائه خدمت کرد و در دوره اول ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی به عنوان وزیر راه و ترابری و دوره دوم به عنوان وزیر جهاد کشاورزی از مجلس رای اعتماد گرفت و تا پایان دولت در این سمت باقی ماند. با آغاز کار دولت یازدهم، حجتی بار دیگر برای تصدی وزارت جهاد کشاورزی توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد.جزییات قتل آتنای 7 سالهروزنامه قانون از تجمع مردم پارس آباد مغان در مقابل مغازه قاتل آتنا دختر هفت ساله ای که ۲۳ روز گذشته ناپدید شده بود خبر داده و در گزارشی در این مورد می نویسد: پیدا کردن قاتل آتنا اصلانی، دختر بچه ای که ۲۳ روز قبل در پارس آباد، یکی از شهرهای استان اردبیل ناپدید شده بود، احساسات اهالی پارس آباد را جریحه دار کرد. چنانچه در اقدامی خودجوش، گروهی از مردم شهر مقابل محل کار قاتل رفتند و مغازه او را به آتش کشیدند. سپس مقابل خانه او تجمع کرده و با فریاد، خواستار رساندن او به اشد مجازات شدند. فیلم تجمع مردم پارس آباد که اوج ناراحتی و التهاب آن ها را نشان می دهد، در شبکه های مجازی دست به دست می شود و بازتاب گسترده ای داشته است. ظهر یک شنبه ۲۸ خرداد سال جاری، آتنا زمانی که قصد داشت از پیش پدر دستفروش خود در یکی از خیابان های پارس آباد به خانه بازگردد، ناپدید شد، اما تلاش ها برای پیداکردن او ناکام ماند و پای تمامی ارگان ها و سازمان های مربوطه اعم از پلیس، آگاهی و هلال احمر به موضوع باز شد، اما نیروهای امداد و نجات نیز نتوانستند اثری از آتنای هفت ساله پیدا کنند. در فضای مجازی، مردم منطقه نیز به گم شدن آتنا با هشتگ های گوناگون مانند #آتنا- جان، سرعین- نیز- چشم انتظار- توست و #آتنا-جان، شهری- چشم انتظار- توست، واکنش نشان دادند و برای پیدا شدن آتنا، ابراز امیدواری کردند. تحقیقات پلیسی منجر به دستگیری چند مظنون در مورد گم شدن مرموز آتنا شد. در پایان با گذشت ۲۳ روز از گم شدن آتنا، یکی از متهمان این پرونده به قتل هولناک این دختربچه اعتراف کرد. اسماعیل ۴۲ ساله، در همان محله ای که پدر آتنا دستفروشی می کرد، یک کارگاه رنگرزی داشت و در روزحادثه هنگامی که آتنا از محل کار پدر خود به خانه بازمی گشته، او را ربوده و قربانی جنایت شوم خود کرده است. در پایان با اعتراف قاتل پرونده، تیمی از ماموران آگاهی برای پیدا کردن جسد، راهی خانه اسماعیل شدند و جسد آتنا را در حالی که در یک ظرف بزرگ داخل پارکینگ بود، یافتند. اعتراضات مردم پارس آباد به حدی بالاگرفته که دادستان به میان مردم آمد و آن ها را به صبر و آرامش دعوت کرد و به مردم پارس آباد قول داد عامل این جنایت هولناک به زودی مجازات خواهد شد. جسد آتنا برای تحقیقات جنایی در مورد چگونگی قتل به پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات همچنان ادامه دارد.اولتیماتوم مجلس به بانک مرکزیوطن امروز در گزارشی تحت عنوان اولتیماتوم یک هفته ای مجلس به بانک مرکزی از آخرین گفته ها و شنیده ها و تصمیمات رسمی درباره فرجام سپرده های مالباختگان موسسات اعتبار ... ادامه ...

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس این همایش با حضور سید موسی خادمی استاندار کهگیلویه و بویر احمد،اسد معانی معاون توسعه منابع و پشتیبانی سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور،ایرج ابصاری ذیحساب و مدیر امور مالی سازمان امور شهرداری ها و دهیاری های کشور،پژمان نیک اقبالی معاون عمرانی استانداری کهگیلویه و بویر احمد،عباس بهشتی روی فرماندار دنا و شهرداران استان کهگیلویه و بویر احمد و سایر مسئولین استانی و شهرستانی در شهر سی سخت برگزار گردید. شهرداران استان در این گرد همایی خواستار تصمیم گیری و اجرای کمیسیون ماده صد شهرداری ها و عملکرد کمسیون ماده صد در برخورد با تخلفات ساختمانی و موضوع درآمد پایدار شهرداری ها و مشکلات شوراهای اسلامی و شهرداری ها شدند. بنا بر این گزارش، اهم مطالبات شهرداران استان کهگیلویه و بویر احمد به شرح زیر می باشد:شهردار سی سخت: پیگیری اعتبارات سفر ریاست جمهوری به استان کهگیلویه و بویر احمد توسط سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور که بخش بیشتر روال اداری آن طی شده است ولی برای شهرداری ها هیچ مبلغی ارسال نشده است. تفاهم نامه ای بین میراث فرهنگی کشور و وزارت کشور بوده است مبنی بر محول کردن کلیه اماکن گردشگری موجود در حریم شهر به شهرداری ها که مکاتبات آن قبلا نیز به استان ما ارسال گردیده است ولی متاسفانه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان کهگیلویه و بویر احمد تنها آبشار یاسوج و چشمه بلقیس را جزء واجدین شرایط معرفی کرده است در صورتی که در شهر سی سخت نیز چند منطقه گردشگری که از شرایط لازم برخوردار هستند وجود دارد و انتظار همکاری بیشتر است. در بحث بدهی های دولت به شهرداری ها و در آن حوزه جهت جذب اعتبارات روال آن در استان به کندی طی میشود و گاهاً مبهم است؟شهردار یاسوج: تنها دلخوشی و امیدواری من در طول این دوره شخص استاندار بود چرا که همراه با هم و با تدابیر ایشان توانستم راه را طی کنم. قانون شهرداری ها دارای اشکالات زیادی است. به عنوان متهم صدها بار پشت در دفتر قاضی منتظر مانده ام. (تاکید به وجود برخی اشکلات در قانون شهرداری ها) در حیطه کاری وقتی به دادگاه احضار میشدم ذهنیت های بدی در جامعه برای من درست میشد (باز هم تاکید به وجود بعضی نواقصات درون قانون شهرداری ها) بیشترین دغدغه فکری من پرداخت حقوق کارکنان شهرداری بوده آنهم به مبلغ ۲/۵ میلیارد بدون اینکه منابع مالی برای شهرداری ها پیشبینی شده باشد. اگر دولت میتوانست حقوق پرسنل رسمی شهرداری ها را پرداخت کند دغدغه فکری شهرداران کم میشد. در طول این ۴ سال کمک نقدی سازمان شهرداری ها به شهرداری یاسوج ۱۳ م ... ادامه ...

عزت الله ضرغامی پس از سه سال دوری از صداوسیما درباره دوران ۱۰ ساله ریاستش بر این سازمان، معتقد است: فکر می کنم من به تنها مدیری معروف بودم که هرگز از هیچکس به خاطر حرف ها، تهمت ها و یا حرف هایی که خلاف بود، شکایت نکردم. در این خصوص من یک رکورد ۱۰ سال و نیمه را که رییس صداوسیما بودم حفظ کردم.رییس اسبق سازمان صداوسیما و عضو شورای عالی فضای مجازی در گفت وگو با ایسنا درباره حال وهوای این روزهای صداوسیما و همچنین فعالیت هایی که این روزها انجام می دهد، سخن گفت؛ اینکه در این سه سال، بیشتر تمرکزش بر فضای مجازی بوده است و فرصت اینکه بتواند در بخش های حرفه ای تمرکز داشته باشد و ارزیابی دقیقی از صداوسیما منتقل کند، نداشته است.محدودیت های صداوسیما را می دانمسید عزت الله ضرغامی درباره این وضعیت حال حاضر صداوسیما اظهار کرد: من فقط می توانم خدا قوت و خسته نباشید به همه بچه های رادیو و تلویزیون بگویم. چون محدودیت هایشان را می دانم و به مشکلاتشان واقف هستم. علیرغم همه این مشکلات زحمت می کشند و خیلی از اوقات بی توقع کارهای شایسته ای انجام می دهند، بدون اینکه بخواهند از امکاناتی که در اختیارشان است برای توجیه خودشان استفاده کنند.وی ادامه داد: از مظلومیت های عوامل و مدیران صداوسیما این است که کار زیاد می کنند، ولی به دلایل مختلف از امکاناتی که در اختیارشان است برای توجیه و تبیین کارشان استفاده نمی کنند؛ البته من در این سال ها بیشتر تمرکزم بر روی فضای مجازی بوده است و فرصت این را نداشته ام که بتوانم بر روی صداوسیما ارزیابی دقیق داشته باشم. در طول این مدت به صداوسیما هم نرفته ام؛ البته این توقف شکسته شد و من یکی ـ دو روز قبل برای ضبط برنامه «سینما یک» در دوره جدید به صداوسیما رفتم و به دوستان شبکه یک و مدیر محترم و عوامل خسته نباشید گفتم و راجع به فیلم مورد علاقه ام در این زمینه گفت وگو کردم.ضرغامی در ادامه درباره سازمان صداوسیما و سال هایی که در آن حضور داشته، معتقد است: در صداوسیما به تنها مدیری معروف بودم که هرگز از هیچکس به خاطر حرف ها و تهمت هایی که خلاف بود، شکایت نکردم و در این خصوص یک رکورد ۱۰ سال و نیمه را حفظ کردم.او تاکید کرد: در مدتی که در صداوسیما بودم از هیچ فرد، هیچ نهاد و از هیچ موسسه و رسانه ای شکایت نکردم؛ این در حا ... ادامه ...

محمد حسن آبادی در نشست خبری با اشاره به اینکه حوزه منابع انسانی شهرداری های کشور حدود ۳۰۰ هزار نفر را در بر می گیرد گفت: از این تعداد ۷۰ هزار نفر مربوط به شهرداری تهران و ۲۳۰ هزار نفر مربوط به سایر شهرداری ها می شود.وی با بیان اینکه ۱۲ نوع شکل همکاری با شهرداری ها وجود دارد گفت: قراردادهای رسمی، قراردادی، شرکتی، حجمی و … از انواع مدل های همکاری با شهرداری های کشور است و تعداد زیادی در هزار و ۲۴۳ شهرداری کشور مشغول به فعالیت هستند که خدمات آنها به طور مستقیم به مردم ارائه می شود.حسن آبادی با اشاره به مشکل قوانین استخدامی شهرداری ها گفت: از سال ۱۳۳۴ تاکنون قوانین ناسخ و منسوخ زیادی در حوزه منابع انسانی شهرداری ها به تصویب رسیده که باعث خلاهای قانونی در این زمینه شده است.وی ادامه داد: یکی از این مشکلات آن است که برای هر پست سازمانی مصوب در شهرداری های کشور ۳ تا ۵ برابر کارمند وجود دارد، همچنین بخش اعظمی از اعتبارات شهرداری ها صرف حقوق و مزایای کارکنان شهرداری ها می شود و گاهی این اعتبارات به پروژه های عمرانی نمی رسد.مدیرکل دفتر نوسازی و تحول اداری سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور با بیان اینکه ناکارآمد بودن و به روز نبودن ساختار سازمانی شهرداری ها برای تصدی وظایف جدید و اداره مناسب شهر یکی دیگر از مشکلات منابع انسانی شهرداری هاست، گفت: ۷۰ درصد کارکنان شهرداری ها دارای مدارک تحصیلی دیپلم و زیر دیپلم هستند همچنین جذب نیرو در شهرداری ها به صورت غیررسمی و بر اساس توصیه انجام شده و در یک شرایط رقابتی سالم انجام نمی شود و بلاتکلیفی وضعیت استخدامی از دیگر مشکلات این حوزه است.حسن آبادی با بیان اینکه برای حل مشکلات عمده دولت نقشه راهی را تنظیم کرد و سند نوسازی و تحول اداری شهرداری ها را تدوین کرد، گفت: این سند شامل ۷ برنامه، ۱۶ طرح و ۷۰ پروژه است که در تاریخ ۹۳٫۲٫۱۴ توسط وزیر کشور به سازمان شهرداری ها و دهیاری ها ابلاغ شد و هر اقدامی که تاکنون در خصوص استخدام انجام شده بر اساس این نق ... ادامه ...

بحث ها بر سر انتخاب شهردار تهران از زمانی آغاز شد که محمد باقر قالیباف به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در مجامع عمومی و رسانه ها ظاهر شد. گرچه آن زمان نتیجه هنوز کاملا مشخص نبود که او بر کدام صندلی ریاست تکیه خواهد زد اما با این حال احتمال رفتن او از شهرداری قوت گرفته بود. به دنبال کناره گیری قالیباف از انتخابات ریاست جمهوری، برگزاری و اعلام نتایج انتخابات شورای شهر و پیروزی صد در صد لیست اصلاح طلبان شمارش معکوس برای رفتن قالیباف آغاز شد و مهمترین پرسش این بود که حالا چه کسی به جای او بر صندلی ریاست مدیریت شهر تهران می نشیند؟ تغییر مدیریت شهری، مهم ترین مسئله ای که مردم را به پای صندوق رای شورای شهر کشاند و میزان مشارکت را به ۷۰ درصد رساند.انتخاب شهردار یکی از دلایل اصلی مشارکت بالای مردم تهران در انتخابات شورای شهر بود. انتخاباتی که تا پیش از این با حداقل رای یا به واسطه زیر سایه بودن انتخابات ریاست جمهوری رای مردم را جذب می کرد. حالا اما نارضایتی مردم تهران از مدیریت شهری در طول ۱۲ سال گذشته که بارها از سوی برخی اعضای شورای شهر چهارم مطرح شده بود، تصمیم گرفتند تغییری در مدیریت ساختمان خیابان بهشت بوجود بیاورند. اختلاف رای بالای اعضای لیست امید با لیست خدمت، نشان از نظر مردم درباره مدیریت شهری دارد و همین بار مسئولیت بیشتری را بر دوش منتخبان شورای شهر پنجم انداخته است و اگر انتخاب شهردار به درستی انجام نشود، ممکن است اصلاح طلبان در انتخابات بعدی هزینه سنگینی را پرداخت کنند. همانطور که پس از شورای اول و جنجال های پررنگش، شورای دوم را به آبادگران واگذار کردند.ساز و کار انتخاب گزینه های شهرداریبر طبق اظهارت مرتضی الویری مقرر شده بود تا ۳۱ خرداد هر کدام از اعضا سه نفر را به عنوان نامزد به اعضای منتخب شورای شهر معرفی کنند. هر نامزد برای آنکه وارد مرحله بعد شود باید حداقل رأی پنج نفر از اعضا را داشته باشد. این رأی گیری تا اوایل تیر ادامه خواهد یافت و لیست مرحله دوم تا سوم تیر مشخص می شود.در مرحله بعد شورای شهر به یک لیست پنج نفره می رسد و این پنج نفر موظفند تا چهارم تیر تفاهمنامه یا میثاقنامه ای را که توسط اعضای شورا تنظیم شده، امضا کنند. نامزدها تا ۲۰ تیر فرصت دارند برنامه و کادر پیشنهادی خود را برای شهرداری تهران ارائه دهند. این برنامه ها به مدت یک هفته توسط نامزدها در جلسه شورای شهر مطرح شده و مورد بررسی قرار می گیرد. در ۲۸ تیر رأی گیری خواهد شد و تعداد نامزدها از پنج نفر به دو نفر می رسد. آن طور که الویری شهرداری سابق تهران گفته است شورای شهر قصد دارد این فرآیند را تا هفته اول مرداد به اتمام برساند و به نامزد نهایی دست پیدا کند. بر طبق اظهارات او، دو نامزد در اولین جلسه رسمی شورای شهر حضور پیدا می کنند تا برنامه های خود را ارائه دهند. در آخرین مرحله پس از ارائه برنامه دو نامزد رأی گیری در جلسه علنی شورا صورت می گیرد و شهردار آینده تهران مشخص می شود.گزینه های شهرداری تهران از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات شورای شهر تا به امروز که نزدیک به یک ماه از مشخص شدن اعضای شورای شهر گذشته، گزینه های مختلفی برای شهرداری تهران از جمله محسن هاشمی، حسین مرعشی، محمدعلی نجفی، محمود حجتی، حبیب الله بیطرف مطرح شده اند. نام این ۵ نفر البته همراه با نام عباس آخوندی در بین آخرین گزینه های احتمالی شهرداری تهران دیده می شود.در میان این افراد اما محسن هاشمی از شاخص ترین و محتمل ترین و البته پر حاشیه ترین گزینه ها بوده است. فردی که هم سابقه ۱۳ سال ریاست هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت متروی تهران را در کارنامه دارد و هم در چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران، گزینه اصلی اصلاح طلبان برای شهرداری تهران بود که در نهایت با یک رأی مغلوب محمدباقر قالیباف شد. فردی که البته احتمال شهردار شدنش گاه و بی گاه قوت و ضعف می گیرد.احتمال شهردار شدن محسن هاشمی در نوسان اولین اتفاقی که سبب شد تا احتمال شهردار شدن محسن هاشمی به صفر نزدیک شود خبری بود که دبیر شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان اعلام کرد. تصمیمی که البته پیش از برگزاری انتخابات شورای شهر از سوی برخی از اصلاح طلبان مطرح شده بود، یعنی« عدم انتخاب شهردار از میان افراد حاضر در شورای شهر». مسئله ای که حضور مرتضی الویری را نیز در شهرداری منتفی کرد. البته کمی بعد این تصمیم منتفی شد و شهربانو امانی، عضو منتخب شورای شهر تهران در گفت وگو با ایلنا از «حذف بند عدم عضویت شهردار آینده در شورا» خبر داد.او که در جلسه اعضای شورای شهر برای بررسی شاخص های شهردار آینده شرکت کرده بود در تشریح نتایج این جلسه شورا گفت: «این کارگروه ۷ نفره مشخصات عمومی شهردار تهران را در جلسه رسمی در اختیار اعضای شورا قرار داد. بند بند این شاخص ها که شامل ویژگی های فردی و مدیریتی شهردار آینده بود، در جلسه شورا بررسی شد و بند ۱۶ این شاخص ها مبنی بر عدم عضویت شهردار آینده در شورای پنجم بود که به اتفاق آرا حذف شد.»این خبر احتمال تکیه زدن محسن هاشمی بر صندلی شهرداری تهران را قوت بخشید اما این احتمال چند روزی بیشتر به طول نیانجامید. چرا که در جلسه روز چهارشنبه ۳۱ خرداد مصوب شد که هیچ ... ادامه ...

چهارشنبه هفته گذشته اصلاح طلبان برای انتخاب شهردار دور هم جمع شدند ولی گزینه های نهایی آنان حتی با استقبال خودشان هم مواجه نشد. به گزارش خبرگزاری بسیج به نقل از صبح نو، «چهارشنبه جنجالی» شاید مناسب ترین تعبیر برای ماجرای جلسه مستاجران جدید ساختمان بهشت باشد. منتخبانی که قبل از انتخابات با ماجرای راهیابی به لیست امید و جاماندن چهره های شاخص و سرشناس از این لیست رو به رو بودند، پس از نتایج انتخابات، درگیر ماجراهای فروش ردیف لیست برای راهیابی به شورا و پیشنهادهای میلیاردی برای جای گرفتن در لیست شدند و بالاخره در آخرین روز کاری هفته گذشته نیز انتخابات درون گروهی و پرحاشیه گزینه های شهرداری تهران را پشت سر گذاشتند. انتخاباتی که البته مثل همه روزهای حضور این گروه نوپا، سرشار از حاشیه و واکنش بود.صبح چهارشنبه 28 تیرماه، خیلی ها منتظر آن بودند که ببینند چه نامی از گلدان آرای منتخبان دوره پنجم شورای شهر تهران برای مدیریت پایتخت درخواهد آمد. گلدانی که پس از کش و قوس های فراوان، بالاخره نام 24 نفر را به عنوان انتخاب های نهایی برای شهرداری تهران در خود می دید و قرار بود نام هفت گزینه نهایی مدیریت پایتخت، از دل این انتخابات بیرون بیاید.قرار بود طبق توافق قبلی، در این جلسه که به ریاست آقای مرتضی الویری رییس سنی شورای پنجم در یکی از سالن های شورای شهر برگزار شد، هر عضو شورا سه گزینه خود را برای شهرداری تهران اعلام و از میان آنها افرادی که بیشترین رأی را کسب کنند به عنوان گزینه های نهایی شهرداری تهران انتخاب شوند.آغاز حاشیه های همیشگیاما حاشیه ها، از همان ابتدا با انتشار نام 24 گزینه نهایی آغاز شد. «ایسنا» در این باره نوشت:« محسن هاشمی در جلسه امروز منتخبان شورای شهر پنجم تهران با وجود برخی درخواست ها برای داوطلب شدن وی برای سمت شهرداری تهران، به تصمیم جمعی اعضای شورا احترام گذاشته و اعلام کرد که منتخبان نامش را به عنوان نامزد شهرداری تهران پیشنهاد ندهند.»اما، این تنها حاشیه ای کوچک برای این انتخابات بود؛ چرا که حاشیه های اصلی در شبکه های اجتماعی و کانال های تلگرامی برخی از اعضای جلسه شکل گرفت. شاید واکنش برانگیز ترین پست فضای مجازی در آن جلسه شورا، متعلق به آقای «افشین حبیب زاده» بود که خبر از انصراف آقای «علی اصغر احمدی» و دکتر «معصومه ابتکار» از کاندیداتوری شهرداری تهران داده بود.از سوی دیگر«محمد علیخانی» دیگر عضو منتخب شورای شهر پنجم تهران نیز اسامی 24 نامزد پیشنهادی شهرداری تهران را در کانال تگلرامش منتشر کرد که نکته جالب این پست، حضور احمدی و ابتکار در میان کاندیداهای نهایی بود.علیخانی نوشت: «عباس آخوندی، معصومه ابتکار، علی اصغر احمدی، سید محمد علی افشانی، حبیب الله بی طرف، وفا تابش، اکبر ترکان، احمد ترک نژاد، قاسم تقی زاده خامسی، محمد پژمان، علیرضا جاوید، سید محمود حسینی، پیروز حناچی، محمدصادق خرازی، سید ابوالفضل رضوی، محمد ستاری فر، محمد شریعتمداری، الهه کولایی، سید حسین مرعشی، محسن مهرعلی زاده، حجت میرزایی، محمدعلی نجفی، محسن نریمان و رضا ویسه، کاندیدای پیشنهادی اعضاء برای شهرداری تهران هستند.»این در حالی است که احمدی در گفت و گو با «باشگاه خبرنگاران»، انصرافش را تکذیب کرد. او با بیان اینکه هیچ گاه مانعی برای پذیرش پیشنهادهایی که در راستای خدمت به مردم بوده برایم وجود نداشته است، افزود: «از جلسه امروز شورای شهر اطلاعی ندارم اما اگر این شورا پیشنهادی برای تصدی شهرداری تهران ارائه دهد با آنها در این باره صحبت می کنم چراکه پیش از این سابقه فعالیت در شهرداری تهران را داشته ام.»احمدی در واکنش به برخی اخبار منتشر شده درباره انصرافش از کاندیداتوری شهرداری تهران ادامه داد: «در این باره با بنده صحبتی نشده، مصاحبه ای هم نداشته ام و به هیچ عنوان انصرافی در کار نبوده است. به نظر می رسد برخی افراد با انتشار این خبر بداخلاقی کرده اند.»معاون سیاسی وزیر کشور البته این طور هم به شایعه کنندگان استعفایش واکنش نشان داد:«برخی افرا ... ادامه ...

به گزارش تهران پرس، «چهارشنبه جنجالی» شاید مناسب ترین تعبیر برای ماجرای جلسه مستاجران جدید ساختمان بهشت باشد. منتخبانی که قبل از انتخابات با ماجرای راهیابی به لیست امید و جاماندن چهره های شاخص و سرشناس از این لیست رو به رو بودند، پس از نتایج انتخابات، درگیر ماجراهای فروش ردیف لیست برای راهیابی به شورا و پیشنهادهای میلیاردی برای جای گرفتن در لیست شدند و بالاخره در آخرین روز کاری هفته گذشته نیز انتخابات درون گروهی و پرحاشیه گزینه های شهرداری تهران را پشت سر گذاشتند. انتخاباتی که البته مثل همه روزهای حضور این گروه نوپا، سرشار از حاشیه و واکنش بود.صبح چهارشنبه 28 تیرماه، خیلی ها منتظر آن بودند که ببینند چه نامی از گلدان آرای منتخبان دوره پنجم شورای شهر تهران برای مدیریت پایتخت درخواهد آمد. گلدانی که پس از کش و قوس های فراوان، بالاخره نام 24 نفر را به عنوان انتخاب های نهایی برای شهرداری تهران در خود می دید و قرار بود نام هفت گزینه نهایی مدیریت پایتخت، از دل این انتخابات بیرون بیاید.قرار بود طبق توافق قبلی، در این جلسه که به ریاست آقای مرتضی الویری رییس سنی شورای پنجم در یکی از سالن های شورای شهر برگزار شد، هر عضو شورا سه گزینه خود را برای شهرداری تهران اعلام و از میان آنها افرادی که بیشترین رأی را کسب کنند به عنوان گزینه های نهایی شهرداری تهران انتخاب شوند.آغاز حاشیه های همیشگیاما حاشیه ها، از همان ابتدا با انتشار نام 24 گزینه نهایی آغاز شد. «ایسنا» در این باره نوشت:« محسن هاشمی در جلسه امروز منتخبان شورای شهر پنجم تهران با وجود برخی درخواست ها برای داوطلب شدن وی برای سمت شهرداری تهران، به تصمیم جمعی اعضای شورا احترام گذاشته و اعلام کرد که منتخبان نامش را به عنوان نامزد شهرداری تهران پیشنهاد ندهند.»اما، این تنها حاشیه ای کوچک برای این انتخابات بود؛ چرا که حاشیه های اصلی در شبکه های اجتماعی و کانال های تلگرامی برخی از اعضای جلسه شکل گرفت. شاید واکنش برانگیز ترین پست فضای مجازی در آن جلسه شورا، متعلق به آقای «افشین حبیب زاده» بود که خبر از انصراف آقای «علی اصغر احمدی» و دکتر «معصومه ابتکار» از کاندیداتوری شهرداری تهران داده بود.از سوی دیگر«محمد علیخانی» دیگر عضو منتخب شورای شهر پنجم تهران نیز اسامی 24 نامزد پیشنهادی شهرداری تهران را در کانال تگلرامش منتشر کرد که نکته جالب این پست، حضور احمدی و ابتکار در میان کاندیداهای نهایی بود.علیخانی نوشت: «عباس آخوندی، معصومه ابتکار، علی اصغر احمدی، سید محمد علی افشانی، حبیب الله بی طرف، وفا تابش، اکبر ترکان، احمد ترک نژاد، قاسم تقی زاده خامسی، محمد پژمان، علیرضا جاوید، سید محمود حسینی، پیروز حناچی، محمدصادق خرازی، سید ابوالفضل رضوی، محمد ستاری فر، محمد شریعتمداری، الهه کولایی، سید حسین مرعشی، محسن مهرعلی زاده، حجت میرزایی، محمدعلی نجفی، محسن نریمان و رضا ویسه، کاندیدای پیشنهادی اعضاء برای شهرداری تهران هستند.»این در حالی است که احمدی در گفت و گو با «باشگاه خبرنگاران»، انصرافش را تکذیب کرد. او با بیان اینکه هیچ گاه مانعی برای پذیرش پیشنهادهایی که در راستای خدمت به مردم بوده برایم وجود نداشته است، افزود: «از جلسه امروز شورای شهر اطلاعی ندارم اما اگر این شورا پیشنهادی برای تصدی شهرداری تهران ارائه دهد با آنها در این باره صحبت می کنم چراکه پیش از این سابقه فعالیت در شهرداری تهران را داشته ام.»احمدی در واکنش به برخی اخبار منتشر شده درباره انصرافش از کاندیداتوری شهرداری تهران ادامه داد: «در این باره با بنده صحبتی نشده، مصاحبه ای هم نداشته ام و به هیچ عنوان انصرافی در کار نبوده است. به نظر می رسد برخی افراد با انتشار این خبر بداخلاقی کرده اند.»معاون سیاسی وزیر کشور البته این طور هم به شایعه کنندگان استعفایش واکنش نشان داد:«برخی افراد تصور می کنند که باید این گونه رفتاری از خود نشان دهند به هر حال معتقدم درست نیست برای خدمت به مردم از د ... ادامه ...

«خبرها از احتمال بالای ریاست عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت یازدهم، بر سازمان صدا و سیما حکایت دارد. از قرار معلوم بنا بود این خبر رسما اعلام شود که حوادث تروریستی تهران اعلام آن را به تأخیر انداخت.»روزنامه شرق نوشت: «راهروهای جام جم هر از گاه محل پیچیدن شایعات است؛ شایعاتی از نوع خداحافظی مدیران ارشد این سازمان. در حالی که یک سالی از آمدن علی عسگری به رسانه ملی نمی گذرد، برخی گمانه زنی ها از کنار رفتن علی عسگری از ریاست سازمان صداوسیما حکایت دارد. اوایل خرداد سال جاری بود که حجت الاسلام سیدرمضانعلی موسوی مقدم، قائم مقام رئیس صداوسیما، در گفت وگو با «فارس» رفتن علی عسگری را از این سازمان تکذیب کرد.روزنامه «بانی فیلم» بود که اول بار گزارشی بلندبالا درباره دلایل خداحافظی احتمالی علی عسگری نوشت و محمدباقر قالیباف، عبدالرضا رحمانی فضلی، محمد حسینی، علی دارابی، اصغر پورمحمدی و حجت الاسلام موسوی را به عنوان گزینه های ریاست این سازمان معرفی کرد. در بخشی از این گزارش آمده بود: «از اواخر سال گذشته شایعه تغییرات کلان در مدیریت سازمان صداوسیما به گوش رسید و حتی استعفای چندباره علی عسگری بارها در راهروهای جام جم پیچید اما مانند خیلی از اتفاقات جاری در مملکت، این اتفاق مهم نیز به بعد از انتخابات موکول شد تا با مشخص شدن وضعیت دولت، تکلیف ریاست سازمان صداوسیما نیز مشخص شود. اگر چه یکی از مأموریت های حیاتی صداوسیما برگزاری مناظرات انتخابات ریاست جمهوری بود و به اعتقاد خیلی از کارشناسان رسانه و اهالی سیاست، رسانه ملی در برگزاری این مناظرات نمره قبولی گرفت اما نمی توان کتمان کرد که رابطه تلویزیون با دولت که منتخب مردم برای چهار سال جدید هم هست، چندان تعریفی نیست و بی شک این رابطه خاکستری در حال و احوال تلویزیون تأثیرگذار خواهد بود.»انتقادها را روی چشم می گذاریمحدود یک سال پیش بود که خبر رفتن محمد سرافراز و جایگزینی علی عسگری و حواشی قبل و بعد این جایگزینی تا مدت ها ادامه داشت و حتی صحبت های محمد سرافراز در مراسم تودیعش نیز رنگ و بوی کنایه آمیزی داشت و نمی توان از انتقاد لاریجانی درباره رویکرد صداوسیما در موضوع برجام در دوران مدیریت سرافراز به راحتی گذشت. سرافراز در پایان عمر مدیریتش در سازمان صداوسیما، در گفت وگویی با ایسنا، رفتنش را کمک به سازمان صداوسیما اعلام کرد و گفت رفتن او باعث شود صداوسیما کارش را با اقتدار و قدرت ادامه دهد. هر چند در ابتدا محمد سرا ... ادامه ...

«خبرها از احتمال بالای ریاست عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت یازدهم، بر سازمان صدا و سیما حکایت دارد. از قرار معلوم بنا بود این خبر رسما اعلام شود که حوادث تروریستی تهران اعلام آن را به تأخیر انداخت.» آفتاب نیوز : روزنامه شرق نوشت: «راهروهای جام جم هر از گاه محل پیچیدن شایعات است؛ شایعاتی از نوع خداحافظی مدیران ارشد این سازمان. در حالی که یک سالی از آمدن علی عسگری به رسانه ملی نمی گذرد، برخی گمانه زنی ها از کنار رفتن علی عسگری از ریاست سازمان صداوسیما حکایت دارد. اوایل خرداد سال جاری بود که حجت الاسلام سیدرمضانعلی موسوی مقدم، قائم مقام رئیس صداوسیما، در گفت وگو با «فارس» رفتن علی عسگری را از این سازمان تکذیب کرد.روزنامه «بانی فیلم» بود که اول بار گزارشی بلندبالا درباره دلایل خداحافظی احتمالی علی عسگری نوشت و محمدباقر قالیباف، عبدالرضا رحمانی فضلی، محمد حسینی، علی دارابی، اصغر پورمحمدی و حجت الاسلام موسوی را به عنوان گزینه های ریاست این سازمان معرفی کرد. در بخشی از این گزارش آمده بود: «از اواخر سال گذشته شایعه تغییرات کلان در مدیریت سازمان صداوسیما به گوش رسید و حتی استعفای چندباره علی عسگری بارها در راهروهای جام جم پیچید اما مانند خیلی از اتفاقات جاری در مملکت، این اتفاق مهم نیز به بعد از انتخابات موکول شد تا با مشخص شدن وضعیت دولت، تکلیف ریاست سازمان صداوسیما نیز مشخص شود. اگر چه یکی از مأموریت های حیاتی صداوسیما برگزاری مناظرات انتخابات ریاست جمهوری بود و به اعتقاد خیلی از کارشناسان رسانه و اهالی سیاست، رسانه ملی در برگزاری این مناظرات نمره قبولی گرفت اما نمی توان کتمان کرد که رابطه تلویزیون با دولت که منتخب مردم برای چهار سال جدید هم هست، چندان تعریفی نیست و بی شک این رابطه خاکستری در حال و احوال تلویزیون تأثیرگذار خواهد بود.»انتقادها را روی چشم می گذاریمحدود یک سال پیش بود که خبر رفتن محمد سرافراز و جایگزینی علی عسگری و حواشی قبل و بعد این جایگزینی تا مدت ها ادامه داشت و حتی صحبت های محمد سرافراز در مراسم تودیعش نیز رنگ و بوی کنایه آمیزی داشت و نمی توان از انتقاد لاریجانی درباره رویکرد صداوسیما در موضوع برجام در دوران مدیریت سرافراز به راحتی گذشت. سرافراز در پایان عمر مدیریتش در سازمان صداوسیما، در گفت وگویی با ایسنا، رفتنش را کمک به سازمان صداوسیما اعلام کرد و گفت رفتن او باعث شود صداوسیما کارش را با اقتدار و قدرت ادامه دهد. هر چند در ابتدا ... ادامه ...

اقتصاد آنلاین نوشت: مشکلات مالی شهرداری ها که ناشی از نبود درآمد پایدار در این سازمان عمومی است باعث شده که آن ها برای جبران هزینه ها سازمان های زیر مجموعه خود و شهر، دست به اقدامات اشتباهی مثل فروش تراکم بزنند. در عین حال بعضی از اقدامات این سازمان، سبب چندین برابر شدن مشکلات ناشی از ضعف مالی شهرداری ها شده است. نیروهای مازاد و حقوق مورد نیاز برای پرداخت به این بخش از جمله معضلاتی هستند که در حال حاضر به دایره مشکلات مالی شهرداری دامن زده است.افزایش نیروی انسانی زمینه فساد را در شهرداری فراهم می کندبه گفته معاون وزیر کشور طی چهار دوره، شوراهای شهر و روستا در کشور بعضا با این مشکل مواجه بودند که برخی اعضای شورا به مشکل تورم نیروی انسانی و تبعات ناشی از آن در شهرداری ها توجه نمی کردند که اگر شهرداری با تورم نیروی انسانی مواجه شود، چگونه ناکارآمد خواهد شد و این ناکارآمدی چگونه بر اعتماد مردم به شهرداری اثر منفی می گذارد و همین اثر منفی چگونه موجب سلب اعتماد مردم و شهروندان به شهرداری می شود این مساله به عنوان یک آسیب مطرح است.خندان دل با اشاره به اینکه طی یک مطالعه و بررسی در کشور مشاهده شد که به ازای هر پست سازمانی که در شهرداری وجود دارد، بین سه تا پنج نیروی انسانی به کار گرفته شده است، گفت: این مساله همان تورم نیروی انسانی است که موجب می شود بخش قابل توجهی از منابع مالی شهرداری که باید برای ارائه خدمت به مردم مورد استفاده قرار بگیرد، صرف پرداخت حقوق و دستمزد شود.او معتقد است: این امر گستره ارائه خدمات را تحت تأثیر قرار می دهد. اضافه شدن نیروی انسانی نه تنها موجب بهبود امور نمی شود، بلکه اثر عکس گذاشته است و حتی زمینه فساد را فراهم می کند که ام الامراض است و اگر جایی رخ دهد، آن نهاد را از درون از هم می پاشد. توصیه من به منتخبان شورای پنجم این است که به این بحث خیلی توجه کنند و به مردم نشان دهند که تحت تاثیر ضوابط و نه روابط عمل می کنند.استخدام های سال۹۶ شهرداری خارج از قاعده و چارچوب بوداستخدام های بی ضابطه شهرداری طی سال آخر فعالیت شهردار فعلی تهران باعث بروز اعتراضاتی از سوی برخی اعضای شورای چهارم، منتخبان شورای پنجم و برخی فعالان حوزه مدیریت شهری شده است. به گفته آن ها این اقدام بار سنگینی به دوش شهردار شانزدهم و شورای ... ادامه ...

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس، سید صولت مرتضوی عصر امروز در نشستی خبری که در سالن شهدای شهرداری مشهد برگزار شد، اظهار داشت: امیدوارم مردم بزرگوار ایران اسلامی و سراسر جهان حماسه ای به یادماندنی در جغرافیای سیاسی جهان به ثبت و ضبط برسانند. وی با بیان اینکه هدف از جلسه امروز ارائه گزارش و حقایقی از موضوع شیرین انفصال است، افزود: تقریبا حدود یک سال و نیم قبل یکی از دوستان سابق بنده مرا به بعضی از موارد انظار دادند و گفت خبری که از درون جریان اصلاحات گرفته شده و در جلسه ای که به ریاست یکی از سران فتنه در تهران تشکیل شد در رابطه با انتخابات آینده تصمیماتی اتخاذ کردند. شهردار مشهد ادامه داد: ایشان گفت که در این جلسه آن آقا گفته است که در بحث حقوق های نجومی دولت و روحانی به گل نشستند و ما املاک نجومی در تهران را مطرح کردیم که سبب شد تنفس داشته باشند. مرتضوی با اشاره اینکه طبق گفته آن فرد در آن جلسه گفته شد که روی 2 کلان شهر تمرکز کنند، تصریح کرد: یکی تهران بود که گرفتار املاک نجومی شده اما با این موارد نمی توان با مشهد گلاویز شد شما انگ متخلف بودن را به پیشانی شهردار مشهد بچسبانید. وی خاطرنشان کرد: ما این را یک خبر در نظر گرفتیم که شاید درست باشد یا نباشد اما از مکاتباتی که از طرف استانداری و وزارت راه و شهرسازی با ما صورت می گرفت دیدیم موید آن اخبار است و می گفتند که شما فلان جا می خواهید پروانه صادر کنید صدور این پروانه خلاف قانون است. شهردار مشهد درباره پرونده سازی های انجام شده علیه وی گفت: یک پرونده تخلفات برای من در وزارت کشور با عنوان شکایت استانداری خراسان رضوی مبنی بر عدم پاسخگویی شهردار مشهد مقدس به مکاتبات استانداری برای من ساختند.وی ادامه داد: در پرونده دیگری گفتند که آقای عباس آخوندی گفته است که آقای مرتضوی در شورای عالی معماری و شهرسازی صدایش را بلند کرده و خلاف شئونات ادارای عمل کرده است. مرتضوی تصریح کرد: من به استاندار خراسان رضوی گفتم شما پدر استان هستید و اگر اختلافی وجود دارد باید درون خانوادگی حل شود؛ مگر اساساَ شهردار موظف است به هر مکاتبه ای حواب بدهد؟ اما دیدیم ظاهراَ تقسیم و توزیع ماموریت شده که ما را به عنوان چهره متخلف معرفی کنند که بخشی از آن حل وفصل شده و برخی در دیگر در جریان است. وی با بیان اینکه در موضوع دیوان محاسبات آقای میرنجاتی دبیرخانه کلانشهرهای کشور را که از تمام زاوایای پیدا و پنهان اطلاع دارند به شهادت می طلبم، گفت: از یک سال و نیم تا 2 سال قبل دیوان محاسبات به استناد ماده2 و 42 تقاضای ورود به رسیدگی در مورد موضوعاتی فارق از اصل 55 قانون اساسی را درخواست کرد. شهردار مشهد ادامه داد: این موضوع در اجلاسیه شهرداران کلانشهرهای کشور مطرح شد در رابطه با مستفاد قانون و مسئولیت ها و حدود اختیارات دیوان محاسبات درباره شهرداری های کلانشهر از مستفاد از قانون و تفاسیر شورای نگهبان به این نتیجه رسیدند که ورود به آن بخش از بودجه شهرداری ها که خارج از بودجه عمومی کشور و مصوبات مجلس شورای اسلامی است خلاف قانون است . مرتضوی تصریح کرد: یک بخش بودجه مربوط به کمک های دولتی است که از ابتدا دیوان محاسبات رسیدگی می کرده و حالا هم رسیدگی می کند اما یک بخش از بودجه از مردم اخذ می شود و به استناد ماده 71 قانون انتخابات شوراها و انتخاب شهرداران این موضوع اساساَ از وظایف شوراها است و قانون گذار آن را تصریح کرده است. وی با بیان اینکه وظایف دیوان محاسبات در مواد قانون دیوان محاسبات و اصول 52 تا 55 قانون اساسی کاملا تصریح و تشریح شده است، گفت: طبق اصل 55 دیوان محاسبات به تمامی حساب های وزارت خانه ها، مؤسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند رسیدگی و حسابرسی می کند که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب که در قوانین بودجه سنواتی کل کشور است تجاوز نکند و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد پس هزینه باید در قانون مصوبه داشته باشد و از هر مبلغی باید در هزینه خودش استفاده شود. مرتضوی با بیان اینکه شهرداری ها به واسطه قانون ویژه ای اداره می شوند، تصریح کرد: بر اساس قانون آیین نامه مالی شهرداری ها، اجازه تصویب، تفریغ و نظارت بر بودجه به استناد ماده 71 قانون شهرداری ها بر عهده شورای اسلامی شهر است. وی با اشاره به ماده 65 قانون شهرداری ها گفت: هر شهرداری دارای بودجه ای است که پس از تصویب انجمن شهر قابل اجرا است پس بودجه عمومی کشور به تصویب مجلس و بودجه شهردار ها به تصویب انجمن شهر می رسد. شهردار مشهد افزود: طبق قانون دیوان محسابات کشور مصوب 1362، این نهاد نظارت تام و مطلق دارد بر وزارت خانه ها، موسسات و سازمان های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کشور استفاده می کنند یعنی به هر مبلغی که دولت کمک می کند و در لایحه قانون بودجه سنواتی ثبت شده و در اختیار نهادهای عمومی نظیر شهرداری، کتابخانه ها قرار می گیرد می تواند نظارت کند. مرتضوی ضمن قرائت ماده 2 قانون دیوان محاسبات، گفت: عمده ترین استناد دیوان محاسبات کشور ماده 2 است که مفاد آن دقیقاَ در فهرست وزارت خانه ها و نهادها و سازمان ها آمده و حدود اختیارات نیز تعریف به حد و رأس شده است. وی با اشاره به بند 30 ماده 71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شورای اسلامی مصوب سال 75، گفت: در اینجا قانون گذار نگفته است که علاوه بر دیوان محاسبات، شورای اسلامی شهر هم نظارت دارد بلکه گفته نظارت بر حسن اداری امور مالی شهرداری و تمامی سازمان های تابعه شهرداری، حفظ سرمایه ها و اموال عمومی و اختصاصی شهرداری و اعلام موارد نقض و تخلف شهردار و پیگیری آن از وظایف شورای اسلامی شهر است. شهردار مشهد خاطرنشان کرد: در این راستا این قانون به انتخاب حسابرس رسمی به اذن شورا اشاره می شود در حالی که ما در وزارت خانه ها حسابرس رسمی نداریم.وی با قرائت تبصره 1 این قانون، ادامه داد: ما در شهرداری 2 نوع ذی حساب داریم یک ذی حساب شهردار است که می تواند قائم مقام داشته باشد و و یک ذی حساب دولتی و ما اکنون ذی حساب دولتی داریم که در قطار شهری مستقر است و به تمامی اعتبارات دولتی که به شهرداری ابلاغ و تخصیص داده می شود واو به واو و ریال به ریال براساس قانون محاسبات عمومی کشور رسیدگی می شود و دیوان محاسبات کشور همواره بر این امر رسیدگی کرده است. مرتضوی با تاکید بر ماده 38 قانون محاسبات عمومی کشور مبنی بر اینکه وصول ... ادامه ...

به گزارش مشرق، سید صولت مرتضوی عصر امروز در نشستی خبری که در سالن شهدای شهرداری مشهد برگزار شد، اظهار داشت: امیدوارم مردم بزرگوار ایران اسلامی و سراسر جهان حماسه ای به یادماندنی در جغرافیای سیاسی جهان به ثبت و ضبط برسانند. وی با بیان اینکه هدف از جلسه امروز ارائه گزارش و حقایقی از موضوع شیرین انفصال است، افزود: تقریبا حدود یک سال و نیم قبل یکی از دوستان سابق بنده مرا به بعضی از موارد انظار دادند و گفت خبری که از درون جریان اصلاحات گرفته شده و در جلسه ای که به ریاست یکی از سران فتنه در تهران تشکیل شد در رابطه با انتخابات آینده تصمیماتی اتخاذ کردند. شهردار مشهد ادامه داد: ایشان گفت که در این جلسه آن آقا گفته است که در بحث حقوق های نجومی دولت و روحانی به گل نشستند و ما املاک نجومی در تهران را مطرح کردیم که سبب شد تنفس داشته باشند. مرتضوی با اشاره اینکه طبق گفته آن فرد در آن جلسه گفته شد که روی 2 کلان شهر تمرکز کنند، تصریح کرد: یکی تهران بود که گرفتار املاک نجومی شده اما با این موارد نمی توان با مشهد گلاویز شد شما انگ متخلف بودن را به پیشانی شهردار مشهد بچسبانید. وی خاطرنشان کرد: ما این را یک خبر در نظر گرفتیم که شاید درست باشد یا نباشد اما از مکاتباتی که از طرف استانداری و وزارت راه و شهرسازی با ما صورت می گرفت دیدیم موید آن اخبار است و می گفتند که شما فلان جا می خواهید پروانه صادر کنید صدور این پروانه خلاف قانون است. شهردار مشهد درباره پرونده سازی های انجام شده علیه وی گفت: یک پرونده تخلفات برای من در وزارت کشور با عنوان شکایت استانداری خراسان رضوی مبنی بر عدم پاسخگویی شهردار مشهد مقدس به مکاتبات استانداری برای من ساختند.وی ادامه داد: در پرونده دیگری گفتند که آقای عباس آخوندی گفته است که آقای مرتضوی در شورای عالی معماری و شهرسازی صدایش را بلند کرده و خلاف شئونات ادارای عمل کرده است. مرتضوی تصریح کرد: من به استاندار خراسان رضوی گفتم شما پدر استان هستید و اگر اختلافی وجود دارد باید درون خانوادگی حل شود؛ مگر اساساَ شهردار موظف است به هر مکاتبه ای حواب بدهد؟ اما دیدیم ظاهراَ تقسیم و توزیع ماموریت شده که ما را به عنوان چهره متخلف معرفی کنند که بخشی از آن حل وفصل شده و برخی در دیگر در جریان است. وی با بیان اینکه در موضوع دیوان محاسبات آقای میرنجاتی دبیرخانه کلانشهرهای کشور را که از تمام زاوایای پیدا و پنهان اطلاع دارند به شهادت می طلبم، گفت: از یک سال و نیم تا 2 سال قبل دیوان محاسبات به استناد ماده2 و 42 تقاضای ورود به رسیدگی در مورد موضوعاتی فارق از اصل 55 قانون اساسی را درخواست کرد. شهردار مشهد ادامه داد: این موضوع در اجلاسیه شهرداران کلانشهرهای کشور مطرح شد در رابطه با مستفاد قانون و مسئولیت ها و حدود اختیارات دیوان محاسبات درباره شهرداری های کلانشهر از مستفاد از قانون و تفاسیر شورای نگهبان به این نتیجه رسیدند که ورود به آن بخش از بودجه شهرداری ها که خارج از بودجه عمومی کشور و مصوبات مجلس شورای اسلامی است خلاف قانون است . مرتضوی تصریح کرد: یک بخش بودجه مربوط به کمک های دولتی است که از ابتدا دیوان محاسبات رسیدگی می کرده و حالا هم رسیدگی می کند اما یک بخش از بودجه از مردم اخذ می شود و به استناد ماده 71 قانون انتخابات شوراها و انتخاب شهرداران این موضوع اساساَ از وظایف شوراها است و قانون گذار آن را تصریح کرده است. وی با بیان اینکه وظایف دیوان محاسبات در مواد قانون دیوان محاسبات و اصول 52 تا 55 قانون اساسی کاملا تصریح و تشریح شده است، گفت: طبق اصل 55 دیوان محاسبات به تمامی حساب های وزارت خانه ها، مؤسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند رسیدگی و حسابرسی می کند که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب که در قوانین بودجه سنواتی کل کشور است تجاوز نکند و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد پس هزینه باید در قانون مصوبه داشته باشد و از هر مبلغی باید در هزینه خودش استفاده شود. مرتضوی با بیان اینکه شهرداری ها به واسطه قانون ویژه ای اداره می شوند، تصریح کرد: بر اساس قانون آیین نامه مالی شهرداری ها، اجازه تصویب، تفریغ و نظارت بر بودجه به استناد ماده 71 قانون شهرداری ها بر عهده شورای اسلامی شهر است. وی با اشاره به ماده 65 قانون شهرداری ها گفت: هر شهرداری دارای بودجه ای است که پس از تصویب انجمن شهر قابل اجرا است پس بودجه عمومی کشور به تصویب مجلس و بودجه شهردار ها به تصویب انجمن شهر می رسد. شهردار مشهد افزود: طبق قانون دیوان محسابات کشور مصوب 1362، این نهاد نظارت تام و مطلق دارد بر وزارت خانه ها، موسسات و سازمان های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کشور استفاده می کنند یعنی به هر مبلغی که دولت کمک می کند و در لایحه قانون بودجه سنواتی ثبت شده و در اختیار نهادهای عمومی نظیر شهرداری، کتابخانه ها قرار می گیرد می تواند نظارت کند. مرتضوی ضمن قرائت ماده 2 قانون دیوان محاسبات، گفت: عمده ترین استناد دیوان محاسبات کشور ماده 2 است که مفاد آن دقیقاَ در فهرست وزارت خانه ها و نهادها و سازمان ها آمده و حدود اختیارات نیز تعریف به حد و رأس شده است. وی با اشاره به بند 30 ماده 71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شورای اسلامی مصوب سال 75، گفت: در اینجا قانون گذار نگفته است که علاوه بر دیوان محاسبات، شورای اسلامی شهر هم نظارت دارد بلکه گفته نظارت بر حسن اداری امور مالی شهرداری و تمامی سازمان های تابعه شهرداری، حفظ سرمایه ها و اموال عمومی و اختصاصی شهرداری و اعلام موارد نقض و تخلف شهردار و پیگیری آن از وظایف شورای اسلامی شهر است. شهردار مشهد خاطرنشان کرد: در این راستا این قانون به انتخاب حسابرس رسمی به اذن شورا اشاره می شود در حالی که ما در وزارت خانه ها حسابرس رسمی نداریم.وی با قرائت تبصره 1 این قانون، ادامه داد: ما در شهرداری 2 نوع ذی حساب داریم یک ذی حساب شهردار است که می تواند قائم مقام داشته باشد و و یک ذی حساب دولتی و ما اکنون ذی حساب دولتی داریم که در قطار شهری مستقر است و به تمامی اعتبارات دولتی که به شهرداری ابلاغ و تخصیص داده می شود واو به واو و ریال به ریال براساس قانون محاسبات عمومی کشور رسیدگی می شود و دیوان محاسبات کشور همواره بر این امر رسیدگی کرده است. مرتضوی با تاکید بر ماده 38 قانون محاسبات عمومی کشور مبنی بر اینکه وصول درآمدهایی ک ... ادامه ...

حادثه تروریستی هفته گذشته بار دیگر عملکرد رسانه های رسمی که وظیفه انتقال سریع و در عین حال صحیح اخبار را برعهده دارند زیر ذره بین قرار داد؛ این عملکرد که مدتی است با رویکرد شبکه های اجتماعی در قبال اتفاقات غیرمترقبه در مقام مقایسه قرار می گیرد، در صورتی که به درستی محقق شود می تواند سکوی پرتابی برای رسانه ای باشد که می خواهد در این رقابت رسانه ای اولین و البته بهترین شود. اما در کنار صحت و سرعت که فاکتورهای اساسی برای انتشار هر خبری محسوب می شوند، حادثه ای چون ترورهای تهران، یک فاکتور مهم دیگر چون امنیت ملی را هم به همراه دارد؛ عاملی که بعضا باعث خواهد شد رسانه از پرداخت شفاف و بی پرده به موضوع اجتناب کند. با این حال محمد سلطانی فر، استاد ارتباطات معتقد است که «در دنیای امروز عمر محرمانگی و سانسور به سر آمده است و دیگر سانسور معنایی نمی دهد. اگر رسانه های رسمی به بهانه ی امنیت ملی و نگرانی مردم، تعللی در انتشار انجام دهند و کم و کاستی در پخش خبر داشته باشند، اعتبارشان را از دست می دهند و قطعا بدانید منابع شایعه ای، که خود آن هم بخشی از فضای تروریستی است و می خواهند به آن دامن بزنند، فعال می شوند و تاثیر خودشان را خواهند داشت.»او در گفت وگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که رسانه ها رسمی در بحران ها تا چه مرزی مجاز هستند اخبار را منتشر و هدایت آن را به دست بگیرند؟ چنین توضیح می دهد: «درس مبارزه با بحران در رسانه این است که شما از بحران نترسید و با آن وفق شوید. مواجه شدن با بحران این است که بتوانید بهترین اخبار و بهترین اطلاعات را به مردم بدهید؛ چرا که اگر رسانه های رسمی این کار را نکنند بازار شایعه آنقدر وخیم است که غیرقابل کنترل می شود.»با گذشت چند روز از حادثه ترور تهران و در شرایطی که فضای رسانه های کشور تا حدودی به حالت عادی بازگشته است، خبرنگار ایسنا به قصد ارزیابی عملکرد رسانه ها در این اتفاق به میان مردم رفته تا نظرات آنان را هم درباره ی عملکرد رادیو و تلویزیون، خبرگزاری ها، روزنامه ها و فضای مجازی در این حادثه جویا شود.اخبار حادثه را از خبرگزاری های معتبر مطلع شدمآقایی ۲۵ ساله - کارشناس مهندسی عمران - با اشاره به عملکرد رسانه ها در انتشار اخبار حادثه تروریستی روز چهارشنبه می گوید: به نظرم صداوسیما مانند همیشه کمتر از حد انتظار ظاهر شد و آنچنان که انتظار می رفت سرعت قابل قبولی در اطلاع رسانی نداشت. در عین حال به نظرم خبرگزاری ها و روزنامه ها عملکرد قابل قبولی داشتند. من مهمترین اخبار حادثه را از خبرگزاری های معتبر مطلع شدم و به عنوان یک مخاطب رضایت کامل داشتم. اما اطلاع رسانی های انجام شده توسط فضای مجازی متاسفانه مثل همیشه با آفت هایی همراه بود که از جمله آن می توان به شایعات ب ... ادامه ...

براساس اطلاعات دریافتی از زندان حوض جاف علی محمد حکیم العرب پس از این اقدام در معرض شکنجه قرار گرفت و پس از روز از بازداشتش فوری به ساختمان اطلاعات زندان فراخوانده شد. مزدوران رژیم بحرین العرب را روز نهم فوریه به اتهام دست داشتن در قتل یک افسر پلیس به نام «هشام الحمادی» بازدا ... ادامه ...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها