استناد کنم داور مصاحبه ثابت کنم داور بپرسد تعداد مصاحبه

متن استناد کنم داور مصاحبه ثابت کنم داور بپرسد تعداد مصاحبه از بین اطلاعات، اخبار و مطالب صدها سایت فارسی جستجو شده است. هیچ کدام از اخبار منتشر شده توسط سایت کتاب ایجاد نشده و مطالب از سایتهای مرجع بازنشر شده است.

مصاحبه های شغلی معمولا با دلهره و تشویش همراه هستند. اگر تاکنون برای کاری درخواست داده باشید، احتمالا برای تان پیش آمده است که هنگام مصاحبه دچار استرس شوید. حتی ممکن است جملاتی را به زبان بیاورید که اصلا قصد گفتن شان را نداشتید. مصاحبه کننده (خواه خود کارفرما باشد خواه شخص دیگری) معمولا فردی نکته سنج است که به دقت گفته های شما را بررسی می کند. برخی از اشتباهاتی که در روند مصاحبه ی شغلی رخ می دهند، ممکن است کارفرما را از استخدام شما منصرف کنند. اگر می خواهید مصاحبه ی شغلی تان را با موفقیت پشت سر بگذارید در ادامه ی این مقاله با ما همراه باشید.مقاله مرتبط: نوشتن رزومه کاری؛ نکاتی که شما را به شغل رویایی تان می رساندقبل از شروع مصاحبه آرامش خود را حفظ کنیداولین موضوع مهم قبل از ورود به اتاق مصاحبه و در خلال آن، این است که آرامش و خونسردی تان را حفظ کنید. هنگامی که در اتاق انتظار نشسته اید و منتظر مصاحبه کننده (یا مصاحبه کنندگان) هستید، نفس های عمیق بکشید و به خودتان مسلط باشید.در سکوت این جملات را تکرار کنید:همه چیز خوب است، خوشحالم که اینجا هستم و می خواهم از این مصاحبه موفق بیرون بیایم؛زندگی یعنی یاد گرفتن چیزهای جدید؛ قرار است امروز فرصت دیگری برای یادگیری داشته باشم؛من برای استخدام در این شرکت مناسب هستم. هیچ کس اینجا به من کمک نخواهد کرد؛ خودم هستم و باید با صدای خودم صحبت کنم و در کالبد خودم بمانم.ورود به اتاق مصاحبههنگامی که وارد اتاق مصاحبه می شوید، نگاهی به اطراف بیندازید و موقعیت خود را بررسی کنید. هنگامی که مصاحبه کننده از شما سؤال می پرسد، قبل از صحبت کردن ابتدا یک لحظه فکر کنید و سپس به پرسش او پاسخ بدهید.در هنگام مصاحبه آرامش خود را حفظ کنید و با همه ی حواس تان در مصاحبه حضور داشته باشید. اشتباه اغلب افراد این است که در این زمان به ندای ذهن شان اجازه می دهند بر آنها غلبه کند. اگر این کار را انجام دهید، مغز تان دقیقا وسط مصاحبه از شما انتقاد می کند و در ذهن تان اشتباهاتی را که مرتکب می شوید مرور می کنید و به این ترتیب تمرکزتان را از دست خواهید داد.بهترین راه برای خاموش کردن ندای انتقادگر درون این است که به دقت به مکالمه ی خود با مصاحبه کننده توجه کنید. توجه کامل به مکالمه به شما کمک می کند قبل از صحبت کردن به حرف هایتان و پاسخی که به پرسش ها می دهید فکر کنید.نکته مهم دیگر این است که در مصاحبه هرگز نباید پرحرفی کنید.مقاله مرتبط: در مصاحبه شغلی چه بگوییم؟۷ موردی که هرگز نباید در مصاحبه شغلی بگوییددر اینجا مواردی را بررسی می کنیم که هرگز نباید در مصاحبه ... ادامه ...

«کسب و کار با صبحانه آغاز می شود» سه شنبه فروردین - 2017 april 04کد خبر: تاریخ انتشار: فروردین - : نبض بازار » خبر 1 دوچرخه ثابت پروتئوس proteus jet stream jc500 مینی بایک کیپ فیت keep fit 6572 دوچرخه ثابت کیپ فیت keep fit 6518 دوچرخه ثابت - پروتئوس proteus pec-3220 دوچرخه ثابت فلکسی فیت 3.7 دوچرخه ثابت کیپ فیت keep fit 77 ... ادامه ...

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام طبق اصل ۱۱۲ قانون اساسی ‏ برای‏ «تشخیص‏ مصلحت‏‏ در مواردی‏ که‏ مصوبه‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ را شورای‏ نگهبان‏ خلاف‏ موازین‏ شرع‏ و یا قانون‏ اساسی‏ بداند و مجلس‏ با در نظر گرفتن‏ مصلحت‏ نظام‏ نظر شورای‏ نگهبان‏ را تأمین‏ نکند و مشاوره‏ در اموری‏ که‏ رهبری‏ به‏ آنان‏ ارجاع‏ می‏ دهد و سایر وظایفی‏ که‏ در این‏ قانون‏ ذکر شده‏ است»‏ به‏ دستور رهبری‏ تشکیل‏ می‏ شود.طبق همین اصل، اعضای ثابت‏ و متغیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را مقام‏ رهبری‏ تعیین‏ می‏ کند و مقررات‏ مربوط به‏ مجمع توسط خود اعضاء تهیه‏ و تصویب‏ و به‏ تأیید مقام‏ رهبری‏ می رسد.وظایف و اختیارات ۱. ارائه مشاوره به مقام معظم رهبری در تعیین سیاست های کلی نظام (به استناد بند ۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی) ۲. پیشنهاد چگونگی حل معضلات نظام - که از طریق عادی قابل حل نیست - به مقام معظم رهبری (به استناد بند ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی) ۳. تشخیص مصلحت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند (به استناد اصل ۱۱۲ قانون اساسی) ۴. مشاوره در اموری که مقام رهبری به مجمع ارجاع می دهد (به استناد اصل ۱۱۲ قانون اساسی) ۵. نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام (به استناد نامه مورخ ۱۷ فروردین ۷۷ مقام معظم رهبری) ۶. مشاور رهبری در موارد اصلاح یا تتمیم قانون اساسی (به استناد اصل ۱۷۷ قانون اساسی) ۷. عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی (اعضاء ثابت مجمع) (به استناد اصل ۱۷۷ قانون اساسی) ۸. انتخاب یکی از فقهای شورای نگهبان برای عضویت در شورای موقت رهبری (به استناد اصل ۱۱۱ قانون اساسی) ۹. تصویب برخی از وظایف رهبری برای اجراء توسط شورای موقت رهبری (به استناد اصل ۱۱۱ قانون اساسی) ۱۰. انتخاب جایگزین هریک از اعضا شورای موقت رهبری در صورت عدم توانایی انجام وظایف (به استناد اصل ۱۱۱ قانون اساسی) ۱۱. پیشنهاد چگونگی اتخاذ تصمیم شورای موقت رهبری در مورد وظایف مصرح در بندهای اصول ۱۱۰ و ۱۱۱ قانون اساسیاولین دوره این مجمع سال ۱۳۶۶ آغاز به کار کرد و هم اکنون ششمین سال فعالیت ششمین دوره ی مجمع تشخیص مصلحت نظام است که حکم ... ادامه ...

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس، سید صولت مرتضوی عصر امروز در نشستی خبری که در سالن شهدای شهرداری مشهد برگزار شد، اظهار داشت: امیدوارم مردم بزرگوار ایران اسلامی و سراسر جهان حماسه ای به یادماندنی در جغرافیای سیاسی جهان به ثبت و ضبط برسانند. وی با بیان اینکه هدف از جلسه امروز ارائه گزارش و حقایقی از موضوع شیرین انفصال است، افزود: تقریبا حدود یک سال و نیم قبل یکی از دوستان سابق بنده مرا به بعضی از موارد انظار دادند و گفت خبری که از درون جریان اصلاحات گرفته شده و در جلسه ای که به ریاست یکی از سران فتنه در تهران تشکیل شد در رابطه با انتخابات آینده تصمیماتی اتخاذ کردند. شهردار مشهد ادامه داد: ایشان گفت که در این جلسه آن آقا گفته است که در بحث حقوق های نجومی دولت و روحانی به گل نشستند و ما املاک نجومی در تهران را مطرح کردیم که سبب شد تنفس داشته باشند. مرتضوی با اشاره اینکه طبق گفته آن فرد در آن جلسه گفته شد که روی 2 کلان شهر تمرکز کنند، تصریح کرد: یکی تهران بود که گرفتار املاک نجومی شده اما با این موارد نمی توان با مشهد گلاویز شد شما انگ متخلف بودن را به پیشانی شهردار مشهد بچسبانید. وی خاطرنشان کرد: ما این را یک خبر در نظر گرفتیم که شاید درست باشد یا نباشد اما از مکاتباتی که از طرف استانداری و وزارت راه و شهرسازی با ما صورت می گرفت دیدیم موید آن اخبار است و می گفتند که شما فلان جا می خواهید پروانه صادر کنید صدور این پروانه خلاف قانون است. شهردار مشهد درباره پرونده سازی های انجام شده علیه وی گفت: یک پرونده تخلفات برای من در وزارت کشور با عنوان شکایت استانداری خراسان رضوی مبنی بر عدم پاسخگویی شهردار مشهد مقدس به مکاتبات استانداری برای من ساختند.وی ادامه داد: در پرونده دیگری گفتند که آقای عباس آخوندی گفته است که آقای مرتضوی در شورای عالی معماری و شهرسازی صدایش را بلند کرده و خلاف شئونات ادارای عمل کرده است. مرتضوی تصریح کرد: من به استاندار خراسان رضوی گفتم شما پدر استان هستید و اگر اختلافی وجود دارد باید درون خانوادگی حل شود؛ مگر اساساَ شهردار موظف است به هر مکاتبه ای حواب بدهد؟ اما دیدیم ظاهراَ تقسیم و توزیع ماموریت شده که ما را به عنوان چهره متخلف معرفی کنند که بخشی از آن حل وفصل شده و برخی در دیگر در جریان است. وی با بیان اینکه در موضوع دیوان محاسبات آقای میرنجاتی دبیرخانه کلانشهرهای کشور را که از تمام زاوایای پیدا و پنهان اطلاع دارند به شهادت می طلبم، گفت: از یک سال و نیم تا 2 سال قبل دیوان محاسبات به استناد ماده2 و 42 تقاضای ورود به رسیدگی در مورد موضوعاتی فارق از اصل 55 قانون اساسی را درخواست کرد. شهردار مشهد ادامه داد: این موضوع در اجلاسیه شهرداران کلانشهرهای کشور مطرح شد در رابطه با مستفاد قانون و مسئولیت ها و حدود اختیارات دیوان محاسبات درباره شهرداری های کلانشهر از مستفاد از قانون و تفاسیر شورای نگهبان به این نتیجه رسیدند که ورود به آن بخش از بودجه شهرداری ها که خارج از بودجه عمومی کشور و مصوبات مجلس شورای اسلامی است خلاف قانون است . مرتضوی تصریح کرد: یک بخش بودجه مربوط به کمک های دولتی است که از ابتدا دیوان محاسبات رسیدگی می کرده و حالا هم رسیدگی می کند اما یک بخش از بودجه از مردم اخذ می شود و به استناد ماده 71 قانون انتخابات شوراها و انتخاب شهرداران این موضوع اساساَ از وظایف شوراها است و قانون گذار آن را تصریح کرده است. وی با بیان اینکه وظایف دیوان محاسبات در مواد قانون دیوان محاسبات و اصول 52 تا 55 قانون اساسی کاملا تصریح و تشریح شده است، گفت: طبق اصل 55 دیوان محاسبات به تمامی حساب های وزارت خانه ها، مؤسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند رسیدگی و حسابرسی می کند که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب که در قوانین بودجه سنواتی کل کشور است تجاوز نکند و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد پس هزینه باید در قانون مصوبه داشته باشد و از هر مبلغی باید در هزینه خودش استفاده شود. مرتضوی با بیان اینکه شهرداری ها به واسطه قانون ویژه ای اداره می شوند، تصریح کرد: بر اساس قانون آیین نامه مالی شهرداری ها، اجازه تصویب، تفریغ و نظارت بر بودجه به استناد ماده 71 قانون شهرداری ها بر عهده شورای اسلامی شهر است. وی با اشاره به ماده 65 قانون شهرداری ها گفت: هر شهرداری دارای بودجه ای است که پس از تصویب انجمن شهر قابل اجرا است پس بودجه عمومی کشور به تصویب مجلس و بودجه شهردار ها به تصویب انجمن شهر می رسد. شهردار مشهد افزود: طبق قانون دیوان محسابات کشور مصوب 1362، این نهاد نظارت تام و مطلق دارد بر وزارت خانه ها، موسسات و سازمان های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کشور استفاده می کنند یعنی به هر مبلغی که دولت کمک می کند و در لایحه قانون بودجه سنواتی ثبت شده و در اختیار نهادهای عمومی نظیر شهرداری، کتابخانه ها قرار می گیرد می تواند نظارت کند. مرتضوی ضمن قرائت ماده 2 قانون دیوان محاسبات، گفت: عمده ترین استناد دیوان محاسبات کشور ماده 2 است که مفاد آن دقیقاَ در فهرست وزارت خانه ها و نهادها و سازمان ها آمده و حدود اختیارات نیز تعریف به حد و رأس شده است. وی با اشاره به بند 30 ماده 71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شورای اسلامی مصوب سال 75، گفت: در اینجا قانون گذار نگفته است که علاوه بر دیوان محاسبات، شورای اسلامی شهر هم نظارت دارد بلکه گفته نظارت بر حسن اداری امور مالی شهرداری و تمامی سازمان های تابعه شهرداری، حفظ سرمایه ها و اموال عمومی و اختصاصی شهرداری و اعلام موارد نقض و تخلف شهردار و پیگیری آن از وظایف شورای اسلامی شهر است. شهردار مشهد خاطرنشان کرد: در این راستا این قانون به انتخاب حسابرس رسمی به اذن شورا اشاره می شود در حالی که ما در وزارت خانه ها حسابرس رسمی نداریم.وی با قرائت تبصره 1 این قانون، ادامه داد: ما در شهرداری 2 نوع ذی حساب داریم یک ذی حساب شهردار است که می تواند قائم مقام داشته باشد و و یک ذی حساب دولتی و ما اکنون ذی حساب دولتی داریم که در قطار شهری مستقر است و به تمامی اعتبارات دولتی که به شهرداری ابلاغ و تخصیص داده می شود واو به واو و ریال به ریال براساس قانون محاسبات عمومی کشور رسیدگی می شود و دیوان محاسبات کشور همواره بر این امر رسیدگی کرده است. مرتضوی با تاکید بر ماده 38 قانون محاسبات عمومی کشور مبنی بر اینکه وصول ... ادامه ...

به گزارش مشرق، سید صولت مرتضوی عصر امروز در نشستی خبری که در سالن شهدای شهرداری مشهد برگزار شد، اظهار داشت: امیدوارم مردم بزرگوار ایران اسلامی و سراسر جهان حماسه ای به یادماندنی در جغرافیای سیاسی جهان به ثبت و ضبط برسانند. وی با بیان اینکه هدف از جلسه امروز ارائه گزارش و حقایقی از موضوع شیرین انفصال است، افزود: تقریبا حدود یک سال و نیم قبل یکی از دوستان سابق بنده مرا به بعضی از موارد انظار دادند و گفت خبری که از درون جریان اصلاحات گرفته شده و در جلسه ای که به ریاست یکی از سران فتنه در تهران تشکیل شد در رابطه با انتخابات آینده تصمیماتی اتخاذ کردند. شهردار مشهد ادامه داد: ایشان گفت که در این جلسه آن آقا گفته است که در بحث حقوق های نجومی دولت و روحانی به گل نشستند و ما املاک نجومی در تهران را مطرح کردیم که سبب شد تنفس داشته باشند. مرتضوی با اشاره اینکه طبق گفته آن فرد در آن جلسه گفته شد که روی 2 کلان شهر تمرکز کنند، تصریح کرد: یکی تهران بود که گرفتار املاک نجومی شده اما با این موارد نمی توان با مشهد گلاویز شد شما انگ متخلف بودن را به پیشانی شهردار مشهد بچسبانید. وی خاطرنشان کرد: ما این را یک خبر در نظر گرفتیم که شاید درست باشد یا نباشد اما از مکاتباتی که از طرف استانداری و وزارت راه و شهرسازی با ما صورت می گرفت دیدیم موید آن اخبار است و می گفتند که شما فلان جا می خواهید پروانه صادر کنید صدور این پروانه خلاف قانون است. شهردار مشهد درباره پرونده سازی های انجام شده علیه وی گفت: یک پرونده تخلفات برای من در وزارت کشور با عنوان شکایت استانداری خراسان رضوی مبنی بر عدم پاسخگویی شهردار مشهد مقدس به مکاتبات استانداری برای من ساختند.وی ادامه داد: در پرونده دیگری گفتند که آقای عباس آخوندی گفته است که آقای مرتضوی در شورای عالی معماری و شهرسازی صدایش را بلند کرده و خلاف شئونات ادارای عمل کرده است. مرتضوی تصریح کرد: من به استاندار خراسان رضوی گفتم شما پدر استان هستید و اگر اختلافی وجود دارد باید درون خانوادگی حل شود؛ مگر اساساَ شهردار موظف است به هر مکاتبه ای حواب بدهد؟ اما دیدیم ظاهراَ تقسیم و توزیع ماموریت شده که ما را به عنوان چهره متخلف معرفی کنند که بخشی از آن حل وفصل شده و برخی در دیگر در جریان است. وی با بیان اینکه در موضوع دیوان محاسبات آقای میرنجاتی دبیرخانه کلانشهرهای کشور را که از تمام زاوایای پیدا و پنهان اطلاع دارند به شهادت می طلبم، گفت: از یک سال و نیم تا 2 سال قبل دیوان محاسبات به استناد ماده2 و 42 تقاضای ورود به رسیدگی در مورد موضوعاتی فارق از اصل 55 قانون اساسی را درخواست کرد. شهردار مشهد ادامه داد: این موضوع در اجلاسیه شهرداران کلانشهرهای کشور مطرح شد در رابطه با مستفاد قانون و مسئولیت ها و حدود اختیارات دیوان محاسبات درباره شهرداری های کلانشهر از مستفاد از قانون و تفاسیر شورای نگهبان به این نتیجه رسیدند که ورود به آن بخش از بودجه شهرداری ها که خارج از بودجه عمومی کشور و مصوبات مجلس شورای اسلامی است خلاف قانون است . مرتضوی تصریح کرد: یک بخش بودجه مربوط به کمک های دولتی است که از ابتدا دیوان محاسبات رسیدگی می کرده و حالا هم رسیدگی می کند اما یک بخش از بودجه از مردم اخذ می شود و به استناد ماده 71 قانون انتخابات شوراها و انتخاب شهرداران این موضوع اساساَ از وظایف شوراها است و قانون گذار آن را تصریح کرده است. وی با بیان اینکه وظایف دیوان محاسبات در مواد قانون دیوان محاسبات و اصول 52 تا 55 قانون اساسی کاملا تصریح و تشریح شده است، گفت: طبق اصل 55 دیوان محاسبات به تمامی حساب های وزارت خانه ها، مؤسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می کنند رسیدگی و حسابرسی می کند که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب که در قوانین بودجه سنواتی کل کشور است تجاوز نکند و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد پس هزینه باید در قانون مصوبه داشته باشد و از هر مبلغی باید در هزینه خودش استفاده شود. مرتضوی با بیان اینکه شهرداری ها به واسطه قانون ویژه ای اداره می شوند، تصریح کرد: بر اساس قانون آیین نامه مالی شهرداری ها، اجازه تصویب، تفریغ و نظارت بر بودجه به استناد ماده 71 قانون شهرداری ها بر عهده شورای اسلامی شهر است. وی با اشاره به ماده 65 قانون شهرداری ها گفت: هر شهرداری دارای بودجه ای است که پس از تصویب انجمن شهر قابل اجرا است پس بودجه عمومی کشور به تصویب مجلس و بودجه شهردار ها به تصویب انجمن شهر می رسد. شهردار مشهد افزود: طبق قانون دیوان محسابات کشور مصوب 1362، این نهاد نظارت تام و مطلق دارد بر وزارت خانه ها، موسسات و سازمان های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کشور استفاده می کنند یعنی به هر مبلغی که دولت کمک می کند و در لایحه قانون بودجه سنواتی ثبت شده و در اختیار نهادهای عمومی نظیر شهرداری، کتابخانه ها قرار می گیرد می تواند نظارت کند. مرتضوی ضمن قرائت ماده 2 قانون دیوان محاسبات، گفت: عمده ترین استناد دیوان محاسبات کشور ماده 2 است که مفاد آن دقیقاَ در فهرست وزارت خانه ها و نهادها و سازمان ها آمده و حدود اختیارات نیز تعریف به حد و رأس شده است. وی با اشاره به بند 30 ماده 71 قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شورای اسلامی مصوب سال 75، گفت: در اینجا قانون گذار نگفته است که علاوه بر دیوان محاسبات، شورای اسلامی شهر هم نظارت دارد بلکه گفته نظارت بر حسن اداری امور مالی شهرداری و تمامی سازمان های تابعه شهرداری، حفظ سرمایه ها و اموال عمومی و اختصاصی شهرداری و اعلام موارد نقض و تخلف شهردار و پیگیری آن از وظایف شورای اسلامی شهر است. شهردار مشهد خاطرنشان کرد: در این راستا این قانون به انتخاب حسابرس رسمی به اذن شورا اشاره می شود در حالی که ما در وزارت خانه ها حسابرس رسمی نداریم.وی با قرائت تبصره 1 این قانون، ادامه داد: ما در شهرداری 2 نوع ذی حساب داریم یک ذی حساب شهردار است که می تواند قائم مقام داشته باشد و و یک ذی حساب دولتی و ما اکنون ذی حساب دولتی داریم که در قطار شهری مستقر است و به تمامی اعتبارات دولتی که به شهرداری ابلاغ و تخصیص داده می شود واو به واو و ریال به ریال براساس قانون محاسبات عمومی کشور رسیدگی می شود و دیوان محاسبات کشور همواره بر این امر رسیدگی کرده است. مرتضوی با تاکید بر ماده 38 قانون محاسبات عمومی کشور مبنی بر اینکه وصول درآمدهایی ک ... ادامه ...

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دانشگاه آزاد اسلامی، احمد شمس با بیان اینکه طبق مصوبه جلسه هماهنگی با سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی مقرر شده است مصاحبه های دکتری به صورت استانی برگزار شود، گفت: در پذیرش دکتری این دانشگاه ۵۰ درصد نمره به آزمون کتبی و ۵۰ درصد به مصاحبه اختصاص داده شده است که از این ۵۰ درصد، ۳۰ درصد متعلق به مستندات و ۲۰ درصد مربوط به مصاحبه علمی است.وی افزود: بیش از ۸۰ درصد داوطلبان آزمون دکتری، اولویت اول آنها برای مصاحبه استان تهران است، در واقع از مجموع ۴۰ هزار و ۵۰۰ داوطلب پذیرش در مقطع دکتری دانشگاه آزاد حدود ۳۷ هزار نفر در استان تهران نیز مصاحبه خواهند داشت.رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران با اشاره به برگزاری جلسه هماهنگ برای اجرای طرح استانی مصاحبه دکتری با حضور سرپرست دانشگاه تاکید کرد: بلافاصله پس از تشکیل این جلسه، در روز بعد ستاد اجرایی مصاحبه دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران تشکیل و در مورد چند موضوع مهم تصمیم گیری شد.شمس با اشاره به واحدهایی که مصاحبه دکتری در استان تهران را انجام می دهند، گفت: در جلسه ستاد اجرایی مصاحبه دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران مقرر شد واحد تهران جنوب (م ... ادامه ...

به گزارش بی باک نقل از سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولید کنندگان به دنبال پیگیری های انجام شده در راستای استیفای حقوق مصرف کنندگان اضافه وجوه اخذ شده در قبوض تلفن ثابت بابت حداقل کارکرد و بدهی معوق ثبت نام تلفن ثابت جمعاً به مبلغ 88 میلیارد ریال به مشترکان بازگشت داده شد.این خبر می افزاید در سال 1395 پس از انعکاس اخباری در فضای رسانه ای کشور و پیرو شکوائیه ها و گزارشات متعدد مردمی مبنی بر اخذ وجوه اضافی از سوی برخی از شرکتهای مخابرات استانی از متقاضیان ثبت نام تلفن ثابت سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نسبت به بررسی موضوع اقدام کرد.در بررسی های صورت گرفته از سوی کارشناسان این سازمان مشخص شد براساس بند (6) مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی حداقل کارکرد ماهانه هر خط تلفن ثابت اعم از تماس ثابت به ثابت درون استان ثابت به ثابت بین استانی و تماس با تلفن همراه و تماس بین المللی برای مشترکان روستاها به میزان 200 دقیقه مکالمه درون استانی معادل 9 هزار ریال و برای سایر مشترکان به میزان 330 دقیقه مکالمه درون استانی معادل 14 هزار و 850 ریال تعیین و محاسبه می شود.این گزارش حاکیست با بررسی قبوض صادره در دوره زمانی مرداد و شهریور سال 95 علیرغم آنکه ملاک حداقل کارکرد تعیین شده در مصوب ... ادامه ...

با پیگیری های سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان مبلغ 88 میلیارد ریال مابه التفاوت وجوه اضافی اخذ شده تلفن ثابت در سال 1395 به مشترکان استرداد شد. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایرنا با ورود سازمان حمایت از مصرف کنندگان و پیگیری های انجام شده در راستای استیفای حقوق مصرف کنندگان اضافه وجوه اخذ شده در قبوض تلفن ثابت بابت حداقل کارکرد و بدهی معوق ثبت نام تلفن ثابت در مجموع به مبلغ 88 میلیارد ریال به مشترکان بازگشت داده شد .براساس این گزارش سال گذشته پس از انعکاس اخباری در فضای رسانه ای کشور و پیرو شکوائیه ها و گزارش های متعدد مردمی مبنی بر اخذ وجوه اضافی از سوی برخی شرکت های مخابرات استانی از متقاضیان ثبت نام تلفن ثابت سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نسبت به بررسی موضوع اقدام کرد.در بررسی های انجام شده مشخص شد براساس بند (6) مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی حداقل کارکرد ماهیانه هر خط تلفن ثابت اعم از تم ... ادامه ...

بر اساس اعلام سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان ، مابه التفاوت وجوه اضافی اخذ شده تلفن ثابت به مشترکان به مبلغ ۸۸ میلیارد ریال به مشترکان بازگشت داده شد. به دنبال پیگیری های انجام شده در راستای استیفای حقوق مصرف کنندگان؛ اضافه وجوه اخذ شده در قبوض تلفن ثابت، بابت حداقل کارکرد و بدهی معوق ثبت نام تلفن ثابت، جمعاً به مبلغ 88 میلیارد ریال به مشترکان بازگشت داده شد. این خبر می افزاید؛ در سال 1395 پس از انعکاس اخباری در فضای رسانه ای کشور و پیرو شکوائیه ها و گزارشات متعدد مردمی مبنی بر اخذ وجوه اضافی از سوی برخی از شرکتهای مخابرات استانی از متقاضیان ثبت نام تلفن ثابت، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نسبت به بررسی موضوع اقدام کرد. در بررسی های صورت گرفته از سوی کارشناسان این سازمان، مشخص شد براساس بند (6) مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، حداقل کارکرد ماهانه هر خط تلفن ثابت اعم از تماس ثابت به ثابت درون استان ، ثابت به ثابت بین استانی و تماس با تلفن همراه و ت ... ادامه ...

ماهنامه همشهری 24: این گفت و گو 24 ساعت مانده به تحویل سال جدید انجام شد. یک روز مانده به پایان سالی که جواد عزتی در نیمه های آن مشغول «ماجرای نیمروز» بود و اواخر سال، بعد از اکران فیلم در روزهای جشنواره و سینماها، برای بازی در نقش «صادق»، حسابی تحسین شد. دو روز قبل از این گفت و گو هم بازی عزتی در «اکسیدان» حامد محمدی به پایان رسیده بود و عزتی سرش را تراشیده بود تا دو ساعت بعد از این گفت و گو به دفتر ابوالحسن داوودی برود تا ایمان امیدواری مقدمات گریمش برای بازی در فیلم «هزارپا» را طراحی کند. این حضورهای متعدد در سینما و درخشیدن در «ماجرای نیمروز» بهانه ای شد که سروش صحت در روزهای شلوغ فیلمبرداری فصل دوم سریال «لیسانسه ها»، رو به روی او بنشیند و از فیلم مهدویان و کارنامه بازیگری عزتی بپرسد.شاید باور نکنید اما با این که هر دو سابقه سریال ها و فیلم های متعدد کمدی دارند و صحت هم چند سریال طنز ساخته است، اما هیچ وقت همکار نبوده اند. با این حال، در طول گفت و گوی جدی و دو ساعته آنها بارها صدای قهقهه شان بلند شد و حاصلش شد این گفت و گویی که می خوانید. گفت و گویی که عزتی جا به جا وسطش به صحت می گفت: «جواب اینو بعدا به خودت می گم». و باعث شد صحت بگوید: «اول مصاحبه باید بنویسم پنجاه تا چیز هست که جواد می گوید بعدا به خودت می گویم، اما اگر در مصاحبه می آمد خیلی جذاب تر می شد».تو متولد چه سالی هستی؟1360.یعنی وقایع «ماجرای نیمروز» در سالی اتفاق می افتد که تو تازه آن سال به دنیا آمدی. هیچ خاطره ای از آن سال ها داری؟ برای این که با فضای آن سال ها آشنا شوی، تو و گروه و آقای مهدویان چه کارهایی کردید؟ آنهایی که همسن من هستند، آن فضا و آن جنس آدم ها، نوع بیان، نگاهشان و... را حس کرده اند. ولی تو آن سال تازه به دنیا آمده ای.ولی به نظرم جنس آدم ها و روابطشان تا ده سال تکان نخورد.اصولا کاری کردی که سال های دهه 60 را بیشتر بشناسی؟مخصوص این کار نه، اما اصولا چون آن سال ها را خیلی دوست داشتم، هر مستندی که درباره آن موقع ساخته شده، همیشه دنبال کرده ام. من آن دوره را به خاطر جنس مردمش دوست دارم. همه چیز خیلی صادقانه بود.و فضای سیاسی آن سال ها را هم می شناختی؟نه. سر صحنه درباره این چیزها ساعت ها حرف می زدیم. دوستان و رفقایی در جمع بودند که آشنا بودند. خود مهدویان هم آشنا بود. خیلی تحقیق کرده بود و ما هم خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا درباره خیلی سوال هایی که شاید به ذهن مردم هم برسد، بحث کردیم.کتابی هم خواندی؟ فیلمی دیدی؟مخصوص این کار نه.اصولا کتاب می خوانی؟ فیلم می بینی؟ در زندگی جز بازیگری چه کار می کنی؟فیلم می بینم اما متاسفانه کتاب کم می خوانم. ولی خیلی اخباری ام، روزنامه ای ام.کمی دقیق تر بگو کدام اخبار و فیلم ها و روزنامه ها؟ هر کدام را که دوست داری بگو، چون بعد از این فیلم نمی شود با تو شوخی کرد. مجبورم با ترس و لرز بپرسم [می خندد]![می خندد] اولا که همه فیلم ها را می بینم. مخصوصا بدها را. بدها را حتی گاهی دوباره می بینم که آن کارها را نکنم. چون اصولا سینما برایم جدی است. پشت صحنه هم این جوری ام که حواسم به جایگیری صدابردار هم هست، چه برسد به صحنه و دکوپاژ و چیزهای دیگر. امکان ندارد که سوالی برایم پیش بیاید و نپرسم. حواسم به همه چیز هست.و فیلم های خارجی هم همین طور؟بله. درباره خارجی ها، مخصوصا سریال ها، الان یکی- دو سال متمرکز روی فرمول نوشتنشان هستم. دلم می خواهد بفهمم چرا آنها از ما جلوترند.به نظرت چرا جلوترند؟برای این که با تلویزیون ما برخورد نکرده اند [می خندد] و طرفشان تلویزیون ما نیست! مهم ترین نکته اش همین است که برخورد عجله ای ندارند. راحت از انتها شروع می کنند می آیند اول، بعد از ابتدا شروع می کنند می روند آخر. به نظرم خیلی کار جذابی است. البته آنها هم مثل ما سریال های روزپخش دارند ولی آنها حتی در کار کردن روزپخش ها هم جلوتر از ما هستند. شاید چون نقشه معلوم تری از ما دارند. شرایط دست ما را برای کار هنری باز نمی گذارد. اما در سینما برعکس است. به نظرم در سینما چیزی کمتر از دیگران نداریم. سینمای باشکوهی داریم که قدرش را هم نمی دانیم. اصولا زیادی می زنیم توی سر مال.تو «ایستاده در غبار» را هم دیده بودی قبل از شروع «ماجرای نیمروز»؟آره مستند «آخرین روزهای زمستان» را هم دیده بودم.پس آقای مهدویان را کاملا می شناختی.آره. البته به واسطه همین دو کار. کارهای قبلی اش و کاراکتر خودش را بعدها شناختم. با آقای رضوی کار کرده بودم اما با آقای مهدویان اصلا برخورد هم نداشتم.چطوری انتخاب شدی؟به من فیلمنامه را دادند، خواندم و نقشم را دوست نداشتم. کلی هم به آقای مهدویان غر زدم.مگر می شود این نقش را دوست نداشته باشی؟بعدها خیلی اتفاق های دیگر افتاد اما خودم اعتقاد داشتم برخوردشان با نقشی که من بازی کردم، در فیلمنامه اولیه که بعدا خیلی اصلاح شد، درست نبود. یعنی آدم ها هنوز رنگ نگرفته بودند.ولی در فیلم ادم ها به شدت رنگ دارند.برای این که بعدا خیلی درباره اش حرف زدیم. اتفاقا بیشترین چیزی که ما را به وجود آورده بود، این بود که آدم های فیلم با همدیگر فرق می کنند. پنج نفر آدم هستند که کارشان یکی است ولی همه شان با هم فرق می کنند. این اتفاق در روزهای فیلمبرداری ما را خیلی به وجد آورد. ولی روزهای اول که فیلمنامه را خواندم، حتی گفتم نمی آیم.یعنی فیلمنامه با اجرا فرق داشت؟نه، زیاد فرق نداشت چون کلیتش معلوم بود. خود سکانس ها دوباره جداجدا نوشته شد.و تو با وجود این که آن مستند و «ایستاده در غبار» را دیده بودی، باز هم گفتی نمی آیم. برایت مهم نبود که کارگردان کارها این فیلم را می سازد؟در اینجور چیزها نمی دانم چرا اینکار را با خودم می کنم ولی در دو- سه سال گذشته همه اش سعی کرده ام در آن مسیری بمانم که به نظرم باید بروم. سراغ این هم می رویم. الان بگو چطوری توانستند متقاعدت کنند که این کار را بکنی؟ گفتند پولش را می دهیم [می خندد]؟!آقای مهدویان حرفم را قبول کرد. ما دو تا کاراکتر داشتیم که من و آقای حجازی فر نقش هایشان را بازی می کردیم. احمد مهران فر به خاطر این کاراکترها می رفت جبهه و آنها را با خودش می آورد تهران. اولین چیزی که من گفتم دوستش ندارم این بود که شما دو نفر را از جبهه بر می دارید و می آورید اینجا و ما هیچ تفاوتی بین آنها نمی بینیم. یعنی آدم ها همان شکلی حرف می زنند و این دو نفر هم می آیند در جلسات. می نشینند و مثل بقیه هستند. پس چه تاثیری دارند؟ اما الان در فیلم متفاوت هستند.بله. الان شما سنگینی این ور را حس می کنید. یعنی حس می کنید که وجود اینها تلاطمی به وجود آورده است. ولی در فیلمنامه اولیه من این موضوع را حس نکردم و بیشترین ایرادم هم همین بود. گفتم به نظرم این آدم مثل بقیه است، بیخودی شما وسطش رفته اید یک نفر را از جبهه برداشته اید آورده اید. من کاری به واقعیت تاریخی ندارم- واقعیت تاریخی اش شاید همین جوری بوده است- ولی شما دارید درامی می نویسید که باید تاثیر بگذارد.اصولا فیلم خیلی بر واقعیت های تاریخی استوار است؟خیلی. تقریبا همان چیزی است که اتفاق افتاده، غیر از کاراکترها. مثلا شخصیتی که من بازی می کنم ممکن است آدم شوخ طبع و بگوبخندی بوده است ولی من کاراکترش را این طوری دیدم.جایی خواندم که مابازای واقعی اش را هم بعد از فیلم جایی دیده ای. چه حسی داشتی؟ایشان را در اکران جشنواره دیدم. خیلی جذاب بود که ببینم چه جور آدمی است و چه شکلی است ولی می دانستم که کاراکترش با کاراکتری که من بازی کرده ام، فرق دارد. ایشان آدم شوخ طبع و مهربانی بود. از نظر هیکلی چی؟نه، زیاد با من متفاوت نبود. البته از من لاغرتر بود.ولی چه آدم تیزهوشی بوده. الان هم که می دیدیش همین حس را داشتی؟آره، اصلا شب باحالی بود. چون ما هم نمی دانستیم که قرار است بیایند. یک دفعه دیدیم دو تا از کاراکترهایی که نقش هایشان را بازی کردیم، یعنی کاراکتر من و کاراکتر هادی حجازی فر، آنجا هستند.برای نزدیک شدن به نقش چه کارهایی کردید؟ روش کار آقای مهدویان چطوری است؟بزرگ ترین حسن و هوشمندی ای که آقای مهدویان دارد، این است که خوب گوش می کند. یعنی حرف ها را می شنود، جمع بندی می کند و نظر آخر را می دهد. خودم هم فکر نمی کردم حالا که دارم به ش این غرها را می زنم، گوش کند و فردایش دوباره به من زنگ بزند، درباره اش حرف بزند و قبول کند. چون این یک فیلمنامه کامل بود. موقعی که من به گروه پیوستم، بقیه انتخاب شده بودند. طبیعتا می توانست بگوید این آدم نه، یکی دیگر. ولی ایستاد، حرف های من را گوش داد و یک هفته بعد گفت با حرف هایت موافقم.با هم کار گروهی انجام می دادی؟خیلی درباره اش حرف می زدیم، سکانس به سکانس.و دورخوانی هم داشتید؟ پنج نفری با هم تمرین می کردید؟سیستم خودم شخصا این طوری است که هیچ وقت شب به شب سکانس ها را نمی خوانم. به دستیارها هم می گویم لطفا برایم اس ام اس نکنید. فیلمنامه را سر گریم هم نمی خوانم، تا وقتی که می آیم سر صحنه.همیشه این جوری هستی؟ که تر و تازه باشد؟همیشه، می گوید همان لحظه برخورد می کنم با سکانس. ولی وقتی می آمدیم سر سکانس، اول یک دورخوانی می کردیم و بعد شروع می کردیم به حرف زدن.ببین یک دور فیلمنامه را خوانده بودی ولی الان دیگر نمی خوانی.بله، اصولا این جوری است که یک بار می خوانم. خواندنم هم طول می کشد. مثلا یک فیلم سینمایی را در هفت- هشت ساعت می خوانم.چرا؟مکث می کنم رویش. گاهی هم یادداشت بر می دارم.خیلی شبیه شخصیتی هستی که بازی کرده ای. همه چیز یادت می ماند، سر صحنه هم که حواست به همه چیز هست. [می خندد] پروسه خواندن اولم طولانی است ولی دیگر تا آخر فیلم نمی خوانم. در «ماجرای نیمروز» خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا ابراهیم امینی عزیز [نویسنده و بازی گردان فیلم] هم سر صحنه بود و سکانس ها را تصحیح می کرد و دوباره می نوشت. خدا را شکر آن قدر انعطاف پذیر بودند که در دورخوانی ها دیالوگ های سکانس را عوض می کردند.نویسنده سر صحنه حاضر بود و حاضر به تغییر هم بود؟در همه سکانس ها حاضر بود. پلان به پلان. در پلان های عبوری هم نویسنده بود! خیلی اتفاق جذابی بود.چقدر پیش آمد که متن سکانس همان جا عوض شود؟من این جوری ام که اگر سکانسی موقع اجرا هیچ تغییری نسبت به فیلمنامه نکند، حس می کنم هیچ کاری نکرده ایم. حالم بد می شود. حتما باید یک بحثی بیندازم و یک کاری کنیم. اینجا در سکانس های تو این اتفاق بیشتر افتاد؟در همه سکانس ها این اتفاق می افتاد. در سکانس های من بیشتر. البته مهدویان می گوید غرغرو نیستی ولی خودم می دانم که هستم.کمی هم درباره روش کار آقای مهدویان با بازیگران برایمان بگو.ما بیشتر قبلش به یک نتیجه ای درباره بازی ها و نقش ها می رسیدیم.این سوال را از این جه ... ادامه ...

این گفت و گو 24 ساعت مانده به تحویل سال جدید انجام شد. یک روز مانده به پایان سالی که جواد عزتی در نیمه های آن مشغول «ماجرای نیمروز» بود و اواخر سال، بعد از اکران فیلم در روزهای جشنواره و سینماها، برای بازی در نقش «صادق»، حسابی تحسین شد. دو روز قبل از این گفت و گو هم بازی عزتی در «اکسیدان» حامد محمدی به پایان رسیده بود و عزتی سرش را تراشیده بود تا دو ساعت بعد از این گفت و گو به دفتر ابوالحسن داوودی برود تا ایمان امیدواری مقدمات گریمش برای بازی در فیلم «هزارپا» را طراحی کند. این حضورهای متعدد در سینما و درخشیدن در «ماجرای نیمروز» بهانه ای شد که سروش صحت در روزهای شلوغ فیلمبرداری فصل دوم سریال «لیسانسه ها»، رو به روی او بنشیند و از فیلم مهدویان و کارنامه بازیگری عزتی بپرسد.شاید باور نکنید اما با این که هر دو سابقه سریال ها و فیلم های متعدد کمدی دارند و صحت هم چند سریال طنز ساخته است، اما هیچ وقت همکار نبوده اند. با این حال، در طول گفت و گوی جدی و دو ساعته آنها بارها صدای قهقهه شان بلند شد و حاصلش شد این گفت و گویی که می خوانید. گفت و گویی که عزتی جا به جا وسطش به صحت می گفت: «جواب اینو بعدا به خودت می گم». و باعث شد صحت بگوید: «اول مصاحبه باید بنویسم پنجاه تا چیز هست که جواد می گوید بعدا به خودت می گویم، اما اگر در مصاحبه می آمد خیلی جذاب تر می شد».تو متولد چه سالی هستی؟1360.یعنی وقایع «ماجرای نیمروز» در سالی اتفاق می افتد که تو تازه آن سال به دنیا آمدی. هیچ خاطره ای از آن سال ها داری؟ برای این که با فضای آن سال ها آشنا شوی، تو و گروه و آقای مهدویان چه کارهایی کردید؟ آنهایی که همسن من هستند، آن فضا و آن جنس آدم ها، نوع بیان، نگاهشان و... را حس کرده اند. ولی تو آن سال تازه به دنیا آمده ای.ولی به نظرم جنس آدم ها و روابطشان تا ده سال تکان نخورد.اصولا کاری کردی که سال های دهه 60 را بیشتر بشناسی؟مخصوص این کار نه، اما اصولا چون آن سال ها را خیلی دوست داشتم، هر مستندی که درباره آن موقع ساخته شده، همیشه دنبال کرده ام. من آن دوره را به خاطر جنس مردمش دوست دارم. همه چیز خیلی صادقانه بود.و فضای سیاسی آن سال ها را هم می شناختی؟نه. سر صحنه درباره این چیزها ساعت ها حرف می زدیم. دوستان و رفقایی در جمع بودند که آشنا بودند. خود مهدویان هم آشنا بود. خیلی تحقیق کرده بود و ما هم خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا درباره خیلی سوال هایی که شاید به ذهن مردم هم برسد، بحث کردیم.کتابی هم خواندی؟ فیلمی دیدی؟مخصوص این کار نه.اصولا کتاب می خوانی؟ فیلم می بینی؟ در زندگی جز بازیگری چه کار می کنی؟فیلم می بینم اما متاسفانه کتاب کم می خوانم. ولی خیلی اخباری ام، روزنامه ای ام.کمی دقیق تر بگو کدام اخبار و فیلم ها و روزنامه ها؟ هر کدام را که دوست داری بگو، چون بعد از این فیلم نمی شود با تو شوخی کرد. مجبورم با ترس و لرز بپرسم [می خندد]![می خندد] اولا که همه فیلم ها را می بینم. مخصوصا بدها را. بدها را حتی گاهی دوباره می بینم که آن کارها را نکنم. چون اصولا سینما برایم جدی است. پشت صحنه هم این جوری ام که حواسم به جایگیری صدابردار هم هست، چه برسد به صحنه و دکوپاژ و چیزهای دیگر. امکان ندارد که سوالی برایم پیش بیاید و نپرسم. حواسم به همه چیز هست.و فیلم های خارجی هم همین طور؟بله. درباره خارجی ها، مخصوصا سریال ها، الان یکی- دو سال متمرکز روی فرمول نوشتنشان هستم. دلم می خواهد بفهمم چرا آنها از ما جلوترند.به نظرت چرا جلوترند؟برای این که با تلویزیون ما برخورد نکرده اند [می خندد] و طرفشان تلویزیون ما نیست! مهم ترین نکته اش همین است که برخورد عجله ای ندارند. راحت از انتها شروع می کنند می آیند اول، بعد از ابتدا شروع می کنند می روند آخر. به نظرم خیلی کار جذابی است. البته آنها هم مثل ما سریال های روزپخش دارند ولی آنها حتی در کار کردن روزپخش ها هم جلوتر از ما هستند. شاید چون نقشه معلوم تری از ما دارند. شرایط دست ما را برای کار هنری باز نمی گذارد. اما در سینما برعکس است. به نظرم در سینما چیزی کمتر از دیگران نداریم. سینمای باشکوهی داریم که قدرش را هم نمی دانیم. اصولا زیادی می زنیم توی سر مال.تو «ایستاده در غبار» را هم دیده بودی قبل از شروع «ماجرای نیمروز»؟آره مستند «آخرین روزهای زمستان» را هم دیده بودم.پس آقای مهدویان را کاملا می شناختی.آره. البته به واسطه همین دو کار. کارهای قبلی اش و کاراکتر خودش را بعدها شناختم. با آقای رضوی کار کرده بودم اما با آقای مهدویان اصلا برخورد هم نداشتم.چطوری انتخاب شدی؟به من فیلمنامه را دادند، خواندم و نقشم را دوست نداشتم. کلی هم به آقای مهدویان غر زدم.مگر می شود این نقش را دوست نداشته باشی؟بعدها خیلی اتفاق های دیگر افتاد اما خودم اعتقاد داشتم برخوردشان با نقشی که من بازی کردم، در فیلمنامه اولیه که بعدا خیلی اصلاح شد، درست نبود. یعنی آدم ها هنوز رنگ نگرفته بودند.ولی در فیلم ادم ها به شدت رنگ دارند.برای این که بعدا خیلی درباره اش حرف زدیم. اتفاقا بیشترین چیزی که ما را به وجود آورده بود، این بود که آدم های فیلم با همدیگر فرق می کنند. پنج نفر آدم هستند که کارشان یکی است ولی همه شان با هم فرق می کنند. این اتفاق در روزهای فیلمبرداری ما را خیلی به وجد آورد. ولی روزهای اول که فیلمنامه را خواندم، حتی گفتم نمی آیم.یعنی فیلمنامه با اجرا فرق داشت؟نه، زیاد فرق نداشت چون کلیتش معلوم بود. خود سکانس ها دوباره جداجدا نوشته شد.و تو با وجود این که آن مستند و «ایستاده در غبار» را دیده بودی، باز هم گفتی نمی آیم. برایت مهم نبود که کارگردان کارها این فیلم را می سازد؟در اینجور چیزها نمی دانم چرا اینکار را با خودم می کنم ولی در دو- سه سال گذشته همه اش سعی کرده ام در آن مسیری بمانم که به نظرم باید بروم. سراغ این هم می رویم. الان بگو چطوری توانستند متقاعدت کنند که این کار را بکنی؟ گفتند پولش را می دهیم [می خندد]؟!آقای مهدویان حرفم را قبول کرد. ما دو تا کاراکتر داشتیم که من و آقای حجازی فر نقش هایشان را بازی می کردیم. احمد مهران فر به خاطر این کاراکترها می رفت جبهه و آنها را با خودش می آورد تهران. اولین چیزی که من گفتم دوستش ندارم این بود که شما دو نفر را از جبهه بر می دارید و می آورید اینجا و ما هیچ تفاوتی بین آنها نمی بینیم. یعنی آدم ها همان شکلی حرف می زنند و این دو نفر هم می آیند در جلسات. می نشینند و مثل بقیه هستند. پس چه تاثیری دارند؟ اما الان در فیلم متفاوت هستند.بله. الان شما سنگینی این ور را حس می کنید. یعنی حس می کنید که وجود اینها تلاطمی به وجود آورده است. ولی در فیلمنامه اولیه من این موضوع را حس نکردم و بیشترین ایرادم هم همین بود. گفتم به نظرم این آدم مثل بقیه است، بیخودی شما وسطش رفته اید یک نفر را از جبهه برداشته اید آورده اید. من کاری به واقعیت تاریخی ندارم- واقعیت تاریخی اش شاید همین جوری بوده است- ولی شما دارید درامی می نویسید که باید تاثیر بگذارد.اصولا فیلم خیلی بر واقعیت های تاریخی استوار است؟خیلی. تقریبا همان چیزی است که اتفاق افتاده، غیر از کاراکترها. مثلا شخصیتی که من بازی می کنم ممکن است آدم شوخ طبع و بگوبخندی بوده است ولی من کاراکترش را این طوری دیدم.جایی خواندم که مابازای واقعی اش را هم بعد از فیلم جایی دیده ای. چه حسی داشتی؟ایشان را در اکران جشنواره دیدم. خیلی جذاب بود که ببینم چه جور آدمی است و چه شکلی است ولی می دانستم که کاراکترش با کاراکتری که من بازی کرده ام، فرق دارد. ایشان آدم شوخ طبع و مهربانی بود. از نظر هیکلی چی؟نه، زیاد با من متفاوت نبود. البته از من لاغرتر بود.ولی چه آدم تیزهوشی بوده. الان هم که می دیدیش همین حس را داشتی؟آره، اصلا شب باحالی بود. چون ما هم نمی دانستیم که قرار است بیایند. یک دفعه دیدیم دو تا از کاراکترهایی که نقش هایشان را بازی کردیم، یعنی کاراکتر من و کاراکتر هادی حجازی فر، آنجا هستند.برای نزدیک شدن به نقش چه کارهایی کردید؟ روش کار آقای مهدویان چطوری است؟بزرگ ترین حسن و هوشمندی ای که آقای مهدویان دارد، این است که خوب گوش می کند. یعنی حرف ها را می شنود، جمع بندی می کند و نظر آخر را می دهد. خودم هم فکر نمی کردم حالا که دارم به ش این غرها را می زنم، گوش کند و فردایش دوباره به من زنگ بزند، درباره اش حرف بزند و قبول کند. چون این یک فیلمنامه کامل بود. موقعی که من به گروه پیوستم، بقیه انتخاب شده بودند. طبیعتا می توانست بگوید این آدم نه، یکی دیگر. ولی ایستاد، حرف های من را گوش داد و یک هفته بعد گفت با حرف هایت موافقم.با هم کار گروهی انجام می دادی؟خیلی درباره اش حرف می زدیم، سکانس به سکانس.و دورخوانی هم داشتید؟ پنج نفری با هم تمرین می کردید؟سیستم خودم شخصا این طوری است که هیچ وقت شب به شب سکانس ها را نمی خوانم. به دستیارها هم می گویم لطفا برایم اس ام اس نکنید. فیلمنامه را سر گریم هم نمی خوانم، تا وقتی که می آیم سر صحنه.همیشه این جوری هستی؟ که تر و تازه باشد؟همیشه، می گوید همان لحظه برخورد می کنم با سکانس. ولی وقتی می آمدیم سر سکانس، اول یک دورخوانی می کردیم و بعد شروع می کردیم به حرف زدن.ببین یک دور فیلمنامه را خوانده بودی ولی الان دیگر نمی خوانی.بله، اصولا این جوری است که یک بار می خوانم. خواندنم هم طول می کشد. مثلا یک فیلم سینمایی را در هفت- هشت ساعت می خوانم.چرا؟مکث می کنم رویش. گاهی هم یادداشت بر می دارم.خیلی شبیه شخصیتی هستی که بازی کرده ای. همه چیز یادت می ماند، سر صحنه هم که حواست به همه چیز هست. [می خندد] پروسه خواندن اولم طولانی است ولی دیگر تا آخر فیلم نمی خوانم. در «ماجرای نیمروز» خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا ابراهیم امینی عزیز [نویسنده و بازی گردان فیلم] هم سر صحنه بود و سکانس ها را تصحیح می کرد و دوباره می نوشت. خدا را شکر آن قدر انعطاف پذیر بودند که در دورخوانی ها دیالوگ های سکانس را عوض می کردند.نویسنده سر صحنه حاضر بود و حاضر به تغییر هم بود؟در همه سکانس ها حاضر بود. پلان به پلان. در پلان های عبوری هم نویسنده بود! خیلی اتفاق جذابی بود.چقدر پیش آمد که متن سکانس همان جا عوض شود؟من این جوری ام که اگر سکانسی موقع اجرا هیچ تغییری نسبت به فیلمنامه نکند، حس می کنم هیچ کاری نکرده ایم. حالم بد می شود. حتما باید یک بحثی بیندازم و یک کاری کنیم. اینجا در سکانس های تو این اتفاق بیشتر افتاد؟در همه سکانس ها این اتفاق می افتاد. در سکانس های من بیشتر. البته مهدویان می گوید غرغرو نیستی ولی خودم می دانم که هستم.کمی هم درباره روش کار آقای مهدویان با بازیگران برایمان بگو.ما بیشتر قبلش به یک نتیجه ای درباره بازی ها و نقش ها می رسیدیم.این سوال را از این جهت می پرسم، ک ... ادامه ...

به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از آیت الله علی اکبر رشاد در مورد نقد نظریه انتخابی بودن ولی امر است که در ادامه می خوانید؛در قبال پرسش از «منشأ مشروعیت» حکومت دینی و «مبدأ جواز یا استحقاق حکمرانی زمامدار» اسلامی در غیبت رهبری معصوم، دو پاسخ، در میان ارباب نظر و اصحاب سیاست در روزگار ما مطرح است:۱. برخی «مشروعیت و استحقاق» را ناشی از اراده الهی و نصب از ناحیه معصوم می دانند. این نظرگاه به این بیان تقریر می شود که: خدا خالق هستی و از جمله انسان است، پس همو نیز مالک انسان و جهان است، پس ملک و فرمانروای حقیقی هستی نیز او است و مردان آسمانی، خلیفه گان آفریدگار و فرمانروای هستی اند که تولیت امر جامعه و تصدی اجرأ احکام الهی رابر عهده دارند. در غیاب رهبران آسمانی (معصوم) نیز عالمان دین شناس دادورز پرهیزگار و توانا به نیابت، (به جعل و نصب) از سوی آنان، امر حکومت را تولیت و تصدی می کنند. مردم نیز، با تشخیص مصداق فقیه منصوب و حمایت و اطاعت از او، اعمال ولایت و اجرأ حدود الهی را ممکن می سازند. این دیدگاه به «نظریه انتصاب عام الهی فقها» نامبردار است.۲. برخی دیگر «مشروعیت استحقاق»، را ناشی از اراده ملت و انتخاب اکثریت مردم می دانند. تقریر این دیدگاه بدین شرح است: خدا خالق، پس مالک و پس ملک است. در زمان و مکان حضور معصوم، زمامداری به عهده اوست، اما در موقعیت غیبت، فقط صفات و شرایط افراد صالح (فقهأ جامع) توسط پیشوایان آسمانی تعیین گردیده، گزینش و برگماری فردی از میان افراد صلاحیتمند، به رأی اکثریت وانهاده شده است، فرد ذی صلاح، استحقاق رهبری را از رهگذر انتخاب و انتصاب از سوی توده مردم تحصیل می کند. این دیدگاه به «نظریه انتخاب مردمی» شهرت یافته است.عمده رسالات و مقالاتی که در تقریر نظریه حکومت، از دو منظر یاد شده، نشر یافته است. مشوش، آشفته و ناپیراسته است، چنانکه گاه در آثار و اظهارات اصحاب هر یک از دو نظر، «مدعیات متنافی الاجزأ» و حتا متناقض با مدعا، به چشم می خورد و همین نکته نیز دشواریهای بسیاری را در امر ارزیابی نظرگاه ها، پدید آورده است.(۱)از جمله پر حجم ترین مکتوباتی که در تبیین «ولایت فقیه و فقه دولت» نشر یافته، مجموعه سه جلدی «دراسات فی ولایه الفقیه وفقه الدوله الاسلامیه» اثر آیت الله حسینعلی منتظری نجف آبادی(۲) است.از آنجا که نویسنده در این نگاشته پر تتبعِ مبسوط، از «نظریه انتخاب» و به تعبیر صحیح و صائب، دیدگاه «انتصاب مردمی»، و نگاهه «زمامدار گماری توده ای» جانبداری کرده است، -- بی آنکه چندان قصد رد یک دیدگاه و قبول دیدگاه دیگر در میان باشد.-- (۳) ما، در این گفتار به ارزیابی گذرای ادله مطرح شده در این مجموعه، برای اثبات «گمانه رهبر گماری توده ای» و کیفیت استدلال بدانها، از نقطه نظر حدود وفاداری مؤلف به منطق استنباط، و میزان دلالت ادله بر مدعا، می پردازیم.نویسنده «دراسات ...» باب پنجم اثر را که شامل شش فصل مشبع است، به بیان «کیفیت تعیین زمامدار و طرق انعقاد امامت» اختصاص داده است:(۴) در فصل نخست به نقل اقوال فیلسوفان و فقیهان در خصوص «منشأ مشروعیت حکومت» حاکم پرداخته است، در فصل دوم در نقد «نظریه انتصاب عام الهی» در مقام ثبوت، سخن رانده است. در فصل سوم دلائل نظریه نصب عام فقیهان را بررسی کرده است، فصل چهارم عهده دار بیان ادله و نکاتی است که می تواند برای اثبات صحت انعقاد امامت، از رهگذر «انتخاب امت» مورد تمسک قرار گیرد. فصل پنجم باب، حاوی وارسی اخبار بیعت است و در فصل ششم شانزده نکته مهم را پیرامون «حکومت دینی و ولایت امر» باز گفته است.مدعیات و محتوای این باب، از وجوه گونه گون قابل نقد است:۱. میزان التزام نویسنده به منطق استنباط و متدولوژی اجتهاد.۲. حدود پایبندی نگارنده به قواعد منطق و انواع مغالطاتی که در تقریر استدلالها روی داده است.۳. تمامیت ادله اقامه شده از حیث دلالت بر مدعای مؤلف.۴. ناپیراستگی متن، ناسازگاری درونی مدعا و طرح مدعیات متناقض.۵. تفاوت و تهافت فراوان رفتار و گفتار پیشین و پسین و به ویژه نوشتارهای اخیر نویسنده با نظرات وی در این کتاب.چنانکه مذکور افتاد، اینک در این مقاله، ما تنها - و آن هم به نحوی گذرا - از حیث موارد یک و سه، به نقد اثر مزبور می پردازیم و نقد فراگیر و مبسوط را به فرصتی دیگر وامی گذاریم.علوم فقهی از دانش های گوناگونی مانند «فلسفه علم فقه»، «فلسفه احکام»،(۵) «قواعد فقه»، «اصول فقه» و «فقه» سامان یافته است، اصول فقه، عهده دار تقریر «منطق استنباط» و متدلوژی اجتهاد می باشد. میزان صواب و صحت یا حجیت هر «حکم فقهی»، وابستگی تام دارد به میزان دقت فقیه در کاربرد منطق اجتهاد و فرایند تعریف شده استنباط حکم؛ هر چند استنباط هر «سنخ» و «فرع» و «مورد» از احکام فقهی، فرایند ویژه ای را طی می کند - و یا دست کم، روند هر نوع و مورد تفاوتهایی با دیگر انواع و موارد دارد. اما صرفاً برای آشنایی خوانندگان عزیز، نمونه را اینجا به فرایند استنباط یک حکم اشاره می کنیم:۱. تعریف موضوع، تبیین مدعی، یا تنقیح محل نزاع.۲. تبیین فرضهای محتمل در پاسخ به مساله ۳. بررسی مقام ثبوت ۴. شرح پیشینه تاریخی و طر ح آرأ ماضی و معاصر (موافق، مخالف، تفصیل، تضییق، توسعه) و تقریر و ارزیابی دلائل هر یک.۵. بیان نظریه مختار و بررسی مقام اثبات بر مبنای رأی مختار.در بررسی مقام اثبات، هر چند ترتیب یکسانی مورد اتفاق فقیهان نیست، اما نوعاً نخست دلیل یا دلائل عقلی مورد بررسی قرار می گیرد، سپس آیات و آنگاه روایات باب و سپس اجماع.در استناد به هریک از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) نکات بسیاری باید مورد توجه قرار گیرد که اینک مجال شرح همه ی آنها نیست، اما از آنجا که نویسنده ی «دراسات ...» به انبوه اخبار برای اثبات مدعای خود در مساله، تمسک جسته است، اینجا به نکات عمده ای که در استدلال به روایات باید ملاحظه گردد، اشاره می کنیم.در استدلال به اخبار، موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد.(۶)۱. طرح و بررسی اخبار، به ترتیب میزان وضوح و اتقان صدور و سند و حدود صراحت دلالت.۲. جستجوی ثبت عبارت متن و رجال سند هر خبر، در مجامع روایی و رجالی، جهت اطمینان از تمامیت متن و عدم تقطیع و نیز یافتن نسخه بدلها و شناسایی راویان.۳. برررسی رجال سند خبر، از حیث درجه ی وثاقت و تعیین درجه ی اعتبار و حجیت حدیث.۴. بررسی شرایط و شأن صدور خبر.۵. بررسی مفردات متن.۶. تطبیق صدر و ذیل خبر و تعیین مدلولات اجمالی آن.۷. فحص از عام و خاص.۸. فحص از مطلق و مقید۹. فحص از معارض، و در صورت وجود معارض، مقایسه و تعیین درجه ی مقاومت آن در قبال معارض (قواعد تعادل و تراجیح).۱۰. تعیین میزان حجیت و دلالت خبر.با توجه به فرایند فوق، ایرادات بسیاری بر طرز استناد نویسنده به روایات وارد است، که ما فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم:۱. روایات مورد استناد، تقطیع و بدون ذکر صدر و ذیل - که در دلالت روایت بسیار مؤثرند - نقل شده و گاه حذف صدر و ذیل، سبب تغییر معنی حدیث گردیده است!۲. با اینکه اسناد اخبار مورد استناد، مخدوش است، به بهانه ی اینکه مستفیضه است و یا از مجموع آنها، تواتر مضمونی حاصل می شود»(۷)، از ذکر و بررسی اسناد روایات مورد استناد، خودداری کرده است.آنگاه از روایات متعدد ضعیف السند، تواتر مضمونی حاصل می شود که مدلول واحدی از آنها به دست آید، و آن مدلول نیز عین مدعی باشد، چنانکه خواهیم دید روایات نقل شده هرگز مدلول مشترک ندارند، یا اگر قدر مشترکی بتوان از آنها به دست آورد، مدلول آنها منطبق با مدعا نیست.۳. شرایط صدور هیچ یک از اخبار بررسی نشده است، در حالی که توجه به شرایط صدور برخی احادیث مانند روایات بیعت، مدلول دقیق آنها را روشن می سازد.۴. نوشته از لحاظ توجه به نکات ششگانه ی دیگر نیز بی نهایت محروم از دقت و ژرف رسی است، و مولف در ورطه ی انواع مغالطات درغلتیده است، به طوری که برخی از ادله، اعم از مدعا و برخی دیگر، اخص از آن هستند و برخی هیچ دلالتی بر مدعا ندارند، و برخی نیز منافی مدعای مؤلف اند! چنانکه برخی دیگر مصادره به مطلوبند، یعنی: دلیل، عین مدعی است و بعضی از ادله نیز ادعای بی دلیل یا خلاف واقع اند!(۸)۵. اگر دلیل نخست (استدلال عقلی) یا دوم (سیره ی عقلأ) وی، صائب و صحیح باشند، اکثر دلائل، تنها موید این دو دلیل و ارشاد به آنها خواهند بود و کمیت دلائل و استدلالها با حجم نزدیک به چهل صفحه، دست آورد علمی قابل اعتنایی نخواهد داشت!ما اینجا از ایرادات گوناگون صرف نظر کرده، تنها شرح افزونتری در خصوص میزان دلالت و انطباق مدلول ادله ی بیست و ششگانه ی مجموعه ی مزبور عرضه می کنیم. مدعای مؤلف را می توان بدین شرح باز گفت:۱. در باب «منشأ مشروعیت» - به اصطلاحِ سیاسی و نیز به مفهومِ فقهی آن - یکی از دو فرض صحیح است و بس:۱/۱ - مبدء سیادت و حاکمیت، خداوند متعال است، بی آنکه مردم هیچ سهم یا حتا نقشی در «انعقاد امامت» داشته باشند.۲/-۱ امت تنها مصدر سیادت و سلطه است و، امامت فقط با رأی مردم منعقد می شود و هرگز فقیه جامع پیش از انتخاب شدن، اجازه یا استحقاق حکومت ندارد.۲. برای اثبات فرض نخست درباره ی پیامبراسلام (ص) و امامان معصوم (ع)، دلائل کافی در دست است؛ اما نصب مستقیم یا غیرمستقیم فقیهان از سوی خدا در مقام ثبوت، تصویر صحیحی(۹) ندارد. در مقام اثبات نیز، ادله ی مطرح شده برای احراز ولایت انتصابی، کفایت نمی کنند.(۱۰)۳. صد البته اگر دلائل «انتصاب الهی فقها» کافی بود راه صحیح و صائب، همان فرض نخست می بود، اما چنین نیست، پس تنها فرض ممکن و مجاز آن است که توده ی مردم به عنوان مصدر سیادت واسطه، با انتخاب خود، به یکی از فقیهان حائز شرایط، تفویض ولایت کنند. رأی توده، منشأ جواز یا استحقاق سلطه و تصرف برای فقیه است.(۱۱) نویسنده ی دراسات در فصل چهارم و پنجم، بیست و شش دلیل بر مدعای خود اقامه کرده است.(۱۲) اکنون ارزیابی میزان دلالت دلائل بیست و ششگانه:یک - برخی از ادله ی ادعایی، اعم از مدعای مؤلفند (مانند دلائل: هشتم ص ۵۰۳، نهم ص ۵۰۴، دهم ص ۵۰۴، یازدهم ص ۵۰۵، دوازدهم ص ۵۰۵، سیزدهم ص ۵۰۶، چهاردهم ص۵۰۶، بیستم ص۵۰۷ و بیست وچهارم ص۵۱۰)از جمله ی موارد مزبور، تمسک به عباراتی از قبیل بیان امیر بلاغت(ع) هنگام هجوم مردم، برای بیعت با آن حضرت پس از هنگامه ی قتل عثمان است:« دَ عُونی وَ التَمِسوُ ا غیری ...، وَ اِن تَرَکتُمُونی فَاَنا کَاَحَدِکُم، وَ لَعَلی اَسٌمَعُکُم وَ اَطوَ عُکُم لِمَن وَ لَّیتُمُوهُ اَمٌرَکُم، وَ اَناَلَکُم وَزیراً خَیٌرُ لَکُم مِنی وَزیراً(۱۳)اولاً: اگر مراد حضرت(ع) این باشد که «حکومت به مردم تعلق دارد و بر گماری زمامدار به دست آنان است» و ایشان «رضای مردم را منشأ امامت می دانند»، پس شخص حضرت امیر(ع) نیز، جواز یا حق حکومت نداشته است، ایشان هم باید از سوی مردم برگزیده و برگمارده می شد و چنین نیز شد، پس این روایات به فراتر از مدعای مؤلف که «لزوم گزینش و برگماری فقیه» است دلالت دارند، و به مقتضای این اخبار، حتی معصومان(ع) حق حکومت بر مردم ندارند جز به انتصاب از سوی آنان!نویسنده در پاسخ به این احتمال که «ممکن است اعتذار حضرت(ع) در مقام «جدل»، صورت گرفته باشد»، اصرار می ورزد که اگر بیان حضرت امیر(ع) از موضع «جدل» هم باشد، مجادله براساس یک موضع صحیح و صواب (ضرورت انتصاب امام از سوی مردم) صورت بسته است!ثانیاً: با توجه به ادله ی قطعی انتصاب تنصیصی امامان معصوم(ع) بر زعامت دینی و دنیوی، بی شک اعتذار امام(ع) در مقام جدل بوده است، و روشن نیست مؤلف به استناد چه سندی ادعا کرده است که جدل باید بر اساس سخن واقعاً حق، صورت گیرد؟ جدل کافی است که براساس "باور داشتِ" خصم، صورت پذیرد، هر چند باور ناصواب باشد. در محل نزاع نیز چنین بوده است، یعنی: مردمی که پیش از حضرت به زعامت سه خلیفه ی دیگر تن در داده بودند، بر عدم نصب تنصیصی امام و امکان انعقاد امامت به انتخاب مردم باور داشته اند، کما اینکه گاه امام (ع) در قبال استناد غاصبان خلافت به «قرابت رسول(ص») بر آنها احتجاج می فرمود: «که من اقرب به آن حضرت هستم»، آیا می توان از این احتجاج و جدل، نتیجه گرفت که به فرموده ی حضرت(ع)، قرابت، ملاک زعامت در اسلام است؟وَ اَن کُنتَ بِالقُربی حَجَجت خصیمهم فَغَیرُکَ اولی بَالنبیً وَ أقربُ(۱۴)و چنانکه آن حضرت، در قبال نکث و نافرمانی کسان، بارها به «اصرار و بیعت آنان» و «امتناع خود»، احتجاج می فرمود. کما اینکه مضمون برخی نامه های امام(ع) به معاویه هم از این قبیل است. شگفتا برخی نامه ها را، که قطعاً در مقام احتجاج و جدل با معاویه، شرف صدور یافته است(۱۵)، مؤلف به عنوان دلیل (مانند مورد یازدهم) برای اثبات مدعای خود ذکر کرده است! و نیز بیان دیگر حضرت، که به عنوان دلیل دوازدهم خویش طرح شده(۱۶)، صراحت تمام در محاجه و مجادله دارد.اگر اخباری مانند عبارات فوق تقطیع نمی شد، خواننده به دلالت بسیار صریح بخش های حذف شده به سر اعتذار حضرت که «جدل» و «اتمام حجت» است پی می برد، چرا که در بخش های حذف شده ی همین نامه، آن حضرت از انحرافها و تحریفهایی که پدید آمده و مانع تحقق و کامیابی حکومت علوی خواهد شد، سخن رانده، و عدم پایبندی و پایداری بیعت کنندگان به مقتضای بیعت و لوازم حکومت عدل را پیش بینی می فرماید و به همین واقعیت ها به مثابه محاذیر و معاذیر تمسک می نماید.دو - مدلول برخی دیگر از دلائل نویسنده ی «دراسات ...»، اخص از مدعای وی است، مانند:۱. دلیل چهارم (ص ۴۶۴)، ایشان می گویند: انتخاب زمامدار و تفویض امور حکومت از سوی مردم به وی و پذیرش این امر از ناحیه ی زمامدار، نوعی «عقد و معاهده» است، و «بنأ عقلأ» و عمومات لزوم وفا به عقود و شروط، دلیل صحت و نفاذ این عقد و عهد است.اولاً: این ادعا، مصادره به مطلوب است! زیرا موضوع عهد و عقد باید دراختیار معاهد باشد تا حق و امکان معاهده داشته باشد، یعنی باید اثبات شود که ولایت، حق مردم است و مردم در عرض ولایت الهی، برخویش ولایت دارند، یا خداوند «حق ولایت» خود را بدانان تفویض فرموده است، سپس از اینکه مردم می توانند بر سر این حق با دیگری پیمان بدهند و عهد بستانند، سخن رانده شود، حق ولایت برای مردم، با این دلیل اثبات نمی شود و اگر حق ولایت اثبات شده باشد، دیگر چندان نیاز به تمسک به عمومات لزوم "وفای به عهود و عقود" نیست.ثانیاً: اگر اموری به مردم وانهاده شده باشد و مردم آن را به ولی واگذارند، آن «امور» همه ی «امر حکومت» نیست و ولی امر به اق ... ادامه ...

با ورود سازمان حمایت و پیگیریهای انجام شده در راستای استیفای حقوق مصرف کنندگان اضافه وجوه اخذ شده در قبوض تلفن ثابت بابت حداقل کارکرد و بدهی معوق ثبت نام تلفن ثابت جمعاً به مبلغ میلیارد ریال به مشترکین بازگشت داده شد. در سال 1395 پس از انعکاس اخباری در فضای رسانه ای کشور و پیرو شکوائیه ها و گزارشات متعدد مردمی مبنی بر اخذ وجوه اضافی از سوی برخی از شرکتهای مخابرات استانی از متقاضیان ثبت نام تلفن ثابت سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نسبت به بررسی موضوع اقدام کرد. در بررسی های صورت گرفته از سوی کارشناسان این سازمان مشخص شد براساس بند (6) مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی حداقل کارکرد ماهانه هر خط تلفن ثابت اعم از تماس ثابت به ثابت درون استان ثابت به ثابت بین استانی و تماس با تلفن همراه و تماس بین المللی برای مشترکین روستاها به میزان 200 دقیقه مکالمه درون استانی معادل 9 هزار ریال و برای سایر مشترکین ... ادامه ...

در سال اضافه وجوه اخذ شده در قبوض تلفن ثابت بابت حداقل کارکرد و بدهی معوق ثبت نام تلفن ثابت جمعاً به مبلغ . میلیارد تومان از طریق سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان به مشترکین بازگشت داده شد.اقتصادگردان- بر اساس گزارش اعلام شده از سوی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در سال پیرو شکوائیه ها و گزارشات متعدد مردمی مبنی بر اخذ وجوه اضافی از سوی برخی از شرکتهای مخابرات استانی از متقاضیان ثبت نام تلفن ثابت این سازمان اقدام بررسی شکایت کرد که در نهایت منجر به استرداد نزدیک به میلیارد تومان وجه اضافه دریافت شده به مشترکان شد. در بررسی های صورت گرفته از سوی کارشناسان سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان مشخص شد براساس بند مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی حداقل کارکرد ماهانه هر خط تلفن ثابت اعم از تماس ثابت به ثابت درون استان ثابت به ثابت بین استانی و تماس با تلفن همراه و تماس بین المللی برای مشترکین روستاها به میزان دقیقه مکالمه درون اس ... ادامه ...

«سریال «شهرزاد» نقطه عطف زندگی من است.» این جمله مصطفی زمانی شاید یکی از واقعی ترین و دقیق ترین حرف های رد و بدل شده در این گفت وگو باشد؛ گفت وگویی که قرار آن در شهرک سینمایی غزالی گذاشته شد و زمانی هم با گریم و لباس فرهاد پشت میز نشست. تمام طول مصاحبه با احسان عبدی پور، کارگردان «تیک آف» و مصطفی زمانی بازیگر این فیلم، گروه تهیه و تولید سریال «شهرزاد» در حال فیلمبرداری و تدارک ساخت سری دوم این مجموعه بودند. این بالا در یکی از کافه های شهرک سینمایی هم، بخش عمده ای از صحبت های ما به «شهرزاد» ختم می شد. سریالی که عرضه سری اول آن شبکه نمایش خانگی را تکان داد و با وجود حواشی مختلف، همچنان بخش قابل توجهی از جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.به گزارش ایران خبر، بهانه گفت وگو با عبدی پور و زمانی اما، «شهرزاد» نبود. کارگردان «تنهای تنهای تنها» در دومین تجربه کارگردانی بلند سینمایی خود داستان جوانانی را روایت می کند که برای رسیدن به آرزوهای شان به هر کاری دست می زنند. او در نخستین فیلم خود، با استفاده از چهره های بومی، دست به خلق اثری زد که همچنان زبانزد منتقدان و سینماگران است. در تجربه دوم اما عبدی پور سراغ بازیگران حرفه ای رفت ولی همچنان نتوانست از زادگاه خود دل بکند. داستان «تیک آف» با بازی مصطفی زمانی، پگاه آهنگرانی و رضا یزدانی در بوشهر اتفاق می افتد و بازیگران چاره ای جز تن دادن به یاد گرفتن لهجه و آداب و رسم آن منطقه ندارند.با این تفاسیر، پذیرفتن نقش «فائز» برای زمانی، فاصله ای با خطر کردن ندارد. او بعد از غوطه ور شدن در دنیای فرهاد، حالا باید تلاش کند «فرهاد» و محافظه کاری اش اساس زندگی حرفه ای او در حوزه بازیگری نشود. به همین خاطر است که بخشی از صحبت های زمانی به تاثیر «شهرزاد» در زندگی حرفه ای اش بر می گردد. سری دوم این مجموعه از ٢٩ خردادماه در شبکه نمایش خانگی عرضه می شود.تعلق خاطر به یک جغرافیای خاص در فیلمسازی محدودتان نمی کند؟احسان عبدی پور: این مساله هر کسی را می تواند محدود کند. منظورم این است چقدر جلوی بروز خلاقیت تان را می گیرد؟عبدی پور: به نظرم مهم شلیک کردن به هسته مرکزی است. مثلا تصور کن من به جای بوشهر در کشور هلند یا بحرین زندگی می کردم و آن وقت کل جمعیت کشورم پنج میلیون نفر بود. در چنین حالتی کل جهانم اندازه شهر بوشهر می شود. حالا فیلمسازی در چنین کشوری چقدر می تواند محدودکننده باشد؟ منظورم این است ایران آنقدر بزرگ هست که انتخاب یک شهر و جغرافیا در خروجی کار فیلمساز تاثیر نگذارد. اگر بتوانی با لهجه های بصری مختلف فیلم بسازی، دیگر مهم نیست کدام جغرافیا را انتخاب می کنی. لازمه چنین چیزی این است که به سینما بپردازی نه به بدلیجات آن. در بازیگری همچنین ایده ای قابل قبول است؟ بازیگری که می پذیرد در یک منطقه بومی و با لهجه ای خاص جلوی دوربین برود، در ماهیت بازی اش تغییری به وجود نمی‎آید؟مصطفی زمانی: به نظرم بازیگری محدودیت خلاقیت به همراه دارد. شما در هر شرایطی هر نقشی را بازی کنی با محدودیت آن نقش مواجه می شوی. چون برای بازی هر نقشی باید از خودتان فاصله بگیرید که گاهی هم نمی توانید، چون هر نقشی به هر حال از فیلتر خودتان رد می شود. همین محدودیت هم در نهایت شخص را درگیر می کند. من فکر می کنم جایی که خبری از لهجه و قومیت نیست، محدودیت کمتر می شود، اما جایی که شخصیت پیشینه ای بزرگ همراه دارد، این محدودیت عجیب و سخت می‎ شود. من در فیلم های «بدرود بغداد» و «برلین منفی هفت» به نوعی با چنین چالشی برای درآوردن نقش مواجه بودم و زبان های دیگری را تجربه کردم. اگرچه زبان های دیگری را تجربه کرده بودم اما این دو فیلم با «تیک آف» خیلی فرق داشتند چون شخصیت های شان به اندازه فیلم احسان عبدی پور زنده نبود، در نتیجه کار من سخت تر شد و نیاز به خلاقیت بیشتری برای درآمدن نقش فائز داشتم. بد نیست در این میان به این مساله هم اشاره کنم؛ چیزی که مخاطب به عنوان خروجی بازی من می بیند، لزوما با آنچه درون من بازیگر اتفاق می افتد، منطبق نیست. من دنیای خلاقانه ای را تجربه کردم که شاید مخاطب اصلا متوجه آن نشود.با این تفاسیر پذیرفتن نقش های اینچنینی و محدود کننده برای بازیگر مساوی است با خطر کردن!زمانی: تقریبا نباید اجرای چنین نقش هایی را پذیرفت چون شکست آن خیلی فاجعه بار است. یعنی در صورت عدم موفقیت بازیگر به صورت کمدی می شود و به همین خاطر تصورم این است که فاصله گرفتن از این فضا بهتر از نزدیک شدن به آن است. به خصوص برای کسی مثل من که بخشی از برجستگی بازی ام به صدایم مربوط است. زمانی که قرار است با این صدا لهجه خاصی حرف بزنید، کار سخت تر می شود اما در نهایت آنقدر فیلمنامه این فیلم خوب بود که حضور در آن را پذیرفتم. با همین فیلمنامه خوب همه ترس های تان از نزدیک شدن به شکست احتمالی و کمدی شدن، ریخت؟!زمانی: من و احسان عبدی پور پیش از این کار همدیگر را از نزدیک ندیده بودیم، نخستین بار که احسان را دیدم قوت قلبی که از او گرفتم چیزی غیر از لفاظی های زمان پیش تولید و کاملا درونی بود، هر چند این قوت قلب هم به دادم نرسید و نتوانستم خودم را برای بازی در این فیلم راضی کنم. در نهایت اما تلاش کردم دنبال این باشم و بفهمم که از چه چیزی می ترسم؟ وقتی با فیلمنامه و کارگردان خوبی طرف هستید، نپذیرفتن موقعیت و وارد شدن به آن شبیه بزدلی و درجا زدن است.عبدی پور: مصطفی آن موقع در سفری برای فرش قرمز سریال «شهرزاد» به علی نصیریان گفته بود حاضرم این پرواز سقوط کند و من در «تیک آف» بازی نکنم!زمانی: البته این حرف را پیش از پرواز گفتم. (می خندد) در سینمای ایران اما فیلمساز و بازیگر برای خطر کردن جایگاه زیادی قایل نیستند. به خصوص بازیگران که بیشتر دنبال پیروی از مدل ثابت شده گذشته شان هستند. در واقع به چالش ایجاد کردن بها نمی دهند و دنبال مدل از پیش ثابت شده ای هستند.زمانی: اتفاقی که برای من و احسان در این فیلم افتاد، این بود که او پیش از این با بازیگرهای حرفه ای کار نمی کرد و ترجیح می داد همین مسیر را طی کند. من هم در مقابل پذیرفتن نقش های اینچنینی گارد داشتم. می توانم بگویم ما با کمک هم جهان یکدیگر را امتحان کردیم. من امروز وقتی می بینم احسان عبدی پور در پروژه جدیدش با حرفه ای ها کار می کند، به خوبی می دانم این مساله از کجا آب می خورد. کسی که همیشه بیش از هر چیز به خلوص اثرش توجه کرده و برایش مهم نبوده چه کسانی تشویقش می کنند، حالا پذیرفته با بازیگران حرفه ای کار کند. می دانید که بازیگر حرفه ای به هر حال منیتی دارد که ممکن است خلوص بعضی نقش ها را در اجرا از بین ببرد. اما به نظرم احسان به این نتیجه رسید که می شود با بازیگر حرفه ای کار کنی و در عین حال حواست به حفظ خلوص اثرت هم باشد. او در فیلمسازی این خطر را کرد و حریمی که برای دنیای کارگردانی اش در نظر گرفته بود، شکست. البته می دانید که کار کردن با نابازیگر هم سختی های خودش را دارد و تو برای درآوردن یک پلان از آنها گاهی باید جهان شان را به هم بزنی.عبدی پور: گرفتن پلان از نابازیگر قطره چکانی اتفاق می افتد. با این همه حتما بخشی از رضایتمندی شما را تامین می کند که به کار کردن با آنها تمایل دارید.عبدی پور: بله، اما در مورد «تیک آف» همه چیز خیلی منوط به اجرا بود. با این همه در این فیلم هم نمی خواستم از ابتدا با بازیگر کار کنم و کستم را با نابازیگر بستم. اما جلوتر که آمدم گاردم را باز کردم. چون در فیلمنامه های قبلی همه چیز روی کاغذ تمام شده بود و کار ما فقط فیلمبرداری بود. در این فیلمنامه اما همه چیز با اجرای فیلمنامه گره خورده بود. ترس درنیامدن متن بر گرده ام بود و به محض اینکه گروه تهیه پیشنهاد حضور بازیگر را داد، پذیرفتم. در واقع پیشنهادشان را روی هوا زدم. با این پیشنهاد به تغییر دنیای فیلمسازی تان هم فکر کردید؟ اینکه بالاخره شما هم می توانید همرنگ دیگر فیلمسازانی شوید که به واسطه حضور بازیگران چهره از امکانات کافی در اکران و پخش بهره مند هستند؟عبدی پور: راستش را بخواهید استفاده از بازیگر حرفه ای در فیلم از ایده آلم فاصله دارد اما آن را کار گناه باری هم نمی دانم. فقط این را می دانم زمانی که فیلمی را با بازیگر حرفه ای بسازم از همان ابتدا یک هیچ به مخاطب عقبم. حالا اگر همان فیلم را با نابازیگر شروع کنم یک گل جلوام. می دانید چرا؟ چون تا پاک کنم این مصطفی زمانی همان یوسف پیامبر و فرهاد سریال «شهرزاد» نیست، شده دقیقه ٢٠، تا بگویم رضا یزدانی همان چیزی نیست که همیشه بوده، ٢٥ دقیقه از فیلم گذشته است و به اندازه تمام بازیگران حرفه ای باید این وقت را صرف کنم و بخش زیادی از انرژی ام صرف این کار می شود.با همه این حرف ها فکر می کنم شما به مناسبات اکران و گیشه تن دادید.عبدی پور: واقعا این معادله اثبات شده است. وقتی شما اثری هنری را تولید می کنید، در نهایت به جایی می رسید که مردم باید اثرتان را ببینند و اگر این اتفاق نیفتاد چیزی ندارید. به نظرم این واقعیت را باید قبول کنیم که در خانه مردم با کلید این بازیگرها باز می شود، اگر این بازیگرها نباشند، فیلم من پشت دیوار می ماند، اینجاست که دو راه بیشتر نمی ماند، یکی اینکه با ایده آل هایت پشت دیوار خانه مخاطب بشینی یا اینکه کمی کوتاه بیایی و راه پیدا کنی به خانه مردم. من می خواهم دومی را انتخاب کنم. سینمای ایران هم اکران جهانی ندارد که بگویم می توانم بروم جهان را تسخیر کنم! در سینمای دنیا حسن با مصطفی زمانی فرقی ندارد، در چنین شرایطی مهم این است مخاطب ایرانی فیلمت را ببیند و در بازار ایران با دیگر فیلم ها رقابت کنی. فقط این مساله مهم است. من می گویم چنین اتفاقی، یعنی کار کردن با بازیگر حرفه ای برای من فیلمساز عقب نشینی پیروزمندانه ای است. این اتفاق برای من رمز پیروزی است.آقای زمانی، سر سپردن به جریان مرسوم دنیای بازیگری تا اینجا برای شما هم پیروزمندانه بوده؟زمانی: اگر بخواهم صادقانه بگویم، من بعد از سریال یوسف پیامبر وضعیتم شبیه دختری بود که تازه وارد اجتماع می شود و از این حضور می ترسد، بازیگری برای من اینگونه آغاز شد. من باید از موقعیتم مراقبت می کردم درست مثل همان دختری که نباید به هر مردی اعتماد کند! به همین خاطر در سه، چهار فیلم اولم یعنی «آل» بهرام بهرامیان، «بدرود بغداد» مهدی نادری، «کیفر» حسن فتحی و «قصه پریا» فریدون جیرانی صاحب سبک بودم.این فیلم ها تقریبا بهترین های کارنامه کاری تان بودند.زمانی: می دانید چرا؟ چون ذهنیتی از سینما نداشتم و اصلا جهان خوب و بدهای بازیگری برایم مهم نبود. اما در ادامه وقتی جلوتر رفتم همه چیزی توی ذوقم خورد. به خودم گفتم یعنی چی؟ چرا دیده نمی شوم؟ می دانید! دیده شدن در کار ما واقعا مبحث مهمی است. من اصلا نمی توانم بفهمم چطور کسی می تواند در سینما بازی کند و بگوید اصلا برایم مهم نیست اجرایم دیده بشود یا نه! یکی از دوستان خیلی صمیمی من که بازیگر هم هست یک بار جمله خیلی عجیبی به من گفت، آن هم این بود که تو خیلی نگران تصویرت هستی! این جمله برای من فاجعه بود چون من بازیگرم و باید نگران تصویرم باشم. من همیشه نگران تصویرم در ذهن مردم بوده و هستم و این ویژگی از بچگی در نهادم بود. بعد دیدم این خصوصیت چقدر به درد بازیگری می خورد. اینکه همیشه نگران تصویرت باشی و چشم سومی، نه به آن مفهوم عارفانه، برای خودت باز کنی. با این همه من بعد از مواجه شدن با جهان بازیگری دچار سردرگمی ای شدم که به نظرم هر بازیگری برای پیدا کردن ادامه این مسیر به آن سردرگمی نیاز دارد. من جامعه سینمای ایران را نمی شناختم و در مدت حضورم در سینما و در سال هایی که چهار فیلم اولم را بازی کردم، فرصت نکردم با آدم های این حوزه معاشرت کنم. کم کم متوجه شدم در جشنواره ها انتخاب ها بر چه اساس است و مردم بر چه اساس فیلم ها را برای تماشا انتخاب می کنند و اینها به ذهنم هجوم آورد و اینجا بود که تقریبا راضی شدم چیزی را عرضه کنم که دیگران از من می خواهند. گفتم بچه خوشگل می خواهید؟! قبول، حرفی نیست!عبدی پور: الان هم همین راه را در پیش گرفتی؟زمانی: نه. خوشبختانه هیچ آدمی نمی تواند بگوید در مسیری که طی کرده متوجه اشتباهش نشده یا اینکه راه را درست تشخیص نداده است. همیشه حتی وقتی مسیر را اشتباه هم طی می کنی، یک صدایی درونت می گوید بایست! اما خیلی وقت ها اصرار داریم صدای درون مان را نشنویم یا نادیده بگیریم. من همیشه این صدا را می شنوم اما انگار با خودم لج می کنم و اتفاقا حواسم هم به این لج کردن هست. اما حالا دیگر این کار را نمی کنم. خوشبختانه سریال «شهرزاد» حالم را واقعا خوب کرد. زمانی که سر فیلم «تیک آف» رفتم هنوز «شهرزاد» پخش نشده بود و من آنقدر از این سریال سر صحنه حرف می زدم که همه کنجکاو شده بودند و می گفتند داستان این «شهرزاد» چیست که آنقدر از آن حرف می زنی! خودم هم برایم جالب بود که چرا آنقدر از این سریال فکت می آورم! اما وقتی «شهرزاد» پخش شد فهمیدم واقعا فکت آوردن هم دارد.یعنی شهرزاد را در کارنامه کاری تان نقطه عطف می دانید؟زمانی: برای خودم نقطه عطف بوده است.عبدی پور: اصلا مهم نیست شخصیت مصطفی زمانی در «شهرزاد» درآمده یا نه، به نظرم کلیت این اثر از نظر اجتماعی قابلیت نقطه عطف شدن را دارد.با همه این حرف ها، «شهرزاد» سریال باکیفیتی بود که مردم به شخصیت های آن وابسته شدند و فرهاد هم در این میان مورد توجه قرار گرفت، در سینما این پر رنگ شدن با حضور در یک فیلم شاخص برای تان اتفاق افتاده است؟زمانی: من خودم می دانستم در سینما می خواهم چه کنم اما مشکلم دیده شدن است. مثلا در فیلم «بدرود بغداد» چقدر دیده شدم؟ اصلا چند نفر این فیلم را دیدند؟ یا «کیفر» و «آل» که به نظرم فیلم پیشرویی بود و بهرامیان واقعا اثر قابل توجهی ساخته بود. هیچ کدام از این فیلم ها آنطور که باید دیده نشدند و در ادامه من دچار معضل دیده شدن شدم. اما در «شهرزاد» کنار همه آن چیزهایی که می خواستم به دست بیاورم، دیده شدن را هم پیدا کردم. اتفاقی که شما می گویید در سینما باید بیفتد به نظرم در فیلم هایی شبیه «تیک آف» و نقش هایی که انتخاب آنها ریسک دارد، می افتد. اساسا اعتقاد دارم در سینمای ما به غیر از آقای بهروز وثوقی و خانم لیلا حاتمی در حال حاضر، بازیگری ندیدم که بتواند با قدرت بازی کند. توجه کنید که با قدرت بازی کردن با اجرای صرف نقش، متفاوت است. آقای پرویز پرس ... ادامه ...

اتاق خبر 24: گفت وگویی که قرار آن در شهرک سینمایی غزالی گذاشته شد و زمانی هم با گریم و لباس فرهاد پشت میز نشست. تمام طول مصاحبه با احسان عبدی پور، کارگردان «تیک آف» و مصطفی زمانی بازیگر این فیلم، گروه تهیه و تولید سریال «شهرزاد» در حال فیلمبرداری و تدارک ساخت سری دوم این مجموعه بودند. این بالا در یکی از کافه های شهرک سینمایی هم، بخش عمده ای از صحبت های ما به «شهرزاد» ختم می شد. سریالی که عرضه سری اول آن شبکه نمایش خانگی را تکان داد و با وجود حواشی مختلف، همچنان بخش قابل توجهی از جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.به گزارش اعتماد، بهانه گفت وگو با عبدی پور و زمانی اما، «شهرزاد» نبود. کارگردان «تنهای تنهای تنها» در دومین تجربه کارگردانی بلند سینمایی خود داستان جوانانی را روایت می کند که برای رسیدن به آرزوهای شان به هر کاری دست می زنند. او در نخستین فیلم خود، با استفاده از چهره های بومی، دست به خلق اثری زد که همچنان زبانزد منتقدان و سینماگران است. در تجربه دوم اما عبدی پور سراغ بازیگران حرفه ای رفت ولی همچنان نتوانست از زادگاه خود دل بکند. داستان «تیک آف» با بازی مصطفی زمانی، پگاه آهنگرانی و رضا یزدانی در بوشهر اتفاق می افتد و بازیگران چاره ای جز تن دادن به یاد گرفتن لهجه و آداب و رسم آن منطقه ندارند.با این تفاسیر، پذیرفتن نقش «فائز» برای زمانی، فاصله ای با خطر کردن ندارد. او بعد از غوطه ور شدن در دنیای فرهاد، حالا باید تلاش کند «فرهاد» و محافظه کاری اش اساس زندگی حرفه ای او در حوزه بازیگری نشود. به همین خاطر است که بخشی از صحبت های زمانی به تاثیر «شهرزاد» در زندگی حرفه ای اش بر می گردد. سری دوم این مجموعه از ٢٩ خردادماه در شبکه نمایش خانگی عرضه می شود.تعلق خاطر به یک جغرافیای خاص در فیلمسازی محدودتان نمی کند؟احسان عبدی پور: این مساله هر کسی را می تواند محدود کند. منظورم این است چقدر جلوی بروز خلاقیت تان را می گیرد؟عبدی پور: به نظرم مهم شلیک کردن به هسته مرکزی است. مثلا تصور کن من به جای بوشهر در کشور هلند یا بحرین زندگی می کردم و آن وقت کل جمعیت کشورم پنج میلیون نفر بود. در چنین حالتی کل جهانم اندازه شهر بوشهر می شود. حالا فیلمسازی در چنین کشوری چقدر می تواند محدودکننده باشد؟ منظورم این است ایران آنقدر بزرگ هست که انتخاب یک شهر و جغرافیا در خروجی کار فیلمساز تاثیر نگذارد. اگر بتوانی با لهجه های بصری مختلف فیلم بسازی، دیگر مهم نیست کدام جغرافیا را انتخاب می کنی. لازمه چنین چیزی این است که به سینما بپردازی نه به بدلیجات آن. در بازیگری همچنین ایده ای قابل قبول است؟ بازیگری که می پذیرد در یک منطقه بومی و با لهجه ای خاص جلوی دوربین برود، در ماهیت بازی اش تغییری به وجود نمی‎آید؟مصطفی زمانی: به نظرم بازیگری محدودیت خلاقیت به همراه دارد. شما در هر شرایطی هر نقشی را بازی کنی با محدودیت آن نقش مواجه می شوی. چون برای بازی هر نقشی باید از خودتان فاصله بگیرید که گاهی هم نمی توانید، چون هر نقشی به هر حال از فیلتر خودتان رد می شود. همین محدودیت هم در نهایت شخص را درگیر می کند. من فکر می کنم جایی که خبری از لهجه و قومیت نیست، محدودیت کمتر می شود، اما جایی که شخصیت پیشینه ای بزرگ همراه دارد، این محدودیت عجیب و سخت می‎ شود. من در فیلم های «بدرود بغداد» و «برلین منفی هفت» به نوعی با چنین چالشی برای درآوردن نقش مواجه بودم و زبان های دیگری را تجربه کردم. اگرچه زبان های دیگری را تجربه کرده بودم اما این دو فیلم با «تیک آف» خیلی فرق داشتند چون شخصیت های شان به اندازه فیلم احسان عبدی پور زنده نبود، در نتیجه کار من سخت تر شد و نیاز به خلاقیت بیشتری برای درآمدن نقش فائز داشتم. بد نیست در این میان به این مساله هم اشاره کنم؛ چیزی که مخاطب به عنوان خروجی بازی من می بیند، لزوما با آنچه درون من بازیگر اتفاق می افتد، منطبق نیست. من دنیای خلاقانه ای را تجربه کردم که شاید مخاطب اصلا متوجه آن نشود.با این تفاسیر پذیرفتن نقش های اینچنینی و محدود کننده برای بازیگر مساوی است با خطر کردن!زمانی: تقریبا نباید اجرای چنین نقش هایی را پذیرفت چون شکست آن خیلی فاجعه بار است. یعنی در صورت عدم موفقیت بازیگر به صورت کمدی می شود و به همین خاطر تصورم این است که فاصله گرفتن از این فضا بهتر از نزدیک شدن به آن است. به خصوص برای کسی مثل من که بخشی از برجستگی بازی ام به صدایم مربوط است. زمانی که قرار است با این صدا لهجه خاصی حرف بزنید، کار سخت تر می شود اما در نهایت آنقدر فیلمنامه این فیلم خوب بود که حضور در آن را پذیرفتم. با همین فیلمنامه خوب همه ترس های تان از نزدیک شدن به شکست احتمالی و کمدی شدن، ریخت؟!زمانی: من و احسان عبدی پور پیش از این کار همدیگر را از نزدیک ندیده بودیم، نخستین بار که احسان را دیدم قوت قلبی که از او گرفتم چیزی غیر از لفاظی های زمان پیش تولید و کاملا درونی بود، هر چند این قوت قلب هم به دادم نرسید و نتوانستم خودم را برای بازی در این فیلم راضی کنم. در نهایت اما تلاش کردم دنبال این باشم و بفهمم که از چه چیزی می ترسم؟ وقتی با فیلمنامه و کارگردان خوبی طرف هستید، نپذیرفتن موقعیت و وارد شدن به آن شبیه بزدلی و درجا زدن است.عبدی پور: مصطفی آن موقع در سفری برای فرش قرمز سریال «شهرزاد» به علی نصیریان گفته بود حاضرم این پرواز سقوط کند و من در «تیک آف» بازی نکنم!زمانی: البته این حرف را پیش از پرواز گفتم. (می خندد) در سینمای ایران اما فیلمساز و بازیگر برای خطر کردن جایگاه زیادی قایل نیستند. به خصوص بازیگران که بیشتر دنبال پیروی از مدل ثابت شده گذشته شان هستند. در واقع به چالش ایجاد کردن بها نمی دهند و دنبال مدل از پیش ثابت شده ای هستند.زمانی: اتفاقی که برای من و احسان در این فیلم افتاد، این بود که او پیش از این با بازیگرهای حرفه ای کار نمی کرد و ترجیح می داد همین مسیر را طی کند. من هم در مقابل پذیرفتن نقش های اینچنینی گارد داشتم. می توانم بگویم ما با کمک هم جهان یکدیگر را امتحان کردیم. من امروز وقتی می بینم احسان عبدی پور در پروژه جدیدش با حرفه ای ها کار می کند، به خوبی می دانم این مساله از کجا آب می خورد. کسی که همیشه بیش از هر چیز به خلوص اثرش توجه کرده و برایش مهم نبوده چه کسانی تشویقش می کنند، حالا پذیرفته با بازیگران حرفه ای کار کند. می دانید که بازیگر حرفه ای به هر حال منیتی دارد که ممکن است خلوص بعضی نقش ها را در اجرا از بین ببرد. اما به نظرم احسان به این نتیجه رسید که می شود با بازیگر حرفه ای کار کنی و در عین حال حواست به حفظ خلوص اثرت هم باشد. او در فیلمسازی این خطر را کرد و حریمی که برای دنیای کارگردانی اش در نظر گرفته بود، شکست. البته می دانید که کار کردن با نابازیگر هم سختی های خودش را دارد و تو برای درآوردن یک پلان از آنها گاهی باید جهان شان را به هم بزنی.عبدی پور: گرفتن پلان از نابازیگر قطره چکانی اتفاق می افتد. با این همه حتما بخشی از رضایتمندی شما را تامین می کند که به کار کردن با آنها تمایل دارید.عبدی پور: بله، اما در مورد «تیک آف» همه چیز خیلی منوط به اجرا بود. با این همه در این فیلم هم نمی خواستم از ابتدا با بازیگر کار کنم و کستم را با نابازیگر بستم. اما جلوتر که آمدم گاردم را باز کردم. چون در فیلمنامه های قبلی همه چیز روی کاغذ تمام شده بود و کار ما فقط فیلمبرداری بود. در این فیلمنامه اما همه چیز با اجرای فیلمنامه گره خورده بود. ترس درنیامدن متن بر گرده ام بود و به محض اینکه گروه تهیه پیشنهاد حضور بازیگر را داد، پذیرفتم. در واقع پیشنهادشان را روی هوا زدم. با این پیشنهاد به تغییر دنیای فیلمسازی تان هم فکر کردید؟ اینکه بالاخره شما هم می توانید همرنگ دیگر فیلمسازانی شوید که به واسطه حضور بازیگران چهره از امکانات کافی در اکران و پخش بهره مند هستند؟عبدی پور: راستش را بخواهید استفاده از بازیگر حرفه ای در فیلم از ایده آلم فاصله دارد اما آن را کار گناه باری هم نمی دانم. فقط این را می دانم زمانی که فیلمی را با بازیگر حرفه ای بسازم از همان ابتدا یک هیچ به مخاطب عقبم. حالا اگر همان فیلم را با نابازیگر شروع کنم یک گل جلوام. می دانید چرا؟ چون تا پاک کنم این مصطفی زمانی همان یوسف پیامبر و فرهاد سریال «شهرزاد» نیست، شده دقیقه ٢٠، تا بگویم رضا یزدانی همان چیزی نیست که همیشه بوده، ٢٥ دقیقه از فیلم گذشته است و به اندازه تمام بازیگران حرفه ای باید این وقت را صرف کنم و بخش زیادی از انرژی ام صرف این کار می شود.با همه این حرف ها فکر می کنم شما به مناسبات اکران و گیشه تن دادید.عبدی پور: واقعا این معادله اثبات شده است. وقتی شما اثری هنری را تولید می کنید، در نهایت به جایی می رسید که مردم باید اثرتان را ببینند و اگر این اتفاق نیفتاد چیزی ندارید. به نظرم این واقعیت را باید قبول کنیم که در خانه مردم با کلید این بازیگرها باز می شود، اگر این بازیگرها نباشند، فیلم من پشت دیوار می ماند، اینجاست که دو راه بیشتر نمی ماند، یکی اینکه با ایده آل هایت پشت دیوار خانه مخاطب بشینی یا اینکه کمی کوتاه بیایی و راه پیدا کنی به خانه مردم. من می خواهم دومی را انتخاب کنم. سینمای ایران هم اکران جهانی ندارد که بگویم می توانم بروم جهان را تسخیر کنم! در سینمای دنیا حسن با مصطفی زمانی فرقی ندارد، در چنین شرایطی مهم این است مخاطب ایرانی فیلمت را ببیند و در بازار ایران با دیگر فیلم ها رقابت کنی. فقط این مساله مهم است. من می گویم چنین اتفاقی، یعنی کار کردن با بازیگر حرفه ای برای من فیلمساز عقب نشینی پیروزمندانه ای است. این اتفاق برای من رمز پیروزی است.آقای زمانی، سر سپردن به جریان مرسوم دنیای بازیگری تا اینجا برای شما هم پیروزمندانه بوده؟زمانی: اگر بخواهم صادقانه بگویم، من بعد از سریال یوسف پیامبر وضعیتم شبیه دختری بود که تازه وارد اجتماع می شود و از این حضور می ترسد، بازیگری برای من اینگونه آغاز شد. من باید از موقعیتم مراقبت می کردم درست مثل همان دختری که نباید به هر مردی اعتماد کند! به همین خاطر در سه، چهار فیلم اولم یعنی «آل» بهرام بهرامیان، «بدرود بغداد» مهدی نادری، «کیفر» حسن فتحی و «قصه پریا» فریدون جیرانی صاحب سبک بودم.این فیلم ها تقریبا بهترین های کارنامه کاری تان بودند.زمانی: می دانید چرا؟ چون ذهنیتی از سینما نداشتم و اصلا جهان خوب و بدهای بازیگری برایم مهم نبود. اما در ادامه وقتی جلوتر رفتم همه چیزی توی ذوقم خورد. به خودم گفتم یعنی چی؟ چرا دیده نمی شوم؟ می دانید! دیده شدن در کار ما واقعا مبحث مهمی است. من اصلا نمی توانم بفهمم چطور کسی می تواند در سینما بازی کند و بگوید اصلا برایم مهم نیست اجرایم دیده بشود یا نه! یکی از دوستان خیلی صمیمی من که بازیگر هم هست یک بار جمله خیلی عجیبی به من گفت، آن هم این بود که تو خیلی نگران تصویرت هستی! این جمله برای من فاجعه بود چون من بازیگرم و باید نگران تصویرم باشم. من همیشه نگران تصویرم در ذهن مردم بوده و هستم و این ویژگی از بچگی در نهادم بود. بعد دیدم این خصوصیت چقدر به درد بازیگری می خورد. اینکه همیشه نگران تصویرت باشی و چشم سومی، نه به آن مفهوم عارفانه، برای خودت باز کنی. با این همه من بعد از مواجه شدن با جهان بازیگری دچار سردرگمی ای شدم که به نظرم هر بازیگری برای پیدا کردن ادامه این مسیر به آن سردرگمی نیاز دارد. من جامعه سینمای ایران را نمی شناختم و در مدت حضورم در سینما و در سال هایی که چهار فیلم اولم را بازی کردم، فرصت نکردم با آدم های این حوزه معاشرت کنم. کم کم متوجه شدم در جشنواره ها انتخاب ها بر چه اساس است و مردم بر چه اساس فیلم ها را برای تماشا انتخاب می کنند و اینها به ذهنم هجوم آورد و اینجا بود که تقریبا راضی شدم چیزی را عرضه کنم که دیگران از من می خواهند. گفتم بچه خوشگل می خواهید؟! قبول، حرفی نیست!عبدی پور: الان هم همین راه را در پیش گرفتی؟زمانی: نه. خوشبختانه هیچ آدمی نمی تواند بگوید در مسیری که طی کرده متوجه اشتباهش نشده یا اینکه راه را درست تشخیص نداده است. همیشه حتی وقتی مسیر را اشتباه هم طی می کنی، یک صدایی درونت می گوید بایست! اما خیلی وقت ها اصرار داریم صدای درون مان را نشنویم یا نادیده بگیریم. من همیشه این صدا را می شنوم اما انگار با خودم لج می کنم و اتفاقا حواسم هم به این لج کردن هست. اما حالا دیگر این کار را نمی کنم. خوشبختانه سریال «شهرزاد» حالم را واقعا خوب کرد. زمانی که سر فیلم «تیک آف» رفتم هنوز «شهرزاد» پخش نشده بود و من آنقدر از این سریال سر صحنه حرف می زدم که همه کنجکاو شده بودند و می گفتند داستان این «شهرزاد» چیست که آنقدر از آن حرف می زنی! خودم هم برایم جالب بود که چرا آنقدر از این سریال فکت می آورم! اما وقتی «شهرزاد» پخش شد فهمیدم واقعا فکت آوردن هم دارد.یعنی شهرزاد را در کارنامه کاری تان نقطه عطف می دانید؟زمانی: برای خودم نقطه عطف بوده است.عبدی پور: اصلا مهم نیست شخصیت مصطفی زمانی در «شهرزاد» درآمده یا نه، به نظرم کلیت این اثر از نظر اجتماعی قابلیت نقطه عطف شدن را دارد.با همه این حرف ها، «شهرزاد» سریال باکیفیتی بود که مردم به شخصیت های آن وابسته شدند و فرهاد هم در این میان مورد توجه قرار گرفت، در سینما این پر رنگ شدن با حضور در یک فیلم شاخص برای تان اتفاق افتاده است؟زمانی: من خودم می دانستم در سینما می خواهم چه کنم اما مشکلم دیده شدن است. مثلا در فیلم «بدرود بغداد» چقدر دیده شدم؟ اصلا چند نفر این فیلم را دیدند؟ یا «کیفر» و «آل» که به نظرم فیلم پیشرویی بود و بهرامیان واقعا اثر قابل توجهی ساخته بود. هیچ کدام از این فیلم ها آنطور که باید دیده نشدند و در ادامه من دچار معضل دیده شدن شدم. اما در «شهرزاد» کنار همه آن چیزهایی که می خواستم به دست بیاورم، دیده شدن را هم پیدا کردم. اتفاقی که شما می گویید در سینما باید بیفتد به نظرم در فیلم هایی شبیه «تیک آف» و نقش هایی که انتخاب آنها ریسک دارد، می افتد. اساسا اعتقاد دارم در سینمای ما به غیر از آقای بهروز وثوقی و خانم لیلا حاتمی در حال حاضر، بازیگری ندیدم که بتواند با قدرت بازی کند. توجه کنید که با قدرت بازی کردن با اجرای صرف نقش، متفاوت است. آقای پرویز پرستویی هم در فیلم های ابراهیم حاتمی کیا اجرای قدرتمندی از نقش دارد. اما به نظرم اجرای باقدر ... ادامه ...

۱۹ سال گذشت؛ داور سوئیسی از مسابقه ایران-آمریکا می گوید ورزش > فوتبال - همشهری آنلاین:مه یر از هیجان قضاوت این بازی در روز رسمی بازی جوانمردانه و به داوری فردی از یک کشور بی طرف سیاسی می گوید که قرار بود همه فقط به فوتبال فکر کنند، نه چیز دیگر اورس مه یر، داور سوئیسی دیدار ایران و آمریکا در جام جهانی 98 فرانسه، بعد از 19 سال، برای اولین بار در گفتگو با یک رسانه ایرانی، از اتفاقات و خاطرات آن دیدار گفت. به گزارش "ورزش سه"، مه یر که در اواخر دهه 90 و اوایل هزار سوم یکی از بهترین داوران دنیا بود، با قضاوت دیدار ایران و آمریکا در جام جهانی 98 در بین فوتبالدوستان ایرانی شهرت زیادی پیدا کرد. او که در دو یورو و یک جام جهانی دیگر هم قضاوت کرد، در سال 2002، فینال به یاد ماندنی رئال مادرید و بایرلورکوزن را در همپدن پارک گلاسکو سوت زد.آقای مه یر، 19 سال از بازی ایران و آمریکا در جام جهانی فرانسه سپری شده است. وقتی به آن بازی فکر می کنید، چه چیزی اول از همه به یادتان می آید؟خب، آن بازی برای من خیلی ویژه بود. در واقع برآورده شدن یک آرزوی 21 سال بود. من از سال 1977 که داوری را شروع کردم، دوست داشتم در جام جهانی داوری کنم و بازی ایران و آمریکا اولین تجربه من در جام جهانی بود. اینقدر هیجان زده بودم که حتی گریه کردم.بله! شاید باور نکنی اما از وقتی قرعه کشی جام جهانی را دیدم، با خودم گفتم که بازی ایران و آمریکا را من سوت می زنم. در تمام طول مدتی که برای جام جهانی آماده می شدم، توی ذهنم فقط یک چیز بود "ایران-آمریکا". می دانستم که این یک بازی تاریخی است و دوست داشتم این بازی را من قضاوت کنم.قبل از اینکه اولین بازی هایی که هر داور سوت می زند، مشخص شود، با داورهای دیگر دور یک میز نشسته بودیم و در مورد اینکه دوست داریم چه بازی ای را قضاوت کنیم، صحبت می کردیم. یکی می گفت دوست دارد بازی آرژانتین را سوت بزند، یکی برزیل، دیگری فرانسه و ... وقتی من گفتم دوست دارم بازی ایران و آمریکا را سوت بزنم، همه یک جوری نگاهم کردند.وقتی پاکت های مخصوص که نام بازی مورد نظر هر داور را آوردند-که پاکت های خیلی بزرگی هم بود- همه سریع پاکت های شان را باز کردند اما من به پاکتم که جلویم قرار داشت دست نزدم. بالاخره یکی از داورها پاکت را برداشت و باز کرد و ناگهان چشم هایش از تعجب باز شد:" ایران و آمریکا". رو کرد به من و گفت:" تو از قبل می دونستی؟" من هم خیلی خونسرد گفتم:" بهتون گفته بودم که!"قبول داری انتخابت برای این دیدار، کمی هم جنبه سمبلیک داشت؛ یک طرف ایران و طرف دیگر آمریکا با یک داور سوئیسی!درسته، این هم احتمالا بی تاثیر نبود. همان موقع گزارشگر آلمانی بازی گفته بود فی ... ادامه ...

رشد بخش کشاورزی را ۴.۲ درصد، نفت ۶۱.۶ درصد، صنایع و معادن۲.۲ درصد و خدمات را ۳.۶ درصد اعلام کرد و گفت: البته در گروه صنایع و معادن در حالی رشد ۲.۲ بوده که این رقم تحت تاثیر رشد منفی ساختمان بوده است و در غیر این صورت رشد این بخش معادل ۶.۹ درصد تعیین شده بود.اقتصاد گردان - معاون اقتصادی بانک مرکزی با اعلام جزییات رشد اقتصادی ۱۲.۵ درصدی اظهار امیدواری کرد این روند در سال ۱۳۹۶ نیز ادامه یابد.متن کامل گزارش تحولات و رشد اقتصادی 95 کلیک کنید پیمان قربانی درباره رشد اقتصادی سال ۹۵ افزود: بانک مرکزی در ادامه فعالیت خود در سال گذشته سال پایه را به ۹۰ تغییر داد و برهمین اساس برای ۹ ماهه این سال ارقام براساس قیمت ثابت سال ۹۰ محاسبه و حساب های ملی تهیه و در تقویم زمانی اعلام شد.وی با بیان اینکه این آمار براساس سال پایه ۹۰ تهیه شده و در هفته آخر خردادماه اطلاع رسانی شده است، افزود: رشد اقتصادی سال ۹۵ به عدد ۱۲.۵ درصد رسید و این در حالی است که تمامی بخش های اقتصادی به جز بخش ساختمان رشد مثبت را تجربه کرده اند.معاون سیف رشد بخش کشاورزی را ۴.۲ درصد، نفت ۶۱.۶ درصد، صنایع و معادن۲.۲ درصد و خدمات را ۳.۶ درصد اعلام کرد و گفت: البته در گروه صنایع و معادن در حالی رشد ۲.۲ بوده که این رقم تحت تاثیر رشد منفی ساختمان بوده است و در غیر این صورت رشد این بخش معادل ۶.۹ درصد تعیین شده بود.معاون اقتصادی بانک مرکزی اظهارداشت: نکته قابل توجه این است که در سال گذشته رشد بالای اقتصادی را تجربه کردیم و بخش نفت، نقش مهمی را در این زمینه ایفا کرد البته رشد بخش نفت به دلیل بازپس گیری سهم نفت از بازارهای جهانی با اجرای برجام بوده است.قربانی درباره رشد اقتصادی غیرنفتی نیز گفت: رشد اقتصادی بخش غیرنفتی کشور روند امیدوارکننده ای را طی کرده است و به رقم ۳.۳ درصد رسیده البته روند رشد این بخش نیز مناسب بوده است.وی در توضیح رشد اقتصادی بدون نفت نیز توضیح داد: این رقم در فصل اول سال گذشته منفی ۱.۸ درصد، در فصل دوم ۳.۹ درصد، در فصل سوم ۵.۴ درصد و در فصل چهارم ۵.۶ درصد بوده است که شاهد روند صعودی رشد اقتصادی غیرنفتی بوده ایم.معاون اقتصادی بانک مرکزی اظهارداشت: همانطور که ملاحظه می شود افزایش تولید ناخالص داخلی بخش بدون نفت متاثر از بخش هایی همانند صنعت، معدن، آب و برق، گاز، حمل و نقل و انبارداری بوده است.وی اظهار امیدواری کرد روند رشد اقتصادی در سال ۹۶ ادامه یابد هرچند که پیشرانی بخش نفت در این سال همانند سال ۹۵ نخواهد بود.قربانی با بیان اینکه امیدواریم بخش های غیرنفتی بتوانند رشد اقتصادی سال ۹۵ را برای سال جاری نیز رقم بزنند، گفت: رشد بخش صنعت در فصل چهارم سال گذشته به ۹.۴ درصد رسیده که البته این امر به دلیل مساعدت های نظام بانکی و ارائه و هدایت تسهیلات به بنگاه های کوچک و متوسط بوده است؛ بنابراین امیدواریم شاهد رشد و شکوفایی بیش از پیش این بخش باشیم.معاون سیف ادامه داد: اگر بخواهیم به حساب های ملی از جانب هزینه نگاه کنیم باید توجه به مصرف بخش خصوصی داشته باشیم که این رقم به ۳.۸ درصد با قیمت سال ثابت سال ۹۰ رسیده است که روند فزاینده ای بین فصل اول (۰.۷ درصد) تا فصل چهارم (۶.۲) درصد است.وی با اشاره به تشکیل سرمایه ثابت و رشد سرمایه گذاری در بخش ماشین آلات خاطرنشان کرد: در فصل چهارم سال گذشته در حوزه ماشین آلات و ساختمان سرمایه گذاری ها مثبت شده و این امر تاثیرمناسبی در این بخش داشته است.به گفته این مقام مسئول در بانک مرکزی، اقتصاد ایران پس از چند سال در سال ۹۵ عملکرد مناسبی را داشته و امیدواریم که این رویه با اتخاذ سیاست های مناسب و سازگار در سال جاری نیز ادامه یابد.جزئیات گزارش رشد اقتصادی 95بر اساس محاسبات اولیه و مقدماتی انجام شده، تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۱۳۹۵ (به قیمت های ثابت سال ۱۳۹۰) به ۶۶۹۱.۱ هزار میلیارد ریال رسیده است که در مقایسه با رقم دوره مشابه سال قبل (۵۹۴۶.۷ هزارمیلیارد ریال)، معادل ۱۲.۵ درصد افزایش یافته است. به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، حسب روال معمول، آخرین داده ها و اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه رشد اقتصادی از منابع آماری رسمی از قبیل وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نفت، طرح آماری کارگاه های بزرگ صنعتی و طرح آماری فعالیت های بخش ساختمان (اداره آمار اقتصادی بانک مرکزی)، وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت نیرو دریافت شده است. همچنین در گروه خدمات نیز متناسب با هر یک از فعالیت ها، از منابع آماری و شاخص های قیمت مرتبط با موضوع استفاده شده ... ادامه ...

امروز در آی تی رسان با شما همراه هستیم از سری رقابت های جام قهرمانان آی تی رسان با رقابت جذاب بین گوشی های سامسونگ گلکسی نوت ۵ و اکسپریا ایکس. این مسابقه از گروه a این رقابت ها برگزار می گردد. نوت ۵، در بازی قبلی خودش دیداری سخت و نفس گیر با پرچمدار قدرتمند htc داشته و امروز، در حالی مقابل اکسپریا ایکس از کمپانی سونی قرار می گیرد که این گوشی، در بازی قبلی خود به مصاف حریف سرسختی به نام هواوی p9 پلاس رفته بود. حال خواهیم دید این دو گوشی، در رقابت با یکدیگر، چگونه عمل خواهند کرد و کدام گوشی با نظر شما، به عنوان برنده این مسابقه انتخاب خواهد شد. دیگر بیش از این شما را منتظر نمی گذاریم و می پردازیم به گزارش دیدار اکسپریا ایکس در مقابل گلکسی نوت ۵. این شما و این نبرد دونگ نای!تبلیغاتسایت خودرو / خرید پاوربانک / آموزش بازاریابی ۱۰ دقیقه ابتدایی: طراحی و ظاهرطبق روال معمول در مسابقات جام آی تی رسان، در ابتدا نگاهی می اندازیم به طراحی و ظاهر این دو گوشی تا ببنیم هر کدام چه برتری هایی نسبت به یکدیگر دارند. بر طبق داستان های تاریخی، این ژاپن بود که با ارتشی ۷۰۰۰ نفری، حمله را به سمت کره جنوبی آغاز کرد. اما اینجا، در جام آی تی رسان، قرعه به نام رقیب کره ای افتاده است تا آغاز کننده این رقابت باشد. پس ابتدا با گوشی سامسونگ گلکسی نوت ۵ شروع می کنیم.ابعادی به اندازه ۱۵۳.۲*۷۶.۱*۷.۶ میلی متر، این گوشی را در گروه فبلت های تولید شده در بازار قرار می دهد. صفحه نمایش ۵.۷ اینچی، فاصله کمی با بدنه دارد و کناره های آن بسیار نزدیک به خود بدنه قرار گرفته اند. دکمه هوم دستگاه، مانند سایر سری های سامسونگ، در وسط قرار گرفته است که این دکمه علاوه بر دستوالعمل های ثابت (که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد)، حسگر اثر انگشت را نیز در خود جای داده است. دو دکمه لمسی در دو طرف دکمه هوم قرار داده شده است که سمت راستی دکمه بازگشت و سمت چپی، دکمه multi task دستگاه است. به هر حال اگر طرفدار گوشی هایی با ابعاد بزرگ هستید، گلکسی نوت ۵ می تواند این انتظار را برآورده سازد. دوربین سلفی و سنسورهای نور و نزدیکی، از دیگر مشخصات ظاهر جلو نوت ۵ هستند که دوربین در سمت راست بلندگو تماس و دو سنسور دیگر به همراه چراغ اعلانات در سمت چپ آن قرار گرفته اند.اگر به قاب دور این گوشی نگاهی بیاندازیم، متوجه می شویم که سامسونگ سعی داشته بدنه گوشی را تا حد امکان نازک طراحی کند و این موضوع از فریم فلزی نازک اطراف گوشی قابل درک است. البته برای اینکه در هنگام زمین خوردن، گوشی صدمه کمتری ببیند، مشاهده می کنیم که ۴ گوشه دستگاه کمی ضخیم تر ساخته شده اند. در سمت راست گوشی، دکمه پاور قرار گرفته و در طرف مقابل، دکمه هایی جهت کم و زیاد کردن صدا به چشم می خوردند. البته قابل ذکر است که ابعاد بزرگ این گوشی، دسترسی انگشتان را به هر دو دکمه، کمی سخت کرده ولی به هر حال، هر کس که علاقه به گوشی هایی با ابعاد بزرگ را داشته باشد، قطعا با این موضوع کنار خواهد آمد.در بالای دستگاه، قسمتی مشخص شده است که محل ورود سیم کارت به داخل آن است. نوت ۵ از یک سیم کارت با سایز نانو پشتیبانی می کند ولی همانطور که از بدنه دستگاه معلوم است، محلی برای ورود حافظه جانبی در دستگاه تعبیه نشده است. پایین بدنه، محل قرارگیری جک ۳.۵ میلی متری است که در کنار آن، پورت micro usb 2.0 به چشم می خورد. همچنین اسپیکر دستگاه در قسمت پایین آن تعبیه شده است. می رسیم به ویژگی اصلی گوشی های سری نوت، یعنی قلم هوشمند آن ها که در دقایق پایانی به میدان خواهد آمد و مفصل در موردش بحث خواهیم کرد. فعلا در این قسمت، تنها به این نکته بسنده می کنیم که این قلم در پایین دستگاه در سمت راست قرار گرفته و با فشار به انتهای آن، از بدنه دستگاه جدا می شود.پشت نوت ۵، طراحی متفاوتی با سایر نسل های نوت دارد. محل قرارگیری دوربین و فلاش led دستگاه، شباهت زیادی به پرچمداران سری s سامسونگ دارد و طبق معمول، بیرون زدگی دوربین از بدنه، ایرادی است که در این سری هم وجود داشته و باید ببینیم که سامسونگ کی تصمیم به رفع کردن این مسئله خواهد گرفت. بدنه پشت دستگاه از جنس شیشه است و استعداد بالایی در جذب اثر انگشت دارد که کاربر را مجبور می سازد صفحه پشت نوت ۵ را مکررا تمیز کند تا اثر انگشت های باقی مانده را از بین ببرد. شاید نکته جالب در طراحی بدنه پشتی سامسونگ، انحنای دو طرف بدنه است که جلوه ای زیبا به این محصول بخشیده است و به کاربر کمک می کند تا گوشی را، راحت تر در دست داشته باشد. جا دارد به این نکته اشاره کنیم که بدنه پشتی دستگاه اندکی لیز است و شاید برای کنترل بهتر، مجبور باشید از یک قاب جانبی برای نوت ۵ استفاده کنید.حال دیگر وقت این است که اکسپریا ایکس هم خودی نشان دهد و به سمت دروازه نوت ۵ حمله کند تا ببینیم سونی، چه تاکتیکی را برای پیروزی در این رقابت پیاده خواهد کرد و در نهایت، کدام گوشی عملکرد بهتری را در ۱۰دقیقه ابتدایی به نام خود ثبت می کند. سونی اکسپریا ایکس، صفحه نمایش ۵ اینچی دارد که به مراتب کوچکتر از رقیبش است و این برای کسانی که عادت به کار با گوشی های بزرگ را ندارد، می تواند به عنوان یک نکته مثبت در نظر گرفته شود. حاشیه کناری صفحه نمایش اکسپریا ایکس نسبت به نوت ۵، کمی بیشتر است ولی میزان حاشیه های بالا و پایین هر دو گوشی، تقریبا یکسان هستند. دوربین جلو و سنسورهای نور و نزدیکی در اکسپریا ایکس، دقیقا در موقعیتی برعکس نوت ۵ قرار دارند؛ یعنی دوربین در سمت چپ بلندگو تماس و سنسورها در سمت راست واقع شده اند.همه دکمه های دستگاه اعم از دکمه پاور (که حسگر اثر انگشت در آن جای گرفته است)، کم و زیاد کردن صدا و شاتر دوربین در سمت راست قرار گرفته اند. نکته منفی، محل قرار گیری دکمه صداست که می توانست در سمت دیگر دستگاه باشد. در مقایسه با نوت ۵، اکسپریا ایکس دکمه شاتر دوربین دارد که در هنگام عکاسی به شما کمک می کند که گوشی را از کنار نگه داشته و با فشار دکمه شاتر عکس بگیرید. در صفحه جلو، اسپیکر هم قابل مشاهده است که بر خلاف نوت ۵ (که در پایین دستگاه قرار گرفته بود)، به صورت یک شکاف خطی در پایین صفحه نمایش قرار داده شده است. بدنه پشتی دستگاه، از جنس فلز است و ضعف نوت ۵ در ماندن اثر انگشت بر روی بدنه را ندارد. سمت چپ فریم گوشی، محل ورود سیم کارت است و جک ۳.۵ میلی متری آن در بالای بدنه قرار گرفته است.باز هم برمی گردیم به داستان تاریخی جنگ بین کره و ژاپن. نبردی که در انتها به عقب نشینی نیروهای ژاپنی منجر شد. حال سوال اینجاست که آیا تاریخ، امروز هم در جام آی تی رسان تکرار خواهد شد و اکسپریا ایکس ژاپنی، تسلیم نوت ۵ کره ای می شود یا خیر؟!نظر کارشناسی داور: دوربین پشتی دستگاه در سمت چپ قرار داده شده که به نظر من، محل مناسبی برای قرار گیری نیست، چرا که هر لحظه ممکن است به طور اتفاقی انگشت شما در عکس نمایان شود. قرار دادن همه کلیدها در یک سمت (که نمی دانم ایده چه کسی در کمپانی سونی بوده!) کار با کلیدهای اکسپریا ایکس را اندکی سخت می کند و این در حالی است که سامسونگ سعی کرده با طرح خمیده ای که به پشت دستگاه داده است، یک گوشی با ابعاد بزرگ اما خوش دست را بسازد.دقیقه ۱۰ تا ۲۰ : وزن و کیفیت ساخت۱۰ دقیقه از مسابقه حساس و نفس گیر بین دو گوشی نوت ۵ و اکسپریا ایکس گذشته و هنوز بخش های زیادی مانده است که می خواهیم به بررسی آن ها بپردازیم. این بار با اکسپریا شروع می کنیم. اکسپریا ایکس وزنی معادل ۱۵۳ گرم دارد که برای یک گوشی در این ابعاد، وزن مناسبی است. همان طور که اشاره کرده بودیم، دستگاه بدنه ای فلزی دارد که استحکام آن را به نسبت سایر گوشی ها با بدنه پلاستیکی افزایش می دهد. از طرفی، صفحه نمایش ۵ اینچی این امکان را می دهد که به راحتی بتوان به یک دست با گوشی کار کرد و مشکلی برای دسترسی به نقاط مختلف صفحه نمایش نداشته باشید. برمی گردیم به سراغ نوت ۵ تا ببینیم این گوشی، چه قابلیت هایی را در این زمینه برای نشان دادن دارد. وزن نوت ۵، ۱۷۱ گرم است که نسبت به سری قبلی نوت، سبک تر شده است. همچنین ضخامت این گوشی نسبت به پرچمدار سری قبل نوت، کمتر است و این امر باعث شده که گوشی، راحت تر در دست جای بگیرد. فریم دور گوشی از جنس فلز است و از مقاومت خوبی برخوردار است. مثل اینکه جوان گرایی کره ای ها، جواب داده است و نوت ۵ توانسته نسبت به پرچمدار قبلی این سری، پیشرفت های خوبی داشته باشد.نظر کارشناسی داور: خلاقیت در طراحی و ساخت گلکسی نوت ۵، این گوشی را به یکی از خوش دست ترین گوشی های سری نوت تبدیل کرده است. حال آنکه اکسپریا ایکس همان شکل کلی محصولات سونی را حفظ کرده و تغییر چندانی در ساخت این گوشی لحاظ نشده است. از طرفی محل بد کلیدهای یکپارچه صدا موجب می شود تا هنگام استفاده از آن ها گوشی حالت خوبی در دست نداشته باشد و حنی ممکن است به صورت خیلی اتفاقی نقش بر زمین شود!دقیقه ۲۰ تا ۳۰ : نمایشگرپس از ۲۰ دقیقه رقابت بین دو گوشی اکسپریا ایکس و نوت ۵، وارد قسمت مقایسه نمایشگرهای این دو گوشی می شویم. نمایشگر ۵.۷ اینچی سامسونگ گلکسی نوت ۵ در مقابل صفحه نمایش ۵ اینچی اکسپریا ایکس به رقابت خواهد پرداخت. نمایشگر نوت ۵، با فناوری super amoled ساخته شده است در حالی که سونی از فناوری ips lcd برای نمایشگر اکسپریا ایکس استفاده کرده است. اگر بخواهیم اطلاعات کامل تری از صفحه نمایش سامسونگ گلکسی نوت ۵ بدهیم، می توانیم اشاره کنیم که کیفیت نمایشگر آن ۲۵۶۰*۱۴۴۰ با چگالی ۵۱۵ پیکسل بر هر اینچ است. همچنین صفحه نمایش نوت ۵، با فناوری gorilla glass 4 محافظت می شود و این اطمینان را می دهد که صفحه نمایش گوشی، در مقابل ضربه های ناگهانی، مقاومت خوبی داشته باشد. اگر بخواهیم این موارد را در مورد اکسپریا ایکس بیان کنیم، باید بگوییم که وضوح صفحه نمایش در این گوشی ۱۹۲۰*۱۰۸۰ و چگالی پیکسلی آن،۴۴۱ پیکسل بر هر اینچ است. سونی برای این مدل گوشی، از فناوری پوششی oleophobic استفاده کرده است. همچنین این کمپانی، از فناوری خاص خود یعنی triluminos با موتور x-reality در ساخت صفحه نمایش اکسپریا ایکس بهره برده است و با این شیوه، توانسته کنتراست رنگ هایی که در صفحه نمایش نشان داده می شوند را بهبود بخشد.صفحه نمایش هر دو گوشی، توانایی نمایش ۱۶میلیون رنگ را دارند با این تفاوت که سامسونگ با استفاده از فناوری super amoled رنگ ها را با عمق بیشتری نشان می دهد. ماکزیمم نور صفحه نمایشگر گلکسی نوت ۵ و اکسپریا ایکس به ترتیب ۴۷۰nits و ۵۳۶nits است که در این مورد، اکسپریا ایکس نسبت به نوت ۵ عملکرد بهتری دارد. در مقابل، در مقایسه مینیمم نور صفحه نمایش برای هر دو دستگاه، نوت ۵ با مینیمم نور ۲nits عملکرد بهتری را به نمایش می گذارد. در مقایسه دمای رنگ هایی که در صفحه نمایش وجود دارند، نوت ۵ با بهره گیری از تکنولوژی super amoled با دمای ۶۷۲۲ کلوین، رنگ ها را به بهترین نحو ممکن به نمایش درمی آورد. این عدد در اکسپریا ایکس به میزان ۸۲۰۸ کلوین است که رقم قابل قبولی به حساب نمی آید.اگر وضوح صفحه نمایش ها را زیر نور خورشید بسنجیم، درمی یابیم که صفحه نمایش سامسونگ حتی در تابش مستقیم خورشید، به راحتی قابل است ... ادامه ...

به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از مهمترین چهره هایی که طی چند سال اخیر در بسیاری از بزنگاه های موسیقی ایران در بطن اخبار قرار داشته حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل سال های اخیر خانه موسیقی است. از ماجراهای مربوط به انتخابات خانه و جشنواره موسیقی فجر گرفته تا دفاع از شجریان در مقاطع مختلف؛ همواره حضور نوربخش تاثیرگذار بوده است. گفتگوی ما با او در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و طی آن به برخی از مسائل موسیقی چون "وضعیت بانوان موزیسین"، لغو کنسرت ها" و بسیاری از مسائل دیگر پرداختیم گرچه فرصت نشد تا به بسیاری دیگر از چالش های جدی اهالی موسیقی در کشورمان پرداخته شود؛ و این نشان از وضعیت نابهنجار این صنف در هجمه برخوردهای سلیقه ای مسئولان و دست اندرکاران دارد.در ادامه حاصل گفتگوی ایلنا با حمیدرضا نوربخش (مدیر عامل خانه موسیقی) را می خوانید:حاکمیت هیچ وقت نگاه صد در صد مثبتی به مسایل مختلف موسیقی نداشته و همیشه در هاله ای از ابهام درباره موسیقی صحبت شده است.حاکمیت هرگز وقت نگاه صد در صد مثبتی به موسیقی نداشتهدر مناظره های انتخابات ریاست جمهوری جسته و گریخته صحبت هایی درباره موسیقی شد؛ برداشت تان از این مناظره ها به ویژه در زمینه موسیقی چیست؟ما انتظارمان این بود که بیشتر و جزئی تر در حوزه موسیقی اظهارنظر کنند. توقع داشتیم در برنامه ها و مناظرها، تنگناهای موسیقی و مسائل ریز و درشتی که برای جامعه موسیقی وجود داشته و دارد؛ مورد بحث قرار گیرد تا جامعه هنری و مخاطبان بیشتر بتوانند با مواضع کاندیداها در این مسائل آشنا شوند.حاکمیت هیچ وقت نگاه صد در صد مثبتی به مسایل مختلف موسیقی نداشته و همیشه در هاله ای از ابهام درباره موسیقی صحبت شده است. خود این موضوع علت بسیاری از مسائل کوچک و بزرگی محسوب می شود که در این سال ها موانع ریز و درشتی را برای اهالی موسیقی به وجود آورده است. ما انتظار داشتیم دست کم نامزدها از برنامه های آینده شان صحبت کنند. گفتن اینکه "هنر چیز خوبی است" جزو بدیهیات به حساب می آید.مسائل معیشتی هنرمندان چیزی بود که درباره اش صحبت نشد. اگر راجع به مسائل معیشتی مردم و وضعیت حاشیه نشین ها صحبت می شود بایستی درباره مقوله معیشت هنرمندان نیز صحبت شود باید دید که آیا آنها وضعیت مناسبی دارند؟ آیا معدل زندگی جامعه هنری در حد قابل قبولی است؟ من به جرات می گویم که این گونه نیست.در جامعه موسیقی تنها عشق به موسیقی است که موزیسین ها را در حوزه کاری شان نگه داشته و رهایشان نمی کند؛ و گرنه این قشر از جامعه از نظر معیشتی مشکلات بسیاری دارند. به گونه ای که شاهدیم حق عضویت 50 هزار تومانی خانه موسیقی را که سالیانه از اعضا دریافت می شود عده بسیاری نمی توانند بپردازند. ما امروز بیش از 15 هزار عضو در خانه موسیقی داریم که به جرات می توانم بگویم بیش از نیمی از آنها در شهرستان ها، جزو همین حاشیه نشین ها محسوب می شوند.بیش از 15 هزار عضو در خانه موسیقی داریم که بیش از نیمی از آنها در شهرستان ها، جزو همین حاشیه نشین ها محسوب می شوند.هنرمند موسیقی نواحی ما در یک خانه محقر روستایی زندگی می کند که گاهی وقت ها کوچکترین حوادث طبیعی کل زندگی اش را از بین می برد. شاید کسی باور نکند هنرمند شاخص بین المللی (مانند شیرمحمد اسپندار) که جزو افتخارات فرهنگی این مملکت محسوب می شود تمام زندگی اش شامل دو اتاق کاهگلی در یک روستای حاشیه شهرستان باشد.شاید کسی باور نکند هنرمند شاخص بین المللی (مانند شیرمحمد اسپندار) که جزو افتخارات فرهنگی این مملکت محسوب می شود تمام زندگی اش شامل دو اتاق کاهگلی در یک روستای حاشیه شهرستان باشد.در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری؛ همه کاندیداها تاکید داشتند در عرصه دیپلماسی عمومی یا دیپلماسی فرهنگی، هنرمندان ما نقشی دارند که در جهان می توانیم به آنها بنازیم و آنها هستند که ویترین تمام نمای فرهنگ ایرانی و شناسنامه های سرزمین های ما محسوب می شوند. در چنین شرایطی ما حق داریم بپرسیم معیشت این هنرمندان امروز چگونه است؟ امروز موانعی پیش پای هنرمندان موسیقی وجود دارد که بارها و بارها ما آنها را گفته ایم.باید راجع به بانوان هنرمند موسیقی سخن گفته شود؛ آنها نیمی از فعالان جامعه موسیقی ما بانوان هستند. چطور می شود یک خانم اجازه تحصیل در رشته موسیقی را داشته باشد ولی اجازه کار در این حوزه را ندارد؟ این مسئله چه توجیهی دارد؟نگاه به فعالیت های موسیقی ملوک الطوایفی استمتاسفانه در کشورمان نگاه به فعالیت های موسیقی نگاه ملوک الطوایفی است. در هر اقلیمی هر کسی که خودش را حاکم آنجا می داند به خودش اجازه می دهد مطابق با سلیقه و میل شخصی اش عمل کند. البته از نظر ما چنین افرادی حاکم قانونی آن مناطق نیستند و به با توجه به این گونه مسائل انتظار داشتیم در انتخابات، نامزدها مشخصا راهکاریشان را بگویند. این مساله امنیت شغلی و روانی هنرمندان موسیقی را تهدید می کند. وقتی اتفاقی مانند لغو کنسرت برای هنرمندی می افتد آثار زیانبار روحی و روانی اش پاک نمی شود و در روند کاری او اثر مستقیم می گذارد.ما همچنین انتظار داشتیم راجع به بانوان هنرمند موسیقی سخن گفته شود. نیمی از فعالان جامعه موسیقی ما بانوان هستند. چطور می شود یک خانم علاقمند به موسیقی اجازه تحصیل در این رشته داشته باشد ولی اجازه کار در این حوزه را ندارد؟ این مسئله چه توجیهی دارد؟ همین الان در چندین استان کشور اجازه رفتن روی صحنه به خانم ها نمی دهند. نمونه چنین برخوردهایی را می توان در استان اصفهان مشاهده کرد؛ در این مسئله البته داستان مشهد ماجرای جداگانه ای دارد و مشکل اش فراتر از مساله بانوان و غیربانوان است. همین الان در چندین استان کشور اجازه رفتن روی صحنه به خانم ها نمی دهند. نمونه چنین برخوردهایی را می توان در استان اصفهان مشاهده کرد؛ در این مسئله البته داستان مشهد ماجرای جداگانه ای دارد و مشکل اش فراتر از مساله بانوان و غیربانوان است.این درست است که شاید موضوعی با سلیقه ما جور درنیاید اما بالاخره باید معیار اصلی همه در این مملکت؛ قانون باشد. نمی شود یک هنرمند و یک اثر هنری در بخشی از مملکت مجاز باشند و در بقیه مملکت غیرمجاز. اگر موزیسین یا یک اثر هنری مشکل دارد در همه جا مشکل دارد. وقتی نظارت را دولت انجام می دهد چطور امکان دارد در جایی از کشورمان کاری را بلامانع باشد و در جای دیگر اجازه اجرا به آن ندهند؟!وقتی نظارت را دولت انجام می دهد چطور امکان دارد در جایی از کشورمان کاری را بلامانع باشد و در جای دیگر اجازه اجرا به آن ندهند؟!اثر دیگری از استاد شجریان در حال انتشار استدر این دوره از مناظره ها آقای روحانی اسمی از محمدرضا شجریان به میان نیاورد؛ این در حالی است که در دوره قبل انتخابات اسم ایشان را آورد و صحبت هایی هم کرد. شخص دوم مملکت درباره موسیقی و بعضی از ممنوعیت های غیرقانونی هم حرف می زند؟چه اتفاقی ظرف چهار ساله گذشته در حوزه موسیقی افتاده که نتیجه اش اینگونه می شود؟ما نباید چشم مان را روی بخشی از کارهایی که انجام داده اند ببندیم؛ دولت تلاشش را کرده و خیلی جاها مسائل از دست دولت خارج بوده است. ولی واقعا باید برای این وضعیت یک راهکار اساسی اندیشیده شود. عرض من این است، در قضیه استاد شجریان دولت خیلی تلاش کرد و مجوز کلیه آثار ایشان برای انتشار داده شد. کما اینکه یک اثر استاد شجریان سال گذشته منتشر شد و به اثر دیگرشان هم مجوز داده شده که در حال انتشار است. یعنی کلیه آثاری که برای انتشار داده شده بود در این دولت مجوز انتشار گرفت. در بحث کنسرت استاد شجریان هم امیدواریم حالشان بهتر باشد و این مسئله نیز رفع شود. به هر حال پیگیری های زیادی را من به شخصه شاهد بودم.آنچه آقای قالیباف در مناظره ها درباره کمک ده ها میلیاردی به خانه موسیقی گفته احتمالا منظورشان به ریال بوده است.منظور قالیباف از کمک چندده میلیاردی به خانه موسیقی احتمالا به ریال بودهدر مناظره ها ریاست جمهوری، آقای قالیباف ادعا کرد که شهرداری ده ها میلیارد تومان به خانه موسیقی کمک کرده است؛ این مسئله در بین اهالی موسیقی با واکنش های تندی روبرو شد؛ آیا واقعا شهرداری به خانه موسیقی ده ها میلیارد تومان کمک کرده است؟من دو سال قبل هم که این بحث مطرح شد گفتم ما جزو نهادهای قانونی هستیم. ما کمک بگیر هستیم و بخشی از کمک هایمان از طرف شهرداری هاست؛ بخش دیگری از آن توسط دولت صورت می گیرد. شهرداری به دلیل خدماتی که جامعه هنری به شهر و کشور انجام می دهد وظایف ذاتی دارد از آنها حمایت کند؛ ما نیز تلاشمان این بوده که این حمایت ها را جلب کنیم. مشخصا ما با مصوبه شورای اسلامی شهر تهران سالی، 100 میلیون تومان از شهرداری تهران کمک گرفته ایم. برای ساختمان شماره 2 خانه موسیقی هم 3 میلیارد تومان از شهرداری تهران کمک دریافت کرده ایم. البته ساختمان شماره 2 کارش صد در صد تمام نشده و این پول هم در اختیار خانه موسیقی قرار نگرفته است. در واقع این پول در نقل و انتقال ملک به شهرداری (خریدار ملک محل خانه موسیقی) به فروشنده ملک پرداخت شده است.ما با مصوبه شورای اسلامی شهر تهران سالی، 100 میلیون تومان از شهرداری تهران کمک گرفته ایم. برای ساختمان شماره 2 خانه موسیقی هم 3 میلیارد تومان از شهرداری تهران کمک دریافت کرده ایم. در وزارت ارشاد هم ما تفاهم نامه ای داریم که سالی 200 میلیون تومان برای خانه موسیقی دریافت می کنیم.این کمکی بوده که ما از شهرداری گرفته ایم و آنچه آقای قالیباف در مناظره ها درباره کمک ده ها میلیاردی به خانه موسیقی گفته احتمالا منظورشان به ریال بوده است. در وزارت ارشاد هم ما تفاهم نامه ای داریم که سالی 200 میلیون تومان برای خانه موسیقی دریافت می کنیم.ما دو شرط برای اختصاص یک مکان به فعالیت های شعب خانه موسیقی داریم؛ یکی اینکه این مکان حتما عمومی باشد و دوم مسئله اجماع تمام موزیسین های استان است.شروط خانه موسیقی برای راه اندازی شعب استانی محقق نشددر یک بازه زمانی خانه موسیقی شعب استانی اش را راه اندازی کرد؛ اما این شعب تعطیل شد؛ درحالیکه انتظار می رفت شعب دیگری نیز به این مجموعه اضافه شود. دلیل این اتفاق چه بود؟قبل از اینکه مسئولیت مدیرعاملی خانه موسیقی به من واگذار شود چند شعبه استانی این خانه دایر شده بود که در شیراز و بروجرد و چهارمحال و بختیاری فعالیت خود را آغاز کردند. اینها مشکلاتی داشتند؛ برای مثال مکان هایی که برای کار این شعب اختصاص گرفته بود مکان هایی خصوصی مانند آموزشگاه موسیقی بودند. شاید شخصی آمده و به زعم خودش ایثار کرده و فضای کارش را به این شعب اختصاص داده است؛ اما این کار دستی نیست. در واقع نمی شود تابلوی خانه موسیقی را بالای درب آموزشگاه خصوصی یک فرد نصب کرد.ما دو شرط برای اختصاص یک مکان به فعالیت های شعب خانه موسیقی داریم؛ یکی اینکه این مکان حتما عمومی باشد یا از طرف نهادهای عام المنفعه در اختیار شعب قرار گرفته باشد. حتی خود هنرمندان نیز می توانند به نوعی همگرایی کنند و مکان هایی را درنظر بگیرند. دومین شرط اجماع است؛ در شهرستان ها و مراکز استان ها اغلب طیف بندی و دسته بندی وجود دارد و در تهران هم این مسئله دیده می شود؛ منتهی چون تهران گسترده است مسئله دسته بندی ها آنقدر به چشم نمی آید و همه کارشان را انجام می دهند. در شهرستان ها نمود این طیف بندی ها بیشتر است. ما بارها دیده ایم عده ای از هنرمندان به خانه موسیقی اعتراض کرده اند و گفته اند موزیسین های اصلی فلان شهرستان ما هستیم. این مسائل همواره ما را دچار تردید کرده است. ما این دو شرط را گذاشته ایم و گفته ایم همه هنرمندان مرکز استان اولویت ما هستند و همه هنرمندان شهر اجماع متحد داشته باشند. بعضی ها گفته اند مکانی داریم که برای این کار می توانیم اختصاص بدهیم اما تا الان محقق نشده است. به رغم بعضی اقداماتی که کرده ایم این مسئله هنوز به نتیجه نرسیده و در حال حاضر نیز درخواست ها در حال بررسی است. هر جا این شرط ها محقق شود قطعا شعبه مرکز آن استان ها راه می افتد.وقتی ما (خانه موسیقی) موسسه فرهنگی هنری هستیم اعضای "هیئت موسس" صاحبان خانه محسوب می شوند. در واقع در چنین ساختاری، هیئت موسس هیچ وقت از بین نمی رود. یعنی هیئت موسس مانند سهامداران یک مجموعه می شوند و این ایراد اصلی است.مسئله صنوف هنرمندان با مصوباتی در وزارت کار و ارشاد حل می شودخانه موسیقی به عنوان یک شرکت و موسسه فرهنگی به ثبت رسیده و با ساختاری که از یک نهاد صنفی انتظار می رود متفاوت های اساسیساختاریدارد. نکته مهم این است که ظاهرا پیش از "خانه موسیقی"، "انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران" با ثبت در وزارت کشور و وزارت کار شکل گرفته بود که از نظر ساختاری تمام ویژگی های لازم یک صنف را داشت. سئوالی که در بین اهالی موسیقی وجود دارد این است که آیا خانه موسیقی با چنین ساختاری آیا واقعا ساختار واقعی و صحیح صنفی دارد یا نه؟تا آنجا که من اطلاع دارم خانه موسیقی زودتر از انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران شکل گرفته است. در زمان دولت اصلاحات موضوع شکل گیری جامعه مدنی و نهادهای مدنی جزو شعارهای دولت آقای خاتمی بود. آن زمان اول خانه سینما درست شد و بعد به فاصله دو سال خانه موسیقی و خانه تئاتر به وجود آمدند. آن موقع تصور این بود که اینها، چون موضوع فعالیت شان فرهنگی هنری است و در چارچوب قوانین و قواعد وزارت ارشاد فعالیت دارند باید در ارشاد این نهادها ثبت شوند. این رویه اشکالاتی داشت؛ دلیل اش هم این است که موضوع حرکت های صنفی اساسا به وزارت فرهنگ و ارشاد ربطی ندارد. بنابراین یک شترگاوپلنگی به وجود آمد که تکلیفش معلوم نبود و در بسیاری از مواقع در تمام این سال ها به مشکل برخوردیم. ما نیز موانع مختلف اسناسنامه ای داشتیم کما اینکه خانه سینما براساس همین موانع، در دولت قبل دچار مشکل شد.اخیرا شورای عالی انقلاب فرهنگی تلاش دارد با مصوبه ای این مسائل را حل کند. وقتی ما موسسه فرهنگی هنری هستیم اعضای "هیئت موسس" صاحبان خانه محسوب می شوند. در واقع در چنین ساختاری، هیئت موسس هیچ وقت از بین نمی رود. یعنی هیئت موسس مانند سهامداران یک مجموعه می شوند.البته در زمان تشکیل خانه موسیقی گفتند اینجا اساسنامه ای تشکیل می دهند و بعد هیئت موسس منحل می شود و هیئت مدیره شکل می گیرد و این افراد مجمع عمومی هیئت مدیره را تعیین می کنند. در صورتی که با استناد به قوانین ارشاد، این مساله قانونی نیست. یعنی عده ای به عنوان هیئت موسس آمدند که هیچ وقت از بین نمی روند و آنها مانند صاحبان سهام هستند. همه موسسات فرهنگی این گونه است. خانه موسیقی این مشکل را داشت.هیئت موسس با تبصره ای ... ادامه ...

در یکی از مسابقات لیگ محلی برزیل داور خشمگین روی بازیکنان اسلحه کشید.گروه ورزش «تیتریک» در جریان یک دیدار فوتبال محلی در لیگ برزیل یکی از بازیکنان تیم آمانتس دبولا پس از اینکه داور در یک صحنه به بازیکنان حریف کارت قرمز نشان نداد به شدت به ... ادامه ...

گفت و گو با کامبیز دیرباز را با نقش جذاب این روزهایش در «زیر پای مادر» یعنی خلیل کبابی آغاز کردیم که هنوز معلوم نیست قهرمان است یا ضدقهرمان و بعد برگشتیم به سال قبل و غیاث صفا که یک ضدقهرمان و یا شاید یک شخصیت خاکستری بود در «پشت بام تهران» و بعد رفتیم به سال قبل تر از آن، و میکاییل را بررسی کردیم که یک قهرمان بود؛ از همان هایی که هم خود او وهم همه دوست دارند. در سینمای این روزها و این سال ها ما از این قهرمانان نداریم و برای همین است که بیشتر گرایش پیدا کرده است به تلویزیون و آن هم نوشته هایی پر از دیالوگ های زیبا از سعید نعمت الله. کامبیز انکار نمی کند که دوست دارد قهرمان باشد و سینمای قهرمان محور را دوست دارد و بنابراین گفت و گوی ما گل می اندازد و در لابلای آن، از پدرش می گوید که نیاز زندگی اوست و به خاطر اینکه توانایی تحمل دوری اش را نداشت بازی در سریال خوب آقای لطیفی را رد کرده است. گفته هایش درباره استاد بهروز وثوقی و استادان دیگری که با آنها هم بازی بوده است هم جذاب است و همچنین کری خوانی های همیشگی اش در طرفداری از تیم پرسپولیس. خلاصه این که این گفت و گو جذاب است. مثل خود کامبیز دیرباز عزیز.میکاییل و غیاث و خلیل کبابی در چند نقش آخر که بازی کردی به خصوص میکاییل و غیاث و نقشت در «زیر پای مادر» یعنی خلیل کبابی، نقش مردهای بامرام لوطی را بازی می کنی و اصولا در این گونه نقش ها مردم خیلی بیشتر باورت می کنند و دوستت دارند. درست است که یک بازیگر تحصیلکرده هستی و هر نقش دیگر را هم می توانی بازی کنی ولی این گونه نقش ها بیشتر به تو می آید و مردم بیشتر دوستت دارند. آیا این به دلیل نزدیکی کاراکتر این آدم ها به خود توست و ایا شما در مرام خودت هم این حالت ها را داری؟ تو درست می گویی. کسی که بازیگر است باید طبق فرمول و تئوری هر نقشی را بازی کند اما من مخالف این نظریه هستم که هر نقشی را هر بازیگری باید بتواند بازی کند. یعنی نه اینکه نتواند بازی کند اما هر نقشی شاید به هر بازیگری نیاید.این دقیقه مثل خریدن کت و شلوار می ماند. شما می توانی برای خرید به یک پاساژ بروی که به صورت تخصصی کت و شلوار مردانه می فروشد و آنجا هزاران دست کت و شلوار هست اما یک دست از آن کت و شلوارها به تنت می نشیند و تازه بعضی وقت ها آن یک دست هم نیست و شما پارچه می خرید و به خیاط می گویید که کت و شلواری اندازه شما را برای شما بدوزد. به نظرم نقش و بازیگر هم چنین رابطه ای با هم دارند. این که من چه نوع کت و شلواری را انتخاب کنم کاملا بر می گردد به سلیقه من و نقش هم همین گونه است. کارنامه من نشان دهنده سلیقه من است چون به جرات می توانم بگویم تمام نقش هایی که تا به امروز بازی کردم را خودم انتخاب کردم و هیچ کدام تحمیلی نبوده.هر جا که اشتباه کردم و نقش من به دل مخاطب ننشسته سلیقه اشتباه من بوده و هر جا هم که درست رفتم هم سلیقه و انتخاب درست من بود. این چیزی هم که می گویی هم همین طور است و برمی گردد به سلیقه ام. نه اینکه من شبیه این کاراکترهایی ستم که بازی شان می کنم اما شاید دوست دارم شبیه آنها باشم. یکی از علت هایی که آدم به دنبال بازیگری می رود و علاقه مندی اش بازیگری می شود هم همین است که آدم خودش را جای کاراکترهای مختلف بگذارد و فرصت و امکانی را پیدا کند که هر کس نمی تواند داشته باشد. شما یک بار به دنیا می آیی، با یک کاراکتر به نام آرش نصیری زندگی می کنی و ان شاءالله بعد از ۲۰۰ سال دیگر از دنیا می روی ولی بازیگر می تواند در مدت زندگی اش زندگی ها و کاراکترهای مختلف را تجربه کند و این یکی از لذت های دنیای بازیگری است.از دو نقش آخر که بازی کردی؛ غیاث صفا در «پشت بام تهران» و خلیل کبابی در «زیر پای مادر» کدام را بیشتر دوست داری؟من در سه کار آخر به نویسندگی سعید نعمت الله سه نقش میکاییل و غیاث و خلبل کبابی را بازی کردم. من و سعید نعمت الله سلایق و نگاه مشترک داریم. من وقتی دیالوگ های سعید را روی کاغذ می خوانم به من می چسبد و احتمالا او هم از مدل بازی کردن من راضی است چون سعید خیلی وسواس... نه. وسواس کلمه قشنگی نیست...... دقت...آفرین، دقت. سعید خیلی دقت زیادی دارد و خیلی حساس است که کلمه به کلمه دیالوگ های متنش چگونه و توسط چه کسی ادا شود. حتی نقش های تک سکانسه و حتی نقش های بی دیالوگ هم برایش مهم هستند و برای اجرایشان حساسیت عجیب و غریبی دارد، بنابراین حتما برای نقش اصلی اش دقایق و ساعت های مختلف فکر می کند.اگر این همکاری و در سه کار پشت سرهمی که سعید داشته ادامه پیدا کرده نشان می دهد که ما با همدیگر سلایق مشترک داریم. همچنین شما باید این را هم در نظرداشته باشی که بازیگر هرچ جلوتر می رود، سنش، درکش از دنیای اطرافش و تجربه اش بیشتر می شود، شرایطش تغییر می کند و به همه اینها این مساله را هم اضافه کنید که در سه کار آخر به نویسندگی سعید و کارگردانی آقای مقدم و بهرنگ توفیقی عزیز من مرز ۴۰ سالگی را رد کردم و در هر صورت به پختگی یک مرد ۴۰ ساله رسیده ام و شاید تفاوتی که در دو، سه کار آخرم احساس می کنید، مجموعه ای از این شرایط هم باشد.۴۰ سالگی مرز خیلی حساسی هم هست و آغاز چلچلی و...بله. وقتی ۲۹ سالم داشت تمام می شد و به ۳۰ سالگی می رسیدم حس و حال خوبی نداشتم و مدام به خودم می گفتم از فردا دیگر نمی توانم بگویم بیست و چند سال و باید بگویم سی و چند سال. یعنی با وجودی که فرقش فقط یک شب بیشتر نبود اما عوض شدن دهه زندگی این حس را در من به وجود می آورد. همانقدر که آن شب، شب خاصی بود، در سه، چهار سال آخر دهه ۳۰، بی صبرانه منتظر بودم به ۴۰ سالگی برسم و خیلی خیلی خوشحالم که ۴۰ سالگی ام همراه شد با پدرشدن، همراه شد با پخته تر شدن و یک آرامش همراه با عقلانیت که الان خدا را شکر در زندگی ام جاری است.در دو بازی آخرت در دو سریال پشت سر هم دو چالش مهم داشتی. یکی بازی در نقش یک مرد مجرد سی و پنج ساله و یکی هم بازی در نقش یک مرد پنجاه ساله با یک پسر بیست ساله. چقدر تلاش کردی که فرق این دو نقش را دربیاوری؟باید فرق می داشتند. یک سری فرق ها هستند که روی کاغذ هم مشخص هستند و وقتی که دارید فیلمنامه را رمان را می خوایند آنها راناخودآگاه تصویر می کنید. غیاث و خلیل کبابی روی کاغذ هم متفاوت بودند و اجرایشان هم حتما باید تفاوت می داشت. نه به این خاطر که با غیاث متفاوت باشد بلکه به این خاطر که باورپذیر باشد و خودم هم باورش کنم. من آدم چهل ساله ای بودم که می خواستم یک آدم پنجاه ساله را بازی کنم. من اگر بخواهم در چهل سالگی نقش یک آدم سی ساله را بازی کنم چشم بسته می دانم در سی سالگی چه کارها کردم و چه کارها نکردم و آن سن را می شناسم اما تصوری از ده سال دیگرم ندارم و همه اینها را باید در ذهن خودم بسازم و برای این تصویرسازی کی بهتر از پدر خودم به عنوان الگو. راه رفتن خلیل کبابی کاملا راه رفن بابای من است.یک شانه اش یک کمی پایین تر است، یک دستش رهاتر است، در راه رفتنش یک بی نظمی خاصی هست و همه اینها را سعی کردم از پدرم الگو بگیرم. تن صدا خلیل کبابی سعی کردم از بقیه کاراکترها بم تر باشد و هر چه جلوتر برود بیننده بیشتر متوجه خواهدشد. این چیزی بود که از اول از صدابردارمان هادی افشار عزیز خواهش کردم که حواسش باشد و خود بهرنگ و سعید هم حواسشان به این قضیه بود. گریم هم به این باورپذیری کمک کردو همه و همه دست به دست هم داد که حاصل این کار شده و امیدوارم برای مردم هم باورپذیرتر باشد.وقتی داشتی راه رفتن پدرت را توصیف می کردی انگار داشتی ویژگی های قهرمانان خسته فیلم های مسعود کیمیایی را توصیف می کردی....بله. احساس می کنم که این ویژگی ها به کاراکتر خلیل می خورد. اگر پدر من یک قهرمان تنیس یا فوتبال بود شاید یکی جور دیگری راه می رفت اما او قهرمان زندگی من است و خسته هم هست. پدر بیش از شصت سال است که دارد می دود برای اینکه بتواند خانواده اش را حفظ کند و خدا انشاالله حفظش کند.خیلی به سینمای اجتماعی که زندگی مردم طبقه متوسط را نشان می دهد علاقه داری. درست است؟خیلی خیلی. بیشتر از خیلی. به نظر من بخشی از فیلم سرگرمی ست. بیست سال پیش خیلی اینطوری بود، پانزده سال پیش هم بله ده سال پیش هم همین طور اما الان اوضاع فرق کرده است. الان ما وقت کم می آوریم. اگر سرگرمی می خواهی در موبایلت هست و به وفور و به اندازه کافی. الان کمتر کسی را می بنییم که اوقات فراقت داشته باشد و بیکار باشد. اینقدر که دم دستش تکنولوژی و اطلاعات هست.حالا ما فراقت چندانی نداریم که بگوییم سینما راه خوبی ست برای اینکه اوقات فراقت پر شود. الان اگر طرف اعتماد می کند یک ساعت پای فیلم یا سریال شما می نشیند باید شرمنده اش نباشی و احساس نکند که وقتش را تلف کرده است. بنابراین الان خیلی بیش از پیش باید به مسائل اجتماعی که گفتی توجه کنیم.من نیازم تو رو هر روز دیدنه بازیگران ممکن است با گریم های مختلفی دیده شوند. الان که دخترت دارد بزرگ می شود و این روزها تو را با موهای سفید در تلویزیون می بیند چه واکنشی نشان می دهد؟آن زمان که داشتم این نقش را بازی می کردم یک مقدار کوچک تر بود و الان با تعجب من را نگاه می کند و بعد تصویر را نگاه می کند. البته من این روزها گریم دیگری دارم و دارم آماده می شوم برای فیلم جدید. به هر حال نزدیکای یک بازیگر، پدر و مادرش، برادر و خواهرش و همسرش باید عادت کنند که هر روز او را با قیافه جدید ببیند و دخترم هم باید به این موضوع عادت کند و بداند که پدرش یک قیفه ثابت ندارد. (خنده)یک سوال خصوصی تر. چرا اسم دخترت را گذاشتی نیاز؟برای این که نیاز داشتمش. او نیاز من بود و این تنها چیزی هست که خدا ندارد ولی من دارم.هر وقت که به دخترت فکر می کنی یاد چه شعری می افتی؟معلوم است. یاد این شعر معروف با صدای فریدون فروغی بزرگ می افتم: «من نیازم تو رو هر روز دیدنه». خیلی هم آهنگ زیبایی ست و من در ماشینم یکی ازده موزیک برتری ست که گوش می کنم.دخترت نیاز متولد اردیبهشت است و تو متولد شهریور. آیا الان از نظر خصوصیات به هم نزدیکید و اصلا به این طالع بینی ماه ها و اینا اعتقاد داری؟من خیلی اعتقادی به این مسائل ندارم و البته برای من بیشتر فان است. اینها یک چیزهای کلی ست. ضمن این که دختر من روز انتخابات ریاست جمهوری سه سالش تموم شد و خیلی زود است که بخواهم در مورد خصوصیاتش صحبت کنم و با من مقایسه اش کنیم. هنوز کاراکتر مستقلی ندارد. نیاز هنوز دارد سعی می کنم چیزهایی که به او یاد می دهیم را تکرار کند و یکی دو سال دیگر طول می کشد که خودش هم مستقلا فکر کند.این سن اوج شیرینی بچه و به خصوص دختر است. درست است...بله. خیلی خیلی شیرین است. کلمات و جملات را اشتباه می گوید و آن قدر شیرین هم می گوید که آدم کیف می کند...فکر می کنی چند روز پشت سر هم طاقت می آوری که نبینیش؟ این سوال خیلی مهمی هست. سر میکاییل ما تا یک ما تا یک ماه و نیم قشم بودیم و آنجا من خیلی دلتنگ می شدم و آن وسط ها یک روز و نصف فضای خالی گیر آوردم و سو ... ادامه ...

کاخ ثابت پاسال که با عنوان کاخ ورسای ایران هم شناخته می شود در آغاز متعلق به حبیب الله ثابت (معروف به ثابت پاسال) سرمایه دار ایرانی ...کاخ ثابت پاسال که با عنوان کاخ ورسای ایران هم شناخته می شود در آغاز متعلق به حبیب الله ثابت (معروف به ثابت پاسال) سرمایه دار ایرانی در پیش از انقلاب بوده است که پس از انقلاب مصادره شد. این ساختمان به عنوان بزرگترین خانهٔ تهران نام گرفته که در انتهای شمالی خیابان جردن در منطقه الهیه قرار دارد و معماری آن از روی الگوی معماری قصر پتی تریانو (تریانوی کوچک) در ورسای ساخته شده است.به گزارش ایران جیب به نقل از ایسنا، موضوع تخریب کاخ ثابت پاسال چندماهی است که مورد پیگیری رسانه ها و فعالان حوزه میراث فرهنگی قرار گرفته و حواشی آن بگونه ای شد که بانک خریدار این کاخ اعطای این زمین را به لقایش بخشید و آن را به دیگری فروخت.به هرحال آنگونه که نایب رئیس کمیسیون معماری وشهرسازی شورای شهر می گوید که قرار است به جای این کاخ، مجتمع مذهبی_ فرهنگی با چند سالن برگزاری ختم و رستوران احداث شود.محمد مهدی تندگویان در گفت وگو با ایسنا، در مورد جزئیات طرح ساخت مسجد به جای کاخ ثابت پاسال با بیان اینکه دو مجموعه در اراضی مذکور داشتیم که شامل کاخ و باغ ثابت پاسال می شده است، گفت: باغ ثابت پاسال ابتدای انقلاب از بین رفته است و بنیاد شهید در سال 59 این باغ را مصادره و شهرک ایثار را در آن احداث کرد .وی بااشاره به ساختمان ثابت پاسال، گفت: حال حاضر ما با ساختمان بی هویت و بی اصالت روبرو هستیم که ارزش تاریخی ندارد و حتی سازمان میراث فرهنگی به عنوان متولی ارزش گذاری ساختمان ها در مواجه با این کاخ سکوت کرده است و تاکنون هیچ نظری در مورد میراثی بودن یا نبودن این بنا نداشته است.وی با بیا ... ادامه ...

به گزارش سیتنا به نقل از روابط عمومی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان، در سال 1395 پس از انعکاس اخباری در فضای رسانه ای کشور و پیرو شکوائیه ها و گزارشات متعدد مردمی مبنی بر اخذ وجوه اضافی از سوی برخی از شرکتهای مخابرات استانی از متقاضیان ثبت نام تلفن ثابت، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نسبت به بررسی موضوع اقدام کرد.در بررسی های صورت گرفته از سوی کارشناسان این سازمان، مشخص شد براساس بند (6) مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی ، حداقل کارکرد ماهانه هر خط تلفن ثابت اعم از تماس ثابت به ثابت درون استان ، ثابت به ثابت بین استانی و تماس با تلفن همراه و تماس بین المللی برای مشترکین روستاها به میزان 200 دقیقه مکالمه درون استانی معادل 9 هزار ریال و برای سایر مشترکین به میزان 330 دقیقه مکالمه درون استانی معادل 14 هزار و 850 ریال تعیین و محاسبه می شود.این گزارش حاکی است، با ... ادامه ...

به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا زاکانی نمیانده سابق مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با اشاره به «محکومیت ایران به پرداخت جریمه¬ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل ۱۴ ماه گاز مجانی به این کشور»، خواستار ورود جدی و اثرگذار مجلس به این موضوع و توجه به عدم صلاحیت بیژن زنگنه شد.متن نامه علیرضا زاکانی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شرح زیر است؛«بسمه تعالینمایندگان محترم مجلس شورای اسلامیبا سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بزرگواران در ماه مبارک رمضان.همانگونه که استحضار دارید این روزها خبر محکومیت ایران به پرداخت جریمه¬ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل ۱۴ ماه گاز مجانی همراه با کاهش ۳/۱۳ درصدی مجدد گاز به این کشور موضوع مهمی است که منافع ملی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. بررسی ها نشان می-دهد علت محکومیت ایران دو مسئله¬ی مهم «ضعف شدید دیپلماسی انرژی و به کارگماردن تیم ضعیف کارشناسی برای پیگیری حقوقی پرونده » از سوی وزارت نفت و «استناد طرف ترکیه¬ای به قیمت پایین گاز در قرارداد ایران و امارات موسوم به کرسنت۱» بوده است. مسائلی که هر دو حاکی از عدم صلاحیت آقای زنگنه و تیم ایشان در پیگیری منافع ملی بوده و شایسته است همه نمایندگان محترم با هر سلیقه سیاسی به این موضوع ملی ورودی جدی و اثرگذار داشته باشند. در این رابطه خلاصه ای از سوابق و چند موضوع مهم تقدیم می شود؛۱- در سال ۱۳۷۴ در دولت مرحوم آقای هاشمی قراردادی گازی فی مابین ایران و ترکیه امضاء و مقرر شد از سال ۱۳۸۰ به مدت ۲۵ سال، روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب و سالیانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز در اختیار شرکت بوتاش ترکیه قرار گیرد.۲- در سال ۱۳۸۴ و در زمانی که قیمت گاز در بالاترین سطح خود به میزان هر متر مکعب گاز بیش از ۵۵ سنت دلار آمریکا قرار داشت، شرکت بوتاش ترکیه با استناد به بند price revision ۲ از ایران بدلیل گران بودن قیمت گاز شکایت کرد و در سال ۱۳۸۷ شرکت ملی گاز ایران با رای داوری سوئیس به جریمه یک میلیارد و هفتاد میلیون دلار و دادن تخفیف ۵/۱۲ درصدی در قیمت گاز صادراتی محکوم شد.۳- در سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ شرکت ملی گاز ایران در دولت دهم موفق شد با استناد به بند take or pay ۳ قرارداد، شرکت بوتاش ترکیه را طی چند مرحله جمعاً مبلغی بیش از یک میلیارد و سیصد و بیست و هفت میلیون دلار بدون رای داوری جریمه و طلب ترکها از بابت شکایت داوری سال ۸۷ را تهاتر نموده و حتی مبلغ بیش از دویست وپنجاه میلیون دلار نیز اخذ نماید.۴- در سال ۱۳۹۱ شرکت گاز بوتاش ترکیه در داوری سوئیس به لحاظ «کم فروشی، کمیت و کیفیت گاز» از ایران شکایت کرد و کاهش ۲۵ درصدی قیمت گاز صادراتی ایران – یا جریمه ۵/۲ میلیارد دلاری – را خواستار شد، که شرکت ملی گاز ایران با تشکیل «کار گروه قرارداد گازی ترکیه» و بهره¬مندی از همه ظرفیت های کارشناسی و قانونی کشور و با اخذ وکلای بین المللی و با استناد به دلایل محکم و فنی اثبات نمود که شکایت ترک ها بی اساس می باشد ولی بعد از صدارت آقای زنگنه در سال ۱۳۹۲ و برکناری مسئولین کارگروه مربو ... ادامه ...

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، خواستار ورود جدی و اثرگذار مجلس به موضوع «محکومیت گازی ایران و صدور مجانی گاز به ترکیه» شد. خبرگزاری مهر: علیرضا زاکانی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با اشاره به «محکومیت ایران به پرداخت جریمه¬ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل ۱۴ ماه گاز مجانی به این کشور»، خواستار ورود جدی و اثرگذار مجلس به این موضوع و توجه به عدم صلاحیت بیژن زنگنه شد. متن نامه علیرضا زاکانی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شرح زیر است؛ «بسمه تعالی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بزرگواران در ماه مبارک رمضان. همانگونه که استحضار دارید این روزها خبر محکومیت ایران به پرداخت جریمه¬ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل ۱۴ ماه گاز مجانی همراه با کاهش ۳/۱۳ درصدی مجدد گاز به این کشور موضوع مهمی است که منافع ملی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. بررسی ها نشان می-دهد علت محکومیت ایران دو مسئله¬ی مهم «ضعف شدید دیپلماسی انرژی و به کارگماردن تیم ضعیف کارشناسی برای پیگیری حقوقی پرونده » از سوی وزارت نفت و «استناد طرف ترکیه¬ای به قیمت پایین گاز در قرارداد ایران و امارات موسوم به کرسنت۱» بوده است. مسائلی که هر دو حاکی از عدم صلاحیت آقای زنگنه و تیم ایشان در پیگیری منافع ملی بوده و شایسته است همه نمایندگان محترم با هر سلیقه سیاسی به این موضوع ملی ورودی جدی و اثرگذار داشته باشند. در این رابطه خلاصه ای از سوابق و چند موضوع مهم تقدیم می شود؛ ۱- در سال ۱۳۷۴ در دولت مرحوم آقای هاشمی قراردادی گازی فی مابین ایران و ترکیه امضاء و مقرر شد از سال ۱۳۸۰ به مدت ۲۵ سال، روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب و سالیانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز در اختیار شرکت بوتاش ترکیه قرار گیرد. ۲- در سال ۱۳۸۴ و در زمانی که قیمت گاز در بالاترین سطح خود به میزان هر متر مکعب گاز بیش از ۵۵ سنت دلار آمریکا قرار داشت، شرکت بوتاش ترکیه با استناد به بند price revision ۲ از ایران بدلیل گران بودن قیمت گاز شکایت کرد و در سال ۱۳۸۷ شرکت ملی گاز ایران با رای داوری سوئیس به جریمه یک میلیارد و هفتاد میلیون دلار و دادن تخفیف ۵/۱۲ درصدی در قیمت گاز صادراتی محکوم شد. ۳- در سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ شرکت ملی گاز ایران در دولت دهم موفق شد با استناد به بند take or pay ۳ قرارداد، شرکت بوتاش ترکیه را طی چند مرحله جمعاً مبلغی بیش از یک میلیارد و سیصد و بیست و هفت میلیون دلار بدون رای داوری جریمه و طلب ترکها از بابت شکایت داوری سال ۸۷ را تهاتر نموده و حتی مبلغ بیش از دویست وپنجاه میلیون دلار نیز اخذ نماید. ۴- در سال ۱۳۹۱ شرکت گاز بوتاش ترکیه در داوری سوئیس به لحاظ «کم فروشی، کمیت و کیفیت گاز» از ایران شکایت کرد و کاهش ۲۵ درصدی قیمت گاز صادراتی ایران – یا جریمه ۵/۲ میلیارد دلاری – را خواستار شد، که شرکت ملی گاز ایران با تشکیل «کار گروه قرارداد گازی ترکیه» و بهره¬مندی از همه ظرفیت های کارشناسی و قانونی کشور و با اخذ وکلای بین المللی و با استناد به دلایل محکم و فنی اثبات نمود که شکایت ترک ها بی اساس م ... ادامه ...

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، خواستار ورود جدی و اثرگذار مجلس به موضوع «محکومیت گازی ایران و صدور مجانی گاز به ترکیه» شد.بیانیه زاکانی پس از رد صلاحیت در انتخاباتزاکانی: برنامه دارم تا نفر نهایی جمنا باشمزاکانی در انتخابات دوازدهم ثبت نام کردقدردانی زاکانی از جبهه مردمی نیروهای انقلاببه گزارش ایسکانیوز، علیرضا زاکانی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با اشاره به «محکومیت ایران به پرداخت جریمه ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل ۱۴ ماه گاز مجانی به این کشور»، خواستار ورود جدی و اثرگذار مجلس به این موضوع و توجه به عدم صلاحیت بیژن زنگنه شد.متن نامه علیرضا زاکانی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شرح زیر است؛«بسمه تعالینمایندگان محترم مجلس شورای اسلامیبا سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بزرگواران در ماه مبارک رمضان.همانگونه که استحضار دارید این روزها خبر محکومیت ایران به پرداخت جریمه¬ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل ۱۴ ماه گاز مجانی همراه با کاهش ۳/۱۳ درصدی مجدد گاز به این کشور موضوع مهمی است که منافع ملی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. بررسی ها نشان می-دهد علت محکومیت ایران دو مسئله¬ی مهم «ضعف شدید دیپلماسی انرژی و به کارگماردن تیم ضعیف کارشناسی برای پیگیری حقوقی پرونده » از سوی وزارت نفت و «استناد طرف ترکیه¬ای به قیمت پایین گاز در قرارداد ایران و امارات موسوم به کرسنت۱» بوده است. مسائلی که هر دو حاکی از عدم صلاحیت آقای زنگنه و تیم ایشان در پیگیری منافع ملی بوده و شایسته است همه نمایندگان محترم با هر سلیقه سیاسی به این موضوع ملی ورودی جدی و اثرگذار داشته باشند. در این رابطه خلاصه ای از سوابق و چند موضوع مهم تقدیم می شود؛۱- در سال ۱۳۷۴ در دولت مرحوم آقای هاشمی قراردادی گازی فی مابین ایران و ترکیه امضاء و مقرر شد از سال ۱۳۸۰ به مدت ۲۵ سال، روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب و سالیانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز در اختیار شرکت بوتاش ترکیه قرار گیرد.۲- در سال ۱۳۸۴ و در زمانی که قیمت گاز در بالاترین سطح خود به میزان هر متر مکعب گاز بیش از ۵۵ سنت دلار آمریکا قرار داشت، شرکت بوتاش ترکیه با استناد به بند price revision ۲ از ایران بدلیل گران بودن قیمت گاز شکایت کرد و در سال ۱۳۸۷ شرکت ملی گاز ایران با رای داوری سوئیس به جریمه یک میلیارد و هفتاد میلیون دلار و دادن تخفیف ۵/۱۲ درصدی در قیمت گاز صادراتی محکوم شد.۳- در سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ شرکت ملی گاز ایران در دولت دهم موفق شد با استناد به بند take or pay ۳ قرارداد، شرکت بوتاش ترکیه را طی چند مرحله جمعاً مبلغی بیش از یک میلیارد و سیصد و بیست و هفت میلیون دلار بدون رای داوری جریمه و طلب ترکها از بابت شکایت داوری سال ۸۷ را تهاتر نموده و حتی مبلغ بیش از دویست وپنجاه میلیون دلار نیز اخذ نماید.۴- در سال ۱۳۹۱ شرکت گاز بوتاش ترکیه در داوری سوئیس به لحاظ «کم فروشی، کمیت و کیفیت گاز» از ایران شکایت کرد و کاهش ۲۵ درصدی قیمت گاز صادراتی ایران – یا جریمه ۵/۲ میلیارد دلاری – را خواستار شد، که شرکت ملی گاز ایران با تشکیل «کار گروه قرارداد گازی ترکیه» و بهره¬مندی از همه ظرفیت های ک ... ادامه ...

به گزارش خبرگزاری تسنیم، متن نامه سرگشاده علیرضا زاکانی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامیدرباره «چرایی محکومیت ایران در مناقشه گازی با ترکیه و اجبار به صدور گاز مجانی به این کشور» به شرح ذیل است:بسمه تعالینمایندگان محترم مجلس شورای اسلامیبا سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بزرگواران در ماه مبارک رمضان.همانگونه که استحضار دارید این روزها خبر محکومیت ایران به پرداخت جریمه ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل 14 ماه گاز مجانی همراه با کاهش 13/3 درصدی مجدد گاز به این کشور موضوع مهمی است که منافع ملی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. بررسی ها نشان می دهد علت محکومیت ایران دو مسئله ی مهم «ضعف شدید دیپلماسی انرژی و به کارگماردن تیم ضعیف کارشناسی برای پیگیری حقوقی پرونده » از سوی وزارت نفت و «استناد طرف ترکیه ای به قیمت پایین گاز در قرارداد ایران و امارات موسوم به کرسنت1» بوده است. مسائلی که هر دو حاکی از عدم صلاحیت آقای زنگنه و تیم ایشان در پیگیری منافع ملی بوده و شایسته است همه نمایندگان محترم با هر سلیقه سیاسی به این موضوع ملی ورودی جدی و اثرگذار داشته باشند. در این رابطه خلاصه ای از سوابق و چند موضوع مهم تقدیم می شود؛1- در سال 1374 در دولت مرحوم آقای هاشمی قراردادی گازی فی مابین ایران و ترکیه امضاء و مقرر شد از سال 1380 به مدت 25 سال، روزانه 30 میلیون مترمکعب و سالیانه 10 میلیارد مترمکعب گاز در اختیار شرکت بوتاش ترکیه قرار گیرد.2- در سال 1384 و در زمانی که قیمت گاز در بالاترین سطح خود به میزان هر متر مکعب گاز بیش از 55 سنت دلار آمریکا قرار داشت، شرکت بوتاش ترکیه با استناد به بند price revision 2 از ایران بدلیل گران بودن قیمت گاز شکایت کرد و در سال 1387 شرکت ملی گاز ایران با رای داوری سوئیس به جریمه یک میلیارد و هفتاد میلیون دلار و دادن تخفیف 12/5 درصدی در قیمت گاز صادراتی محکوم شد.3- در سال های 1388 و 1389 شرکت ملی گاز ایران در دولت دهم موفق شد با استناد به بند take or pay 3 قرارداد، شرکت بوتاش ترکیه را طی چند مرحله جمعاً مبلغی بیش از یک میلیارد و سیصد و بیست و هفت میلیون دلار بدون رای داوری جریمه و طلب ترکها از بابت شکایت داوری سال 87 را تهاتر نموده و حتی مبلغ بیش از دویست وپنجاه میلیون دلار نیز اخذ نماید.4- در سال 1391 شرکت گاز بوتاش ترکیه در داوری سوئیس به لحاظ «کم فروشی، کمیت و کیفیت گاز» از ایران شکایت کرد و کاهش 25 درصدی قیمت گاز صادراتی ایران – یا جریمه 2/5 میلیارد دلاری – را خواستار شد، که شرکت ملی گاز ایران با تشکیل «کار گروه قرارداد گازی ترکیه» و بهره مندی از همه ظرفیت های کارشناسی و قانونی کشور و با اخذ وکلای بین المللی و با استناد به دلایل محکم و فنی اثبات نمود که شکایت ترک ها بی اساس می باشد ولی بعد از صدارت آقای زنگنه در سال 1392 و برکناری مسئولین کارگروه مربوطه و افول دفاع کارشناسی در این زمینه، ایران در آستانه محکومیت قرار داشت که به درخواست رسمی مسئولان گاز کشور در دی ماه سال 1392 مجدداً سکان دفاع از منافع کشور در دست مسئولین کارگروه دولت دهم قرار گرفت و در دفاع کارشناسی صورت گرفته نهایتاً داوری سوئیس به نفع شرکت ملی گاز ایران رای را صادر نمود.5- در همان سال 1391 شرکت بوتاش به موازات شکایت اول خود، به فاصله چند ماه شکایت دومش را در خصوص «گران بودن گاز صادراتی ایران» با استناد به بند price ... ادامه ...

?

به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، علیرضا زاکانی نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه ای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تحلیل «چرایی محکومیت ایران در مناقشه گازی با ترکیه و اجبار به صدور گاز مجانی به این کشور» پرداخت.متن نامه بدین شرح است: بسمه تعالی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بزرگواران در ماه مبارک رمضان. همانگونه که استحضار دارید این روزها خبر محکومیت ایران به پرداخت جریمه ی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون دلاری به کشور ترکیه و صدور حداقل 14 ماه گاز مجانی همراه با کاهش 13/3 درصدی مجدد گاز به این کشور موضوع مهمی است که منافع ملی ایران را تحت الشعاع قرار داده است. بررسی ها نشان می-دهد علت محکومیت ایران دو مسئله ی مهم «ضعف شدید دیپلماسی انرژی و به کارگماردن تیم ضعیف کارشناسی برای پیگیری حقوقی پرونده » از سوی وزارت نفت و «استناد طرف ترکیه ای به قیمت پایین گاز در قرارداد ایران و امارات موسوم به کرسنت1» بوده است. مسائلی که هر دو حاکی از عدم صلاحیت آقای زنگنه و تیم ایشان در پیگیری منافع ملی بوده و شایسته است همه نمایندگان محترم با هر سلیقه سیاسی به این موضوع ملی ورودی جدی و اثرگذار داشته باشند. در این رابطه خلاصه ای از سوابق و چند موضوع مهم تقدیم می شود؛1- در سال 1374 در دولت مرحوم آقای هاشمی قراردادی گازی فی مابین ایران و ترکیه امضاء و مقرر شد از سال 1380 به مدت 25 سال، روزانه 30 میلیون مترمکعب و سالیانه 10 میلیارد مترمکعب گاز در اختیار شرکت بوتاش ترکیه قرار گیرد. 2- در سال 1384 و در زمانی که قیمت گاز در بالاترین سطح خود به میزان هر متر مکعب گاز بیش از 55 سنت دلار آمریکا قرار داشت، شرکت بوتاش ترکیه با استناد به بند price revision 2 از ایران بدلیل گران بودن قیمت گاز شکایت کرد و در سال 1387 شرکت ملی گاز ایران با رای داوری سوئیس به جریمه یک میلیارد و هفتاد میلیون دلار و دادن تخفیف 12/5 درصدی در قیمت گاز صادراتی محکوم شد.3- در سال های 1388 و 1389 شرکت ملی گاز ایران در دولت دهم موفق شد با استناد به بند take or pay 3 قرارداد، شرکت بوتاش ترکیه را طی چند مرحله جمعاً مبلغی بیش از یک میلیارد و سیصد و بیست و هفت میلیون دلار بدون رای داوری جریمه و طلب ترکها از بابت شکایت داوری سال 87 را تهاتر نموده و حتی مبلغ بیش از دویست وپنجاه میلیون دلار نیز اخذ نماید.4- در سال 1391 شرکت گاز بوتاش ترکیه در داوری سوئیس به لحاظ «کم فروشی، کمیت و کیفیت گاز» از ایران شکایت کرد و کاهش 25 درصدی قیمت گاز صادراتی ایران – یا جریمه 2/5 میلیارد دلاری – را خواستار شد، که شرکت ملی گاز ایران با تشکیل «کار گروه قرارداد گازی ترکیه» و بهره مندی از همه ظرفیت های کارشناسی و قانونی کشور و با اخذ وکلای بین المللی و با استناد به دلایل محکم و فنی اثبات نمود که شکایت ترک ها بی اساس می باشد ولی بعد از صدارت آقای زنگنه در سال 1392 و برکناری مسئولین کارگروه مربوطه و افول دفاع کارشناسی در این زمینه، ایران در آستانه محکومیت قرار داشت که به درخواست رسمی مسئولان گاز کشور در دی ماه سال 1392 مجدداً سکان دفاع از منافع کشور در دست مسئولین کارگروه دولت دهم قرار گرفت و در دفاع کارشناسی صورت گرفته نهایتاً داوری سوئیس به نفع شرکت ملی گاز ایران رای را صادر نمود.5- در همان سال 1391 شرکت بوتاش به موازات شکایت اول خود، به فاصله چند ماه شکایت دومش را در خصوص «گران بودن ... ادامه ...

سامان جلیلیسامان جلیلی سال هاست که در حوزه موسیقی پاپ فعالیت دارد و طرفداران خاص خودش را هم دارد. از آندست خواننده هایی است که تیفوسی های زیادی را در فضای مجازی دارد و معمولا هر اتفاق از سوی او، واکنش های مختلفی را در پی دارد. نخستین آلبومش «پرتگاه» را چند سال پیش و پس از همه گیرشدن آثارش در اینترنت روانه بازار موسیقی کرد و تعداد اجراهای زنده اش به قدری ست که می گوید قطعا می تواند بین رکوردداران اجرای زنده در ایران باشد.هرچند برخی مشکلات با یکی از تهیه کننده های تهران باعث شد چند سالی را نتواند در تهران به اجرای برنامه بپردازد و همین موضوع یکی از بزرگترین حواشی دوران کاری این خواننده است.سامان جلیلی که این روزها در آستانه انتشار دومین آلبوم رسمی خود «چه حال خوبیه» است. بارها و بارها درباره زمان انتشار آن اظهار نظر کرده و بارها بدقول شده ولی این بار با قدرت اعلام کرده که این آلبوم اواخر خرداد ماه روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.همه این اتفاقات، اصلی ترین دلیل این گفتگوی تفصیلی با سامان جلیلی است که برای نخستین بار به آنها پاسخ داده است. این خواننده به همراه «محمد قیامتی» (مدیربرنامه هایش) در این مصاحبه حاضر شدند و متن زیر چکیده ای از گفت وگوی دو ساعته با این خواننده است که در ادامه می خوانید: * کم حرف ترین خواننده ایرانی هستی که خیلی به ندرت حاضر می شوی در جاهای شلوغ حاضر شوی. این رفتارها نوعی از استراتژی کاری توست یا ذاتا اینگونه هستی؟این شخصیت را خودم خیلی دوست دارم. از زمان های قبل که با آقای قیامتی آشنا شدیم به من گفتند که باید بیشتر توی چشم باشی. نمی دانم چرا ولی زیاد دوست نداشتم توی چشم باشم و بیشتر می خواستم از بقیه جدا باشم و خودم کار کنم. بیشتر دوست دارم شنونده باشم و می دانم اگر حرفی بزنم برداشت دیگری از آن می شود. بیشتر دوست دارم شنونده باشم و با کارهایم حرف بزنم. * این شخصیت از زمانی که شروع به کار نکرده بودی هم وجود داشت یا وقتی وارد فضای موسیقی شدی این اتفاق برایت افتاد؟ همیشه همین شکلی بودم و حتی بدتر هم. کلا خجالتی و گوشه گیری بودم. * با این حال وقتی اولین بار برای کنسرت روی یک استیج دوهزار نفره رفتی احساس وحشت بزرگی نداشتی؟ دقیقا. اولین اجرای ما در تهران در سالن میلاد نمایشگاه بود و من جلوی دوهزار نفر فقط راه می رفتم و نمی توانستم نگاه کنم. نمایشگاه تهران به نظر من غول مرحله آخر بود و واقعا ترسیده بودم. سن من خیلی کم بود و فقط ۲۳ ساله بودم و واقعا برای من ترسناک بود. * کمی به عقب برگردیم و اینکه چه زمانی متوجه شدی آثارت مورد توجه قرار گرفته است؟شروع کردن من داستان جالبی داشت. من فوتبالیست بودم. با دوستانم نشسته بودیم و تلویزیون آهنگی پخش کرد و من فی البداهه یک مصرع آن را خواندم. دوستِ دوستم که گیتار می زد آنجا به من گفت سامان صدایت بد نیست و بیا ما گیتار بزنیم و تو با ما بخوان. ما هر هفته پنجشنبه جمعه ها گیتار می زدیم و می خواندیم. تا اینکه من گیتار زدن یاد گرفتم و یک روز که گیتار می زدم و می خواندم خانمی که سنش هم زیاد بود و حدود ۴۵-۵۰ سال سن داشت به من گفت چرا فقط آهنگ بقیه را می خوانی و خودت نمی روی آهنگ بسازی؟ من واقعا ساکت شدم و به حرفش فکر می کردم. فردای آن روز از کیش که در آنجا زندگی می کردم به شمال و بعد تهران آمدم و کار ساختم. فکر می کنم اولین کار من که ساخته شد آهنگ «عشق من» و بعد «بهونه» بود. آن زمان که من این آثار را خواندم، اطرافیانم گفتند که خوب است و ادامه بدهم و همین رویه باعث شد من ناخودآگاه به سمت موسیقی و خواندن بیایم. * درمورد الگوها و کسانی که از ابتدا کارهایشان را رصد می کردی و دوست شان داشتی صحبت کنیم. من با کارهای شادمهر خیلی به خواندن علاقمند شدم. ضبط های کوچکی در قدیم بود که دو دکمه داشت و وقتی آن را می زدیم شروع به ضبط کردن می کرد و من وقتی با آن می خواندم و ضبط می کردم از بچگی دوست داشتم صدایم شبیه به شادمهر شود و ناخودآگاه این اتفاق افتاد. * درمورد فوتبالی بودنت هیچوقت حرف نزده بودی. داستان از چه قرار است؟ داستان ورزش کردن من هم جالب است. من همیشه دوست داشتم کلاس فوتبال بروم ولی پدرم می گفت سر کوچه کلاس کاراته است و به کاراته برو. باز می گفتم فوتبال و می گفتند دوتا کوچه پایینتر کلاس کشتی است و بیا کشتی را هم تست کن. به گونه ای شده بود که همیشه پدرم می گفت من در آن سال ها فقط برای تو اسب نخریدم و اگر اسبدوانی هم می رفتی دیگر همه چیز تمام بود! خلاصه بگویم ما به کیش رفتیم و در یکی از تیم های دسته دو یا سه کیش بازی می کردم. این موضوع برای ۷-۸ سال پیش است. من واقعا فوتبال را دوست داشتم. * یعنی خیلی جدی و حرفه ای هم بازی کردی؟ بله. من آقای گل هم شده بودم. در تیم خدمات کیش فوروارد چپ بازی می کردم. من شدیدا استقلالی هستم. * شخصیت جالبی از تو ظاهرا در حال کشف شدن است. کدام نسل را در استقلال دنبال کردی و قهرمانان استقلالی ات چه کسانی بودند؟قهرمان من فرهاد مجیدی بود و قبل آن را زیاد به خاطر ندارم. فرهاد و جباری و امیرحسین صداقی و وحید طالب لو و پیروز قربانی و … بازیکنان استقلال در نسلی من بودند. من خیلی هم به استادیوم می رفتم. * چرا عمده خواننده های پاپ ایرانی پرسپولیسی هستند؟ رضا صادقی، علی عبدالمالکی، فرزاد فرزین و… اتفاقا خیلی خوب است. همیشه می گفتند وقتی کم باشی خاص هستی. ولی مطمئن باش من استقلالی ترین خواننده ایران هستم. * البته تو، احسان خواجه امیری، حمید عسگری و رضا یزدانی هم استقلالی هستید. مرتضی پاشایی هم استقلالی بود…. یادش به خیر. * هیچوقت به سمت این رفتی که برای باشگاه خودت کاری بخوانی؟ نه هیچوقت پیش نیامد. من برای مصاحبه هم خجالتی بودم چه برسد به اینکه به باشگاه استقلال بروم و بخواهم برایشان بخوانم. * فضای کاری ات هم به گونه ای است که به این فضای اکتیو و پر انرژی نزدیک هستی. شاید اگر هرکس به جای تو باشد بخواهد یک کار قوی بخواند. حتی به آن فکر هم نکرده ای؟ تاکنون به این فکر نکردم که بخواهم برای استقلال بخوانم.* به موسیقی برگردیم. همه اتفاق ها گذشت و اولین آلبوم تو منتشر شد. نکته اینجاست که بعد ازآلبوم رسمی تو اتفاقات زیادی دست به دست هم داد که تو در تهران اجرای کمتری داشته باشی. هیچوقت در این مورد صحبت نکردی. ما وقتی آلبوم را منتشر کردیم محمد قیامتی مدیر برنامه های من تصمیم گرفت با تهیه کننده های کنسرت در تهران قرارداد ببندیم. محمد در این باره کلی تحقیق کرد و من هم دورادور شرکتی را که با آنها قرارداد تهران را بستیم را می شناختم. با ایشان قرارداد بستیم. من خواننده ای با سن کم بودم و آن روزها ۲۳ ساله بودم و تجربه ای نداشتم و فقط ۳۴ آهنگ خوانده بودم و نمی شد انتظار زیادی از من داشت. آن زمان به من قول های زیادی درمورد آلبوم و کلیپ و تبلیغات دادند و کلی وعده و وعید … . اجرای اول را که گذاشتیم و من نمی دانستم که میزان سود مالی برای تهیه کننده چطور بوده. چون ما قرارداد داشتیم. اجرای دوم را خود محمد گذاشت و تهیه کننده بود و دیگر آن آقای تهیه کننده برای ما کنسرتی نگذاشت. … همین گونه گذشت تا سرانجام تصمیم گرفتیم همکاری را ادامه ندهیم و به ما برای فسخ قرارداد مبلغی را گفتند و بعد از این مدت محمد مبلغی را آماده کرد و ما قرارداد را فسخ کردیم. متاسفانه این شد بدترین تجربه زندگی من در فضای حرفه ای. * آن دوره یکی از مهم ترین دوره های کاری تو بود که به دلیل این ماجراها بسیار ناخوشایند گذشت. آلبوم تو منتشر شده بود و شاید بهترین زمان برای کنسرت تهران را داشتی. ولی این اتفاقات باعث شد طرفداران تو در تهران بسیار دلگیر شوند ولی باید به آینده نگاه کرد.کنسرت تهران که به تهیه کنندگی محمد قیامتی برگزار می شود و در مردادماه و روز تولدم به روی صحنه می رویم. دوسانس بودن یا چهارسانس بودن آن را محمد بهتر می داند. شهرستان هم اجرا داریم. دوست دارم همه اتفاقات تلخ گذشته را فراموش کنم و به آینده و این همه اتفاق بزرگ ... ادامه ...

شفقنا نوشت: اواخر هفته گذشته اظهارات یکی از بازیگران در نشست خبری یک سریال تلویزیونی و توهین او به خبرنگاران بسیار حاشیه ساز شد و در رسانه های مختلف بازتاب یافت. پیش ازاین هم بعضی از مسئولان به جای پاسخ به پرسش یا رد محترمانه مصاحبه برخوردهای مشابهی داشتند و به همین دلیل به نظر می رسد به همان اندازه که خبرنگاران باید سؤالات بهتری بپرسند و آداب مصاحبه را به عنوان مصاحبه گر رعایت کنند؛ مسئولان، هنرمندان و ورزشکاران و سایر افرادی که بیش از مردم عادی جامعه در معرض رسانه ها قرار دارند، باید آداب مصاحبه را بدانند از جمله برخوردهای صحیح این است بگویند چنین سؤالی خوشایندشان نیست، یا آن را سؤال درستی نمی دانند و موارد مشابه. پرداختن به این نکات از این منظر اهمیت بیشتری دارد که ممکن است در بلندمدت به تضعیف نهاد رسانه در جامعه منجر شود. فریدون صدیقی، مدرس تکنیک های مصاحبه در گفت وگو با شفقنا به آسیب شناسی این نشست پرداخت و در ادامه به نکاتی اشاره کرد که هر دو طرف باید در مصاحبه رعایت کنند.صدیقی درباره ی آنچه در نشست سریال «زیر پای مادر» اتفاق افتاد، می گوید: به نظرم چنین نشستی نه خبری که یک دورهمی است و به گمانم چون سازندگان مجموعه به پایان سریال نزدیک شده اند، به این نتیجه رسیده اند که یک دورهمی با اهالی رسانه ها ترتیب دهند تا گپ وگفتی خودمانی با آنها داشته باشند تا یک گزارش بی حاشیه در رسانه ها منعکس شود و حاصل این گزارش انتقال یک پیام مثبت، یعنی استقبال از سریال باشد. توجه داشته باشیم معمولا نشست های خبری در شرف یک اتفاق صورت می گیرد یا این که اتفاقی رخ داده و می خواهیم در نشست درباره ی چون وچرایی آن رویداد توضیح دهیم.این روزنامه نگار پیشکسوت درباره اینکه چرا این نشست دچار تنش شده است، توضیح می دهد: به نظرم احتمالاً قرار نبوده در این دورهمی یا نشست سؤال های چالشی مطرح شود، مثلاً از ضعف های ساختاری فیلم نامه صحبت شود و وقتی احتمالاً سؤال ها به سمت نقد و آسیب شناسی رفته، با واکنش عوامل فیلم روبه رو شده است.او ادامه می دهد: صبح همان روز یکی از روزنامه ها این سریال را نقد کرده و اگر اشتباه نکنم آن را کمتر از متوسط دانسته بود. از طرف دیگر سؤالی هم مربوط به شبا ... ادامه ...

فومینگ داور چینی قرار است جدال تیم های الریان و پرسپولیس را قضاوت کند. این داور چینی در حالی قضاوت این مسابقه را برعهده دارد که در مسابقات مقدماتی جام جهانی و در دیدار بین تیم های تایلند و عربستان یک پنالتی عجیب برای سعودی ها گرفت و باعث شد تا فدراسیون فوتبال تایلند از این داور شکایت کند.به گزارش تهران نیوز داور چینی بازی تیم های الریان و پرسپولی ... ادامه ...

برترین ها: درست چند هفته قبل از انتشار پنجمین آلبوم کیتی پری با نام «witness» او مقابل مصاحبه گری نشست و به سوالاتش پاسخ داد، سوالاتی که تا به حال در هیچ مصاحبه ای از او نپرسیده بودند. نام این مصاحبه گر پاپی براون است که تنها 7 سال دارد.اگر هر فرد دیگری جز این دختر 7 ساله روبه روی کیتی پری می نشست، حتما از او در مورد ماجراجویی هایش با تیلور سوئیفت می پرسید اما سوالاتی که او در این مصاحبه بدان پاسخ داد، واقعا خاص و هیجان انگیز بود. در ادامه مصاحبه جذاب آنها را برایتان آورده ایم. سلام کیتی!سلام پاپی. اوه خدای من نگاش کن! چه بچه نازی! چه چشمهایی، چه لاکی! چه کسی این لاک ها را برایت زد؟هانی.اِ! همان آرایشگری که ناخن های مرا لاک زد!بله می دانم. آیا دوست داری این استیکری که روی ناخن من هست را به تو بدهم؟وای، بله! عالیه. من عاشق استیکرم. تو واقعا دختر خوب و مهربانی هستی و من مطمئنم که این مصاحبه یکی از بهترین مصاحبه های عمر من خواهد بود. البته من کمی هم نگران هستم، چون نمی دانم که چه سوال هایی قرار است از من بپرسی ولی مطمئنا سوالات هیجان انگیزی را آماده کرده ای. شاید اولیش این باید که چه رنگی را دوست دارم. اما بهتر است که خودت اول به این سوال پاسخ دهی.خب! من 3 تا رنگ را خیلی دوست دارم. صورتی، بنفش و آبی.چه جالب چون من هم عاشق همین 3 رنگ هستم. فکر کنم که ما دوقلو هستیم.(چشمک) خب پاپی، من برای سوال های تو آماده ام.باشه شروع می کنیم. اولین سوال: شیوه لباس پوشیدنت چگونه است؟ آیا لباس هایت را با توجه به حال و هوای آن روزت انتخاب می کنی یا نه، با توجه به نوع آهنگ ات؟ مثلا اگر آهنگ ات غمگین باشد، آبی چرک می پوشی؟دقیقا درست گفتی. من با توجه به روحیه ام لباس هایم را انتخاب می کنم. مثلا اگر یک روز صبح از خواب بیدار شوم و شاد باشم، لباسی به رنگ های روشن و جیغ می پوشم. یا مثلا زمانی که با فردی قرار ملاقات دارم، سعی می کنم که جذاب ترین تیپ ام را بزنم. گاهی هم که دوست دارم احساس قدرت کنم، لباسی رسمی تر به تن می کنم. این را هم می توان گفت که لباس پوشیدنم جدا از روحیه، به آهنگی که می خوانم نیز بستگی دارد. مثلا اگر محتوا آهنگ در مورد غذا باشد، تکه های غذا را به لباسم می چسبانم. تکه های غذای واقعی؟! بله. من حتی یک بار این کار را کردم.این واقعا دیوانگی است!بله، می دانم. من هم پر از دیوانگی هستم.باشه(خنده). سوال بعدی. برای آهنگ هایت از چه چیزی الهام می گیری؟سوال خوبی بود. من الهام ام را آدم های اطرافم می گیرم. مثلا تصور کن که تو به حیاط مدرسه ات می روی و دانش آموزان زیادی را در آنجا می بینی که هر کدام مشغول کاری اند. یکی فوت ... ادامه ...

معاون میراث فرهنگی؛ صحبت نایب رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران را مبنی بر سکوت سازمان میراث فرهنگی در مورد ارزش میراثی «کاخ ثابت پاسال» نادرست دانست. ۵۵آنلاین :محمدحسن طالبیان در پاسخ به این صحبت محمدمهدی تندگویان نایب رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران بیان کرد: «مطلبی که آقای تندگویان گفته اند مبنی بر اینکه سازمان میراث فرهنگی در مورد بنای ثابت پاسال سکوت کرده است، درست نیست.»او افزود: «در سال 1394، آقای خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران، با ارسال نامه ای به شهرداری تهران اعلام رسمی کرده اند که این مجموعه ارزشمند است و باید حفظ شود. در این نامه همچنین به نامه آقای حناچی، معاون معماری و شهرسازی وزارت راه، اشاره شده است که در آن تصریح شده همه معماران، شهرسازان و نظام مهندسی اعلام کرده اند که این مجموعه ارزشمند است و حفاظت و صیانت از آن ضرورت دارد.»تصریح دستورنقشه جدید شهرداری بر اجتناب از هر تخریبی در بنای ثابت پاسالاو گفت: «موضوع دیگر این است که در دستور نقشه ای که شهرداری جدیداً برای این بنا صادر کرده قید شده است که با توجه به اعلام اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران مبنی بر باارزش بودن ملک مذکور، این بنا باید حفظ شود و نباید تخریبی در آن صورت گیرد.»معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری افزود: «موضع گیری های سازمان میراث فرهنگی در ... ادامه ...

در این گفتگو می خوانید: اثر دیگری از استاد شجریان در حال انتشار است، منظور قالیباف از کمک چندده میلیاردی به خانه موسیقی احتمالا به ریال بوده، همین الان در چندین استان کشور اجازه رفتن روی صحنه به خانم ها نمی دهند و اینکه سند چشم انداز موسیقی مانیفست حاکمیت است. به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از مهمترین چهره هایی که طی چند سال اخیر در بسیاری از بزنگاه های موسیقی ایران در بطن اخبار قرار داشته حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل سال های اخیر خانه موسیقی است. از ماجراهای مربوط به انتخابات خانه و جشنواره موسیقی فجر گرفته تا دفاع از شجریان در مقاطع مختلف؛ همواره حضور نوربخش تاثیرگذار بوده است. گفتگوی ما با او در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و طی آن به برخی از مسائل موسیقی چون "وضعیت بانوان موزیسین"، لغو کنسرت ها" و بسیاری از مسائل دیگر پرداختیم گرچه فرصت نشد تا به بسیاری دیگر از چالش های جدی اهالی موسیقی در کشورمان پرداخته شود؛ و این نشان از وضعیت نابهنجار این صنف در هجمه برخوردهای سلیقه ای مسئولان و دست اندرکاران دارد.در ادامه حاصل گفتگوی ایلنا با حمیدرضا نوربخش (مدیر عامل خانه موسیقی) را می خوانید:حاکمیت هیچ وقت نگاه صد در صد مثبتی به مسایل مختلف موسیقی نداشته و همیشه در هاله ای از ابهام درباره موسیقی صحبت شده است.حاکمیت هرگز وقت نگاه صد در صد مثبتی به موسیقی نداشتهدر مناظره های انتخابات ریاست جمهوری جسته و گریخته صحبت هایی درباره موسیقی شد؛ برداشت تان از این مناظره ها به ویژه در زمینه موسیقی چیست؟ ما انتظارمان این بود که بیشتر و جزئی تر در حوزه موسیقی اظهارنظر کنند. توقع داشتیم در برنامه ها و مناظرها، تنگناهای موسیقی و مسائل ریز و درشتی که برای جامعه موسیقی وجود داشته و دارد؛ مورد بحث قرار گیرد تا جامعه هنری و مخاطبان بیشتر بتوانند با مواضع کاندیداها در این مسائل آشنا شوند.حاکمیت هیچ وقت نگاه صد در صد مثبتی به مسایل مختلف موسیقی نداشته و همیشه در هاله ای از ابهام درباره موسیقی صحبت شده است. خود این موضوع علت بسیاری از مسائل کوچک و بزرگی محسوب می شود که در این سال ها موانع ریز و درشتی را برای اهالی موسیقی به وجود آورده است. ما انتظار داشتیم دست کم نامزدها از برنامه های آینده شان صحبت کنند. گفتن اینکه "هنر چیز خوبی است" جزو بدیهیات به حساب می آید.مسائل معیشتی هنرمندان چیزی بود که درباره اش صحبت نشد. اگر راجع به مسائل معیشتی مردم و وضعیت حاشیه نشین ها صحبت می شود بایستی درباره مقوله معیشت هنرمندان نیز صحبت شود باید دید که آیا آنها وضعیت مناسبی دارند؟ آیا معدل زندگی جامعه هنری در حد قابل قبولی است؟ من به جرات می گویم که این گونه نیست.در جامعه موسیقی تنها عشق به موسیقی است که موزیسین ها را در حوزه کاری شان نگه داشته و رهایشان نمی کند؛ و گرنه این قشر از جامعه از نظر معیشتی مشکلات بسیاری دارند. به گونه ای که شاهدیم حق عضویت 50 هزار تومانی خانه موسیقی را که سالیانه از اعضا دریافت می شود عده بسیاری نمی توانند بپردازند. ما امروز بیش از 15 هزار عضو در خانه موسیقی داریم که به جرات می توانم بگویم بیش از نیمی از آنها در شهرستان ها، جزو همین حاشیه نشین ها محسوب می شوند.بیش از 15 هزار عضو در خانه موسیقی داریم که بیش از نیمی از آنها در شهرستان ها، جزو همین حاشیه نشین ها محسوب می شوند.هنرمند موسیقی نواحی ما در یک خانه محقر روستایی زندگی می کند که گاهی وقت ها کوچکترین حوادث طبیعی کل زندگی اش را از بین می برد. شاید کسی باور نکند هنرمند شاخص بین المللی (مانند شیرمحمد اسپندار) که جزو افتخارات فرهنگی این مملکت محسوب می شود تمام زندگی اش شامل دو اتاق کاهگلی در یک روستای حاشیه شهرستان باشد.شاید کسی باور نکند هنرمند شاخص بین المللی (مانند شیرمحمد اسپندار) که جزو افتخارات فرهنگی این مملکت محسوب می شود تمام زندگی اش شامل دو اتاق کاهگلی در یک روستای حاشیه شهرستان باشد.در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری؛ همه کاندیداها تاکید داشتند در عرصه دیپلماسی عمومی یا دیپلماسی فرهنگی، هنرمندان ما نقشی دارند که در جهان می توانیم به آنها بنازیم و آنها هستند که ویترین تمام نمای فرهنگ ایرانی و شناسنامه های سرزمین های ما محسوب می شوند. در چنین شرایطی ما حق داریم بپرسیم معیشت این هنرمندان امروز چگونه است؟ امروز موانعی پیش پای هنرمندان موسیقی وجود دارد که بارها و بارها ما آنها را گفته ایم.باید راجع به بانوان هنرمند موسیقی سخن گفته شود؛ آنها نیمی از فعالان جامعه موسیقی ما بانوان هستند. چطور می شود یک خانم اجازه تحصیل در رشته موسیقی را داشته باشد ولی اجازه کار در این حوزه را ندارد؟ این مسئله چه توجیهی دارد؟نگاه به فعالیت های موسیقی ملوک الطوایفی استمتاسفانه در کشورمان نگاه به فعالیت های موسیقی نگاه ملوک الطوایفی است. در هر اقلیمی هر کسی که خودش را حاکم آنجا می داند به خودش اجازه می دهد مطابق با سلیقه و میل شخصی اش عمل کند. البته از نظر ما چنین افرادی حاکم قانونی آن مناطق نیستند و به با توجه به این گونه مسائل انتظار داشتیم در انتخابات، نامزدها مشخصا راهکاریشان را بگویند. این مساله امنیت شغلی و روانی هنرمندان موسیقی را تهدید می کند. وقتی اتفاقی مانند لغو کنسرت برای هنرمندی می افتد آثار زیانبار روحی و روانی اش پاک نمی شود و در روند کاری او اثر مستقیم می گذارد.ما همچنین انتظار داشتیم راجع به بانوان هنرمند موسیقی سخن گفته شود. نیمی از فعالان جامعه موسیقی ما بانوان هستند. چطور می شود یک خانم علاقمند به موسیقی اجازه تحصیل در این رشته داشته باشد ولی اجازه کار در این حوزه را ندارد؟ این مسئله چه توجیهی دارد؟ همین الان در چندین استان کشور اجازه رفتن روی صحنه به خانم ها نمی دهند. نمونه چنین برخوردهایی را می توان در استان اصفهان مشاهده کرد؛ در این مسئله البته داستان مشهد ماجرای جداگانه ای دارد و مشکل اش فراتر از مساله بانوان و غیربانوان است. همین الان در چندین استان کشور اجازه رفتن روی صحنه به خانم ها نمی دهند. نمونه چنین برخوردهایی را می توان در استان اصفهان مشاهده کرد؛ در این مسئله البته داستان مشهد ماجرای جداگانه ای دارد و مشکل اش فراتر از مساله بانوان و غیربانوان است. این درست است که شاید موضوعی با سلیقه ما جور درنیاید اما بالاخره باید معیار اصلی همه در این مملکت؛ قانون باشد. نمی شود یک هنرمند و یک اثر هنری در بخشی از مملکت مجاز باشند و در بقیه مملکت غیرمجاز. اگر موزیسین یا یک اثر هنری مشکل دارد در همه جا مشکل دارد. وقتی نظارت را دولت انجام می دهد چطور امکان دارد در جایی از کشورمان کاری را بلامانع باشد و در جای دیگر اجازه اجرا به آن ندهند؟!وقتی نظارت را دولت انجام می دهد چطور امکان دارد در جایی از کشورمان کاری را بلامانع باشد و در جای دیگر اجازه اجرا به آن ندهند؟!اثر دیگری از استاد شجریان در حال انتشار استدر این دوره از مناظره ها آقای روحانی اسمی از محمدرضا شجریان به میان نیاورد؛ این در حالی است که در دوره قبل انتخابات اسم ایشان را آورد و صحبت هایی هم کرد. شخص دوم مملکت درباره موسیقی و بعضی از ممنوعیت های غیرقانونی هم حرف می زند؟ چه اتفاقی ظرف چهار ساله گذشته در حوزه موسیقی افتاده که نتیجه اش اینگونه می شود؟ ما نباید چشم مان را روی بخشی از کارهایی که انجام داده اند ببندیم؛ دولت تلاشش را کرده و خیلی جاها مسائل از دست دولت خارج بوده است. ولی واقعا باید برای این وضعیت یک راهکار اساسی اندیشیده شود. عرض من این است، در قضیه استاد شجریان دولت خیلی تلاش کرد و مجوز کلیه آثار ایشان برای انتشار داده شد. کما اینکه یک اثر استاد شجریان سال گذشته منتشر شد و به اثر دیگرشان هم مجوز داده شده که در حال انتشار است. یعنی کلیه آثاری که برای انتشار داده شده بود در این دولت مجوز انتشار گرفت. در بحث کنسرت استاد شجریان هم امیدواریم حالشان بهتر باشد و این مسئله نیز رفع شود. به هر حال پیگیری های زیادی را من به شخصه شاهد بودم.آنچه آقای قالیباف در مناظره ها درباره کمک ده ها میلیاردی به خانه موسیقی گفته احتمالا منظورشان به ریال بوده است.منظور قالیباف از کمک چندده میلیاردی به خانه موسیقی احتمالا به ریال بودهدر مناظره ها ریاست جمهوری، آقای قالیباف ادعا کرد که شهرداری ده ها میلیارد تومان به خانه موسیقی کمک کرده است؛ این مسئله در بین اهالی موسیقی با واکنش های تندی روبرو شد؛ آیا واقعا شهرداری به خانه موسیقی ده ها میلیارد تومان کمک کرده است؟من دو سال قبل هم که این بحث مطرح شد گفتم ما جزو نهادهای قانونی هستیم. ما کمک بگیر هستیم و بخشی از کمک هایمان از طرف شهرداری هاست؛ بخش دیگری از آن توسط دولت صورت می گیرد. شهرداری به دلیل خدماتی که جامعه هنری به شهر و کشور انجام می دهد وظایف ذاتی دارد از آنها حمایت کند؛ ما نیز تلاشمان این بوده که این حمایت ها را جلب کنیم. مشخصا ما با مصوبه شورای اسلامی شهر تهران سالی، 100 میلیون تومان از شهرداری تهران کمک گرفته ایم. برای ساختمان شماره 2 خانه موسیقی هم 3 میلیارد تومان از شهرداری تهران کمک دریافت کرده ایم. البته ساختمان شماره 2 کارش صد در صد تمام نشده و این پول هم در اختیار خانه موسیقی قرار نگرفته است. در واقع این پول در نقل و انتقال ملک به شهرداری (خریدار ملک محل خانه موسیقی) به فروشنده ملک پرداخت شده است.ما با مصوبه شورای اسلامی شهر تهران سالی، 100 میلیون تومان از شهرداری تهران کمک گرفته ایم. برای ساختمان شماره 2 خانه موسیقی هم 3 میلیارد تومان از شهرداری تهران کمک دریافت کرده ایم. در وزارت ارشاد هم ما تفاهم نامه ای داریم که سالی 200 میلیون تومان برای خانه موسیقی دریافت می کنیم.این کمکی بوده که ما از شهرداری گرفته ایم و آنچه آقای قالیباف در مناظره ها درباره کمک ده ها میلیاردی به خانه موسیقی گفته احتمالا منظورشان به ریال بوده است. در وزارت ارشاد هم ما تفاهم نامه ای داریم که سالی 200 میلیون تومان برای خانه موسیقی دریافت می کنیم.ما دو شرط برای اختصاص یک مکان به فعالیت های شعب خانه موسیقی داریم؛ یکی اینکه این مکان حتما عمومی باشد و دوم مسئله اجماع تمام موزیسین های استان است.شروط خانه موسیقی برای راه اندازی شعب استانی محقق نشددر یک بازه زمانی خانه موسیقی شعب استانی اش را راه اندازی کرد؛ اما این شعب تعطیل شد؛ درحالیکه انتظار می رفت شعب دیگری نیز به این مجموعه اضافه شود. دلیل این اتفاق چه بود؟قبل از اینکه مسئولیت مدیرعاملی خانه موسیقی به من واگذار شود چند شعبه استانی این خانه دایر شده بود که در شیراز و بروجرد و چهارمحال و بختیاری فعالیت خود را آغاز کردند. اینها مشکلاتی داشتند؛ برای مثال مکان هایی که برای کار این شعب اختصاص گرفته بود مکان هایی خصوصی مانند آموزشگاه موسیقی بودند. شاید شخصی آمده و به زعم خودش ایثار کرده و فضای کارش را به این شعب اختصاص داده است؛ اما این کار دستی نیست. در واقع نمی شود تابلوی خانه موسیقی را بالای درب آموزشگاه خصوصی یک فرد نصب کرد.ما دو شرط برای اختصاص یک مکان به فعالیت های شعب خانه موسیقی داریم؛ یکی اینکه این مکان حتما عمومی باشد یا از طرف نهادهای عام المنفعه در اختیار شعب قرار گرفته باشد. حتی خود هنرمندان نیز می توانند به نوعی همگرایی کنند و مکان هایی را درنظر بگیرند. دومین شرط اجماع است؛ در شهرستان ها و مراکز استان ها اغلب طیف بندی و دسته بندی وجود دارد و در تهران هم این مسئله دیده می شود؛ منتهی چون تهران گسترده است مسئله دسته بندی ها آنقدر به چشم نمی آید و همه کارشان را انجام می دهند. در شهرستان ها نمود این طیف بندی ها بیشتر است. ما بارها دیده ایم عده ای از هنرمندان به خانه موسیقی اعتراض کرده اند و گفته اند موزیسین های اصلی فلان شهرستان ما هستیم. این مسائل همواره ما را دچار تردید کرده است. ما این دو شرط را گذاشته ایم و گفته ایم همه هنرمندان مرکز استان اولویت ما هستند و همه هنرمندان شهر اجماع متحد داشته باشند. بعضی ها گفته اند مکانی داریم که برای این کار می توانیم اختصاص بدهیم اما تا الان محقق نشده است. به رغم بعضی اقداماتی که کرده ایم این مسئله هنوز به نتیجه نرسیده و در حال حاضر نیز درخواست ها در حال بررسی است. هر جا این شرط ها محقق شود قطعا شعبه مرکز آن استان ها راه می افتد.وقتی ما (خانه موسیقی) موسسه فرهنگی هنری هستیم اعضای "هیئت موسس" صاحبان خانه محسوب می شوند. در واقع در چنین ساختاری، هیئت موسس هیچ وقت از بین نمی رود. یعنی هیئت موسس مانند سهامداران یک مجموعه می شوند و این ایراد اصلی است.مسئله صنوف هنرمندان با مصوباتی در وزارت کار و ارشاد حل می شودخانه موسیقی به عنوان یک شرکت و موسسه فرهنگی به ثبت رسیده و با ساختاری که از یک نهاد صنفی انتظار می رود متفاوت های اساسی ساختاری دارد. نکته مهم این است که ظاهرا پیش از "خانه موسیقی"، "انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران" با ثبت در وزارت کشور و وزارت کار شکل گرفته بود که از نظر ساختاری تمام ویژگی های لازم یک صنف را داشت. سئوالی که در بین اهالی موسیقی وجود دارد این است که آیا خانه موسیقی با چنین ساختاری آیا واقعا ساختار واقعی و صحیح صنفی دارد یا نه؟تا آنجا که من اطلاع دارم خانه موسیقی زودتر از انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران شکل گرفته است. در زمان دولت اصلاحات موضوع شکل گیری جامعه مدنی و نهادهای مدنی جزو شعارهای دولت آقای خاتمی بود. آن زمان اول خانه سینما درست شد و بعد به فاصله دو سال خانه موسیقی و خانه تئاتر به وجود آمدند. آن موقع تصور این بود که اینها، چون موضوع فعالیت شان فرهنگی هنری است و در چارچوب قوانین و قواعد وزارت ارشاد فعالیت دارند باید در ارشاد این نهادها ثبت شوند. این رویه اشکالاتی داشت؛ دلیل اش هم این است که موضوع حرکت های صنفی اساسا به وزارت فرهنگ و ارشاد ربطی ندارد. بنابراین یک شترگاوپلنگی به وجود آمد که تکلیفش معلوم نبود و در بسیاری از مواقع در تمام این سال ها به مشکل برخوردیم. ما نیز موانع مختلف اسناسنامه ای داشتیم کما اینکه خانه سینما براساس همین موانع، در دولت قبل دچار مشکل شد.اخیرا شورای عالی انقلاب فرهنگی تلاش دارد با مصوبه ای این مسائل را حل کند. وقتی ما موسسه فرهنگی هنری هستیم اعضای "هیئت موسس" صاحبان خانه محسوب می شوند. در واقع در چنین ساختاری، هیئت موسس هیچ وقت از بین نمی رود. یعنی هیئت موسس مانند سهامداران یک مجموعه می شوند.البته در زمان تشکیل خانه موسیقی گفتن ... ادامه ...

گروه سیاسی_رجانیوز:دستگاه های استعماری از دیرباز به دنبال تخریب روحانیت و تحریف تاریخ معاصر ایران هستند و در این راستا از هیچ اقدامی کوتاهی نکردند. اخیرا نیز برای این هدف خود به تخریب آیت الله کاشانی از روحانیون مبارز روی آوردند و در این زمینه با سناریو سازی سعی دارند القا کنند آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 نقش داشته است. برای این منظور ابتدا ویدئویی با عنوان «فیلمی نادر، منتشر شده توسط سیا از ورود آیت الله کاشانی به همراه زاهدی و نمایندگان امریکا و انگلیس به ویرانه های خانه دکتر مصدق یک ساعت بعد از پیروزی کودتا» در فضای مجازی منتشر شد. سپس در ادامه این سناریو، وزارت خارجه امریکا اسنادی از سازمان سیا را منتشر کرد که در آن ادعا شده "آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 نقش داشته دارد".از این رو با ارائه اسناد و مدارک در دو بخش به بررسی موضوع کودتای 28 مرداد 1332 می پردازیم. به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی در بخش اول با بررسی اسناد و گزارش های تاریخی، دروغ پراکنی های سازمان سیا که توسط وزارت خارجه امریکا در مورد نقش آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 1332 منتشر شده است، مورد واکاوی و بررسی قرار می گیرد و در بخش دوم نیز فیلم منتشر شده در مورد حضور آیت الله کاشانی در منزل دکتر مصدق بعد از وقوع کودتا بررسی می شود.بخش اول: بررسی اسناد "سیا" درباره نقش آیت الله کاشانی در کودتای 28 مرداد 32با بررسی اسناد و مدارک تاریخی متوجه می شویم که قبل از وقوع کودتا عملیات روانی سختی از طرف دشمنان آیت الله کاشانی چه توسط عوامل داخلی چه توسط عوامل خارجی برای تخریب شخصیت آیت الله کاشانی انجام گرفته بود. متعاقب این عملیات روانی بود که 15 روز قبل از شروع عملیات کودتا (۲۵ مرداد ۱۳۳۲) به مجلس روضه خانه آیت الله کاشانی حمله می کنند و با پرتاب نارنجک به داخل مجلس عده ای شهید و برخی نیز مجروع شده بودند.دلیل اولهر چند حمله کنندگان با نام هواداران مصدق این کار را انجام دادند ولی "سیا" این ماجرا را جزو عملیات خود ثبت کرده است. با این پیش فرض و اسناد تاریخی ادعای اسناد جدید "سیا" مبنی بر همکاری آیت الله کاشانی در ماجرای کودتا ادعایی بی اساس و بی دلیل است٬ زیرا اگر آیت الله کاشانی حاضر به همکاری شده بود، دلیلی برای حمله به روضه آیت الله کاشانی نمی ماند. دلیل دومبنابر اسناد و روایات تاریخی رابطه مصدق و آیت الله کاشانی در اواخر دچار اختلاف شده بود به طوری که بعد از فرار محمد رضای پهلوی وقتی هندرسون وارد ایران می شود در ملاقات با دکتر مصدق متوجه این اختلاف می شود و این موضوع را به آمریکا مخابره می کند. کاخ سفید پس از دریافت گزارش هندرسن از روزولت خواست فوراً دست به کار شود و پیش از آن که کسانی ترتیب ملاقات و آشتی میان آیت الله و دکتر مصدق بدهند، کار را یکسره کنند.[1] با این حال آیت الله کاشانی به موقع خود در هر مورد اشتباه مصدق را، بنا به وظیفه دینی و وطنی خود به وی گوشزد می کرد و با همه اهانت ها که از طرف مصدق و هوادارنش نسبت به او و خانواده اش شده بود باز هم در روز 27 مرداد که مطمئن بود حوادثی جدی در شرف وقوع است برای حفظ نهضت نامه ای هشدار دهنده به مصدق می نویسد.[2]کاشانی یک بار دیگر می کوشید تا از بالای سر اطرافیان و دوروبری های مصدق، صدای خود را به گوش او برساند. کاشانی در این نامه که بعدها منتشر شد تمام پرده ها را بالا زده، فرصتی ایجاد کرده بود که مصدق می توانست با یک حرکت حساب شده – همچون رفتن به خانه کاشانی- کودتا را خنثی کند.او در ابتدای نامه ضمن گلایه از آن که دولت به هیچ کدام از نصایح او توجهی نکرده، نوشته بود «... مرا لکه حیض کردید، خانه ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد، بستید». آنگاه به مسئله نفت که در آن هیاهو گم شده بود، پرداخته بود که «همانطور که در آخرین ملاقات در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسون گوشزد کردم که آمریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی ها کمک کرد و حالا به صورت ملی و دنیا پسندی می خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد». درست همین بخش نامه بود که فریاد مصدق را بلند می کرد، و به مخالفان کاشانی که اطرافیان او بودند، امکان می داد که بگویند کاشانی با خارجی ها ساخته و قصد لکه دار کردن نهضت را دارد.[3]البته آیت الله کاشانی فقط به هشدار دادن به مصدق درباره کودتاه اکتفا نمی کند و در پایان نامه از او می خواهد: اگر به راستی در این فکر اشتباه می کنم با اظهار تمایل شما سید مصطفی و ناصرخان قشقایی را برای مذاکره خدمت می فرستم.با این حال واکنش مصدق به نامه آیت الله کاشانی همان بود که کودتا گران می خواستند. نه کوششی برای رد اتهامات، نه اقدامی برای التیام روابط [4]. دکتر مصدق در پاسخ به نامه آیت الله کاشانی می نویسد: «مرقومه حضرت آقا بوسیله آقای حسن آقا سالمی زیارت شد اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم. والسلام»[5]این نامه آیت الله کاشانی و جواب به اصطلاح سربالای دکتر مصدق هر انسان با انصاف و صاحبدلی را به تأمل وامی دارد. که از خود بپرسد اگر دکتر مصدق پیشنهاد مذاکره و همکاری آیت الله کاشانی را به خاطر حفظ نهضت، مغتنم می شمرد و برای دیدار با آیت الله کاشانی شرایط را فراهم می کرد و با صدور اعلامیه مشترکی همان روز مردم را به مبارزه با دسیسه کودتا فرا می خواندند و به همه طبقات و بویژه مسؤلان نظامی و انتظامی هشدار می داد، آیا باز هم فردای آن روز سرلکشر زاهدی می توانست با پول سازمان سیا کودتای 28 مرداد را راه بیاندازد؟[6]با این که اسناد و پژوهش های تاریخی این هشدار آیت الله کاشانی به مصدق را گواهی می دهند اما عده ای نامه آیت الله کاشانی به مصدق را جعلی و جاعل را یکی از فرزندان ایشان به نام سید محمد کاشانی نام می برند که خط او شباهت عجیبی به خط آیت الله کاشنی داشته است. حسین مکی با توجه با این شبهه در کتاب خود می گوید:اولا در این صورت، پاسخ دکتر مصدق در 27 مرداد 1332 برای چیست؟ ثانیا: اینجانب برای رفع شبهه، خط های مختلف آیت الله کاشانی و پسر ایشان را به آقای احمد سهیلی خونساری که علاوه بر خوشنویسی کارشناس خط نیز هستند نشان دادم و نظر ایشان را جویا شدم. آقای سهیلی با قاطعیت تأیید کردند که نامه خط آیت الله کاشانی است و لاغیر.[7]بنابر و اسناد گزارش های تاریخی به وضوح می توان گفت وقتی آیت الله کاشانی همه توان خود را برای خنثی کردن کودتا به کار می گیرد٬ چرا باید برای امر کودتا با سازمان سیا همکاری کند؟در واقع اگر مصدق به هشدار آیت الله کاشانی توجه کرده بود و در کنار آیت الله کاشانی قرار می گرفت٬ به راحتی می توانست کودتا را خنثی کند اما بی اعتنایی دکتر مصدق به هشدار آیت الله کاشانی باعث شد تا سازمان سیا از این خلاأ استفاده کند و پروژه خود را برای انجام کودتا در 28 مرداد 1332 به سرانجام برساند.دلیل سومیکی دیگر از ادله هایی ک ... ادامه ...

مجمع بسیج شهرستان شاهین شهر و میمه هشتمین نشست خود را با حضور نخبگان و مسئولان شهرستان برگزار و پس از بررسی طرح های بومی و محلی اعضای هیئت رئیسه جدید مجمع را انتخاب و در پایان این نشست بیانیه ای صادر کرد.به گزارش خبرنگار بسیج از شاهین شهر برادر عمویی رئیس مجمع بسیج شهرستان شاهین شهر و میمه در ابتدای مراسم با تاکید بر حضور موثر بسیج در جامعه گفت:لازم است بسیج با ب ... ادامه ...

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها